به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه بيست و يكم بيست و هشتم شهريور ماه 1358 هجري شمسي

جلسه ساعت 50/10 دقيقه روز 28 شهريور ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و هفتم شوال المكرم 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه
2ـ ادامه بحث و تصويب اصل 14 (اصل پنجاه و ششم)
3ـ طرح اصل 15
4ـ طرح و تصويب اصل 17 (اصل پنجاه و هشتم)
5ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
جلسه رسمي است و كارمان را آغاز ميكنيم.
دراينجا اسامي غائبين جلسه قبل و كساني كه تأخير داشتند قرائت ميشود.
آقايان: انواري ـ باهنر ـ بيت اوشانا ـ خادمي ـ خالاتيان ـ خامنهاي ـ سحابي ـ كرمي ـ موسوي اردبيلي و خانم گرجي غايب بودند و آقايان: رحماني چهل و يك دقيقه ـ بني صدر چهل دقيقه ـ حائري شصت و دو دقيقه ـ طاهري خرمآبادي بيست و چهار دقيقه ـ ضيائي چهل دقيقه ـ مقدم مراغهاي شصت و يك دقيقه ـ نبوي بيست و شش دقيقه تأخير ورود داشتند.

2ـ ادامة بحث و تصويب اصل 14 (اصل پنجاه و ششم) نايب رئيس (بهشتي) ـ به دنبال بحثهاي مفصلي كه ديروز دربارة اصل مربوط به حاكميت ملي شد و مطالبي كه از طرف موافق و مخالف در اينجا بيان شد، امروز صبح جلسة مشترك گروهها تشكيل شد و عدة قابل ملاحظهاي از دوستان باز نظراتي دادند سرانجام اين طرح تهيه شد و چون وقت نداشتيم نتوانستيم آنرا تكثير كنيم تا دراختيار نمايندگان قرار گيرد.
بنابراين من اين طرح را با يكي دو اصلاح كه ناشي از تذكر دوستان بود، ميخوانم: اصل 1
4ـ حاكميت ملت: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است.
انسان اين حق خداداد را در شناخت و انتخاب شرع و قانون الهي و رهبر و ادارة امور كشور از راه قوائي كه در اصول بعد ميآيد اعمال ميكند و هيچكس نميتواند اين حق را از او بگيرد يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.
(مكارم شيرازي ـ اين يك متن جديد است و بكلي عوض شده است.)
ما خواستيم دو نكته مربوط را به آن اضافه كنيم البته آن متن قبلي هم هست كه بعداً ميخوانم.
(موسوي تبريزي ـ مسأله رهبر كه انتخابي نيست، خدا يك قدرتي را به او داده است، مسأله پذيرش غير از انتخاب است.)
ميشود «پذيرش رهبر» نوشت.
حالا متن قبلي اين اصل را ميخوانم: اصل 1
4ـ حاكميت ملت: حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است هيچ كس نميتواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد ملت اين حق خداد را از راه قوائي كه در اصل بعد ميآيد اعمال ميكند.
اين متني كه در جلسه تأييد شد حالا هر دو متن در اختيار نمايندگان هست اگر به دنبال بحثهائي كه كردهايم احتياجي به صحبت جديدي نيست، متنها را ميتوانيم به رأي بگذاريم و گرنه يك نفر مخالف و يك نفر موافق ميتوانند صحبت كنند (نمايندگان ـ كافي است رأي بگيريد.)
(باهنر ـ يك اصلاحيه براي اين متن فرستادهام.)
(بني صدر ـ متن دوم را به رأي بگذاريد.)
آقاي سبحاني هم پيشنهاد دادهاند آن متن اول را به رأي بگذاريم، آقاي طاهري خرمآبادي تذكر دادهاند كه اين مربوط به مطلق انسان است، نه ملت ايران پس نظرشان به متن دوم است.
تذكرات ديگري آمده است كه عموماً مربوط به متن اولي است هر وقت آن متن مطرح شد ميخوانم.
(پرورش ـ تذكر من كلي است و مربوط به دو متن است.)
تذكر شما را خواندم آقاي يزدي هم همين تذكر را دادهاند.
پيشنهاد شده است بجاي «ملت اين حق خدا داد را...
الي آخر» بنويسيم: «مردم اين حق خداد را» تا راه براي مسائل بعدي باز باشد.
(بني صدر ـ اگر مردم را بجاي ملت بنويسيم ايراد دارد.)
همانطور كه عرض شد تذكراتي كه داده شده است اكثراً همان تذكراتي است كه در جلسه قبل داده شده بود و پيشنهادهاي جديد بعد از اينكه تكليف اين متن معلوم شد مطرح ميشود.
(صافي ـ تذكر من يك عبارت جديدي است.)
بعنوان مخالف ميتوانيد صحبت كنيد، بفرمائيد.
صافي ـ عرض بنده اين است كه «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خدا است و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته» اين حكومت دادن خدا حكومت تكويني است يا تشريعي؟ اگر حكومت تكويني است در مجراي قوا نبايد اعمال بشود و از خودش سلب اختيار بكند و اگر حكومت تشريعي است كه چنين حكومتي به اين معنا اعطا نشده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك نفر موافق ميتواند در اين مورد صحبت كند.
آقاي مرادزهي بفرمائيد.
ميرمرادزهي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من معمولا در اكثر اوقات رأي مخالف دادهام ولي الان بعنوان موافق دربارة اين اصل صحبت ميكنم وقتي كه ما در اصل پنج مورد ولايت فقيه آمديم گفتيم «كه اكثريت مردم او رابه رهبري شناخته باشند» اين اكثريت مردم بودند كه برايشان حق حاكميت قائل شديم، در اين اصل حق حاكميت بنحو روشنتري بيان شده و فكر ميكنم نظرات تمام مردم و ملت را بيان ميكند و هيچ منافاتي با اصول قبلي ندارد و انسان واقعاً حاكم بر سرنوشت خودش هست ما حكومت ازلي نداريم كه از قبل تعيين شده باشد و بوسيله وحي الهام شده باشد.
اين مردم هستند كه حاكمشان را، سرنوشتشان را، راه و زندگي آيندة خودشان را تعيين ميكنند و بنظر من هيچ ايرادي بر اين اصل نميتواند وارد باش و نحوة حاكميت و حق حاكميت همانطور كه در ذيل اين اصل پيشبيني شده بوسيله قواي ناشي از ملت اعمال خواهد شد و السلام.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بر طبق روال كارمان يك موافق و يك مخالف صحبت كردند حالا يك مرتبه ديگر اصل چهارده را ميخوانم و به رأي ميگذاريم: اصل 14 (اصل پنجاه و ششم) ـ حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است.
هيچ كس نميتواد اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قراردهد و ملت اين حق خداد را از راه قوائي كه در اصول بعد ميآيد اعمال ميكند.
(كرمي ـ اين متن خلاف شرع است سرنوشت ملت بطور مطلق به او واگذار نميشود.)
روي اين موضوع به اندازة كافي بحث شده است، بنابراين نسبت به اين اصل با ورقه بصورت مخفي اخذ رأي ميشود.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه بشرح زير اعلام گرديد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ عده حاضر در جلسه شصت و شش نفر، موافق پنجاه و يك نفر، مخالف شش نفر و ممتنع نه نفر، بنابراين اصل 14 (اصل پنجاه و ششم) با پنجاه و يك رأي موافق به تصويب رسيد تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند)
3ـ طرح اصل 15 نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل پانزده مطرح ميشود.
دربارة اصل پانزده باز بحثهاي زيادي شده امروز هم در جلسة گروهها باز قسمتي از وقت صرف اين اصل شد سرانجام به اين نتيجه رسيديم كه به همين كيفيتي كه قبلا تهيه شده بود مطرح كنيم.
اصل را ميخوانم: اصل 15 ـ قواي حاكم در كشور جمهوري اسلامي عبارتند از:
1ـ قوه ملت 2 ـ قوه مقننه
3ـ قوه مجريه
4ـ قوه قضائيه
5ـ قوه رهبري و ارتباط ميان آنها بوسيله قوة اخير برقرار ميگردد.
هاشمينژاد ـ بعد از «جمهوري اسلامي» كلمة «ايران» را اضافه كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ قرار بود پيشنهادها را كتباً مرحمت كنيد تا بحث جديدي ايجاد نشود.
در اين اصل يك موافق و يك مخالف صحبت ميكنند.
صورتي كه آقايان منشيها از موافقين و مخالفين تهيه كردهاند به اين ترتيب است آقايان: بنيصدر ـ مخالف، موسوي تبريزي ـ موافق، مكارم شيرازي ـ موافق، فاتحي ـ موافق، پرورش ـ موافق، عضدي ـ مخالف، شيباني ـ مخالف رحماني ـ مخالف، مقدم مراغهاي ـ مخالف به اين ترتيب پنج نفر مخالف و چها نفر موافق ثبت نام كردهاند، بر حسب ترتيب دو نفر موافق و دو نفر مخالف هر كدام هفت دقيقه صحبت ميكنند، آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ما همه قبل از آمدن به جلسه از يك خطر ميترسيديم و آن اينكه اين قوا استقلالي به هم برسانند و دمار از روزگار ملت در آوردند، پس منشأ ترس يكي است الا اينكه چون استقلال رابراي اين پنج قوه از همين حالا ساختهايم اين چهار قوه ديگر منتظرند كه يك جائي خودشان را به هم بچسبانند و دمار از روزگار ملت در آورند.
هيچ قوهاي در جهان بالاستقلال نميتواند عمل كند اگر معني قوهاي را كه در اينجا فهميديم تشكيلات و سازمان دادن براي انجام يك برنامه و هدفي باشد، حتي قوة پيامبران هم مستقل نيست و متكي به خدا است، اين نيست كه هر كس آمد گفت من پيغمبرم بگوئيم بله سمعاً و طاعتاً اگر دقيق بشويم اين همان است كه امام بدفعات تصريح كردهاند كه در اسلام قانون حكومت ميكند، طريقه بيانش اين است كه خدا وحي ميكند به پيامبر و پيامبر هم ابلاغ ميكند به بشر، پس در اصل يك قوه بيشتر نيست و آن قوة الهي است.
اين قوه را از طريق تشريع به صورت يك سازماني به اجرا در ميآورد.
در اصل قبل شما حق حاكميت را به مردم داديد البته درحدود شرع و حالا اين حق حاكميت را ميخواهد اعمال كنداين محتاج يك قوائي است تعداد اين قوا راهر چه ميخواهيد شما بشماريد اما اينها مقابل ملت نيستند بلكه ابزار كار ملت هستند والا طبق همين اصلي كه قبلا تصويب كرديد قوة حاكميت حقي است كه شما همين الان به ملت داديد حالا ديگر اين را از ملت نبايد گرفت.
(نايب رئيس - عذر ميخواهم نداديم، شناختيم) بله شناختيم البته نميخواهيم ديگر همان بحصثها را ادامه بدهم كه وقتم گرفته بشود اين حق مال خدا بود اين را باز اگر بخواهيم تكرار كنيم ديگر اصلاً حزف نميتوانيم بزنيم من قبلاً اين را گفتم كه شما ديگر اين تذكر را نفرمائيد، بنابراين اين مقدار از وقت بنده را حساب نكنيد.
خوب در اين دنيا قواي ديگري را هم فرض كردهاند يك كساني هم به همان گروه هفت كه من هم عضو آن هستم نوشته بودند كه بايد قوة اقتصادي را هم شما در نظر بگيريد اقتصاد مملكت يك سازماندهي ميخواهد، آن را هم بايد در نظر بگيريد.
بله در دنيا فكر كردند كه براي اجراي آن حاكميت بايد قوائي را در نظر گرفت، خوب حالا يك حرف پيش ميآيد كه اگر اين قوا درست عمل نكردند آيا براي قيام حقي براي ملت هست؟ بله ميگوئيد اين حق سلب كردن، خودش يك قوهاي است حالا بپرسيم اگر آمد و از طريق قانوني خواست رئيس جمهور را عزل بكند، و كلا را عوض بكند، فرقي است بين اين ترتيب و ترتيبي كه آن قوا تن به قانون نميدهند، فرض كنيم كه خودسري كردند و تن به قانون ندادند شما در اين صورت از طريق قهر آنها را عوض ميكنيد، حرف ديگري كه نيست؟ پس همين قانون اساسي كه ما داريم مينويسيم در حقيقت قانون تشكيلات عمومي است.
ديگر كه ميگوئيم اگر رئيس جمهور را مردم خواستند عوض كنند به چه طريق بايد باشد، اگر مجلس را خواستند عوض كنند به چه طريق، اگر دستگاه قضائي را خواستند عوض كنند به چه طريق.
تمام ترتيبات اينها را ما در قانون اساسي ميخواهيم پيشبيني كنيم.
حالا يك قلدري آمد و زير باراين ترتيبات قانوني نرفت گفتيم بيا انتخابات كنيم، زير بار نرفت، چون اصلا حق حاكميت مال ملت است و از يك مجاري معين به آنها داده شده اين مجرا را عوض ميكند و دست ميزند به قيام، حالا هم كه دست ميزند به قيام رهبري لازم دارد.
در قيام قضاوت لازم دارد، اجرائيات لازم دارد، معنويات لازم دارد وقتي كسي مجرا را عوض ميكند يعني قواي اجرائي را تغيير ميدهد، اين معنايش اين است كه شما بيائيد بگوئيد بله اينها همه هم عرض ملت، يك قوهاي هستند هر وقت كه خداي نكرده دمشان را وصل كردند به آمريكا بيايند به ملت بگويند كه آقا تو طبق قانون اساسي يك قوه هستي، من هم يك قوه هستم، اينها قوهاي نيستند اينها هيچ چيزي نيستند.
اينها ابزار ملت هستند.
از اين بگذريم حالا شما ميگوئيد كه يك اموري هست كه مردم خودشان مستقيماً ميخواهند انجام بدهند يكي از آنها امر به معروف و نهي از منكر است.
خوب حالا اينهائي كه دارند ترور ميكنند پس طبق اين اصل مجازند؟ هيچ ترتيبي ندارد؟ همينطوري هر كس طبق اصل «قوه ملت» در امر به معروف و نهي از منكر يك قبضه مسلسل بدست بگيرد و اجراي امر به معروف و نهي از منكر بكند؟ ديگر نظمي در جامعه ميماند؟ شما فكر اين خطرات را نبايد بكنيد؟ همين تشكيلات براي امر به معروف و نهي از منكر است والا با تشكيلات چه ميخواهيم بكنيم؟ (بهشتي ـ يك دقيقه ديگر وقت داريد.)
آن قسمت از وقتي را كه از من سلب كرديد اضافه كردهايد؟ (بهشتي ـ بله حساب كردم.)
تشكيلات مملكت كه درست ميكنند دقيقا براي همين است كه هر جامعهاي اين كار را ميكند.
نه اينكه اختصاص به جامعه ما دارد.
هيچ جامعهاي نميگويد كه من ميخواهم در منكر زندگي كنم.
منكرات در هر جامعهاي البته فرِ ميكند، همه ميخواهند كارها معروف باشد و براي اين منظور تشكيلات درست ميكنند.
اين تشكيلات همينها است.
شما اگر بخواهيد براي عموم حق نظارت، حق امر به معروف و نهي از منكر قائل شويد كه كارش به اجراي اعمال قهر و قوه برسد اين را بايد سازمان بدهيد اگر ندهيد، خوب هر كس پا ميشود بسم اللّه ميگويد طبق تكليف شرعي امر به معروف و نهي از منكر ميكنيم براي اينكه هر كس عليحده اين كار را نكند مجبور به سازمان دادن ميشوند، پس اينها همه در عرض ملت هستند.
يادداشتي رسيده است و پرسيدهاند درباره دفاع جزئي و كلي چه ميگوئيد؟ اگر بخواهيم به اين يادداشتها جواب بدهم وقتم گرفته ميشود و اصل مطلب ناگفته ميماند.
به هر حال همة اينها را بايد سازمان داد، ما قبول ميكنيم كه اين قوا يك قوه است و مال ملت است پس بايد به آنها سازمان داد و چون هم عرض ملت هستند و ناشي از حق حاكميت ملت هستند وقتي اين را ناشي از حقوِ ملت دانستيم آنچه را خود ملت لازم است مستقيماً انجام دهد آنجا بياوريد و ترتيبي بدهيد كه اين تالي فاسدها را ايجاد نكند.
آنچه را هم براي تشكيلات ميخواهيد بياوريد، بياوريد والا به اين صورت آن خطري را كه از آن ميترسيد در اين اصل پذيرفتهايد و قبول كردهايد.
استقلالي دادهايد و اينها را در مقابل ملت قرار دادهايد و اگر روزي اوضاع سابق پيش بيايد طبق همين قانون پدر مردم را در ميآورند.
(كرمي ـ اگر يك عده ياغي حمله كردند بايد سازمان بدهيم يا دفاع كنيم؟) دفاع هم سازمان ميخواهد.
نوربخش ـ سؤالي دارم كه خواهش ميكنم نمايندة محترم موافق كه الان صحبت خواهند كرد راجع به آن مقداري توضيح بفرمايند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي تبريزي بعد از بيانات شما به عنوان موافق تشريف ميآورند و توضيح ميفرمايند.
نوربخش ـ اين وسائل ارتباط جمعي مانند راديو تلويزيون و روزنامهها قدرتشان بيشتر از توپ و تانك است، بنابراين اين قوا بايد در دست چه كسي باشد؟ من فكر ميكنم بايد در دست ملت باشد نه در اختيار دولت.
موسوي تبريزي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
با حذف همه تشريفات بشر يك خدائي دارد.
اين خداوند بشر را آزاد خلق كرده است، حتي در اختيار مكتب و در اختيار مذهب هم آزاد خلق كرده است بعد كه بشر به اختيار خودش يك مكتب الهي را اختيار كرد در چهارچوب آن مذهب آزاد است.
پس ملت مسلمان ايران بعد از اختيار مذهب پيغمبر اكرم(ص) در حدود مذهب خودشان آزاد هستند.
حق حاكميت مال خالق است كه به ملت داده، حق حاكميت مال خالق است در عرض ملت كه به رهبر داده است ثبوتاً اختيار حاكميت براي رهبر هم جمع شده است.
ما دو مطلب داريم، خدائي است خلق كرده.
در اختيار مكتب، آزاد و در چهارچوب مكتب.
بالاخره بشر آزادي دارد و آن حاكميت را خداوند به بشر داده است به من بشر، بعد از آني كه در حدود مذهب، قدرت و حاكميت داده است اين نيرو را داده است كه به سرنوشت خودم مسلط باشم و يك مقصد اين است كه اين نيرو را خودم اجرا ميكنم، بدون احتياج نيست كه قدرتي درست كنند، چون در انقلاب گذشته ديديم نه دولتي بود نه هيچ حكومتي، مردم فقط بسيج عمومي كردند و قدرت را متمركز كردند بعد از اينكه نتيجتاً سازمان داده شد و به اينجا رسيد.
ايجاد قدرت احتياج به سازمان ندارد، من هستم و سرنوشت مردم، ملت است سرنوشت خودش، اين حق حاكميت را ميتواند مستقيماً اجرا بكند و ميتواند بواسطه وكالت كه آنطور كه آقاي بنيصدر فرمودند ابزار نيست در واقع موكل قدرتش را تفويض ميكند و به وكيل، من كه رئيس جمهور يا وكيل براي مجلس شوراي ملي انتخاب ميكنم در واقع قدرتم را به آنها واگذار ميكنم پس ميشودگفت قدرتهاي حاكمه در بين مردم پنج تا است منتها تشريع است من با اصلش موافقم.
طبق اصول بعدي كه طرح ميشود ملت حق دارند امر به معروف بكنند اين را ميتوانيم بگوئيم ملت پنج قوه دارد يكي قوه ملت است، يكي قوه مقننه و يكي قوه مجريه و يك قوه قضائيه كه همه ناشي از قوه ملت است ولي به هر حال ملت قوايش را ميتواند به وكيل خود تفويض كند، قوه رهبري كه در عرض قوه ملت و حاكميت ملت است اين پنج قدرت را كه علي الاجمال تفصيلش در اصول بعدي ميآيد درست است اشكالي ندارد و آن محظوري هم كه آقاي بنيصدر فرمودند كه ممكن است يك قلدري بگويد من در برابر ملت قدرت دارم، اين را نميتواند بگويد كه يك نيرو من و يك نيرو ملت، براي اينكه در اصول بعدي قانون اساسي كه بيايد معلوم ميشود منشأ اين قوه قضائيه و قوه مجريه كجا است و از كجا سرچشمه گرفته است رويهمرفته اگر اين دو سه اصل قانون اساسي را بخواهيم ميبينيم كه روشن است و آن اشكال وارد نيست.
(دكتر شيباني ـ در اين مورد پيشنهادي تقديم كردهام عنايت بفرمائيد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رحماني به عنوان مخالف مطلب تازهاي داريد كه ميخواهيد عنوان كنيد؟ (رحماني ـ بله) بفرمائيد.
رحماني ـ بسم الله الرحم الرحيم.
بنظر ميآيد كه اين همه اطاله كلام در اصل موضوع تأثيري ندارد و مناقشهاي لفظي بيش نيست.
بحث در اين كه قواي سه گانه ناشي ميشود از قوه ملت يا اينكه بخواهيم تعبيرات ديگري بكنيم و اينهمه وقت را بگيريم، بنظر ميرسد كه هيچگونه عمل مثبتي انجام نگيرد از طرف ديگر مثل اينكه از آن جائي كه قدرت ملت موضوعي نيست كه احتياج به بحث داشته باشد و آن طبعاً وجود دارد و منكر ندارد، بحثي كه ميشود راجع به اداره تشكيلات مملكت است.
مملكت را كه ملت بدون تشكيلات نميتواند اداره كند، قانون اساسي و ساير قوانين ميخواهند اداره و تشكيلات مملكت را مورد بررسي قرار بدهند.
اگر چنانچه قدرت ملت را مسلم بگيريد، همچنان كه در بعضي از اصول هم اين مطلب كه تا كنون سه قوه منظور شده است و چنين نيست كه يك امر اتفاقي باشد و ما در اين جا كشف كرده باشيم و ديگران تا كنون نتوانسته باشند كشف كنند، يك مطلبي بگوئيم كه مطلب بسيار غريبي باشد و در هيچكدام از قوانين روي زمين اثري نداشته باشد و بعد يك كسي بيايد بگويد هذا اختلاف راجع به قسمت قوه رهبري، هيچ احتياجي نيست به اينكه ما بيائيم قوه رهبري را مستقل قرار دهيم.
قوه رهبري تا قوة مقننه هست در جميع شيئون مملكت ساري و جاري است به جهت اينكه شايد شوراي نگهبان يكي از آثار قوه رهبري باشد يا رهبر مستقيماً در آنجا دخالت كند بنابراين جزو قوة مقننه است، جزو قوة مجريه هم هست چون ولايت فقيه است چون خواستهاند رعايت امور را در دست فقيه بگذارند.
آيا ميخواهيد اين رهبري فقيه را كه قوهاي قرار ميدهيد از دست قوه مجريه جدا بكنيد؟ اين نقض غرض است فردا ميگويند قوة مجريه نيست، قوة مقننه هم نيست، چيز ديگري است و آن چيز هم روشن نيست، بنظر ميرسد كه به همان طريق كه ما نميخواهيم چيزي بگوئيم كه ديگران نگفته باشند، قل الحق، خواه در قانون اساسي باشد يا نباشد اين موضوعي بود كه بايد مورد توجه واقع شود و هيچگونه انكار قدرت ملت نخواهد بود و بعد هم چنان مشكلاتي پيش نميآيد كه قسم داخل در مقسم ميشود يا اينكه مقسم به صورت قسيم در ميآيد اين صحبتها هم منتفي ميشود منتها چيزي كه هست در همين جا كه قواي مملكت را تقسيم ميكنيم، قوة ملت را هم اشاره كنيم و شايد هم آنچه گفته ميشود كافي باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم به عنوان موافق صحبت ميفرمايند.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده يك توضيح كوتاهي روي اصل موضوع ميدهم و سه تا هم اشكال هست كه فشرده جواب عرض ميكنم.
اساس اين اصل اين است كه ما در آينده يك سلسله قوائي دراين قانون اساسي پيش بيني ميكنيم و يك مقدارش هم تا حالا پيشبيني شده است، اينها را بايد جمعبندي كرده و تحت برنامه قرار دهيم.
مسلماً قوة قضائيه، قوة مقننه و قوة مجريه جزو اين قوا هستند، ولي اين هم يك واقعيت است كه «رهبري يا شوراي نگهبان» اين دو تا را به هم ضميمه بكنيم و يك اسم بگذاريم اينهم منشاء حركتي در جامعه است، چرا آقايان اصرار دارند كه قوه را به معني ابزار تعبير كنند؟ قوه يعني آن چيزي كه منشاء حركتي در نظام حكومت است.
آيا رهبر منشأ حركتي در نظام حكومت هست يانه؟ آيا مردم هستند يانه؟ اينكه بعضي از دوستان وحشت ميكنند كه در هيچ جاي دنيا بيش از سه قوه گفته نشده، اولا ما ميدانيم جمهوري اسلامي ايران يك لوازمي پيدا كرده است كه در نظامهاي ديگر نيست و تازه منحصر به سه قوه بودن جاي ديگر هم مسلم نيست و اين هم نبايد منشأ وحشتي براي ما بشود، منتها مسألهاي كه بايد توجه داشت مرقوم داشتهاند كه قوه اصطلاحي است حقوقي به معني اقتدار قانوني و همين معني اقتدار قانوني بحث ما را خيلي روشن ميكند و به معني تشكيلات مؤسسه نيست بلكه به معني اقتدار قانوني است و ما خواهيم ديد ملت اقتدار قانوني دارد، هم در زمينه اجرا و هم در زمينه قانونگذاري و همچنين رهبر هم قدرت دارد يعني اقتدار قانوني دارد در هر دو زمينه به شرحي كه در اصول آينده ميآيد، منتها مطلبي كه هست اصول آينده را آقايان جلويشان نبوده و ما تازه پخش كرديم اگر اصول آينده را دقت بكنيم، جواب اشكالات در اين زمينه داده خواهد شد.
مثلا اصل بعد چنين ميگويد كه قوه ملت از دو طريق مستقيم و غيرمستقيم اعمال ميشود، در قسمت اول از طريق امر به معروف و نهي از منكر و همه پرسي و دفاع عمومي و در قسمت دوم از طريق شركت در انتخاب رياست جمهوري و نمايندگان مجلس و شوراي و نظاير آن، اصل بعديش اعمال قوه مقننه است از طريق مجلس شوراي ملي و اعمال قوه مجريه از طريق رئيس جمهور، اعمال قوه قضائيه از طريق دادگاهها، اعمال قوه رهبري از طريق همان مساله ولايت فقيه است كه سابقاً پذيرفتهايد و بايد حدودش را مشخص كنيد.
پس اين فهرستي است كه براي بعد ميآيد و اينها سرچشمه ميگيرد از قوه ملت منتها ملت مقداري را براي خود نگه ميدارد و مقداري را بالواسطه اعمال ميكند و وقتي ما اين چنين تعبير بكنيم، ديگر اين سه اشكالي كه آقايان داشتند بر طرف ميشود.
اشكال داشتند از وحشت استقلال، ما صريحاً در اصول آينده مينويسيم دولت استقلال ندارد، از طرف ملت انتخاب شده و ملت هم از طريق همه پرسي ميتواند ساقطش كند وقتي ما اصول آينده را داريم چه وحشتي داريم از استقلال دولت در مقابل ملت؟ اگر منحصراً همين يك اصل بود، جاي وحشت بود اما وقتي خطوط اين اصل در اصول آينده كاملا مشخص شده و اختيارات هر كدام حدودش روشن شده كه دولت از طرف ملت است و هر وقت هم خواست با قيام يا همه پرسي از طريق مختلف ساقطش ميكند، اين ديگر جاي وحشت از مسأله استقلال نيست، اشكال دوم هم حل ميشود كه مسأله هم عرض بودن كه هم در آن جلسه صحبت شده و هم اينجا در صورتي هم عرض بودن اشكال دارد كه ما بخواهيم بگوئيم كه ملت همة قدرتش را به دولت داد، ديگر ملت در طول دولت قرار ميگيرد نه در عرض.
(بهشتي ـ آقاي مكارم وقت شما نزديك به پايان است.)
بنده دو دقيقه ديگر مطابق ساعت وقت دارم، ملت در عرض دولت هست در آن مقدار قوائي كه براي خودش حفظ كرده و قسمتي را داده و از اين نظر مشكل هم عرضي حل ميشود و اما اشكال سوم كه بعضي از آقايان ميگفتند من فكر ميكنم قوه با محصول قوه شايد اشتباه شود، محصول تمام اين قواي پنجگانه سه كار است، يا قانونگذاري است به آن معني، يا اجرا است يا قضا است، محصول سه كار است اما مبدأ اين محصول پنج قوه است و به اين دليل نبايد منحصر بودن محصول دليل بر منحصر بودن مبدأ و قوهاي كه اين محصول را به آن منتهي ميكند باشد.
در اين يك دقيقة باقيمانده اين جمله را هم لازم ميدانم اضافه كنم، اينكه گفتيد امر به معروف و نهي از منكر حتماً بايد بوسيله دولت انجام بشود، اين را مسلم نگيريد، مادر آينده ممكن است يك سازمان مستقل براي امر به معروف و نهي از منكر قائل شويم و عدهاي از دوستان هم عقيده بر اين دارند آنوقت آن سازمان مستقل چه جائي در مقابل قواي سه گانه دارد؟ شما يك سازمان مستقل براي اينكار قائل بشويد و همچنين روابط جمعي را آقاي شيباني گفتند در اختيار دولت بگذاريم.
ما مسلم نميدانيم ممكن است در اختيار ملت بگذاريم.
(يكي از نمايندگان ـ در اختيار شورائي از ملت بگذاريد.)
بسيار خوب در اختيار شورائي از ملت، آنوقت سازمانهاي ارتباط جمعي...
(بهشتي ـ آقاي مكارم خيلي از وقتتان گذشته) من فقط هفت دقيقه صحبت كردم والسلام عليكم.
بني صدر ـ اينكه ميفرمايئد «در اختيار» معنايش اين است كه مستقل ميگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بنيصدر اجازه بفرمائيد، عرض ميشود كه از مجموع صحبتهاي جلسة گروه و اينجا كه داشتيم چنين بدست ميآيد كه ما يك دشواري اصلي و يك دشواري فرعي داريم، ما اگر در اين دشواري اصلي بتوافق برسيم مسأله حل ميشود، دشواري اصلي مقابلة قوة ملت با ساير قواست، اين را بايد با قبول يك اصطلاح جديد حل كنيم تا روي آن تفاهم داشته باشيم و آن اين است كه بنويسيم «قوه مستقيم ملت» يك «مستقيم» به اين قوه اضافه كنيم كه سوء تفاهم را از بين ببرد.
حالا اگر از لحاظ تعبير و اصطلاح و ترمينولوژي ما اشكالي در اين داريم اين را ميتوانيم در آينده حل كنيم.
محتوا اگر مشخص است و تأييد ميفرمائيد آقاياني كه پيشنهاد فرمودهاند اگر تأييد ميفرمائيد به اين اولي يك «مستقيم» اضافه بكنيم و به رأي بگذاريم.
(شيباني ـ پيشنهاد مرا بخوانيد اين مطلب آنجا هست.)
آقاي شيباني پيشنهادهاي متعددي رسيده و همه از اين قبيل است اجازه بفرمائيد پيشنهاد جنابعالي آمده اين پنج تا را دو بخش كرده، آقاي باهنر وديگران هم پيشنهاد دادهاند، چيزي كه بنده پيشنهاد كردم اين است كه، اين طرح را عوض نكنيم و يك «مستقيم» اينجا اضافه بكنيم.
رباني ـ آقاي بهشتي اشكال اين است كه خود ملت يك قوهاي است و آن پيشنهادي كه من دادم، اين قوه را در برابر قواي ديگر قرار نداده است.
(بهشتي ـ پيشنهاد بعدي را كه ما ميدانيم.)
آنوقت اشكالي برطرف نميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ميدانم، بنده فقط عرضم اين بودكه اگر پيشنهاد دهندگان موافق هستند كه پيشنهادشان را با اين اضافه به رأي بگذاريم، اصلاح بكنند و بدهند.
بني صدر ـ پيشنهاد شما چه مشكلي را حل ميكند؟ قواي ديگر يا ناشي از اين قوه است كه بايد نوشت قواي ديگر ناشي از اين قوه است، يا نه مستقل است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بنيصدر شما در صحبتتان هم در آن جلسه فرموديد هم اينجا، بنابراين طوري باشد كه رعايت نظم جلسه را كرده باشيم.
خوب با اضافه كردن «مستقيم» موافقيد؟ (مكارم ـ آقايان صريحاً ميگويند موافقيم.)
بسيار خوب، اصل بعدي را اصلاح ميكنم.
خامنهاي ـ خيلي مطالب گفته شده ولي اينجا مطرح و منعكس نشده چون در جلسة غير رسمي بوده خيلي حرفها هست كه هنوز هم ميشود زد نظر من اين است كه يا به همان روش برگزار كنيد يا اينكه اگر مخالفي بود صحبت كند.
(مقدم مراغهاي ـ بنده به عنوان مخالف طرحي داشتم و مطالبي هم دارم كه گفته نشده.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ بله، موافق و مخالف اسم نوشتهاند ولي صبح تشريف داشتيد و تأييد هم شد كه فقط نيم ساعت صحبت بشود.
(دو موافق و دو مخالف) ميماند اينكه اگر آقايان بتوانند طبق معمول پيشنهاد گروه را با جمعبندي از صحبتها اصلاح بكنند و بعد به رأي بگذاريم تا چيزي بر خلاف نباشد چون بنده نه چيزي را خواستم تشويق كنم و نه رد كنم، من جمعبندي كردم و از جمعبندي اينطور بدست ميآيد.
حالا پيشنهاد آقايان ميتواند يا به همان طريق به رأي گذاشته شود و يا ميتواند با افزايش آن كلمه مطرح شود.
(مكارم ـ تا به حال معمول بوده كه يك كلمه اضافه ميكرديم اصراري هم نيست.)
بنده اين را قبول دارم آقاياني كه در گروه دوم هستند موافقت كردند كه اضافه بشود؟ (چند نفر از گروه دوم ـ بله) بسيار خوب بنابراين عنايت بفرمائيد اصل پانزده به اين صورت كه ميخوانم به رأي گذاشته ميشود.
حجتي كرماني ـ ميخواهم عرض كنم كه قوه چهارم قرار...
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حجتي بفرمائيد بنشينيد يعني نظم جلسه ايجاب ميكند كه سر كار هم به نظم كمك بكنيد.
حجتي كرماني ـ شما نظم را خودتان تنظيم ميكنيد يعني يك وقت نظم خيلي بسته است، يك وقت خيلي باز، اين را نميدانم چطوري اداره ميكنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل پانزده را قرائت ميكنم: اصل 1
5ـ قواي حاكمه در كشور جمهوري اسلامي ايران عبارتند از
1ـ قوه مستقيم ملت
2ـ قوه مقننه 3 ـ قوه مجريه
4ـ قوه قضائيه
5ـ قوه رهبري و ارتباط ميان آنها بوسيلة قوه اخير برقرار ميگردد.
لطفاً گلدآنهارا براي اخذ رأي ببريد.
(رباني شيرازي ـ آقا پيشنهاها را بخوانيد شايد پيشنهادي بهتر از اين باشد.)
آقاي رباني اگر ملاحظه فرموديد صبح توافق بر اين شد كه اگر پيشنهادهاي جديدي باشد همة آنها در جلسه گروهها خوانده شود بنابراين در ذهن دوستان هم هست.
(رباني شيرازي ـ اين پيشنهاد هم روي همين فكر است، اصلاحات است، شما چطور يك كلمة «مستقيم» اضافه كرديد.)
يعني يك لفظ را ميفرمائيد؟ (رباني شيرازي ـ يك لفظ يا دو لفظ فرِ نميكند.)
نه آن يك تغيير عبارتي است، تغيير عبارت هر چه بود ديدم.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه بشح زير اعلام گرديد).
نايب رئيس (بهشتي) ـ عده حاضر در جلسه شصت و شش نفر، تعداد كل آراء شصت و شش رأي، موافق سي وچهار نفر، مخالف بيست و دو نفر، ممتنع ده نفر، بنابراين تصويب نشد.
آقاي موسوي پيشنهاد كردند كه اگر هر دو متن رد شد از راه تجزيه استفاده شود يعني راجع به هر كدام از قوا رأي گرفته شود، فكر نميكنم اين بتواند اصل را درست بكند، عنايت بفرمائيد ما فرصتي داريم كه چند متني را كه رسيده بخوانيم و بادست براي تأييدش رأي بگيريم، اگر متني نزديك به رأي با ورقه بود آن را باورقه رأي ميگيريم.
موسوي اردبيلي ـ بنده پيشبيني ميكنم كه هيچ متني بطور كامل رأي نخواهد آورد راهش جز اين نيست كه تكهتكه تجزيه كنيد، بنده يكي را قبول دارم رأي ميدهم يكي را قبول ندارم رأي نميدهم، اينده را بنده عرض ميكنم و ميخواهيد از آقايان هم بپرسيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ با همان پيشنهادي هم كه دوستان دادهاند كه قوة مستقيم ملت را بگذاريم بايد اصل شانزده عوض بشودت چون در اصل شانزدهم نوشتيم مستقيم و غير مستقيم، بنابراين اجازه بفرمائيد اين اصل واصل بعدي بار ديگر در جلسه فردا صبح گروهها با توجه به تمام مطالب اصلاح بشود و اصلاح شدهاش به جلسه علني بيايد يعني آماده باشد و ما ميدانيم كه علي كل حال نسبت به اينكه يك قوة مقننهاي داريم، نسبت به اينكه يك قوة مجريهاي داريم، نسبت به اين كه يك قوة قضائيهاي داريم در اين بحثي نداريم، اصول مربوط به اينها را كه آماده شده مطرح ميكنيم بعد مجلس را ادامه ميدهيم.
اصل بعدي يعني جاي اصل پانزده و شانزده خالي ميماند.

4ـ طرح و تصويب اصل 17 (اصل پنجاه و هشتم) نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل هفده قرائت ميشود: اصل 17 ـ اعمال قوة مقننه كه عهدهدار تشخيص نيازها و تصويب و تنظيم مقررات لازم براي نظم و رشد جامعه است از طريق مجلس شوراي ملي ميباشد كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد و مصوبات آن پس از امضاي شوراي نگهبان و رئيس جمهور براي اجرا به قوةمجريه و قضائيه ابلاغ ميگردد.
لطفاً براي موافق و مخالف اسم بنويسيد (اسامي مخالفين و موافقين نوشته شد) توجه بفرمائيد آقاياني كه براي صحبت وقت خواستهاند آقاي مقدم مراغهاي، مخالف ـ آقاي شيباني، مخالف مشروط ـ آقاي فارسي، مخالف ـ آقاي موسوي اردبيلي، مخالف ـ آقاي موسوي جزايري، موافق مشروط ـ آقاي سبحاني، موافق ـ آقاي رشيديان، مخالف مشروط ـ آقاي بنيصدر، مخالف مشروط ـ آقاي رباني شيرازي، موافق مشروط ـ آقاي كياوش، مخالف ـ آقاي اكرمي، موافق ـ پس بنابراين آقاي مقدم مراغهاي به عنوان مخالف صحبت كنند.
مقدم مراغهاي ـ به نام خدا.
ديروز پيش آمدي شد و بعضي از دوستان از من گله كردند خواستم تذكر بدهم مخصوصا به آقاي كياوش گفتم كه ديگر من صحبت نميكنم ايشان گفتند چون سيميليون جمعيت اين صحبتها را ميشنوند و شما وقتي حرفي ميزنيد انعكاسش وسيع است اگر مطالب را اينجور عنوان نكنيد بهتر است، البته خوشبختانه حالا كه ميبينم منتشر نميشود و آن نگراني شما هم از بين ميرود و تا حالا من ندادم مطالبم را كه منتشر بشود، بنده خواستم اين اصل را كه اينجا آمده با اصلي كه در آن طرح پيشنهادي كه به مجلس آمده بود مقايسه كنم.
در آنجا اصل هفده آمده بود كه اعمال قوة مقننه از طريق مجلس شوراي ملي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميشود، ما اين اصل حاكميت مردم را قبول كرديم چه بخواهيم، چه نخواهيم.
حتي در ولايت فقيه تصويب شدة خود آقايان هم، عملا همين طور بوده يعني اين انقلاب ما ذاتش همين است كه اعمال ولايت فقيه به صورت عملي انجام شده يعني روزي كه امام خميني اين نهضت را رهبري كرد نه قانون بود نه چيزي، ولي اين عمل با لذات و بطور طبيعي، خودش انجام شد.
پس هم در عمل داريم هم در اصلي كه مربوط به ولايت فقيه است و ما از آن هم قدم بالاتر گذاشتهايم براي حاكميت مردم، ما در اصل دوازده پيشبيني كرديم اگر اقليتهاي مذهبي بودند يا اسمشان را اقليت نگذاريم (به اصطلح مذاهب ديگر) اگر در مناطقي اكثريت داشتند آنها با وجود اينكه از نظر مذهبي همانطور كه آقاي مرادزهي گفتند مثل تسنن اين ولايت فقيه در آن منظور نشده معهذا ما آنها را مكلف كرديم و گفتيم كه آنها خودشان مقررات فقه خودشان را انجام بدهند.
يعني چه؟ يعني ما قبول كرديم كه آنها مذهب را آزادانه انتخاب كردند و اصول مذهبي خودشان كه ناشي از حاكميت خودشان است اعمال ميكنند.
در اين اصل معلوم است اصول اسلامي است، آزادي هست در چهارچوب همان آزادي كه اسلام به مسلمين داده در آنجا بايد قانون بگذارند.
ديروز عدهاي پيش من آمده بودند و گفتند اين كارگران سوسياليست در اهواز در زندان هستند و از من راهنمائي ميخواستند، گفتند آقا اعلامية حقوِ بشر اينطور ميگويد، قانون اساسي سابق اينطور ميگويد، شما الان به من بگوئيد كه اگر مراجع اسلامي است ما به چه اصلي متوسل بشويم؟ گفتم آقا ما بر اصول اسلامي اين قوانين را تصويب خواهيم كرد، مسلم است كه در ادوار گذشته اين مشكلاتي كه امروز هست نبوده و دولتهاي سابق اين قدرت را نداشتند.
جامعه سابق با جامعة فعلي فرِ دارد ولي ذات و روح فرِ نكرده يعني اسلام موافق با عدالت است.
در هر حال بنده فكر ميكنم در اينجا اين اصل حاكميت اداري يك مشكلي است كه واقعا بايد به آن توجه بكنيد.
ما اگر براي تنظيم قانون اساسي يكسال وقت داشتيم غمي نبود و ميشد انجام بدهيم ولي اينطور كه ما پيش ميرويم اصول و مباني را اگر عوض كرديم آنوقت تا آخر اين يك صد و پنجاه و يك اصل بايد عوض بشود اگر ميخواهيد اينكار سرعت عمل داشته باشد و ما بتوانيم به نتيجه برسيم و تعارض نداشته باشد يك فكري بكنيد و چارهاي بيانديشيد.
من نميدانم امروز آقايان راديو را گوش ميكردند يا نه، خدا شاهد است كه من ناراحت شدم توي ماشين كه ميآمدم راديو را روشن كردم راجع به قانون اساسي و ايراد به آن اصولي كه تصويب شده صحبت ميكرد.
آقا مردم باهوش هستند، زيرك هستند، آگاه هستند و رشيد هستند، قضاوت ميكنند، ماعجله نكنيم براي اينكه از مسائل زود بگذريم، اين مطلب را بنده تكرار ميكنم و آخرين باري است كه در اين جلسه مداخله ميكنم با توجه به اين كه نهايت احترام را براي روحانيت قائلم ولي آنچه كه ميبينم بعرض ميرسانم و سعدي ميگويد: «دو چيز طيره عقل است دم فروبستن بوقت گفتن و گفتن بوقت خاموشي»، بنده تا حالا فكر ميكردم كه وظيفهام هست بگويم اما از اين ببعد شايد وظيفهام باشد كه خاموشي انتخاب كنم.
رشيديان ـ آقاي رئيس ايشان مطالب بيارتباطي با موضوع بحث مطرح كردند راجع به پانزده نفر از كارگران سوسياليست كه گفتند، هيچ ارتباطي با بحث نداشت.
اينها خرابكاري كردهاند، لولههاي نفت را منفجر كردهاند، آدم ميخواستند بكشند، چرا مطالب را قاطي ميكنند؟ نبايد اجازه داد چنين مطالبي كه اصلا هيچگونه ارتباطي به كار ما و دستور جلسه ندارد، مطرح شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك نكتهاي را عرض كنم.
ما با اين كه اينجا مكرر تأكيد كردهايم و آن اينكه وقتي قرار است مسألهاي مطرح شود، صحيح آنست كه پيرامون موضوع بحث، صحبت شود و از موضوع خارج نشويم.
ما دوست ميداشتيم آقاي مراغهاي به ما بگويند كه چرا با اين اصل هفده مخالفاند.
ايشان گفتند كه من مقايسه ميكنم با اصل هفده قبلي كه اين كار را هم نكردند.
الان وقت ايشان تمام شد ولي انتظارمان از همه دوستان اينست كه وقتي براي صحبت به اينجا تشريف ميآورند دربارة همان موضوع مورد بحث صحبت بفرمايند.
مقدم مراغهاي ـ من عرض كردم كه قوة مقننه براي وضع قانون است كه غير از اين است پس اسمش را عوض كنيد و مخالفت من هم، اگر مطالب ديگرم را كنار بگذاريد، براي همين مطلب بود كه بنده ميگويم چرا در اينجا با اين عبارات و كلماتي كه مبهم است، اين اصل را نوشتهايد؟ قانون اساسي بايد صريح و روشن باشد.
قوة مقننه تنها وظيفهاش وضع قانون است.
معذرت ميخواهم كه وقتتان را گرفتم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كياوش فرمايشي داريد؟ كياوش ـ طبق آئيننامه من ميتوانم پنج دقيقه در مورد صحبت آقاي مقدم مراغهاي صحبت بكنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بله، اگر مطالب ايشان راجع به شخص شما بوده، شما ميتوانيد طبق آئين نامه پنج دقيقه صحبت كنيد اگر مطالبي داريد بفرمائيد.
كياوش ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ديروز مسائلي پيش آمد كه همه ناظر بودند و حتما ملت ايران هم ميداند.
بعد از اينكه جلسه تمام شد، رفتيم خدمت جناب آقاي مراغهاي و صحبت كرديم.
مساله اين بود كه تا حقايقي براي شما روشن نشود پشت ميكرفوني كه نزديك به سي و شش ميليون نفر ايراني آن را ميبينند و ميشنوند، مطرح نفرمائيد.
مساله ما اين نبود كه بگوئيم شما حقايق را كتمان كنيد و يا مردم آن حقايق را نبينند و نشنوند.
ايشان كلمة «ناحق» را نگفتند.
انعكاس اين كلمه اين شد كه بعضي از مطالب از ملت ايران پنهان نگاه داشته ميشود در حالي كه خود شما شاهديد جلسات خصوصي يا بعبارت ديگر كميسيونهائي را كه داشتيم بهم زديم و تمام آن جلسات را تبديل به جلسة علني كرديم و الان صبحها هم جلسه علني داريم و مسائل را همين جا مطرح ميكنيم تا چيزي از مردم ايران پنهان نماند.
گفتيم آقا شما ميفرمائيد كه هيأت رئيسه مجلس دستور داده نطق شما را پخش نكنند.
پس لازم بود.
كه قبلا از هيأت رئيسه بپرسيد آيا واقعاً اينطور هست يا نه، كه لازم نباشد در حين فرمايشات شما رئيس جلسه آنرا تكذيب كند واين، انعكاس بد پيدا ميكند.
اين مطلب را كه نفرمودند هيچ، باز هم امروز تشريف آوردند و طبق رويه هميشگيشان نيشي را كه بايد بزنند، زدند.
يعني ملت ايران را ما رشيد نميدانيم و حتي يك توهين به ملت عزيز ايران كردند.
مثلا ما اينجا نشستهايم بدون اينكه از رشد فكري ملت ايران آگاه باشيم بيائيم مطالبي را بگوئيم و بعد هم اجازه ندهيم كه آنها بيايند اظهار نظر بكنند.
ما اين مسائل را مطرح ميكنيم، تصويب هم ميكنيم، تازه به دستور امام به رفراندوم هم گذاشته خواهد شد.
مردم حق دارند نه فقط از طريق راديو بلكه از طريق روزنامهها و مجالس بنويسند و بگويند و انتقاد كنند.
چه بسا بعضي از اين اصول مورد قبولشان قرار نگيرد و دوباره به اينجا براي اصلاح برگردد.
پس نه بيم از اين داريم كه راديو بد بگويد و نه اينكه ديگران انتقاد كنند و جر و بحث بكنند.
فقط خواهش من اين بود كه آقاياني كه اينجا براي صحبت تشريف ميآورند اولا شهوت كلام نداشته باشند، خوششان نيايد مرتب بيايند پشت ميكروفون تافتوژنيك باشند و از آنها عكس و فيلم بگيرند.
ثانياً وقتي تشريف آوردند حقايق را بگويد.
والسلام.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده به عنوان موافق، عضو گروهي هستم كه اين اصل را تنظيم كردهاند.
(هم متن پيشنويس سابق پيش من است و هم متن فعلي) بطور اختصار علت تغييرات را عرض ميكنم.
اولا در اينجا قوة مقننه معني شده است.
علت اين كه اينچنين معني كردهايم اينست كه ما در اصل دوم تصويب كرديم: «حاكميت و تشريع اختصاص به خدا دارد» يعني غير از خدا ما قانونگذار نداريم، عقيدة مسلمين همين است.
به ما ايراد ميكنند كه اگر غير از خدا قانونگذاري نيست و تشريع به خدا اختصاص دارد، پس قوة مقننه معنايش چيست؟ براي اينكه آن اصل روشن شود و اين اشكال رفع شود، عبارت را عوض كردهايم: «قوه مقننه كه عهدهدار تشخيص نيازها و تصويب و تنظيم مقررات...
» پس علت عوض كردن اين جمله، اين نبود كه قوة مقننه را قبول نداريم، خير، قوة مقننه را قبول داريم ولي نه به آن معنا كه در كشورهاي غير اسلامي است كه در حقيقت مجلس قانونگذار است، مشرع است، مجلس ما قانونگذار مشرع نيست، با توجه به قوانين اسلامي، طبق آن قوانين، نيازها را تشخيص ميدهد و مقررات را تصويب ميكند.
قوة مقننه ما در اين حدود است.
پس علت عوض شدن را گفتم نكتة ديگر اينكه در اينجا بايد مصوبات، كه همان مقررات قانون مجلس شوراي ملي است به امضاء دو نفر برسد: اول به امضاء شوراي نگهبان، شوراي نگهبان كه از نظر ما و از نظر پيشنويس، جز قوه مقننه است، دوم به امضاء رئيس جمهور هم برسد.
ممكن است آقايان ايراد كنند كه رئيس جمهور جزو قوة مجريه است، چرا بايد به امضاء قوه مجريه برسد؟ نكتهاش اينست كه كسي كه مجري قانون است بايد از متن قانون آگاه بشود و قانون را مطالعه كند وواقعاً تشخيص دهد كه قابل اجرا هست يا قابل اجرا نيست.
تا اگر قابل اجرا نباشد با ذكر دلايل به مجلس رد كند و بگويد بنظر من با اين دلايل، اين قانون چنين اشكالاتي دارد بنابراين بهمين دليل كه عرض كردم كه رئيس جمهور چون اجرا كننده است و بايد از متن قانون و كيفيت اجرا و مكان اجرايش آگاه باشد و اگر اشكالاتي بنظرش رسيد به مجلس برساند، امضاء رئيس جمهور را در اينجا آوردهايم.
و اما نكتة ديگري كه قابل ذكر باشد و تفاوت كلي با متن اصلي باشد نيست فقط يكي دو مورد خيلي كوچك است، يكي اينكه در متن قبلي قوة مقننه معني نشده و به همان معني غريبش آمده ولي در متن ما معناي شرقيش ذكر شده.
جناب بنيصدر هم يادداشتي فرستادهاند و نكتهاي را اشاره كردهاند كه: «پس از امضاء شوراي نگهبان يعني چه؟ شوراي نگهبان حق دارد مثلا بگويد نمايندگان مردم صحيح نگفتهاند؟» خود شما كه در تنظيم اين پيشنويس دست اندر كار بوديد، اطلاع داريد كه شوراي نگهبان كارش اينست كه ببيند آيا قانوني كه تصويب شده است، مطابق كتاب و سنت هست يا نه؟ در واقع شوراي نگهبان، قوة مميزه است نه اينكه حق وتو داشته باشد، ما با حق وتو مخالفيم، چون در مجلس بايد همه نوع متخصص وجود داشته باشد اعم از اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اين شوراي نگهبان هم در حقيقت متخصص امور مذهبي و ديني است كه بگويد آيا اين قانون موافق اسلام هست يا خير، يعني در حقيقت از شوراي نگهبان به عنوان متخصص امور اسلامي و فقهي استفاده ميشود.
كجاي اين كار اشكال دارد؟ عرض ديگري ندارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي شيباني به عنوان مخالف مشروط اسم نوشتهاند، بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
اصول قانون اساسي بايد خيلي خلاصه و موجز باشد كه تفسيري روي حرفهايش نشود.
اين متن خيلي مفصل است و علت مخالفت من هم بواسطه همين مفصل بودنش بود و يك تذكر ديگر هم دارم كه اگر بخواهيم به اين تفصيل بنويسيم مجلس تاشش ماه ديگر هم ادامه دارد و بنظر من، ما صلاحيت تمديد پانزده روز را نداريم و اگر اين پانزده روز تمام شد من كارم را تمام شده ميدانم و پيشنويس قبلي مورد تأييدم خواهد بود.
اما اصلاحي كه من كردهام بدين صورت است: «اعمال قوة مقننه از طريق مجلس شوراي ملي ميباشد كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد.
مصوبات آن پس از امضاي شوراي نگهبان و رئيس جمهور ملي، ميتوانيم بياوريم و آوردنش در اينجا لزومي ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي اكرمي نوبت شماست، فرمايشي داريد؟ اكرمي ـ آنچه ميخواستم عرض كنم آقاي سبحاني فرمودند.
من حرف تازهاي ندارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس اجازه بفرمائيد كارمان را دنبال كنيم، آقاي بنيصدر اشكالي بود؟ بنيصدر ـ توضيحات آقاي سبحاني دو اشكال بزرگ ايجاد كرده، اجازه بفرمائيد آنها را عرض كنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ از نظر قراري كه دوستان تعيين كرديد يك نفر ديگر به عنوان موافق ميتواند صحبت كند.
(موسوي اردبيلي ـ اگر نوبت من برسد، به عنوان موافق مشروط عرايضي دارم).
شماكه به عنوان مخالف اسم نوشتهايد.
خوب، درباره اين اصل و نكاتي كه روي آن مخالفت و موافقت بود، تا حدي روشن شديم، پيشنهاداتي براي اصلاح اصل و پيراستن آن رسيده است ولي رويهاي كه آقايان تعيين فرمودند ايجاب ميكند كه ديگر اين پيشنهادات را نخوانيم.
(بشارت ـ ما در چند مورد اشكال داريم، شما اشكالات را چطور جواب ميدهيد؟) (با هنر ـ روي اشكالات بحث نشده است، بايد روي اشكالات صحبت شود تا روشن شويم و ابهامي باقي نماند.)
بله اين اصل با اصلهاي قبلي اين تفاوت را دارد كه اينجا مطرح نشد و صرفاً از همان گروه و شوراي هماهنگي به اينجا رسيده است.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ هيچكدام از آقايان با اصل موضوع مخالف نيستند منتها آن روش جمله به جمله را اينجا عمل كنيم و شما جمله به جمله رأي بگيريد و هر كس با هر جمله مخالف بود رأي نميدهد.
اين موضوع را امروز تمام كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ توجه بفرمايد.
پس براي اينكه اصلاحاتي كه ميخواهيد بكنيد كامل باشد، اين چند پيشنهادي كه رسيده را نيز قرائت ميكنيم و بعد جمله به جمله رأي ميگيريم.
- اگر امضاي رئيس جمهور براي امكان اجرا است تأثيري در قانوني شدن ندارد و اگر قانوني شدن منوط به امضاء است همان دخالت قوة مجريه در قوة مقننه است.
به جاي «پس از امضاي شوراي نگهبان» نوشته شود: «پس از تصويب شوراي نگهبان و امضاي رئيس جمهور.
(آيت) ـ اگر رئيس جمهور خود از اعضاي قوه مجريه است پس تصويب نمايندگان و امضاي شوراي نگهبان و رهبر، كافيست.
سپس به قوة مجريه براي اجرا سپرده ميشود كه در رأس قوة مجريه، رئيس جمهور است كه به دولت اعلام خواهد كرد.
اعمال قوه مقننه كه عهدهدار تشخيص نيازها و تصويب قوانين و مقررات لازم براي ادارة جامعه است از طريق مجلس شوراي ملي ميباشد كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد و مصوبات آن پس از تاييد شوراي نگهبان به توشيح رئيس جمهور رسيده و براي اجرا به دولت ابلاغ مينمايد.
(باهنر) ـ اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي ملي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميشود و مصوبات آن پس از امضاي شوراي نگهبان و فقهاي شورا از طريق رئيس جمهور براي اجرا به دولت و قوة مجريه ابلاغ ميگردد.
(منتظري) نايب رئيس (بهشتي) ـ اينجا در حقيقت سه سؤال مطرح ميشود: يكي اينكه آيا مجلس شوراي ملي كه ميگوئيد مجلس قانونگذاري است، به چه معني قانونگذاري است، و تا چه حد قانونگذار است؟ توضيح آقاي دكتر شيباني اين بود كه اين را بعداً وظايف قوه مقننه روشن ميكند كه او تصرف در امور شرعي نميكند.
از اين گذشته وقتي شما شوراي نگهبان گذاشتيد ديگر خودبخود تأمين است.
دوم اينكه شوراي نگهبان تنها از لحاظ شرع مميزي ميكند يا حق مميزي آن عام است؟ همه ميدانيم كه از لحاظ شرع است، منتها وظايفش بعداً ميآيد يعني منظور اينست كه كار شوراي نگهبان انطباِ قوانين با قانون اساسي و شرع است، نه از اينكه اين قانون خوب است يا بد.
وقتي كه عدم مخالفتش روشن شد، آن ديگر دخالتي ندارد.
سوم اينكه امضاي رئيس جمهوري مميزي است يا تشريفاتي؟ من هم از حرف آقاي سبحاني اينطور فهميدم كه اگر رئيس جمهور فهميد قانون قابل اجرا نيست ميتواند به مجلس برگرداند.
خوب اين يك پيشنهاد است ولي ممكنست با اين پيشنهاد خيليها مخالف باشد.
(مكارم ـ دليل اين مطلب ذكر نشد كه چرا رئيس جمهور ميتواند قانون را به مجلس برگرداند.)
دليلش را ايشان گفتند كه اگر او تشخيص داد كه قابل اجرا نيست بتواند به مجلس برگرداند.
بنابراين در مورد امضاي رئيس جمهور هم دو سؤال مطرح است و بايد به اين دو سؤال پاسخ گفته شود تا وضع اين اصل روش گردد.
ما يكييكي عبارتها را ميخوانيم ببينيم در رابطه با اين سؤالات كجا كافيست و كجا غير كافي.
ضمناً آقاي حجتي يك نوشتهاي دادهاند كه بجاي قوه مقننه، قوه مميزه نوشته شود.
يعني در حقيقت اين را پيشنهاد كردهاند.
(عدهاي از نمايندگان ـ همه پيشنهادات خوانده نشده، بفرمائيد همه را بخوانند) آقاي آيت اگر پيشنهاداتي باقي مانده، خواهش ميكنم قرائت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ اين چند پيشنهاد را هم من ميخوانم، گر چه مثل ساير پيشنهادهاست كه اكثر خواستهايد كه شوراي نگهبان تصويب كند، بهر حال آنها را ميخوانم: ـ شوراي نگهبان و رئيس جمهور بايد تبديل شود به شوراي رهبري كه فقيه ولي امر در آن عضويت دارد.
(فارسي) ـ شوراي نگهبان بايد لايحه را قبل از طرح در مجلس و يا حين طرح ملاحظه كند تا رد شوراي نگهبان موجب اتلاف وقت مجلس نشود.
(طاهري گرگاني) ـ فقط پس از امضاي شوراي رهبري كافيست.
(كياوش) ـ اگر تشخيص نيازهاي جامعه بعهدة قوة مقننه است، آيا مسئوليت قوة مجريه در اين زمينه را لوث نميكند؟ (دانش راد) ـ در اصل هفده پيش نويس، تقنين توسط همه پرسي پيش بيني شده است و فعلا تكليفش روشن نيست.
آيا جز قوة ملت است يا مربوط به قوه مقننه است؟ (سيد حسن طاهري) نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب، بنابراين همانطور كه پيشنهاد كرديد تكهتكه ميخوانيم: اصل 17 ـ اعمال قوة مقننه كه عهدهدار تشخيص نيازها و تصويب و تنظيم مقررات لازم براي نظم و رشد جامعه است از طريق مجلس شوراي ملي ميباشد كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد.
در اين عبارت يك اشكالي بوجود آمده و آن اينست كه گفته ميشود چرا «قانون» را حذف كردهايد مينوشتيد: «تشخيص نيازها وتهيه و تنظيم قوانين لازم...
» با توجه به اين اشكال، موافقين با اين عبارت بهمين صورت كه خوانده شد خواهش ميكنم دستشان را بلند كنند.
(عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
كساني كه موافقند بنويسيم: «اعمال قوه مقننه كه عهدهدار تشخيص نيازها و تهيه و تصويب قوانين لازم براي نظم و رشد جامعه است، از طريق مجلس شوراي ملي ميباشد كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد».
آقاي حجتي كرماني قبل از اينكه به اين جمله كه خوانده شد رأي بگيريم حرفي داريد؟ حجي كرماني ـ بله، من ميگويم اگر قانون همان تشريع است كه خاص خداست، بايد در اينجا روشن شود، ما از طرفي ميگوئيم قانونگذار خداست و از طرفي ميگوئيم قوه مقننه بايد مشخص كنيم كه قانون همان تشريع است كه خاص خداست يا معني ديگري دارد.
مرز را مشخص كنيد كه اشكالات صدر مشروطيت در اينجا پيش نيايد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب آقاي حجتي، همه فهميديم كه قانون عين قانون خدا.
با توجه به صحبتهاي آقاي حجتي كه گويا صبح تشريف نداشتند يا توجه ندارند كه اين مباحث دنباله مباحث صبح است، به هر حال كساني كه با جملهاي كه در بالا خواندم موافقند، دستشان را بلند كنند (چهل و سه نفر دستشان را بلند كردند) اين عبارت هم بحد كافي رأي نياورد و رد شد.
(مقدم مراغهاي ـ من پيشنهادي حضورتان فرستادم كه موقع طرحش همين جاست.)
(دكتر آيت ـ ايشان نوشتهاند عبارت «كه عهدهدار تشخيص نيازها و تصويب و تنظيم مقررات لازم براي نظم و رشد جامعه است» از اصل هفده حذف شود.)
به اين معني كه وظايف قوة مقننه در فصل بعدي ميآيد ما ميتوانيم صرفاً بنويسيم: «اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي ملي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميشود» كه اينها بايد طبق نيازها باشد و چه و چه و چه كه بعداً در شرح وظايف ميآوريم.
موافقين با قسمتي از اصل هفده كه قرائت شد خواهش ميكنم دست بلند كنند (اكثريت قريب باتفاِ اعلام موافقت كردند) پس اين قسمت مورد تأييد قرار گرفت.
قسمت بعد «و مصوبات آن پس از امضاي شوراي نگهبان و رئيس جمهور براي اجرا به قوة مجريه وقضائيه ابلاغ ميگردد» حالا موافقين با اين قسمت اصل هفده كه قسمت آخرش بود دست بلند كنند (عده كمي اعلام موافقت كردند) تأييد نشد.
طاهري خرم آبادي ـ چهار ماه بنشينند و قانوني را بنويسند و بفرستند شوراي نگهبان بعد شوراي نگهبان بگويد مردود؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين با اين كه تتمه اصل هم مثل صدرش باشد يعني بعد از حذف يك جمله به اين صورت در آيد «و مصوبات آن پس از طي مراحلي كه بعد ميآيد براي اجرا به قوه مجريه و قضائيه ابلاغ ميگردد» لطفاً دست بلند كنند (اكثر اعلام موافقت كردند) بنابراين يكبار ديگر تمام اصل هفده را ميخوانم تا اخذ رأي نهائي به صورت كتبي و مخفي انجام گيرد.
اصل 17 (اصل پنجاه و هشتم) ـ اعمال قوه مقننه از طريق مجلس شوراي ملي است كه از نمايندگان منتخب مردم تشكيل ميگردد و مصوبات آن پس از طي مراحلي كه در اصول بعد ميآيد براي اجرا به قوة مجريه و قضائيه ابلاغ ميشود.
(در اين هنگام اخذ رأي بصورت كتبي و مخفي بعمل آمد و شمارش آراء بوسيله منشيها آقايان دكتر روحاني و عضدي انجام گرفت و نتيجه بقرار زير اعلام گرديد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ از پنجاه و نه نفر عدة حاضر در جلسه پنجاه و يك نفر رأي موافق و سه نفر رأي مخالف و پنج نفر رأي ممتنع دادهاند بنابراين، اين اصل تصويب شد، تكبير (نمايندگان سه مرتبه تكبير گفتند).

5ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ اين جلسه را ختم ميكنيم جلسه بعد ساعت شانزده همين امروز خواهدبود.
(جلسه ساعت سيزده پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي