به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه بیست و یکم

جلسه ساعت شانزده و ده دقيقه چهارشنبه بيست و چهارم خرداد ماه 1368 هجري شمسي برابر با دهم ذيقعده الحرام 1409 هجري قمري به رياست آيت الله علي مشكيني تشكيل شد.

فهرست مطالب:

اعلام رسميت جلسه و تلاوت آياتي از كلام الله مجيد ...

تصويب گزارش شور دوم كميسيون چهارم در خصوص راه بازنگري قانون اساسي .....................

پايان جلسه و تاريخ تشكيل جلسه آينده .................

1- اعلام رسميت جلسه و تلاوت آياتي از كلام الله مجيد

رئيس ( مشكيني) ـ بسم الله الرحمن الرحيم. با حضور هجده نفر جلسه رسمي است. دستور جلسه را اعلام بفرمائيد.

منشي ( حبيبي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم. دستور بيست و يكمين جلسه عمومي شوراي بازنگري قانون اساسي بعد از ظهر چهارشنبه بيست و چهارم خرداد ماه 1368 هجري شمسي مطابق با دهم ذيقعده 1409 هجري قمري.

دنياله رسيدگي به گزارش شور دوم كميسيون چهارم در خصوص راه بازنگري قانون اساسي.

گزارش شور اول كميسيون اول در خصوص مجمع تشخيص مصلحت.

رئيس ـ قرآن تلاوت بفرمائيد.

( حجت الاسلام عبدالله نوري چند آيه از سوره يونس را به قرار ذيل تلاوت كردند ) :

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

قل يا ايها الناس ان كنتم في شك من ديني فلا اعبدالذين تعبدون من دون الله و لكن اعبدالله الذي يتوفيكم و امرت ان اكون من المومنين* و ان اقم وجهك للدين حنيفا و لاتكونن من المشركين *ولاتدع من دون الله ما لا بنفعك و لا يضرك فان فعلت فانك اذا من الظالمين. و ان يمسسك الله بضر فلا كاشف له الا هو و ان يردك بخير فلا راد يصيب به من يشاء من عباده و هو الغفور الرحيم*

(صدق الله العلي العظيم) « آيه 104 تا 107 سوره يونس »

2. تصويب گزارش شور دوم كميسيون چهارم در خصوص راه بازنگري قانون اساسي

رئيس ـ دستور جلسه را مطرح كنيد.

منشي ـ دنباله دستور قبلي منتهي شد به دو تا پيشنهاد كه يكي از پيشنهادات را چند نفر از آقايان امضاء فرموده اند كه ظاهراً اين مقدم است. البته چند تا از پيشنهادات آقاي عميد را فرمودند تأمين شده است.

نايب رئيس (هاشمي) ـ قرار شد كه پيشنهاد جامعتري قبل از پيشنهاد آقاي عميد كه چاپ هم شده است مطرح بشود آنوقت بعدا پيشنهادهائي را كه جديداً داده اند مطرح مي كنيم. آقاي جنتي بفرمائيد.

احمد جنتي ـ بسم الله الرحمن الرحيم. من كلاً معتقدم كه اينگونه شوراها و مجمع ها هر چه فشرده تر باشد از نظر كميت و بالاتر باشد از نظر كيفيت به نتيجه بهتر مي رسد و زياد بودن عدد خيلي كارآئي ندارد. بنابراين در درجه اول نظرم اين است كه مثل همين دور اعضاء به انتخاب مقام رهبري باشد و لازم نيست اعضاء قبلي ما داشته باشيم بلكه هر وقت لازم بود اعضاء را رهبر معين و اعلام مي كند آنوقت موظفند تشكيل جلسه بدهند. اگر اين پذيرفته بشود به نظر من بهترين وجهش است چون در هر زماني هم يك شرايطي هست. يك اقتضاهائي هست ممكن است شرايط افراد عوض بشود، كم و زياد بشوند، در همان زمان متناسب وضع آنروز تصميم مي گيرند و افراد را معين مي كنند. اگر بنا بشود كه نه حتما ما بخواهيم عناويني را، افرادي را داشته باشيم كه در مواقع لازم آنها تشكيل جلسه بدهند و جلوتر انتخاب شده باشند به يك وجهي باز مجمع تشخيص مصلحت و سران سه قوه و شوراي نگهبان و چند نفر هم با انتخاب مقام رهبري به نظرم اين مناسبترينش است. يك جمع و جوري است هم عدد زياد بالا نيست، هم افرادي كه انتخاب شده اند كساني هستند كه وارد به ريز مسائل اند و هر موضوعي هم كه مطرح باشد اينها كم و بيش در آن وارد هستند، بيگانه نيستند راجع به اصول قانون و به نظر من اين مناسبترين تركيبي است كه مي تواند داشته باشد هم كماً و هم كيفاً.

نايب رئيس ( هاشمي) ـ مخالف و موافق صحبت كنند.

منشي ( يزدي ) ـ آقاي بيات مخالف.

اسدالله بيات ـ بسم الله الرحمن الرحيم. من با پيشنهاد آقاي جنتي مخالفم براي اينكه درست است اين نوع مجامع اگر فشرده و جمع و جور باشد بهتر است اما در هر مجمع فشردگي مفيد نه تنها نيست بلكه مضر هم هست. بازنگري قانون اساسي چند مرحله و چند بعد دارد. يك بعد قضيه اين است كه اين بازنگري صورت بگيرد. در اينجا نقش اصلي و اولي با رهبري است چون بالاترين مقام نظام اسلامي مقام رهبري است اما مساله اصلاح و تغيير قانون اساسي بازتاب اجتماعي و سياسي دارد، بازتاب حتي در جامعه دارد براي اينكه مطرح شدن تغيير قانون اساسي يعني تزلزل نظام، مطرح شدن تغيير قانون اساسي يعني جابجا شدن خيلي از مسائل در رابطه با نظام مخصوصاً اگر اصولي مطرح بشود كه در رابطه با مسائل محوري نظام مطرح است. طبيعي است كه در چنين جاهائي هر اندازه ... و لذا در آينده ما نياز به رفراندم و همه پرسي داريم. چرا نياز به همه پرسي داريم؟ براي اينكه آن مساله مربوط به خود مردم و پايگاه مردم است و اگر مردم روي قضيه تصميم نگيرند قانون اساسي آن ثبات لازم را نمي تواند داشته باشد، روي اين حساب اعتقاد من بر اين است كه هر اندازه ما بتوانيم تغيير قانون اساسي را سخت تر بكنيم، هر اندازه ما بتوانيم راه تغيير قانون اساسي را باريكتر و سخت تر و تنگتر بكنيم بهتر است. اگر از ارگانها و نهادهاي مختلف، از اقشار مختلف همانطور كه در كميسيون مطرح شد يقينا مفيدتر و موثرتر است. آخرين نكته اي كه در اينجا لازم است من عرض بكنم عبارت از اين است كه يقينا اگر بنا بشود ما بيائيم بگوئيم همين مجلس يا فرض كنيد شوراي نگهبان. مسأله اينطور نيست يعني اينطور نيست كه ما بيائيم و بگوييم اگر تنها شوراي نگهبان باشد يا مجلس باشد، خير. يك سري مسائل هست افرادي كه از بيرون نگاه مي كنند، افرادي فرض كنيد در دانشكده هاي حقوق آنها روي مسائل حقوقي و قانون بررسي مي كنند، معلوم نيست اطلاعات آنها كمتر از برادراني باشد كه در رابطه با اين قضايا هستند ولو اينكه اصل در اينجا همين هائي هستند كه پيش بيني شده و لذا از شوراي نگهبان بيشتر پيش بيني شده، از مجلس افرادي پيش بيني شده اند اما ما بيائيم بطور كلي پاي ديگران را در رابطه با اين قضيه كنار بكشيم. و بگوئيم آنها مطرح نباشند اين را من متناسب نمي دانم و يقيناً در تغيير قانون اساسي اطلاعات جامعتر و وسيعتر از افراد مختلف و اقشار مختلف ما به دست بياوريم براي تغيير قانون اساسي يقيناً مفيدتر خواهد بود و به همين دليل من با اين پيشنهاد مخالفم.

منشي ــ آقاي خزعلي موافق.

خزعلي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. و عمتك مثلك وقتي ما در وادي هستيم كه داريم تجربه مي كنيم، رهنمودي هم از امام داريم. الان ما در تجربه بازنگري قانون اساسي هستيم نه مملكت به هم خورده، نه نظام از هم پاشيده است. خوب يك تجربه اي داريم، يك رهنمودي هم از امام داريم به اين معنا وقتي مرد بزرگ تاريخ كه در اينكار خيلي اهتمام داشت اين عده را انتخاب كرده، اين براي ما خيلي ارزش دارد، هم رهنمود، هم تجربه. ما مي خواهيم براي همين معنائي كه الان در آن هستيم، آينده خيلي خطرناك است بايد از افرادي كه شايد تناسب زيادي هم ندارد ما ضميمه كنيم حالا بگذاريم با بيان خود آن رهبر در آنموقع كه يك چيزهاي ديگري ببيند آن را ضميمه كنيم يا اگر نه از همين كه ايشان امر فرمودند و انجام شد استفاده كنيم. دو پشتوانه دارد يكي رهنمود اين مرد بزرگ، يكي تجربه اي كه در آن هستيم، مابقي خوفهائي است كه شايد پايه نداشته باشد.

نائب رئيس (هاشمي) ــ متكي است به مردم، خود حركات متكي به مردمش معنادار است. خوب ما مطمئنيم رهبري مي تواند خودش هم با يك مشاوراني به نتيجه برسد، پيشنهاد بدهد. اطمينان از دست نمي رود با يك گروه منسجمي. حتي نوشتن قانون اساسي هم همانجور ممكن بود انجام بشود يعني هيچ اشكالي نداشت كه مثلاً پنجاه نفر، بيست نفر حقوقدان جمع بشوند قانون اساسي جوري بنويسند، ديگر انتخابات نمي خواست آن بحث ها و اينها را نمي خواست همين خبرگاني كه خود ما الان درست كرده ايم اين خبرگان دوجور مي شد بشود يك جور رهبر يك عده اشخاص را انتخاب بكند بگويد شما برويد مسأله را حل كنيد، شايد هم متين تر هم تمام مي شد در نتيجه. اما اينكه بگوئيم مردم انتخاب بكنند، افراد بيايند اين حركاتي است كه نظام دموكراسي، نظام مردمي، اينها را بايد تويش داشته باشد. خوب قانون اساسي يكي از مهمترين كارهاي ماست. يك تركيبي درست كنيم كه همة طبقات احساس كنند اينجا نماينده دارند، حضور دارند. اين در راستاي كارهاي ديگر است. اگر شما همين استدلال را در مورد وجود مجلس، وجود شوراي نگهبان، وجود ساير ارگانهايي كه به نحوي بالاخره بحث شان يك مقدار كار را عقب مي اندازد، يك مقداري مشكل مي كند بكنيد اينجا هم بكنيد والا من خيال مي كنم كه در تغيير قانون اساسي حداقل اين مقدار است كه ما تركيب درست كرده ايم خوب ديگران مي خواستند كه ما اصلاً محول كنيم به مجلس يا انتخابات كنيم. پيشنهاد آنجوري هم هست. ما افراط و تفريط درست نكنيم. نه برويم آنجوري كه كار را به قدري مشكل كنيم كه از دست در برود، نه آنجوري هم محدود بكنيم. حالا ايندفعه اينجور اتفاق افتاده خوب حضرت امام در شرايط خاصي كه قرار داشتند ايشان معلوم بود كه روزهاي آخر عمرشان دنبال بودند كه مسائل را سريع حل بكنند. ما حالا در قانون اساسي داريم مي آوريم آن روز هم خداي نكرده اگر شرايطي پيش آمد كه عجله اي بود خوب رهبري اين مسائل را تشخيص مي دهد به گونه اي حل مي كند. در وضع عادي من خيال مي كنم اين پيشنهاد كميسيون حد وسطي است بين دو نظرية افراطي و تفريطي كه البته حالا صفت افراطي و تفريطي درست نيست بهرحال دو طرف قضيه هستند كه يكي اينطرف را گرفته يكي آن طرف اين حد اعتدال را آقايان بپذيرند ما هم روي اين خيلي كار كرديم، خيلي صحبت كرديم.

منشي (يزدي) ــ چون موافق كمتر از ده دقيقه صحبت كردند جناب آقاي مؤمن مي توانند صحبت كنند.

محمد مؤمن ــ بسم الله الرحمن الرحيم. بنده با پيشنهاد جناب آقاي جنتي موافقم روي اين حساب كه نظام ما و انقلاب ما پيش از آنكه مردمي باشد اسلامي است. و آنچه كه اگر ما دقت بكنيم در موضع گيري هائي كه حضرت امام داشتند هميشه جوري تعيين افراد در شوراها مي كردند كه آن حيث اسلاميت كه اساس نظام است محفوظ باشد. ملاحظه بفرمائيد در آن گيرودار شايعه كه تمام كشور را فرا گرفته بود عليه شوراي نگهبان، حضرت امام مجمع تشخيص مصلحت درست كردند 6 نفر فقيه شوراي نگهبان، آنوقت نفرات ديگر كه روي عنوان هم خصوصاً اسم از آقايان نبردند. جناب آقاي موسوي اردبيلي (به اسم)، جناب آقاي خامنه اي (به اسم)، جناب آقاي هاشمي (به اسم)، يعني اعتماد به اينكه اينها اشخاص كارشناس نسبت به مسائل اسلامي هستند باعث شد (آنطور كه ما احساس مي كنيم) كه آن تصميم گيري را در مجمع تشخيص مصلحت بكنند. آمدند در اين جمع، اين جمع را شما ملاحظه بفرمائيد. جوري تعيين كردند كه اكثريت يك افراد اسلام شناس باشند به طور قطع. براي اينكه آنكه حضرت امام زياد رويش عنايت داشتند مسأله حفظ اساس اسلامي انقلاب بود كه مردم آمدند دنبال روحانيت اما به عنوان اينكه روحانيت نمايندة اسلام بود و روي اين اساس جوري بايد ما وقتي مي خواهيم قانون اساسي را عوض بكنيم، اگر اعتمادي هست كه هست به جهت اين است كه مسؤولين نظام اشخاصي هستند كه دنبال اين هستند كه اسلام مو به مو پياده بشود و بنابراين مردم ريزه كاري هايي را كه در قانون اساسي يك اصلي اعمال مي شود به حسب واقع كه حساب كنيم مردم يعني عموم مردم و اكثريت دقت نمي كنند. آن اعتماد است كه باعث مي شود كه بيايند رأي بدهند، شركت بكنند و رأي موافق بدهند. آنوقت ما كه الان داريم پي ريزي مي كنيم كه يك جمعي را به عنوان شوراي بازنگري تعيين كنيم اين جمع بايد يك جمعي باشد كه « بيننا و بين الله » به نظر من اين مسأله، مسأله حساسي است بايد جمع، جمعي باشد كه اكثريت قاطع آن اشخاصي باشند كه شناخت اساسي نسبت به اسلام دارند. اين مسأله اي را كه آقايان پيشنهاد كردند من حساب كردم حدود سي و هفت نفر هستند كه هيچ حسابي رويشان نيست. البته ممكن است آدم هاي ذاتاً سالم و صالحي هم باشند، الا اينكه شناختي ندارند ما با برادران عزيزي برخورد مي كنيم كه صفاء نفس دارند ولي شناختي از اسلام ندارند. اينها روي جوسازيها و شايعاتي كه دارند و احياناً دلسوزي هايي كه خودشان دارند و توأم بشود با اينكه اينها نمي توانند تشخيص بدهند آنچه كه جهات اسلامي و ريزه كاري هاي اسلامي هست تصميم گيري شان احياناً يك جوري مي شود كه منطبق با ضوابط نباشد. من آنچه كه عرض مي كنم و باعث است كه با فرمايش جناب آقاي جنتي موافقت بكنم اين است كه در اين پيشنهادي كه ايشان فرمودند اين اصل كلي رعايت شده. مردمي بودنش هم مسلماً به اينكه عرض كنم كه شما اشخاصي را تعيين بفرمائيد كه آن اشخاص مورد اعتماد مردم باشند آن جهت در اين تامين مي شود. در آن خبرگان اولي كه براي قانون اساسي بود حالا ما كار نداريم به حرفهايي كه گروهك ها زدند ولي واقعيت قضيه اين بود كه آن موقع انقلاب پيروز شده بود، انقلاب روي روح اسلامي بودنش پيروز شده بود. نمايندگاني را هم كه تعيين مي كردند مي بينيم كه همه شان مجتهدين و بزرگان بودند كه از طرف مردم انتخاب شدند. فضلاء اسلام شناس بودند از طرف مردم ولو به انتخاب بود. ولي حالا ديگر روح ليبرالي چه بسا در بين مردم يك مقدار شيوع پيداكرده، به خصوصيات هم دقت ندارند روي اين جهت من عرض مي كنم كه همان روح فرمايش حضرت امام است، مزيت اين پيشنهاد به اين است كه تأمين و تضمين مي كند اصولي راكه عرض مي كنم كه پيشنهاد مي خواهند بكنند براي همه پرسي اين اصولي است كه جهت اسلامي بودنش رعايت مي شود و روي اين اصل من با اين پيشنهاد موافقم.

منشي (يزدي) ــ آقاي امامي به عنوان مخبر بفرمائيد.

امامي كاشاني (مخبر كميسيون) ــ بسم الله الرحمن الرحيم . البته با كليات مطالبي كه آقايان مي فرمايند ظاهراً كميسيون روي اين موضوع هيچ حرفي نداشته باشد كه البته اشخاصي بايد باشند كه اسلام شناس باشند، چنين و چنان باشند. اين ظاهراً مورد اختلاف نيست فقط بحث اين است كه ما يك شوراي بازنگري مركب از 20 الي 25 نفر مي خواهيم تشكيل بدهيم همينطوري كه حضرت امام اعلي الله مقامه تشكيل دادند. اگر يك همچنين كميتي بناست خوب براي اين كميت طبعاً توي همين محدوده دور مي زند.ولي اگر قرار است كه واقعاً يك جمعيتي باشد هفتاد نفر، هشتاد نفر كم، بيش از اين مقدار اگر باشد حالا اگر در اختيار رهبري بود يعني او مثلا از دانشگاهها انتخاب نمي كند، از شوراها انتخاب نمي كند، از اصناف انتخاب نمي كنديعني تمام هفتاد نفر، هفتاد و پنج نفر تمام را مي آورد در همان ردة بالا و همة را انتخاب مي كند؟ ما ببينيم چند نفر مي‌خواهيم انتخاب بكنيم اول من فكر مي كنم راجع به اين پيشنهاد ما برويم سراغ اينكه ببينيم چند نفر مي خواهد باشد؟ مي خواهد 12 نفر باشد، 15 نفر باشد، 20 نفر باشد؟ خوب بله محدود مي شود توي همين جمعيت و يك همچنين الگويي را در قانون اساسي پياده مي‌كند. ولي اگر قرار باشد يك جمع بيشتري باشد كه به نظر مي رسد حق هم بر اين باشد كه جمع بيشتري باشد كه اين بازنگري را بكند. اصولاً بازنگري در دنيا هم اگر بخواهند جمعيت هايي بازنگري بكنند اين جمعيت ها توي قانون اساسي شان آمده. يعني وقتي به قانون‌هاي اساسي آدم نگاه مي كند كه كساني كه بازنگري بكنند كي ها هستند؟ كي ها هستند پيشنهاد بكنند؟ مشخص شده بالاخره اين يك علائمي بايد داشته باشد كه مشخص بشود، ولي اگر بخواهد گسترده باشد مقام رهبري هم بخواهد اين كار را بكند طبعاً‌ به همين جور چيزها منتهي خواهد شد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ پيشنهاد جناب آقاي جنتي دو قسمت دارد. اول اولويت را داده اند به آن قسمت اول اگر آن رأي نياورد قسمت دوم را رأي مي گيريم.

پيشنهاد اولشان اين است كه اعضاي شوراي بازنگري مثل اين دوره اي كه ما داريم عمل مي كنيم به انتخاب رهبر تعيين بشوند.

جنتي ــ من عرض كنم كه راجع به اين قسمت اولش مخالف رد نكرد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ چرا من رد كردم گفتم كه امام حالا يك مصلحتي ديدند، عجله داشتند ما هم بهتر اين است كه نظاممان به گونه اي باشد كه همينطور نهادهاي مردمي در آن شريك باشند. استدلال من چه بود مگر؟ حالا اگر هم نكرديم به نفع شما، حالا شما چه غصه اي داريد؟ من گفتم يعني من بيشتر تكيه ام روي همين بود. خوب حالا آن قسمت اول را اول رأي مي گيريم آقاياني كه موافقند كه تركيب شوراي بازنگري مثل همين دفعه در اختيار رهبر باشد رأي بدهند. (چهار نفر رأي دادند) تصويب نشد. حالا قسمت دوم را رأي مي گيريم.

قسمت دوم پيشنهاد ايشان است، تركيب اينجوري بشود. مجمع تشخيص مصلحت سران سه قوه، شوراي نگهبان و هر

مقدار افرادي كه رهبري مي خواهند اضافه كنند به اين سه قسمت آقاياني كه با اين بخش دوم پيشنهاد موافقند رأي بدهند. (6 نفر رأي دادند) تصويب نشد. حالا آن پيشنهاد آقاياني كه از اين طرف پيشنهاد داده بودند مطرح بشود. يكي از آقايان صحبت كنند.

سيد هادي خامنه اي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. اين پيشنهاد كه حالا متنش خدمت آقايان هست و اصل پيشنهاد بازنگري توسط دولت يا قوة قضائيه و يا مجلس به صورت طرح يا لايحه انجام مي گيرد و در مجلس تصويب مي شود و بعد اين مصوبه به اطلاع رهبر رسانده مي شود در صورت موافقت رهبر با همه يا بعضي از آن شوراي بازنگري را براي رسيدگي موظف مي كند. اعضاي شوراي بازنگري هشتاد نفر است كه سي نفر از آنها را رهبر و پنجاه نفر هم از ميان افراد واجد صلاحيت لازم توسط رأي مردم انتخاب مي شوند. آن جنبة مردمي در اينجا به طور كامل متبلور هست و در نظر گرفته شده. اينجا در دفاع از پيشنهاد قبلي بعضي از برادران فرمودند كه مسألة اسلامي بودن مهم است نه مردمي بودن. خوب اين البته در كشور ما و در وضعيت جامعة ما يك مسألة روشني است كه مردمي بودن و اسلامي بودن از هم تفكيك نمي شود. جامعة ما اسلامي است و تجربة خبرگان قانون اساسي اين مسأله را اثبات كرد كه ما يك انتخابات آزاد و عمومي داشتيم و اصل قانون اساسي كه كليتش مورد قبول همة ما هست و فقط الان مقداري از مباحثش را تتميم و تكميل مي كنيم، در آن شرايط به تصويب رسيده و منتخب هم مردم بودند منتها ضوابط اين انتخاب گفته شده و به دقت مورد رعايت قرار گرفته از طرف آن كساني كه مي توانستند اينها را از لحاظ خصوصيات تست كنند. الان هم اين كار امكان دارد كما اينكه در تمام كانديداها چه در كانديداتوري مجلس ، چه رياست جمهوري و چه كانديـدا توري هاي ديگر مجلس خبرگان رهبري هم مي شود اين شرايط را توسط عده اي مثلاً شوراي نگهبان كاملاً كنترل كرد و در اينجا آنچه كه لازم ديده مي شود براي رهبر قدرت مانور و كنترل باشد خوب به اندازة سي نفر از افراد كه مي توان از ميان اعضاء مجمع تشخيص مصلحت باشد، سران سه قوه باشند، شوراي نگهبان باشند و هر فردي از افراد يا شخصيتهاي حوزه اي كه بتوانند در اين قضيه كارساز باشند اينجا دست رهبر باز است به اندازة سي نفر. پنجاه نفر ديگر هم الزاماً به اين معنا نيست كه از ميان افرادي باشند كه هيچكدام از آنها مورد تأييد و توجه اسلام و انقلاب اسلامي و رهبر و رهبري و مسوؤلين نباشند. پنجاه نفر مي توانند از ميان روحانيون از ميان كارشناسان از ميان متخصصين، حقوقدانها، اساتيد و همة قشرهايي كه در پيشنهاد خود كميسيون اصلي آمده مي توانند باشند. يعني در عين حال كه ما اين آزادي را به مردم مي دهيم كه خودشان انتخاب بكنند و بي خود اين مسأله را صنفي نمي كنيم كه باز پاي رقابت ها و كشمكش هاي صنفي پيش بيايد. كارگران بگويند چرا از ما تعداد كم است؟ اصناف چيز ديگري بگويند، شوراها كه هنوز وجود تشكيلاتي درستي در خارج ندارند، نامعين باشد كيفيت انتخاب آنها، دانشگاهها همينطور. نيروهاي مسلح درست روشن نباشد كه وجود آنها چه نقشي مي تواند در اين نظر دادن داشته باشد به عنوان متخصص، يا قوة قضائيه، يا ائمه جمعه كه هيچكدام از آنها اگر چه مصاديق اينها مي تواند افرادي كارشناس و متخصص و داراي شرايط باشند اما از لحاظ نام كلي و صنفي نمي توانند قانع كننده باشد كه اينها به چه مناسبت؟ چون اصناف ما در جامعه از اينها متنوع تر و بيشترند. اما وقتي كه ما پنجاه نفر را به انتخاب مردم واگذار مي كنيم چه بسا از ميان آنها به تناسب موجودين در جامعه و شايستگان فرض كنيد كه از آموزش و پرورش به جاي دوسه نفري كه اينجا گفته شده ده نفر باشند چه مانعي دارد؟ اساتيد بيست نفر باشند، روحانيون ده نفر يا بيشتر يا كمتر باشند درست مثل مجلس شوراي اسلامي و مهم اين است كه ضوابط در آنها باشد. البته همين الان هم كه اينجا در اين جمع هستيم و در مجلس خبرگان يك عده اساتيد، يك عده معلمين، يك عده با هويت ها و حيثيت هاي گوناگون اينجا حضور دارند خوب بعضي از آقايان هستند كه در عين حال كه در مجلس هستند، استاد دانشگاه هم هستند، معلم هم هستند. اين خصوصيات صنفي را ما منحصر نمي كنيم در يك نام خاص كه احياناً‌ يك اشكالات خاصي هم به وجود بياورد. بنابراين غير از آن سران سه قوه و خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت و شوراي نگهبان كه اينها مي توانند مستقيماً توسط مقام رهبري انتخاب بشوند يا همة آنها يا بعضي از آنها بقية آنها را ما طوري مي توانيم اينجا انتخاب كنيم كه از مجلس، از شوراها، از دانشگاهها، از نيروهاي مسلح، ائمه جمعه، قوة قضائيه، آموزش وپرورش،اصناف،كارگران و ديگران مثلاً دهقانان ممكن است كسي بپرسد دهقان ها را چرا اينجا اسم نبرده ايد؟ همة اينها خواهند بود و اين نحوه تعيين در عين حال كه از راه تعيين ضوابط قابل كنترل هست از راه انتخاب مستقيم توسط مردم هم آن شرايط دموكراسي و حاكميت مردم بهتر تضمين و تأمين مي شود. بنابراين ما از اين طرح بيشتر دفاع مي كنيم.

منشي (يزدي) ــ مخالف كسي صحبت نمي كند؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ اگر كسي صحبت نمي كند من صحبت مي كنم در اين طرح دو تا نقطه اساسي دارد كه با مصوبة كميسيون اختلاف دارد. يكي اينكه بخشي از اعضاء را به انتخاب مردم داده و يك اختلاف ديگر هم اين است كه از اول شروع كار را در اختيار لايحه گذاشته كه از قوة قضائيه بيايد يا طرح كه از مجلس تهيه بشود و با شرط تصويب دوسوم نماينده ها كه ما با هر دوي اين دوتا موافق نبوديم در كميسيون. اينكه تغيير قانون اساسي را مشروط كنيم به اين صورت كه دوسوم نمايندگان مجلس تصويب بكنند بسيار كار مستبعدي است يعني اگر روزي ضرورتي پيش بيايد كه اصلاحي بشود رسيدن به اين نصاب در مجلس تقريباً قابل پيش بيني نيست كه چنين چيزي اتفاق مي افتد. رهبر تشخيص داده كه بايد قانون اصلاح بشود. حتي ممكن است دولت هم تشخيص داده، قوة قضائيه و مسؤولان دست اندركار هم تشخيص داده اند كه نياز به دوسوم رأي مجلس هست. تهيه دوسوم رأي در مجلس كار بسيار دشواري است كه ما به اين نقطه برسيم عملاً دست بسته است. به علاوه در حد پيشنهاد ديگر ما اينقدر حق رهبري را محفوظ نگه داريم كه رهبري كه مصلحت نظام را مي بيند قانون تغييربكند مجبور نباشد كه صبر كند كه ديگران به نحوي موافقت كنند. در اصلش ما نبايد دست رهبري را ببنديم. آن نظامي كه ما داريم نظام ولايت فقيه است. ما حداقل حق رهبري را در اينجا در نظر گرفته ايم كه پيشنهاد بدهد و بتواند حق پيشنهاد دادن داشته باشد كه اينجا اين هم نيست در اين نظريه آقايان. در مورد آنهم كه ما بيائيم دوتا انتخابات بكنيم ما به همان دليل كه در جلسه قبل گفتيم يكبار بيائيم انتخابات بكنيم اعضاء را انتخاب كنيم، يكبار هم بيائيم رفراندم كنيم در يك مدت كوتاهي دوبار مردم را پاي صندوقهاي رأي بكشانيم و تا آنجايي كه من خبر دارم در كميسيون بحث شد. جايي در دنيا نيست كه اين گونه قانون اساسي اصلاح بشود يا رفراندم مي كنند با مجلس مؤسسان يا جايي دارند كه قانون اساسي شان تصويب مي كند و اصلاح مي كند ميرود تمام ميشود.

و اين شيوه اي كه ما دوبار انتخابات بكنيم درست نيست و آن 30 نفري كه در اختيار رهبري گذاشته اند هم خوب حالا آن كاري كه ما كرديم كه مناسب تر است ما 10 نفر در اختيار رهبري گذاشتيم. بعد از ارگانهاي مشخصي كه در نظام هستند كه معمولاً قابل اعتمادند خبرگان، شوراي نگهبان، سران سه قوه، دستگاه دولت از توي اينها افراد مناسبي بيايد بيرون و آن بخشي هم كه از ساير ارگانها ميشود طبعاً وقتي كه انتخاب مي كنند از اساتيد دانشگاه وقتي كه رؤساي دانشگاهها جمع ميشوند افراد نامناسبي انتخاب نمي كنند، تحقيقاً آدمهاي زبده اي در ميان آنها رأي ميآورند، آموزش و پرورش هم همچنين، در كارگرها همچنين. به نظر مي رسد آن تركيب، تركيب اطمينان بخش تري است براي اظهار نظر در قانون اساسي، مردمي هم هست، جمع بين 2 نظر آقاياني كه در دو طرف قضيه ايستاده اند.

منشي (يزدي) ــ آقاي موسوي نخست وزير.

ميرحسين موسوي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. من در ذهنم مي آيد كه آن پيشنهادي كه داده شده توسط برادرها يك مزايايي دارد كه در آن طرحي كه آقايان داده اند نيست بلكه يك مشكلات آن طرح ايجاد خواهد كرد. يكي از مزاياي اين طرح مشكل بودن تغيير قانون اساسي است. براي اين كه هر لحظه در جامعه چنين موجي و چنين احساسي وجود نداشته باشد كه قانون اساسي را خيلي راحت ميشود عوض كرد. در قانونگذاري، طراحي براي آينده، طمع كردن دشمنها و امثال اينها ممكن است جوهاي فشاري براي دگرگون كردن قانون اساسي را در كشور به وجود بياورد كه برخورد با آن كار ساده اي نباشد. ما هر چه قدر تغيير قانون اساسي را مشكل بكنيم راحت تر عمل خواهيم كرد و قانونهاي محكمتري خواهيم داشت و روشنتر پيش خواهيم رفت براي همين خود مشكل كردن اين كار به اعتقاد من يك اصل است و ما راحت نبايد مثل قانون عادي يك راه حلهايي را پيشنهاد بكنيم كه آني منجر بتواند بشود به قانون اساسي. ما فردا نمي دانيم كه چه اتفاقاتي در كشور مي افتد. اين گروه آن گروه در حكومت باشند در مجلس در اينجا و آنجا باشند اينها خيلي ساده يك جو فشاري را براي عوض كردن قانون اساسي ايجاد بكنند اين يك نكته است. نكته دوم اين هست كه گفته ميشود كه ممكن است اين مخل اختيارات رهبري باشد. در اين پيشنهادي كه ما داديم دو جا رهبري به طور قاطع دخالت ميكند. وقتي مسأله در مجلس تصويب شد ميتواند رد بكند، مي تواند قبول بكند. مي تواند بعضي قسمت هايش را قبول و بعضي قسمتهايش را رد بكند. تازه بعد از تصويب قضيه هم رهبري حق رأي دارد و اين شبهه اي كه هست كه ممكن است يك چيز غير اسلامي و اينها بيايد اصلاً اين غير عادي است. وقتي كه رهبر تصويب كننده خواهد بود، تصور اينكه رهبر يك چيز غير شرعي را انتخاب بكند و به اصطلاح تصويب بكند نيست. هميشه اهرم دست رهبر هست كه بخواهد كج برود مجلس مي گويد اينرا امضاء نمي كنم. اينرا تصويب نمي كنم و به رأي نمي گذارم. براي همين نظارت رهبر به صورت عالي در اين مجلس خواهد بود و همه متوجه خواهند بود كه اگر فرضاً اصل 12 را بخواهند عوض كنند رهبر هست كه بگويد من اينرا امضاء نمي كنم يعني مجلس بازنگري و شوراي بازنگري كار خودش را درست بكند براي همين به طور كامل به اعتقاد من مسأله رهبري در اينجا مطرح است فقط اين حسن را دارد كه عملا مسأله زمزمه تغيير قانون اساسي از خود رهبر شروع نشده اين به نفع رهبري است كه اشراف دارد بر جمعيت، در همه ارگانها و كشور و اتفاقاً راه حلي كه پيشنهاد شده قانون اساسي را قبل از اينكه متأثر بكند از تمايلات جوسازي ها متأثر مي كند از ضرورتها. قوة قضائيه مشكلي دارد مي آيد مطرح ميكند اگر مجلس تصويب كرد عملاً اين ضرورتها مي تواند منجر به اين بشود كه قانون اساسي عوض بشود.

اين قسمت به اصطلاح شكلش و ارتباطش با رهبري و خود اين اصل كه ما مجبوريم يك كمي مشكل بكنيم و همچنين اسلامي بودنش كه اصلاً تصور اينكه غير اسلامي باشد با اين كانالهايي كه گذاشته شده غير ممكن، به نظر مي آيد. ما اضافه بر اين هم يك چيز ديگري داريم براي اينكه اسلامي خواهد بود قوياً به اين معنا كه عملاً ما نظاممان همان طور كه اشاره شد اسلامي هست 30 نفر از رهبري انتخاب ميشود 50 نفر بقيه از شهرستانها و استانها فكر مي كنيد چه كساني انتخاب خواهند شد؟ آيا اين بهتر نيست كه ما بگذاريم ائمه جمعه‌اي كه خودمان مي خواهيم اينجا بگوييم 5 نفر از ائمه جمعه بيايند اين 5 نفر ائمه جمعه توسط خود مردم انتخاب بشوند و بيايند؟ يقيناً تعداد زيادي از اين افراد 50 نفر از روحانيت خواهد بود كه مورد اعتماد كل مردم هستند. فرقي كه با طرح برادرها دارد اين است اينها نام نشان و انتخاب مردم را هم با خودشان دارند، زبان نظام را هم براي اينكه ما مردمي عمل كرديم باز كرده اند و من در يك نظام اسلامي و در يك نظامي كه اين راهپيمايي را ديديم اصلاً تناقضي بين اسلامي بودن و مردمي بودن نمي‌بينم. يعني واقعاً احساس ميكنم در اين كشور همانجوري كه امام عمل ميكردند،اسلامي عمل مي كردند مردمي از آب درمي آمد، مردمي عمل ميكردند اسلامي از آب در مي آمد. اينها با همديگر مخالفتي ندارند براي همين به اعتقاد من بايد به مردم اعتماد بكنيم برويم به سمت انتخابات. مسأله دوم اينكه ما مي گوئيم پشت سرهم انتخابات مي كنيم. به خاطر اينكه قانون اساسي اول ناپخته عمل شده چون تجربه نداشتيم ده سال طول كشيد تا قانون اساسي را عوض بكنيم يقيناً هر 5 سال يكبار ما قانون اساسي را عوض نخواهيم كرد خود انتخاب مردم شور و هيجاني را در رابطه با قانون اساسي ميتواند ايجاد بكند، بحثهايي را در جامعه مي تواند ايجاد بكند كه ميتواند مفيد باشد به حال آن جلسه اي كه آگاهانه تر سنت به اين قضيه برگردد. براي همين مسأله انتخاب مردم هم اشكالي ندارد جز اينكه يك حالت واقعاً توهين آميزي هم من اعتقاد دارم و اينرا از صميم دل ميگويم، اين كاري كه برادران كردند نسبت به اقشار ملت دارد.ما مي گوئيم كه مردم وارد به كار بيايند. اين درست مگر كشاورزهائي كه 45 درصد مردم كشور خودمان را تشكيل مي دهند افراد ناواردي را به اين مجلس خواهند فرستاد؟ خوب همان روحاني استانشان را شهرستانشان را، نماينده امام را نماينده رهبري را خواهند فرستاد و ما به تشخيص مردم به اعتقاد من احترام بگذاريم و باز بكنيم و يقين داشته باشيم افرادي كه خواهند آمد از همين فقها و اسلام شناسان خواهند بود. اگر يك فردي مانند همان مجلس خبرگان قبلي مقدم مراغه اي هم در آنجا باشد كه خائن از آب در بيايد اين نشان افتخار ماست كه آزادانه عمل شده، آزادانه ما رأي داده ايم فكرش هم در يك نظام اسلامي مطرح شده و كوبيده شده و از صحنه خارج شده. اين به ما اصلاً ضرري نمي زند كه ما شبهه بكنيم و شك داشته باشيم كه ممكن است دوسه نفر آدم نخاله هم در اينجا بيايند كه ما نمي شناسيم، آدمهاي مشكوك بيايند. بخواهند كه رويه غير اسلامي داشته باشند.

بعد وقتي به خود تركيب برميگرديد مي بينيد كه شما براي همه اين قشرهايي كه جمعيت وسيعي را تشكيل مي دهند نمي توانيد در اينجا نماينده بگذاريد. اصلاً تكه تكه مي شود جماعت يعني 7-8 انتخابات به جاي يك انتخابات مجبوريد بكنيد. شما براي كارگرها نماينده بگذاريد يك انتخابات بايد در ميان كارگرها داشته باشيد. (منشي ـ وقتتان تمام شد) يك جمله ديگر مي گويم و تمام مي كنم. من به ذهنم مي آيد كه اين تركيبي كه الان اينجا داده شده كه ما داديم آنرا حـل بكند واقعـاً كشور را قسمت قسمت مي كنـد ، قشر قشر مي كند، طبقه طبقه مي كند و جو انتخاباتي هم كه ايجاد مي كند كه ما از آن هراسي داريم شايد بيشتر از آن راه حلي باشد كه در اين طرح داده شده.

منشي (يزدي) ــ از وقت مخالف سه دقيقه باقيمانده است جناب آقاي مؤمن بفرمائيد.

محمد دانش زاده (مؤمن) ــ بسم الله الرحمن الرحيم. من با توجه به فرمايشاتي كه برادر محترممان جناب آقاي موسوي فرمودند عرض ميكنم دوسه جمله من مي گويم كه اگر جو فشار باشد به خاطر جو فشار رهبري كه فقيه است و بزرگ شده در اسلام تحت فشار قرار بگيرد ولي مجلس احتمال ندارد كه تحت فشار قرار بگيرد؟ اين يكي. مگر در اين انتخابات گذشته بني صدر را مردم انتخابش نكردند؟ مگر به مثل مرحوم بهشتي و خود برادر بزرگوارمان آقاي هاشمي و جناب آقاي خامنه اي مردم بدگويي نمي كردند؟ درست است افراد نابابي ما قبول داريم صحبت اينست كه ما بايد يك كاري بكنيم كه آينده اساس انقلاب اسلامي ما تضمين بشود. ممكن است جوسازي هايي بشود، امام جمعه را مردم در مقابلش بايستند. نماينده امام را آن گروهكها كه كار تشكيلاتي مي كنند از چند سال قبل از مطرح كردن يك چنين زمينه هايي را در شهرستان ها فراهم كنند كه افراد صالحي كه الان شما مي فرمائيد رأي نياورند و نبايد ما مقايسه بكنيم با اول انقلاب و باز اينكه آخر هم دارد كه با موافقت رهبر وقتي بنا باشد رهبر را شما ميفرمائيد كه ممكن است تحت فشار قرار بگيرد چطور ميتواند موافقت نكند؟ اينها يك مقداري صدر و ذيل تناقض است كه از يكطرف رهبر فرض شده تحت فشار قرار نمي گيرد چون موافقتش شرط شده، ازيك طرف مي گويند كه مجلس باشد چون رهبر ممكن است تحت فشار قرار بگيرد. والسلام عليكم.

منشي (محمد يزدي) ــ آقاي امامي.

محمد امامي كاشاني (مخبر كميسيون) ــ حالا يك مقدار از مطالب را آقاي مؤمن فرمودند ولي واقعش اين است كه وقتي آقاي نخست وزير مطرح كردند اين مطلب را به عنوان موافق من ديدم براي كميسيون براي اين مصوبه اش يك دليل زنده ديگري به وجود آمد. يعني اين فرمايش جناب آقاي نخست وزير كمك كميسيون بود و ما را جازمتر كرد چرا؟ براي اينكه درست اين حرف، حرف دقيقي است كه نبايد تغيير قانون اساسي، تتميم قانون اساسي در اثر امواج و جوسازي ها كليدش زده بشود. پس بنابراين ما كليد را در يك جايي كه از همه جا امنتر است بدهيم. ما در كميسيون به دست رهبر با مشورت مجمع تشخيص داديم ولي اين پيشنهاد به دست مجلس است و اين را من فكر ميكنم كه آقاياني هم كه همين پيشنهاد را امضاء فرموده اند خودشان قبول داشته باشند كه در گرداب و موج مجلس و نمايندگان ما خيلي سريعتر و بيشتر و نافذتر قرار ميگيرند و درست كليد را كميسيون به دست نقطه امني داده است. اين دليل براي همين چيزي است كه كميسيون تصويب كرده و البته اين مسأله اي كه روي آراء مردم بايد تكيه بشود و مردمي بودن از اسلامي بودند جدا نيست و بالعكس همينطور است ما اينرا قبول داريم. ولي اين كميسيون درست همين نظر مردم را رويش تكيه كرده. يعني مصوبه كميسيون كه آمده از شوراها گرفته، از كجا گرفته، از آموزش و پرورش گرفته، از دانشگاهها گرفته، از اصناف گرفته، از نيروهاي مسلح گرفته، از رده بالاي نظام گرفته، عده اي را در اختيار رهبر گذاشته اين درست آمده يك كاري كرده كه به متن جامعه ارتباط پيدا ميكند و بعد هم تكيه بر روي آراء مردم با همه پرسي خواهد بود. آن همه پرسي است كه تقريباً مهر مي زند.گرچه آن جايي كه رهبر تصويب مي كند كه به رفراندم گذاشته بشود بايد گفت آنجا نقطه بالا و مهر اين است ولي در عين حال تكميلش با مردم است و نظر مردم است و همان رفراندم است. اين است كه ما با اين پيشنهادي كه آقايان داده اند و فرمايشاتي كه آقايان در جهت موافقتش فرمودند من فكر ميكنم براي اعضاي شوراي محترم بازنگري اين مصوبه كميسيون بهتر جا مي افتد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ بخوانيد پيشنهاد را تا رأي بگيريم.

سيد هادي خامنه اي ــ اين نظر آقاي امامي با نظر شما كاملاً متناقض بود.

هاشمي رفسنجاني ــ من گفتم اختيار رهبر را سلب ميكند. در يك جايي رهبر تشخيص داده كه لازم است رفراندوم بشود نميتواند پيشنهادش را مطرح بكند مخصوصاً اين تكه اي كه ايشان روي رفراندوم عنوان كردند جزو تكيه هاي اساسي من بود. حالا شما پيشنهادتان را براي رأي بخوانيد.

سيد هادي خامنه اي ــ » هرگاه مجلس شوراي اسلامي با دوسوم بازنگري در برخي از اصول قانون اساسي را تصويب نمايد خواه بر اساس طرح تهيه شده از طرف نمايندگان و يا بر اساس لايحه تهيه شده از طرف قوة قضائيه يا قوة مجريه باشد مصوبه را به اطلاع رهبر ميرسانند در صورت موافقت رهبر با همه آن موارد يا بعضي از آنها رسيدگي آنرا به شوراي بازنگري محول مي نمايند «.

پيشنهاد مي شود كه شما دو قسمتي رأي بگيريد چون دوتا عنصر جداگانه دارد اين قسمتش را اگر ميخواهيد رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آقاياني كه با اين قسمتي كه آقاي خامنه اي خواندند موافق هستند رأي بدهند (8 نفر دست بلند كردند) 8 نفرند رأي نياورد. قسمت بعدي را هم بخوانيد.

سيد هادي خامنه اي ــ » اعضاي شوراي بازنگري 80 نفر بوده كه 30 نفر از آنان را رهبر تعيين و 50 نفر آنها از

ميان افراد واجد صلاحيت هاي لازم توسط رأي مردم انتخاب ميشوند پس از بررسي و تصويب شوراي بازنگري آن موارد به رهبر تقديم ميشود. در صورت موافقت به همه پرسي ميگذارد. شرايط انتخاب شوندگان و ضوابط اجراي اينرا قانون معين مي نمايد «.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ اين قابل تجزيه است يعني مي توانيم ما آن قسمت اول كه تصويب نشد اين قسمت را تصويب بكنيم. آقاياني كه با اين قسمت دوم موافق هستند رأي بدهند‌ (9 نفر رأي دادند) رأي نياورد. خوب پيشنهاد ديگري اگر آقايان دارند مطرح كنند.

منشي ــ آقاي آذري قمي.

احمد آذري قمي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. يك نكته اي كه فكر مي كنم غفلت شده در اين طرح كميسيون اين است كه مأمور به تشكيل شوراي بازنگري در اينجا مشخص نشده. » مقام رهبري پس از … با مجمع تشخيص مصلحت اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مينمايد. « تشكيل دهنده شوراي بازنگري و گيرنده آن اعضايي كه در زير هست مشخص نشده چه كسي است؟ اين يك مطلب.

من به نظرم طرح خوب در اينجا آن است كه جامع چند امتياز باشد. يكي اينكه جنبه تخصصي قضيه رعايت شده باشد كه در اين طرح كميسيون اين جهت رعايت نشده. شوراها، دانشگاهها، دولت، نيروهاي مسلح، حتي خبرگان، چون خبرگان رهبري مقصود است، ائمه جمعه يا بعضي هاي ديگر خلاصه رعايت تناسب تخصص اينها در رابطه با آن اصول مربوطه اي كه بنا است تغيير داده بشود يا اصلاح بشود. اين هم يك جهت.

يك جهت ديگر اينكه اعضاء شوراي بازنگري تعداد زيادي باشد كه كار مشكل باشد، اين مسأله در كار نباشد. فرض كنيد چون ما پيش بيني نمي كنيم، گاهي يك اصل بنا است تعويض بشود يا دو اصل بنا است كه تعويض بشود براي خاطر تغيير دو اصل ما 80 نفر را بخواهيم انتخاب بكنيم و يك جلسه شلوغي براي اين جهت تشكيل بدهيم و اين هم الهام از همين شوراي بازنگري فعلي كه به دستور امام تشكيل شده و جهت ديگر مردمي بودن قضيه است. مردمي بودن قضيه اين هم بايد رعايت بشود كه در اين طرح من اين چند جهت هست و جنبة تخصصي دارد. حالا اين جهاتي كه عرض كردم كه وجود دارد در طرح بنده و يكي هم جهت اسلامي بودن. اين جهت اسلامي بودن در اين طرح كميسيون رعايت نشده، جهت مردمي بودن رعايت نشده كه اين افرادي كه در اينجا معين شده خوب اين وسط از شوراها براي مردمي كردن قضيه 2 نفر پيشنهاد شده يا نيروهاي مسلح بعد بقيه ديگر افرادي است كه مربوط به رهبري و دولت و قوه قضائيه و امثال اينها است. اما اگر يك ضابطه اي را قانون معين كند براي اين افراد همين طور كه من در اينجا پيشنهاد كرده ام كه از مجتهدين و مسوولين مربوطه براي يك اصلي خوب افرادي كه از اجتهاد و اين ها برخوردار باشند حالا البته روي اين جهت من خيلي فشار ندارم كه حالا حتماً مجتهد باشد. ولي خلاصه از اين جهت اسلام شناسان و مسؤولين مربوطه براي همان جهاتي كه اين ها ممكن است وارد باشند و ديگران وارد نباشند يعني در اجراء افرادي كه راجع به آن اصول مشخص يك جنبة تخصصي داشته باشند اينها را دخالت ميدهد. و بعد هم اين قضيه اينكه شلوغ نباشد خيلي من پيشنهاد كرده ام هر اصلي 5 نفر. اگر ده اصل يا 20 اصل است خوب ممكن است جمعيت زياد باشد مثلا 100 نفر ، براي 20 اصل . اما اگر نه حالا اين اصل دو اصل است ما بيائيم يك جمعيت شلوغي راه بيندازيم خيلي لزومي ندارد.

بعد هم مسأله انتخابات است كه خوب بايد مردم انتخاب بكنند جهت مردمي و بعد هم همينطوري كه در همه انتخابات جمهوري اسلامي يك صفات و چيزهاي كنترل كننده اي وجود دارد كه باز نيست و هم مردم انتخاب مي كنند هر دو جهت در اينجا رعايت ميشود معذلك كله آخرش اين است كه مصوبات شوراي بازنگري با عدم نقض رهبري يك حق و تويي براي رهبري گذاشته شده كه اگر آن نقض نكرد به همان شكل به رفراندوم گذاشته بشود :

1- » مجمع تشخيص مصلحت پس از بحث و بررسي و تصويب مواد به رهبر پيشنهاد و او طبق حكمي به رياست قوه مجريه… (كه آن اشكال را من در اينجا اصلاح كرده ام) طي حكمي به رياست قوه مجريه تكليف تشكيل شوراي بازنگري را مي نمايد «.

2- » شوراي بازنگري به نسبت اصول مورد درخواست هر اصلي 5 نفر مركب از مجتهدين و مسؤولين مربوطه به طور مساوي با پيشنهاد رئيس جمهور و رأي مردم انتخاب شوند «.

3- كه همان مسأله حق و توي رهبري است » مصوبات شوراي بازنگري با عدم نقض رهبري به همه پرسي گذاشته ميشود «.

منشي (محمد يزدي) ــ آقاي بيات مخالف.

اسدالله بيات ــ بسم الله الرحمن الرحيم. سروران اگر عنايت كنند در فرمان حضرت امام وقتي كه مسأله مجمع تشخيص مصلحت را مطرح فرمودند اينطور آمده بود » تلاش كنيد مجمع تشخيص مصلحت در كنار و عرض قواي ديگر نباشد «. ما كه بنا نداريم مجمع تشخيص مصلحت خودش تصميم گيرنده باشد. دوتا كار اساسي دارد يكي حل معضلات نظام است كه عمدتاً برمي گردد به مواردي كه بين مجلس و شوراي نگهبان توافق حاصل نمي شود دومي هم بازوي مشورتي مقام رهبري است. اما اگر ما بيائيم چون با همين روند اگر حركت بكنيم بگوئيم كه نه تغيير قانون اساسي هم آنها بحث و بررسي كنند و پيشنهاد بدهند به مقام رهبري يقيناً با آن صراحت فرمان حضرت امام نمي‌خواند علاوه بر اينها اشكالاتي كه جناب آقاي هاشمي بر پيشنهاد ما داشتند مسأله انتخابات و اينها آن اشكالات در اينجا وارد است منتها در آنجا ما پيشنهاد داده بوديم كه 50 نفر با انتخاب مردم، اينجا ايشان فرموده اند مثلاً مجتهدين يا مسؤولين مربوطه را باز با انتخاب مردم دو انتخاب بودن اگر اشكال در آنجا است طبيعي است كه آن اشكال به عينه در اينجا هم باز وجود دارد. مضافاً بر همه اينها تعداد اصل تعداد را بالا نمي برد جناب آقاي آذري خودشان در مجلس بوده اند، حالا فرق نمي كند شما يك لايحه يك ماده اي كه سرنوشت ساز است به كميسيون بدهيد يا يك لايحه ده بيست ماده اي كه به اندازه اهميت آن نيست. فرق نمي كند همان اندازه در مجلس مثلاً كميسيون يازده نفره، سيزده نفره در رابطه با آن نقش و تأثير دارد افكار مختلف در آنجا فرق نمي كند، اصول زياد هم باشد.البته اين جهت را من قبول دارم اگر اصول مربوط به جنبه هاي قضايي، اجرايي مثلاً مسايل گوناگون باشد طبيعي است كه در اينجا افراد بيشتر بايد بشود. اين بعد يقيناً در استدلال جناب آقاي آذري قمي نبود. اگر اينطور بيان مي كردند من مخالفت نمي كردم اما ايشان تأكيدشان بر اين است كه اگر دو تا اصل شد بگوئيم چهار نفر اگر پنج تا اصل شد بگوئيم مثلاً 10 نفر اين خيلي فرق نمي كند مثلاً اصولي هست كه عوض شدن آنها ممكن است در خيلي از اصول ديگر تغييراتي را به وجود بياورد در آنجا ممكن است ما بگوئيم تعداد بيشتري هم باشد. بنابراين به نظر مي رسد كه مجمع شوراي بازنگري از يك انضباط، انسجام و يك سيستم بايد برخوردار بشود و اين با آن نمي خواند و موكول و متوقف كردن به كثرت و يا كمتر بودن اصول به نظر من اين با آن سيستماتيك فكر كردن نمي خواند اين است كه من با اين پيشنهاد مخالفم.

منشي (محمد يزدي) ــ موافق كسي هست؟

محمد مؤمن ــ با بعضي جاهايش مي شود موافقت كرد.

منشي (محمد يزدي) ــ با پيشنهاد بايد صدق كند.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ ظاهراً موافقي ندارد فقط يك نقطه را (آقاي آذري اگر بخواهند به رأي بگذارند) ما در كميسيون غفلت كرديم و آن اين است كه مخاطب ندارد واقعاً مصوبه كميسيون اين قسمتش را اگر خودشان موافق باشند به رأي مي گذاريم.

محمد مؤمن ــ همانطوريكه براي پيشنهاد آقايان جدا جدا كرديم. جدا به رأي بگذاريم.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ بله. اين قسمت را جدا بكنيم اشكالتان وارد است ما هم قبول داريم. حالا اين مخاطب رئيس جمهور باشد يا كس ديگري در نظام باشد.

عميد زنجاني ــ در پيشنهاد من هم هست.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ در پيشنهاد شما هم هست بله. پيشنهاد ايشان هم دارد. ظاهراً هم غير از رئيس جمهور كسي براي اين مخاطب بودن مناسب نيست. مي خواهيد به رأي بگذاريم اين قسمت را؟

آذري قمي ــ بگذاريد.

نايب رئيس ــ شما پيشنهادتان چيست؟

عميد زنجاني ــ » رئيس جمهور به عنوان مخاطب رهبر و مسؤول اجراي بازنگري در قانون اساسي تعيين ميشود «.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آن عبارت با مضمون آقاي آذري يكي است. منتها ايشان فرمودند كه » طي حكمي به رياست قوه مجريه تكليف مي كنند. « ما مضمون را رأي مي گيريم بعد عبارت را جداگانه تهيه مي كنيم. آقاياني كه موافقند مخاطب حكم بازنگري رئيس جمهور باشد رأي بدهند (14 نفر رأي دادند) تصويب شد.

حالا آن عبارت را درست مي كنيم و در نهايت به رأي مي گذاريم. آن قسمتها را مي خواهيد رأي بگيريم؟ بقيه پيشنهاد آقاي آذري را هم به رأي مي گذاريم. موافقان رأي بدهند (يك نفر رأي داد) يك واحد كالالف وجود داشت. رأي نياورد.

منشي (يزدي) ــ يك پيشنهاد از آقاي حبيبي است و يك پيشنهاد هم از آقاي موسوي است بفرمائيد.

سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. من پيشنهادم مربوط به اين است كه همينجور بيائيم بگوئيم كه قانون اساسي را بازنگري مي كنند عوض ميكنند، مقدار قانون اساسي را تضعيف مي كند. چنانچه اين فكر دربعضي از آقايان يا در اكثر آقايان آن روزهاي اول بود. حتي بعضيها ميگفتند اين را در قانون اساسي نيآوريم براي اينكه تضعيف ميكند. خيلي خوب اين در اختيار ولي امر يا در اختيار ديگران هست و اين كارها را ميكنند. اما ديگر كم كم بس كه گفتيم و شنيديم و اينها، آن وحشت از بين رفت. اين اولاً و اين قانون اساسي من فكرمي كنم جزو اختيارات نظام ماست، رويش كار زيادي شده، اصول زيادي در آنجا هست. البته بعضي از اصول هم مقداري كم و زياد دارد. لازم است اينها عوض بشود. من عرض مي كنم اگر آقايان نظرشان مساعد باشد يك اصلي اول قبل از آن كه وارد اين مسأله بشويم راجع به اين قانون اساسي، راجع به استحكامش، راجع به اصول اوليه اش، آن اصول غير قابل تغييرش آورده بشود. بعد اصل بازنگري بعد از آن بيايد. كه اگر ضرورتي ايجاب كرد بازنگري بشود آنوقت همين پيشنهادهايي كه آقايان كردند و تصويب ميفرمايند آن عمل بشود. لذا من اين را اينجور نوشتم حالا لازم هم نيست لفظ عين اين لفظ باشد، ممكن است الفاظش كم و زياد هم بشود. من راجع به اصل مطلبش ميگويم. اصلي اينجور نوشته بشود: چون اكثر اصول قانون اساسي از محكمات اسلامي و مسلمات عقلي و اصول پذيرفته شده جوامع مختلف بشريت از طرف خبرگان نخستين نسل انقلاب تهيه شده مانند اصول مربوط (البته اين يكي دو جمله را از پيشنهاد آقاي دكتر حبيبي من استفاده كردم. چون آنجا من نقطه گذاشته بودم) مانند اصول مربوط به اسلامي بودن نظام، ابتناي كليه قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني، اهداف جمهوري اسلامي ايران، جمهوري بودن اصل نظام، ولايت امر و امامت امت اداره كشور با اتكا به آراء عمومي، دين و مذهب رسمي ايران كه اسلام است و مثلاً تشيع است، اينها تغيير ناپذير است. و اگر غير از اين اصول، ضرورت ايجاب كرد آنوقت با آن وضعي كه بعد ميخواهد بيايد. با آن وضع تغيير پذير باشد. يك همچو اصلي در اول بيايد براي استحكام قانون اساسي كه آن چهارچوب قانون اساسي را حفظ كند. كه اگر مثلاً فردا آمدند يكي پيشنهاد كرد اصل نظام را تغيير بدهيم يا مثلاً اصول مربوط به رهبري اصلش را تغيير بدهيم يا راجع به مذهبي بودن بگوئيم كه اينها غير قابل تغيير است. حالا جملاتي كه من خواندم، يك جمله يا دو جمله اش اگر اضافي بود ميشود حذف كرد، يك مقدار جمع و جور تنظيم كرد. اگر آقايان موافقند من پيشنهاد مي كنم يك چنين اصلي قبل بيايد بعد اين اصل بازنگري بيايد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ تا موافق و مخالف صحبت مي كنند جنابعالي آن جملة نهائي تان را تنظيم كنيد.

سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي ــ عيبي ندارد.

هاشمي رفسنجاني – من مخالفم

منشي ــ آقاي هاشمي جنابعالي مخالف هستيد بفرمائيد.

هاشمي رفسنجاني ــ اين مطلب را به مضموني هم آقاي دكتر حبيبي دادند به كميسيون آقايان ديگر هم داده اند. آقاي هاشميان هم جداگانه داشتند. آقاي موسوي اردبيلي در جلسة شورا هم مطرح كردند. آنجا هم بحث شد. ما اين منظور ايشان را تأمين كرديم. يعني آن كه به نظر ما قابل تغيير نيست همين دو عنوان است كه اينجا به سه عنوان آمده. يكي حاكميت نظام اسلامي، حاكميت مقررات اسلامي، يعني محتواي اسلامي بودن نظام قابل تغيير نيست. گرچه الفاظ هر اصلي قابل تغيير است. ما روي لفظ اصلاً اصرار نداريم. بنابراين شكل الفاظ، شكل لفظي اصول ميتواند تغيير بكند ولي محتواي اسلامي بودن از هر جا از هر اصلي بخواهد جدا بشود آنرا ما مخالفيم كه اين را ما آورديم. مسأله دوم هم مردمي بودن نظام است كه منظور ما اين است كه متكي به آراء عمومي است. يعني با انتخاب مثلاً مجلس، رئيس جمهور، شوراها يا همه پرسيهايي كه انجام ميشود. مردم در سرنوشت خودشان دخالت دارند. اين مضمون هم قابل تغيير نيست يعني اگر بنا باشد قانون اساسي بگونه اي تغيير پيدا بكند كه اين محتوا از قانون گرفته بشــــــــود و حق

حاكميت مردم » دموكراسي « مخدوش بشود. اين را هم ما در اينجا آورده ايم.

موسوي اردبيلي ــ اين نبود در شور اول.

هاشمي رفسنجاني ــ در شور دوم آورديم.

موسوي اردبيلي ــبعد آورديد؟

هاشمي رفسنجاني ــ بله حاكميت ملي آورديم كه بعضي از آقايان ميگويند جاي حاكميت ملي…

موسوي اردبيلي ــ راجع به اصل نظام چه؟ تغيير اصل نظام. بيايند بگويند مشروطه باشد.

هاشمي رفسنجاني ــ ممكن است به هر شكلي نظام در بيايد.

موسوي اردبيلي ــ اينجورها مثلاً برگردد.

هاشمي رفسنجاني ــ آراء مردم.

موسوي اردبيلي ــ سلطنت مشروطه باشد.

هاشمي رفسنجاني ــ حالا شما يك اسم منفوري را نبريد. اگر مردم ما يك روزي به اينجا رسيدند.

موسوي اردبيلي ــ ديگر آخر اسمي بهتر از آن نيست.

هاشمي رفسنجاني ــ اگر واقعاً شما مردم ما را اينجوري تشخيص ميدهيد كه اينها يك روزي بر مي گردند مي گويند (سلطنت مشروطه) خوب ما اينجور ديدي به مردم نداريم.

موسوي اردبيلي ــ هم در يونان شد، هم در يمن.

هاشمي رفسنجاني ــ يونان با مردم اينجوري نشد. مردم را اگر شما محور قرار بدهيد، ما اعتماد زيادي به مردممان داريم و فكر مي كنيم كه مردم يكبار ديگر از اين سوراخ گزيده نخواهد شد.

موسوي اردبيلي ــ دين رسمي و مذهب رسمي چه؟

هاشمي رفسنجاني ــ حالا شما كه مرتب داريد يك و دو مي كنيد در بحث.

موسوي اردبيلي ــ مواردش را مي گويم.

هاشمي رفسنجاني ــ ظاهراً در دادگاه هم اينجور نميشود بكنيم. حالا در جلسة اينطوري كه ديگر آئين نامة خودش را دارد.

موسوي اردبيلي ــ دادگاه نيست كه اينجا.

هاشمي رفسنجاني ــ خواهش مي كنم. به هرحال اما عبارت ايشان، اين چيزي كه ايشان تهيه كرده اند هيچ چيزي ندارد. اولاً مقدمه كه جزو اصل نمي تواند بيايد. اصول پذيرفته شده جوامع مختلف بشريت و تهيه شده از طرف خبرگان نخستين نسل انقلاب مانند اصول…

موسوي اردبيلي ــ نه اين را من الان دارم تكميل مي كنم.

هاشمي رفسنجاني ــ حالا آن چهار نقطه را پر كنيد. جوامع مختلف بشريت و اينها قابل تغيير و حذف نيستند .» اگر بحكم ضرورت لازم باشد در ساير اصول تغيير و دگرگوني به عمل آيد يا اصولي بر آنها اضافه شود ميتوان در آنها بازنگري كرد « البته اين در مجموع هيچ چيزي ندارد اگر همين مقدار باشد. حالا اگر آن اصول را ايشان معين كردند يا مضمون را معين كردند كه ما معين كرده ايم اگر ايشان بيش از آنچه كه ما معين كرده ايم چيزي را معين كردند آنوقت قابل رأي گيري است. كه بحث كنيم.

منشي (يزدي) ــ آقاي حبيبي بفرمائيد.

حسن ابراهيم حبيبي ــ بسم الله الرحمن الرحيم. عرض شود من بيشتر در واقع راجع به آن چهار نقطه كه خواندند ايشان در آن خصوص عرض مي كنم. اين مطلبي را كه كميسيون پيشنهاد كرده در آن دو قسمتش كه نظام اسلامي است و حاكميت مقررات اسلامي بسيار خوب اما حاكميت ملت، در قانون اساسي ديروز هم جناب آقاي طاهري فرمودند. حاكميت ملي هيچ جايي نداريم، حاكميت ملت داريم و در حاكميت ملت آن نكات يعني اتكاء به آراء عموميدر يكي از اصولش هست و اگر اين را ما در حقيقت با عنوان اتكاء به آراء عمومي بگوئيم شايد روشنتر از حاكميت ملت باشد. اين يك.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب آنرا موافقيم.

حسن ابراهيم حبيبي ــ مطلب ديگري كه هست اين است كه ما دوسه تا اصل در قانون اساسي داريم كه واقعاً برايش زياد زحمت كشيده شد وخيلي هم در موردش صحبت شد. يكي اصل دوم است. كه جمهوري اسلامي نظامي است بر پايه ايمان به … چند مورد آمده كه مسائل اساسي دارد. كه مرتب در اين جلسات به آن اشاره ميشود و در ظرف اين ده سال به آن اشاره شده. يعني اگر كه اين مسأله اجتهاد مستمر فقهاي جامع الشرائط الي آخر كه هي مرتب تحت عنوان اسلام شناس و نظائر اينها گفته ميشود و مسائل ديگري از اين قبيل كه توحيد و عرض ميشود نبوت همة اينها آمده اينها مسايل خيلي جدي است. به هرحال حالا كه ما نظام را بر اين اساس استوار كرديم اينجا اين تكيه به اينها و تذكر مجددش براي مردم لازم است كه بدانند اين اصول الي الابد غير قابل تغيير است يعني اصلاً تفوه به اين مطلب

نشود كه آيا ميشود تغييرش داد يا نميشود؟ اين هم يك مطلب.

مطلب ديگر اصل اول است. جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه اضافه. اين مطلبي بوده كه ما راجع به آن خيلي صحبت كرديم در روزهاي اول و به هرحال نظامهايي كه در حال حاضر هست و با اتكاء به آراء عمومي است آن چيزي كه به هرحال ما هر چقدر بدنبالش بگرديم مي بينيم اتكاء به آراء عمومي نهايتاً به يك جايي ميرسد ميشود جمهوري اسلامي و اين جمهوري اسلامي 2/98% هم رأي آورده. اين را با چه اصلي ما در آينده ميخواهيم تغييرش بدهيم؟ نميخواهيم كه تغيير بدهيم اين را. پس اين را هم ذكر بكنيم. بنابراين نكاتي از اين قبيل هست كه البته در پيشنهاد خودم اينها هست و باز مسأله همين ولايت امر و امامت است بالاخره اگر كه ما اين مسأله ولايت فقيه را داريم خوب بايد اين را هم ذكر كنيم و اين را جزو آن نكات و اصولي بدانيم كه الي الابد غير قابل تغيير است و هيچكدام از اينها در حاكميت نظام اسلامي نمي آيد. چون ما خاطرمان هست ديگر بالاخره اين حاكميت نظام را مي گفتيم هست، اما اين ولايت را مي گفتيم نه و مي گفتند اگر نباشد باز هم حاكميت نظام اسلامي ميتواند باشد. يعني حتي رساله را بگيرند بياورند در مجلس همانها را تصويبش بكنند. اين با آن ولايت امر و ولايت فقيه نمي خواند. اگر كه ما ميخواهيم اين نظام به همين ترتيب استمرار پيدا بكند اين مطلب هم بايد ذكر بشود. بنابراين جمهوري بودن، اتكاء به آراء عمومي، مسائل پايه هاي ايماني كه در اصل دوم آمده است. و مسأله ولايت امر. اين نكاتي است كه بنظر مي رسد به عنوان اصول غير قابل تغيير تلقي بشود.

منشي (يزدي) ــ البته اين در موافقت اين پيشنهاد نبود بلكه در موافقت پيشنهاد خودتان بود حالا در موقع خودش مخالف و موافق بايد بحث كنند. اگر موافق ديگر ميخواهد صحبت كند پنج دقيقه ديگر وقت دارد.

ميرحسين موسوي ــ موافقت چهار نقطه بود!

منشي (يزدي) ــ براي موافق پنج دقيقه ديگر وقت هست. براي مخالف هم سه چهار دقيقه وقت هست. راجع به پيشنهاد جناب آقاي موسوي. پيشنهاد آقاي حبيبي ميماند حالا پنج دقيقه صحبت كردند شما در مخالفت صحبت ميكنيد يا موافقت؟ (عميد زنجاني ــ در موافقت) مخالف كس ديگري نيست؟ (اظهاري نشد) بسيار خوب. بفرمائيد آقاي عميد.

حسين هاشميان ــ تذكر آئين نامه اي دارم.

نايب رئيس ــ بفرمائيد.

حسين هاشميان ــ اين پيشنهاد جناب آقاي موسوي اصلاً قابل طرح نيست. ايشان يك توصيه اي قبلش كردند و توصيه اي هم بعدش كردند. ما الان كل مذاكراتي كه راجع به پيشنهاد ايشان كرديم بنظر من خلاف آئين نامه است. براي اينكه ما بايد پيشنهادي كه مشخص يك مضموني باشد معيناً. ما روي اين بحث بكنيم.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ اخطار ايشان وارد نيست. به هرحال آقاي موسوي يك عبارتي را به عنوان يك اصل ارائه دادند خوب شما ميگوئيد اين محتواي روشن ندارد اين مخالفت با اين است. آقاي عميد بفرمائيد.

عميد زنجاني ــ بسم الله الرحمن الرحيم. جناب آقاي هاشميان هم عنايت بفرمايند پيشنهاد جناب آقاي موسوي دو قسمت دارد. شايد جوابي كه جناب آقاي هاشمي دادند باعث شد كه آقاي هاشميان اين تصور را بكنند. پيشنهاد آقاي موسوي دو قسمت دارد. قسمت اولش اين است كه براي اينكه ما در اصلي كه بيانگر كيفيت بازنگري در قانون اساسي هست يك پيش بيني لازم را بكنيم كه نشان بدهد كه اين قانون اساسي از يك استحكامي برخوردار است و بازنگري به اين صورت نيست كه اين اصول از اول پيش بيني شده كه يكجايش لنگ است. اشكال دارد. از اين نظر تجديد نظر در قانون اساسي پيش بيني شده. چون در بسياري از قوانين اساسي دنيا به اين دليل اصل تجديد نظر در آن پيش بيني ميشود چون از اول ميدانند كه خواسته هاي مردم تغيير ميكند، انتظارات مردم تغيير ميكند، تمايلات مردم تغيير ميكند. و به همين دليل از اول پيش بيني ميكنند كه در آينده اگر چنين چيزي اتفاق بيفتد. خواه ناخواه قانون اساسي به شيوه خاصي تغيير و تبديل پيدا بكند. ما اول قبل از آنكه شيوه بازنگري را بيان بكنيم اين را بگوئيم كه اين به معناي آن نيست كه اصول قانون اساسي از متانت و استحكام برخوردار نيست، اين را از اول بگوئيم كه ما هم كه در بازنگري قانون اساسي وارد شور و بررسي شديم ايمان داريم كه اسطقس قانون اساسي، اسكلت قانون اساسي از يك استحكامي برخوردار است. حالا آن تعبيراتي هم كه ايشان آوردند دقيقاً براي بيان اين نكته است. كه كسانيكه نسل اول انقلاب بودند با دقت و با نگرش خيلي عميق اين اصول را تنظيم كردند. قسمت اول پيشنهاد ايشان مربوط به اين است كه ميشود در اول اصلي كه كيفيت بازنگري در قانون اساسي را معين ميكند اين پيشنهاد آورده بشود. اما قسمت دومش كه تقريباً مشابه با پيشنهاد جناب آقاي حبيبي هست آنهم بنظر من مورد توجه قرار نگرفت براي اينكه هفت مورد را با عنوان خاص آورده اند. از اين هفت عنوان يكي محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن است. دوم ابتناء ‌كليه قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي است. سوم پايه هاي ايماني اهداف جمهوري اسلامي ايران است كه با دقت تنظيم شده. اگر يكبار آقايان مرور بكنند با كمال دقت… چهارم جمهوري بودن حكومت است كه البته در نظامهاي متصور كنوني دو نظام بيشتر نيست. همانطور كه آقاي هاشمي گفتند يا سلطنتي است يا جمهوري. و يقيناً جمهوري با موازين اسلامي نه تنها سازگارتر است. بلكه اصلاً غير از جمهوري هم در نظام اسلامي امكان پذير نيست و به همين دليل جمهوري بودن حكومت.

پنجم : ولايت امر، ششم اداره كشور با اتكاء به آراء عمومي. هفتم هم اصل دوازدهم قانون اساسي بدون اينكه اسم ببريم. (منشي ــ وقت تمام شده است) هفت موردي كه پيشنهاد شده (يك جمله هم عرض كم تمام است) هفت مورد پيش بيني شده و به نام اسم برده شده. در صورتيكه در مصوبه كميسيون بصورت كلي فقط سه مورد آمده كه بعضاً شامل اين جزئيات هم نميشود.

منشي (يزدي) ــ سه دقيقه از وقت مخالف باقي مانده. پيشنهاد جناب آقاي موسوي آن دوتا ملاك اولي كه ذكر كردند يكي اينكه پذيرفته شده جوامع مختلف بشريت و در مقابلش پذيرفته شده از خبرگان نخستين نسل انقلاب. من به نظرم مي رسد اينها مباني متهافتي باهم دارند. بالاخره يكي از اين دوتا را بايد قبول كنيد. علي القاعده دوم را قبول مي كنيم. و هردو كلي است و اين كليات اصلاً قابل بحث يا رأي گيري نيست. باقي مي ماند آن چهار تا نقطه اي كه يكمقداري جناب آقاي حبيبي رويش صحبت كردند. يعني شما تصريح بفرمائيد كه…

موسوي اردبيلي ــ متوجه نشدم فرموديد يكي از اين دو را…

محمد يزدي ــ يعني مبناي پذيرفته شده جوامع مختلف بشريت را يك ملاك حساب كرده ايد. پذيرفته شده از ناحيه خبرگان نخستين نسل انقلاب را هم يك ملاك حساب كرده ايد.

موسوي اردبيلي ــ اين دوتا است. دو چيز است.

محمد يزدي ــ بله پذيرفته شده يا تهيه شده توسط آنها. حالا به هرحال من ميخواهم بگويم كه اينها دو تا كلي است كه هيچكدامش گويائي خاصي نمي تواند داشته باشد براي تصميم گيري. دو تا عنوان كلي است گذشته از اينكه در دل اين دو تا عنوان يك تهافتي هم وجود دارد. يعني ملاكات اولي با ملاكات دومي نمي تواند باهم بخواند. باقي ميماند آن مسأله چهار نقطه اي كه اينجا ذكر شده است كه واقعاً روح پيشنهاد شما همين است. يعني اگر نقطة مثبتي دارد همين است و اين متأسفانه چيزي ذكر نشده. چنانكه در پيشنهاد جناب آقاي حبيبي در موقع بحث اگر صحبتي نشد ممكن است صحبتي بشود ذكر عنوان كلي كافي نيست. والا اين عنوان كلي را پيشنهاد خود كميسيون هم دارد. پيشنهاد كميسيون هم دارد محتواي اسلامي بودن نظام و حاكميت مقررات اسلام در جامعه و حاكميت ملت مثلاً. آن عناوين كلي را هم دارد. اگر عناوين كلي كافي است كه پيشنهاد كميسيون دارد. اگر كافي نيست خوب هيچ كجا كافي نيست . نه در پيشنهاد شما كافي است نه در پيشنهاد جناب آقاي حبيبي. يعني بايد مشخصاً ذكر بشود اگر منظورتان بخواهد

تأمين بشود كه اصل دوازدهم مثلاً اصل پنجم، اصل دوم، همين اصولي كه رويش عنايت خاصي هست.

موسوي اردبيلي ــ زياد است.

يزدي ــ بله حالا هر چند تايي كه هست. بنابراين اگر پيشنهاد اين باشد يعني اصول خاصي را ذكر ميفرمائيد اين اصول قابل تغيير نيست. اين قابل بحث است و قابل رأي گيري هست. ولي اگر يك كلياتي را بفرمائيد. اين كليات را پيشنهاد كميسيون هم دارد. همينجوري بگوئيم اين اصول تحت عناوين آن ظاهراً … يعني ما قبول نداريم. قسمت آخرش هم كه اگر بحكم ضرورت لازم باشد خودبخود بازنگري انجام مي گيرد راه بازنگري اصلاً ذكر نشده است. اگر لازم باشد بازنگري انجام مي گيرد.

موسوي اردبيلي ــ آن در اصل بعدي ميآيد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آن را بعنوان اصل جدايي گفته اند.

موسوي اردبيلي ــ آن در اصل بعدي ميآيد.

محمد يزدي ــ بله. حالا به هر صورت.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آقاي امامي صحبت كنند.

امامي كاشاني ــ عرض كنم كه اين پيشنهاد را آقايان مخالفين كم و بيش فرمودند. ولي بنظر من اگر بخواهد بيايد در مقدمه قانون اساسي بايد بيايد نه در متن قانون اساسي. اين عبارات اصلاً به درد متن قانون اساسي نميخورد. همينطور كه در مقدمه قانون اساسي ديديم آقايان قبلاً هم همين تعبيرها را دارند كه حالت حماسه اي و حالت محكم كردن قانون اساسي و حالت مقاله تقريباً دارد. اينها البته خيلي خوب است. ولي در مقدمه بيايد خوب است. در متن قانون اساسي من صلاح نميدانم. يعني كميسيون بنظرم مخالف باشد. و اما راجع به اصولي كه عمده تكية جناب آقاي دكتر حبيبي هم روي آن اصول بود كه جناب آقاي موسوي اردبيلي هم فرمودند من آن اصول را تنظيم مي كنم و مي گويم اين اصول را اگر بعنوان » از قبيل « بخواهد بيايد كه انحصار در آن نباشد از قبيل بخواهد بيايد شايد كميسيون مخالف نباشد ولي اگر بخواهد منحصر بشود به اين اصول ما اين را خطرناك مي بينيم. خطرش هم اين است. آن كه كميسيون تصويب كرده دقيقاً توجه به اين معنا كرده است كه ممكن است يك اصولي را ما ذكر بكنيم و در عين حال اصول ديگري باشد و غفلت بشود وقابل تغيير باشد حالا بنده مثال ميزنم. مثلاً اين اصل 151 كه ميگويد: » و اعدو الهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدو كم «. مسأله آموزش نظامي را مطرح ميكند. خوب شما الان اين اصولي را كه ميخواهيد چه آن كه جناب آقاي موسوي اردبيلي ميخواهند بفرمايند چه اصولي كه جناب آقاي دكتر حبيبي. آيا اين اصل را هم ميخواهيد مطرح كنيد، بگوئيد اين هم قابل تغيير نيست؟ در حاليكه اگر شما اصول را بياوريد انحصار از آن فهميده خواهد شد. انحصار فهميده شد همين را مي توانند تغيير بدهند. بنده در همين اثنايي كه داشتم نگاه ميكردم به اصول چند تا اصل بنظرم افتاد. اصل 167 قانون اساسي ميگويد كه قاضي بايستي كه حكم را در قوانين مدونه بگردد و پيدا كند ونظر بدهد. در صورتي كه پيدا نكند نمي تواند حكم را متوقف بكند. بايد برود سراغ منابع فقهي از آنجا نظر بدهد. خوب آيا ما كه گفتيم محتواي فقهي يعني كسي نمي تواند فردا بيايد بگويد اگر قوانين مدونه قانوني نداشت قاضي بايد تعطيل كند حكم را يعني اين محتواي اسلامي بودن تمام را دربر مي گيرد. حاكميت مقررات اسلام تمام را دربر مي گيرد. حاكميت اراده ملت همه حرفها را دربر مي گيرد. ولي اگر ما اصول را بخواهيم يك يك بياوريم و حتي همين مسأله اي كه جناب آقاي دكتر حبيبي فرمودند كه راجع به اصل 2 خيلي رويش تلاش شده خدا ان شاءالله آنهايي كه تلاش كرده اند و رفته اند خدا مقامشان را متعالي كند آنهايي هم كه هستند خير و بركت به عمرشان بدهد. ما قبول داريم اين كارها شده ولي آيا محتواي اسلامي بودن معنايش اين نيست كه معاد نباشد؟ وحي نباشد؟ يعني اينها معنايش اين است كه اينها نبايد تغيير بكند اين معنايش همين است ديگر. محتواي اسلامي بودن معنايش همين است. اصل امامت و ولايت ولو اينكه ما خداي نخواسته ما در يك عصري در آينده مواجه بشويم كه اصلاً مسألة ولايت فقيه را بيايند بگويند كه خير اين در همان امور حسبيه است و مسأله اداره حكومت هم فرض بفرمائيد يك كساني بيايند بگويند از امور حسبيه هم حساب نميشود در حاليكه بايد از امور حسبيه حسابش بكنند ولي در عين حال آمدند گفتند حساب نميشود ولي از اينكه در رأس نظام يك مجتهد عادل باشد اين محتواي اسلامي بودن را درست ميكند. بنابراين اين محتواي اسلامي بودن مسأله جامعي است. ولي فكر مي كنم كميسيون مخالف نباشد كه نظير گفته بشود. نظير اصل 2، نظير اصل فلان ، چند تا اصل بعنوان نظير گفته بشود. والا اين اصول جاي نقطه بيايد اين خطرناك است. و ميدان را باز ميكند براي تغيير خيلي از مسايل اسلامي.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آقاي موسوي پيشنهادشان را مشخص بكنند كه رأي بگيريم.

موسوي اردبيلي ــ من پيشنهادم مشخص است منتها ميتوانم يك دفاع بكنم؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ نه ديگر حالا وقت رأي گيري است.

موسوي اردبيلي ــ پنج دقيقه من وقت ميخواهم دفاع بكنم.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ اين بر خلاف آئين نامه است. حالا اثري هم آنطوري ندارد.

موسوي اردبيلي ــ چرا آخر اين حرفهايي كه گفتند جواب دارد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ باب خوبي وارد نميشود.

وارد شدن در يك بابي است كه ديگر منحصر …

موسوي اردبيلي ــ اينها جواب دارد، دو دقيقه چطور است؟

منشي (يزدي) ــ تبعيض است، خلاف قانون اساسي است.

موسوي اردبيلي ــ اي بابا! شما مي خواهيد همة قانون اساسي را تغيير بدهيد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ شما بهتر است پيشنهادتان را بفرمائيد.

موسوي اردبيلي ــ در كتاب بازيگران عصر طلائي ميگويد وقتيكه مرحوم سيد حسن مدرس مي خواست چيزي را رد كند مقداري از آن را با عمامه رد ميكرد، مقداريش را با خنده قدري از آنرا هم با منطق! شما هم با پيشنهاد بنده همان بازيهاي سيد حسن مدرس را در آورديد آمديد اول مخالفت كرديد بعد …

نايب رئيس (هاشمي) ــ خوب حالا دو دقيقه اي هم كه وقت گرفتيد از بين رفت.

سيد عبدالكريم موسوي ــ اولاً من معتقدم كه اين به عنوان يك اصل مستقل بيايد فرق اين پيشنهاد با مصوبه كميسيون اين است كه كميسيون آن را در بطن اصل آورده، من براي اينكه اين جهت متشخص و متعين باشد معتقدم كه در اصل ديگري جداگانه بيايد كه خودش را نشان بدهد،حالا عيناً همان هم باشد اشكالي ندارد.

متن آن هم اين است: » چون اكثر اصول قانون اساسي از محكمات اسلامي و مسلمات عقلي واصول پذيرفته شدة جوامع مختلف بشريت، تهيه شده از طرف خبرگان نخستين نسل انقلاب است مانند : اصول مربوط به اسلامي بودن نظام و اهداف جمهوري اسلامي ايران جمهوري بدون حكومت و اصل ولايت و رهبري، ادارة امور كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران، تغيير ناپذير است «.

البته با اين هم كه آقاي … گفتند، موافقم اگر اين هم اضافه بشود اشكالي ندارد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ شما » مانند « گفتيد ديگر، مانند هم يعني …

موسوي اردبيلي ــ مانند هم من گفتم ديگر، همان است. اين اصل پيشنهادي من، آنوقت يك ذيلي دارد، آن ذيل البته اگر خواست بيايد و اگر نخواست نيايد. حالا ميخواهيد بدون آن ذيل رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب، تا اينجا را رأي ميگيريم، تا به ذيل برسيم. آقاياني كه، با اين عبارتي كه آقاي موسوي فرمودند، موافقند رأي بدهند. (8 نفر موافق بودند.) رأي نياورد.

حالا ذيل را هم رأي بگيريم؟ ديگر ذيل فايده ندارد.

موسوي اردبيلي ــ نه ديگر اگر اول نباشد …

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ عملاً پيشنهاد آقاي دكتر حبيبي هم ديگر رأي نميآورد.

موسوي اردبيلي ــ آن را هم مستقيماً رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب حالا عبارت دكتر حبيبي را بخوانيم، بحثها ديگر همين بود، جداگانه بحث نكنيد، آقاي دكتر حبيبي، خودشان عبارتشان را بخوانند، رأي بگيريم.

منشي (حسن حبيبي) ــ من پيشنهاد ميكنم كه اين آخرين جمله اي كه در پيشنهاد كميسيون هست، با اين متن عوض بشود احتمالاً آن » در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران« را هم ميشود حذف كرد، من همه را ميخوانم: » در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايرن محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام، ابتناي كلية قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت ونيز ادارة امور كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است« .

منشي (يزدي) ــ ذيل پيشنهاد كميسيون بيايد، يعني پيشنهاد كميسيون محفوظ بماند.

موسوي خوئيني ها ــ از قبيل اصول فصل اول.

نايب رئيس (هاشمي) ــ از قبيل اصول فصل اول، معنايش اين است كه كل فصل اول را نمي شود دست زد، منظورتان اين است؟

موسوي خوئيني ها ــ بله، همين است.

هاشمي ــ آقاي دكتر حبيبي اين را نمي خواهند، ايشان مي گويند مضامين است كه اين مضامين قابل تغيير نيست.

موسوي اردبيلي ــ اين اكثر اصول را ميگيرد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ » از قبيل« عيب ندارد، آقاي دكتر حبيبي هم يك كلمه اي اضافه كند. » از قبيل« را كجا بياوريم؟ نميشود.

عميد ــ به جاي مصوبه مي آيد.

ميرحسين موسوي ــ آقاي هاشمي اگر پيشنهاد آقاي دكتر حبيبي » از جمله فصل اول « اضافه بشود، مسأله حل است.

هاشمي ــ يعني كل چيزهاي فصل اول؟

عميد زنجاني ــ فصل اول كليات است.

منشي (يزدي) ــ حالا آن يك پيشنهاد ديگر است اگر بنا باشد فصل اول مستقلاً بيايد، يك پيشنهاد ديگر است فعلاً

پيشنهاد آقاي حبيبي مطرح است، اين » از قبيل« هم كه اضافه بشود به اين صورت ميشود » در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ازقبيل اصولي كه مربوط به اسلامي بودن … تا آخر« يعني باز انحصار به اينها هم نباشد كه آن اشكالي كه آقاي امامي داشتند نباشد.

موسوي اردبيلي ــ به همان پيشنهاد آقاي حبيبي رأي بگيريد.

جنتي ــ جناب آقاي هاشمي من يك سئوالي دارم، ببينيد آقا! اين قضيه غير قابل تغيير بودن يك دفعه در اصل وقتي كه قانون اساسي نوشته ميشود يك چنين جمله اي مي آيد، معنايش اين است كه بنيانگذاران نظام و آن كساني كه اصلاً اين نظام را بوجود آورده اند، اينها ميگويند اين اصول اركان غيرقابل تزلزل و غيرقابل ترديد است در اين نظام و به هم ريختن اين اركان و اين اصول معنايش به هم ريختن نظام است يا نظام را به هم بزند اگر نظام به هم خورد كه همه چيز به هم ميخورد، يا اگر نظام هست اينها هم بايد باشد. اين آنجا جلو را ميگيرد براي آيندگان كه احياناً بخواهند در … (يزدي ــ سؤال ميفرمائيد يا مخالف هستيد؟) نه سؤال است اجازه بفرمائيد من مشروعيت اين را ميخواهم بپرسم، آخر اين مقدمة همان است ديگر. اما ببينيد الان ما مشروعيتمان را از كجا گرفته ايم؟ اين شوراي بازنگري كه الان آمده مشروعيتش را از رهبر گرفته، خود قانون اساسي هم رهبر آمدند گفتند شما در اين اصل و اين اصل و اين اصل بيائيد بازنگري بكنيد، حالا شما اينجا نوشته ايد كه اين چهار تا اصل اين پنج تا اصل قابل تغيير نيست، حالا اگر رهبر بعدي آمد گفت كه نه خير اين اصل و آن اصلي را كه اينها استثناء كرده اند، برويد بنشينيد و بازنگري بكنيد، چه فرقي ميكند؟ چه امتيازي ما بر آنها ‌داريم كه ما ميخواهيم جلو آنها را ببنديم؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ شما داريد مخالفت مي كنيد.

جنتي ــ من سئوال ميكنم كه آيا اصلاً اين درست است ما چنين چيزي را بگذاريم يا درست نيست؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ يكساعت صحبت مي كنيد بعد مي پرسيد اين درست بود؟! اين جوري آدم همه چيز ميتواند سئوال كند، يك ساعت صحبت كند بگويد حالا اين درست نيست جواب ايشان اين است، هيچ رهبري در دنيا نمي آيد بگويد كه اسلامي بودن نظام را شما تغيير بدهيد. ما اين را گفتيم، گفتيم اسلامي بودن و اتكاء به آراء مردم، اين را شما نميتوانيد عوض بكنيد، خوب چه رهبري مي آيد كه از مردم بيعت بگيرد بعد بگويد … اصل معيني را اسم ببرند همينطور است ما حرف شما را قبول داريم. حالا آقاي دكتر حبيبي عبارتشان را بخوانند، از قبيل هم نميخواهد آن مضمون را چون شما داريد، آن ديگر از قبيل نميخواهد، عبارت را بخوانيد …

ميرحسين موسوي ــ پس آقاي هاشمي، دوجور رأي بگيريد، يكي الان براي اين رأي بگيريد، بعداً به اين مسأله يك

پيشنهاد ديگر هست اضافه بشود . » از جمله فصل اول« آن هم دوباره رأي بگيريم…

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آخر فصل اول را من دارم ميگويم…

ميرحسين موسوي ــ نه اينكه به اين رأي ندهيم، بگوئيم كه اين باز باشد كه اگر يك چيزهايي بخواهيم اضافه كنيم، اضافه كنيم.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب آن پيشنهاد جديد است، اگر خواستيد، مطرح ميكنيم، طبق آئين نامه هم عمل ميكنيم. ايشان ميخواهند اضافه كنند، اضافه كنند. » از جمله فصل اول« معنايش همين است كه گفتم، يعني مسيحيت و اينها بايد ولو يك نفر هم بود…

ميرحسين موسوي ــ آن چه اشكالي دارد، مسيحيت و اينها… چيز خيلي محكمي است.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب آقاي حبيبي اگر مي خواهند مخلوط كنند، معمولاً اين تغييرات را ما در پيشنهادها ميپذيرفتيم بگوئيد.

حسن ابراهيم حبيبي ــ براي اينكه يك قسمتي از آن اصلاً مربوط به همان فصل اول است يعني آن چيزهائي كه به نظر من ميرسيده در فصل اول اهميت دارد در اينجا من ذكر كرده ام.

هاشمي رفسنجاني ــ مضمون را آورده ايد؟

حسن ابراهيم حبيبي ــ حالا اگر كه بخواهيد (از قبيل را) اضافه بكنيد ميشود گفت » محتواي اصول بنيادي از قبيل اصول مربوط به …« اينجوري ميشود، اگر موافق باشيد، اينطوري ميكنيم كه رأي بيشتري بياورد.

امامي كاشاني ــ يا اينكه در آن آخري كه دارد: » ولايت و امامت « در آنجا اضافه اگر پيشنهاد ميكنند، آقاي دكتر حبيبي، كه (همانطور كه در فصل اول آمده)…

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ حالا ديگر بحث اينجوري نكنيد، عبارت خودشان را بگويند، آقاي حبيبي بخوانيد.

حسن ابراهيم حبيبي ــ من همان پيشنهاد خودم را مي خوانم هر كه ميخواهد رأي بدهد، هر كه ميخواهد رأي ندهد.

» در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام، ابتناي كلية قوانين و مقررات، بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز ادارة امور كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است.«

موسوي اردبيلي ــ اين در بطن است؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ بله، يعني غير از اينها قابل تغيير است.

موسوي اردبيلي ــ اين يك اصل مستقل است يا در ضمن آن اصل است؟

منشي (يزدي) ــ در آخر پيشنهاد كميسيون مي آيد.

موسوي اردبيلي ــ آقاي دكتر حبيبي! شما اين پيشنهاد را ميكنيد ذيل آن بيايد يا مي گوئيد اصل مستقل باشد؟

دكتر حسن ابراهيم حبيبي ــ ذيل آن بيايد چه اشكالي دارد؟

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب، ايشان پيشنهادشان را قرائت كردند، آقاياني كه با اين پيشنهاد آقاي دكتر حبيبي موافق هستند رأي بدهند.

عميد زنجاني ــ منهاي انحصار.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ نه انحصار هم تويش است يعني با انحصار (14 نفر رأي دادند) تصويب شد. (اين به جاي آن عبارتي كه ما آورده بوديم مي آيد) پيشنهادهاي ديگر را مطرح كنيد.

منشي (يزدي) ــ به جاي جملة » محتواي اسلامي بودن « خوب، آقاي عميد زنجاني هم دو تا پيشنهاد دارند.

ميرحسين موسوي ــ آقاي هاشمي، اين فصل اول با اين تناقضي ندارد، ما اين را به عنوان پيشنهاد مطرح مي كنيم.

نايب رئيس (هاشمي) ــ خيلي خوب مطرح كنيد، قابل طرح كردن هست، پيشنهاد چاپي كه تمام شد اين را مي خوانيم.

رئيس ــ يك ربع ساعت تنفس مي دهيم.

(جلسه ساعت 18 به عنوان تنفس تعطيل و مجدداً ساعت 20/18 به رياست آيت الله مشكيني تشكيل شد).

رئيس ــ بسم الله الرحمن الرحيم. جلسه براي ادامة مذاكرات رسمي است دستور جلسه را اعلام بفرمائيد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ پيشنهاد آقاي عميد زنجاني مطرح است.

منشي (يزدي) ــ مقداري از پيشنهادهاي آقاي عميد تأمين شده است، حالا آن مقدار كه تأمين نشده است را بفرمائيد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ قبلاً ايشان چند دقيقه صحبت كرده اند. حالا از پيشنهادشان (كلي) دفاع كنند آنوقت جداگانه مورد به مورد براي رأي گيري بحثشان را بفرمايند.

عميد زنجاني ــ بسم الله الرحمن الرحيم. لازم است قبلاً عرض كنم كه اين پيشنهادها در چهارچوب مصوبة كميسيون است يعني مبناي اين پيشنهادها اين است كه من چارچوب مصوبة كميسيون را پذيرفته ام چون هم آن جهت دشوار گرفتن در آن منظور شده كه شش مرحله اي هست و هم كارشناسي منظور شده و هم اينكه اين كارشناساني كه در مصوبه آمده به نحوي متكي به آراء عمومي هستند، نه به انتخاب مستقيم بلكه به انتخاب غير مستقيم اينها افرادي هستند كه به نحوي يا منتخب مردم هستند يا به نحوي مقبوليت عامه را دارند. بنابراين اصل چهارچوب اين مصوبة كميسيون را من قبول دارم منتها اين پيشنهادها، به جهت تكميل مصوبة كميسيون است. البته تعدادي از پيشنهادهاي من در طي رأي گيريها تأمين شده، من آن قسمت از پيشنهادها را عرض ميكنم كه تأمين نشده است.

يك پيشنهاد اين است كه محورهائي كه توسط شوراي بازنگري مورد تجديد نظر قرار ميگيرد، توسط رهبر با مشورت مجمع تشخيص مصلحت معين و مشخص شود، البته در مصوبه آمده كه مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت، اصلاح يا تتميم را پيشنهاد ميكند ولي اين درست معين نيست كه آيا مقام رهبري موارد را هم مشخص ميكند يا موارد را مشخص نميكند؟ من پيشنهاد تكميلي دارم كه اين در مصوبة كميسيون مشخص بشود كه مقام رهبري با مشورت مجمع تشخيص آن محورها را هم مشخص كند كه چه محورهائي بايد مورد بازنگري قرار بگيرد. اگر پيشنهادها را يكي يكي مورد بحث قرار ميدهيد اول اين پيشنهاد را مطرح كنيد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ كلي يكبار بحث كنيد بعد يكي يكي رأي گيري ميكنيم…

عميد زنجاني ــ همان يكي يكي كه بحث ميشود رأي گيري بشود بهتر است.

اميني ــ ما هم يك پيشنهاد 5 نفره داريم كه دقيقاً همين است.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آقايان مختصر صحبت كنند اگر مخالف و موافق ميخواهند صحبت بكنند اولين پيشنهادتان را مطرح كنيد.

عميد زنجاني ــ در بند هشتم است.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ بند هشتم ــ محورهائي كه توسط شوراي بازنگري مورد تجديد نظر قرار ميگيرد، توسط رهبر با مشورت مجمع تشخيص مصلحت معين و مشخص شود.

عميد زنجاني ــ در مصوبة كميسيون هست ولي دقيق نيست كه معين بشود، اين معين بشود، اضافه بشود. شايد هم منظور كميسيون همين است.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ منظور همين است ما فكر ميكنيم چيزي كم نداريم. آقاي يزدي به عنوان مخالف صحبت ميكنند.

محمد يزدي ــ وقتي كه پيشنهاد كميسيون را نگاه مي كنيم مي بينيم » مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت « معنايش اين است كه مقام رهبري با اين جمع صحبت ميكند. يعني چه؟ يعني ميگويد كدام اصل؟ به چه دليل؟ چه مقدار تغيير بكند؟ كدام مسأله، به چه دليل و براي چه تغيير بكند؟ مواردي را قاعدتاً ذكر ميكند كه نواقص اين موارد در طول تجربه و عمل بدست آمده و احساس شده كه لازم است تجديد بشود.

موسوي خوئيني ها ــ موارد را مشخص كنيد تا محورها معين بشود، هر چه كه در آن هست.

يزدي ــ به عنوان مخالف دارم صحبت ميكنم و عرض ميكنم لازم نيست ذكر بشود، به هرحال اگر قرار است طبق آئين نامه تصميم بگيريم قاعده اش اين است كه پيشنهاد مشخص بشود، مخالف و موافق صحبت كنند بعد رأي بگيريم. من عرض ميكنم به اين نياز نيست بلكه ضرر هم دارد، چرا؟ به دليل اينكه وقتي گفته ميشود مقام رهبري مشورت بكند، مشورت مقام رهبري، يك حساب و كتابي دارد، قاعدتاً در اثر تجربه هائي كه قبلاً عمل شده، موارد اشكال و لزوم تجديد نظر ذكر شده آنها را مشورت ميكنند و قهراً نتيجه مشورت تعيين است. تعيين كه شد بعد ميگويد پس از اين مشورت، بعد ميگويد اصلاح بكنيد يا تتميم بكنيد يعني اين موارد را اصلاح بكنيد يا تتميم بكنيد. يعني مقصود ايشان اينجا هست، لازم نيست ذكر بكنيم حتماً موارد را مشخص بكند.

بعد اين موجب ميشود يك مقداري دست رهبري در مقام دستور دادن، بسته تر ميشود لذا همين اطلاق ظاهراً كافي است و نيازي نيست.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ آن حرف آقاي موسوي خوئيني ها اگر كلمة موارد اضافه بشود جمع بين دو نظر شده، يعني مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسي، يعني نظر شما هم تأمين شده است. آقاياني كه موافقند كلمة موارد را اضافه كنيم رأي بدهند (اكثر موافقت كردند) تصويب شد، نظر آقاي عميد هم تأمين شده حالا پيشنهاد بعدي تان را بگوئيد.

عميد زنجاني ــ پيشنهاد بعدي، مربوط به مسأله تداخل اعضائي است كه عناوينشان در مصوبه تصريح شده. مثلاً اعضاي شوراي نگهبان كه البته نه مجمع تشخيص مصلحت كه سران 3 قوه در آنجا حضور دارند و شوراي نگهبان هم همينطور ممكن است تداخل داشته باشد، خبرگان تداخل دارد و دولت تداخل دارد، خدمتتان عرض كنم قوة قضائيه كاملا تداخل دارد موارد زيادي تداخل دارد، پيشنهاد من اين است كه در موارد تداخل تصريح بشود كه اين اعضاء جداست يعني وقتي ميگوئيم اعضاي شوراي نگهبان، آن عضوي از شوراي نگهبان كه ديگر در مجمع تشخيص مصلحت نيست » سران 3 قوه « خواه ناخواه ديگر آنهائي از مجمع تشخيص مصلحت انتخاب ميشوند كه جزء سران سه قوه نيستند.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ اجازه بدهيد من به عنوان رئيس كميسيون پيشنهاد بكنم كه شما از اين پيشنهاد

صرفنظر بفرمائيد. ببينيد ما كه ميگوئيم اعضاي شوراي نگهبان يك كسي را كه نميگوئيم با دوتا رأي شركت ميكند. طبعاً آنهائي از اعضاي شوراي نگهبان كه در مجمع تشخيص مصلحت هستند، به مجمع تشخيص مصلحت هم مي آيند، اين…

عميد زنجاني ــ عدد فرق ميكند.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ ما كه سقف عددي نگذاشته ايم، اشتباه كار اين است كه شما خيال ميكنيد ما يك سقفي گذاشته ايم گفته ايم 75 نفر، حالا ميخواهيم عدد … ما اصلاً اين كار را نكرده ايم، ما سقف نداريم (يكي از آقايان ــ ائمه جمعه …) من همين را ميخواستم بگويم. بله، ببينيد، ائمه جمعه آنهائي را انتخاب ميكنند كه توي … (عميد ــ در قانون نيست فردا استناد ميشود) بله، ممكن است… ما كه سقف تعيين نكرديم ما گفتيم آنهائي را كه از اينها مي آيند، خبرگان 5 نفر را انتخاب ميكنند، البته، عقلاً اينطوري نخواهد بود كه خبرگان وقتي كه ببينند يك عضوشان از شوراي نگهبان آمده، ديگر بيايند باز آن را انتخاب بكنند، آن كه خوب، آنها ميخواهند رأيشان را بياورند...

عميد ــ حق بقيه ضايع ميشود.

هاشمي ــ ميگويم آخر اين كار را نميكنند.

عميد زنجاني ــ حالا آمدند و كردند…!

يزدي ــ صلاح دانستند و كردند چه اشكال دارد؟ سقفي نيست؟

هاشمي ــ اين چيز عجيبي است كه خبرگان، كار را عبث بكنند، بگويند رئيس خبرگان در مجمع تشخيص مصلحت هست و رفته توي بازنگري، ما هم بيائيم انتخابش كنيم. من فكر ميكنم فرض درست نيست پيشنهاد بعدي تان را مطرح بفرمائيد.

عميد زنجاني ــ پيشنهاد بعدي، در مورد مسئلة تعداد نماينده از شوراهاست كه 3 نفر پيشنهاد شده كه من پيشنهاد كردم كه 5 نفر باشد بدليل اهميت شوراها و نقشي كه در آينده شوراها در تصميم گيريهاي سطح بالاي كشور، ممكن است داشته باشند و پيش بيني كه در مورد شوراي عالي استان در نظر گرفته شده، بنابراين با توجه به آن سلسله مراتب شوراها كه: شوراي ده، بخش، شهر، شهرستان، استان و شوراي عالي استان در نظر گرفته شده، 3 نفر براي اين سلسله مراتب با اين عظمت كه فصل پنجم قانون اساسي بيانگر آن هست، اين 3 نفر خيلي اندك است، پيشنهاد اين است كه پنج نفر بشود.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب آن دانشگاهها را هم بگوئيد.

عميد زنجاني ــ دانشگاهها هم باز پيشنهاد اين است كه بجاي 3 نفر به 5 نفر باشد البته با اين قيد، اين قيد به نظر من بسيار مهم است، تعداد اساتيد دانشگاهها، از 3 نفر به 5 نفر افزايش بيابد و دليلش هم اين است كه تخصصهاي مورد نظر در اين جمع شوراي بازنگري يك قسمت و سهم قابل توجهش نصيب دانشگاههاي كشور ميشود و سه نفر اندك است و با اين قيد كه 3 نفر آنها حتماً تخصص در حقوق عمومي و حقوق اساسي داشته باشند كه مستقيماً مربوط به قانون اساسي و نحوة بازنگري در قانون اساسي است، مخصوصاً تخصص اينها از نظر شكلي ميتواند مفيد باشد. يكي ازتخصصهائي كه امروز در دنيا هست تخصص در قانون نويسي است كه متأسفانه ما در ايران اين تخصص را نداريم اصلاً رشته اش را نداريم و به همين لحاظ آنهائي كه تخصص در حقوق عمومي دارند و حقوق اساسي دارند ميتوانند اين خلاء را پر بكنند، كيفيت قانون نويسي كه اصلاً خودش يك فرمي دارد، اسلوب خاصي دارد. بنابراين پيشنهاد من اين است كه سه نفر، 5 نفر بشود. با اين قيد كه (سه نفر آنها از 5 نفر تخصص در حقوق عمومي و حقوق اساسي داشته باشند).

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ مخالف؟ آقاي امامي كاشاني مي توانند صحبت كنند.

محمد امامي كاشاني ــ همين را مي خواستم بگويم كه اين يك كار تقريباً آئين نامه اي است، مثلاً ما قبول داريم ولي در قانون اساسي اينكه بيايد مثلاً تخصصش در چه باشد و اينها نيست. قصه 5 نفر 3 نفر هم ديگر همين است كه رأي بدهند هر چه آقايان رأي دادند راجع به 3 يا 5 نفر، هر چه شورا رأي دادند و اما راجع به اينكه تخصص شان چه باشد اينها در آئين نامه مي آيد.

عميد ــ در حقوقدانهاي شوراي نگهبان تصريح شده است.

امامي كاشاني ــ آن در قانون اساسي است.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خيلي خوب، حالا ما ديگر مشاجره نداريم، صحبت مخالف و موافق است. ببينيد پيشنهاد آقاي عميد 2-3 نقطه دارد كه جداگانه رأي بگيريم يكي اينكه اعضاي شوراها از سه نفر بشوند 5 نفر، آقاياني كه موافق اين پيشنهاد هستند رأي بدهند. (دو نفر رأي دادند) تصويب نشد پيشنهاد بعدي ايشان اين است كه دانشگاهها 5 نفر بشوند با قيد اينكه سه نفرشان تخصص در حقوق عمومي و قانون اساسي داشته باشند. آقاياني كه با اين پيشنهاد موافق هستند رأي بدهند. ( 4 نفر رأي دادند) تصويب نشد. ديگر پيشنهاد تأمين نشده نداريم، مثل اينكه همه پيشنهادها تأمين شده است.

منشي (يزدي) ــ بقيه پيشنهادها؟

نايب رئيس ــ تأمين شده است. حالا آقايان هاشميان پيشنهادشان را بدهند، آنهائي را كه تأمين نشده مطرح كنيد و آنهائي كه رد نشده.

حسين هاشميان ــ بسم الله الرحمن الرحيم. من همينطور كه عرض كردم يكي ذكر موارد بود كه تأمين شده آنجا ذكر كرده بودم دوم مسأله اين شوراي بازنگري است. شوراي بازنگري در اين گزارش كميسيون هست كه مصوبات شورا پس از تأئيد و امضاي رهبري از طريق… (تا آخر) اين مصوبات يعني آن اصولي را كه مأمور تغييرش شده اند و تغييرات هم مصوب دارند ديگر. اما اصل تغيير كه رهبر پيشنهاد مي كند. اين را نمي فهماند بنده معتقد هستم كه رهبر با ذكر موارد كه پيشنهاد مي كند. اين شوراي بازنگري دو كار انجام بدهد يكي اينكه تصويب كند با دوسوم يا سه چهارم (حالا رقمش هر چه باشد.) تصويب كند كه آيا تغيير لازم است يا لازم نيست، دوم كار تغييرش را شروع ميكند. بنابراين پيشنهاد مشخص من اين است كه اين شورا تصويب اصل تغيير را هم بايد انجام بدهد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ توضيح بدهند شايد آقاي هاشميان هم در آن جلسه كميسيون همين را گفته يعني وقتي كه رهبر پيشنهاد داده به اين شوراي بازنگري. شوراي بازنگري بررسي مي كند اگر رأي نداد به هر موردي از اين موارد معنايش اين است كه موافق نيست. ممكن است به همه موارد رأي ندهد ممكن است كه به بعضي هايش رأي ندهد اين ديگر در اختيار شورا است. بنابراين نظر شما تأمين است اينكه ما بگوئيم اول اصل تغيير را تصويب بكند بعد وارد موارد بشود، اين همان كليات و جزئيات است. اتفاقاً اگر به صورت لايحه به جلسه بيايد معنايش همين است كه اول در كليات صحبت مي كنند و ما هم اين را قبول داريم يك وقت ممكن است بگويند نه ما اصلاً قبول نداريم. بنابراين خيال ميكنم نظر شما تأمين است. شورا مجبور نيست كه حتماً تغيير بدهد چون پيشنهاد بعدي شما را هم همين جور مي گويم ما در كميسيون با توجه تعبير مصوبات را آورديم، گفتيم مصوبات بازنگري يعني تصويب بايد بشود بنابراين بدون تصويب اين به خدمت رهبر ديگر نمي رود اگر اينهاست نظرتان تأمين است.

آقاي خوئيني ها صحبت كنند.

سيد محمد موسوي خوئيني ها ــ من مي خواهم عرض كنم كه پس با همين استدلال كه مي فرمائيد با آوردن يك كلمه اي بايد ابهام اين برطرف بشود چون اگر اين به قوت نباشد، اين احتمال باقي مي ماند كه وقتي رهبر مي گويد به نظر من اينجا نبايد تغيير پيدا كند يا اصلاح بشود اين شبهه پيش خواهد آمد كه ما حق داريم بگوئيم خير شما درست نفرموديد به نظر ما لازم نيست اصلاح و تغيير مي گويند خوب وقتي مقام رهبري گفته شما موظف هستيد نحوة تغيير را بررسي كنيد اگر نظر جمع ما (شورا) اين است در صورتي كه رهبر پيشنهاد ميدهد و لزوماً بايد بپذيرند، اين تصريح

بشود اگر نه مي گويند آن شورا مخير است اين هم تصريح بشود.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ خوب عين عبارت پيشنهادي تان را بگوئيد.

موسوي خوئيني ها ــ يعني كميسيون با كدامش موافق است؟

نايب رئيس(هاشمي رفسنجاني ) ــ ما فكر مي كنيم در مصوبه كميسيون تعبير مؤدبانه اي آورده ايم، اولاً گفته ايم رهبر پيشنهاد… بعداً گفته ايم » مصوب « مطلب روشن است حالا شما عبارت صريح تر مي‌خواهيد عبارتتان را بگوئيد، ما همين مضمون را گفته ايم.

موسوي خوئيني ها ــ يعني نظر كميسيون اين است كه اگر خواستند رد مي كنند؟

نايب رئيس ــ بلي ما صريحاً داريم مي گوئيم نظرمان اين بوده كه در كميسيون هم بحث شده منتها مؤدبانه آورده ايم، رهبر پيشنهاد ميدهد كميسيون هم مصوب دارد. بنابراين شما اگر عبارتي صريحتر مي خواهيد همان عبارت را بگوئيد.

هاشميان ــ من اين عبارت را ذكر مي كنم (نايب رئيس ــ بفرمائيد) هر يك از اصول به پيشنهاد رهبري با ذكر موارد و تصويب سه چهارم شوراي بازنگري توسط 70 نفر شوراي بازنگري قانون اساسي (20 نفر به انتخاب رهبر و 50 نفر به انتخاب مردم) كه پس از تأئيد رهبر به همه پرسي گذارده خواهد شد تغيير مي يابد.

نايب رئيس ــ خيلي خوب حالا عمده اش هم بحث شد. اگر آقايان مي خواهيد اين عبارت را به رأي بگذاريم ديگر.

مؤمن ــ اصل دوسوم رأي را تأكيد داريد؟ پيشنهاد ايشان را تجزيه كنيد.

هاشميان ــ دوسوم بلي، من الان دوسوم گفتم يعني دوسوم آن رأي بدهند كه اين تغيير لازم است.

نايب رئيس ــ ما عبارت ايشان را به رأي مي گذاريم.

ميرحسين موسوي ــ يك بار ديگر عبارت خوانده بشود.

مؤمن ــ دوتا پيشنهاد داريد؟

هاشميان ــ بلي دوتاست. من الان روي اين اصرار دارم بعد آن يكي را مطرح مي كنم » به پيشنهاد رهبري با ذكر موارد و تصويب دوسوم شوراي بازنگري «.

نايب رئيس ــ خيلي خوب حالا پس اين را جداگانه رأي بگيريم تصويب دوسوم را به رأي مي گذاريم.

امامي ــ اصل تغيير؟

هاشميان ــ اصل تغيير است ديگر، يعني رهبر پيشنهاد ميكند، ببينيد به جاي اينكه مي گفتيم مجلس تصويب بكند. مي گوئيم الان شوراي بازنگري تصويب بكند. اگر گفت بلي. ادامه بدهند تغيير…

نايب رئيس ــ خيلي خوب بعداً در مواد و اصول هم دوسوم مي خواهند يا نه؟

هاشميان ــ خير، در اصل مواردي كه رهبر ذكر مي كند.

نايب رئيس ــ خيلي خوب فعلاً پيشنهاد آقاي هاشميان را به اين مضمون به رأي مي گذاريم كه بعد از پيشنهاد رهبري دوسوم شورائي كه اينجا داريم بايد موافقت كنند كه اصل تغيير قابل قبول است بعد وارد بحث بشوند. آقاياني كه با اين پيشنهاد موافق هستند رأي بدهند (يكنفر رأي داد) تصويب نشد. در اين قسمت ديگر پيشنهادي نيست.

عميد ــ رفع ابهام را هم پيشنهاد…

نايب رئيس (هاشمي) ــ از نظر ما ابهام ندارد، شما اگر عبارت صريحتري داريد بگوئيد كه رفع ابهام كند، ما دنبال همين هستيم. ايشان اين جور خواستند رفع ابهام كنند كه گفتند.

منشي (يزدي) ــ آقاي خوئيني ها و آقاي بيات و آقاي نجفقلي حبيبي و آقاي كروبي پيشنهاد كرده اند: » اصول كلي كه در فصل اول آمده است و نيز محتواي اسلامي بودن نظام با حاكميت مقررات اسلام كه در جامعه و حكومت در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قابل تغيير نيست« .

نايب رئيس (هاشمي) ــ آقايان ميگويند همة اصول فصل اول از قابل تغيير بودن مستثني باشد، ما الان روي اين پيشنهاد بحثي نميكنيم اگر آقايان موافقت كردند ميرود به كميسيون، توي كميسيون راجع به آن بحث مي كنند و گزارش آن را ميآورند به اينجا، آئين نامه اين است ديگر.

يكي از آقايان ــ قبلا هم اين كار را كرده ايد؟

نايب رئيس ــ نه نكرده ايم (يكي از آقايان ــ پس چرا حالا مي كنيد؟) چاره اي نيست اتفاقاً پيشنهاد هم در جزئيات است، گفته ايم پيشنهادهاي جديد اينجوري عمل بشود.

منشي (يزدي) ــ جناب آقاي هاشمي اگر اجازه ميدهيد آئين نامه را بخوانيم كه رضايت پيشنهاد دهندگان حاصل شود ( نايب رئيس ــ يكبار كه خوانديم، حالا بفرمائيد) » مادة 25ــ … پيشنهادهاي جديد در صورتي كه به امضاء 5 نفر برسد و جلسه عمومي آن را قبول كند براي بررسي به كميسيون ارسال مي شود در اين صورت رأي گيري در مورد اصل مربوطه تا رسيدن گزارش كميسيون متوقف مي ماند…«

نايب رئيس ــ به هرحال اين آئين نامه ما است اگر اين جلسه پذيرفت كه ما اين را به كميسيون ببريم مي بريم كميسيون، فعلاً اينجا بحث را متوقف مي كنيم تا از كميسيون برگردد.

مؤمن ــ نمي خواهد حالا بحثي راجع به آن داشته باشيم؟

نايب رئيس ــ نه اين بحث ندارد، فقط يك پيشنهاد است، بپذيريم كه پيشنهاد مطرح بشود فقط اين است. (آذري ــ شوراها در اصل هفتم هست) بلي شوراها در اصل هفتم هست… اگر ميخواهند توضيح بدهند يك قدري توضيح بدهند. بك مخالفي هم مختصر بگويد.

موسوي خوئيني ها ــ البته با همان چيزي كه تصويب شد يك بخش عمده اي از هدف پيشنهاد تأمين شد، اما وقتي كه انسان اصول فصل اول قانون اساسي را مطالعه مي كند مي بيند بسياري از آن اصول به هيچ وجه قابل تغيير نيست مگر اين كه كسي بخواهد مثلاً از محتواي انقلاب و نظام و همه اين چيزها چشم پوشي كند!

اصل اول : تعريف جمهوري اسلامي است.

اصل دوم : ميگويد » جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به خدا… « الي آخر آن بند ها (اهداف نظام).

اصل سوم : » دولت جمهوري اسلامي‌ ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي امور زير به كار برد… «

اصل چهارم : » كليه قوانين و مقررات مدني، جزائي، مالي …« الي آخر اينها بايد اسلامي باشد الا آن توضيحاتي كه دارد.

اصل پنجم : اينكه حكومت تحت ولايت امامت امت و فقيه عادل هست اين هم از چيزهائي است كه غير قابل تغيير است.

اصل ششم : اينكه نظام مان متكي به آراء عمومي است اين هم همينطور است.

اصل هفتم : نظام ما شورائي است.

اصل هشتم : آن مسأله امر به معروف و نهي از منكر است.

اصل نهم : بحث آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر الي آخر …

اصل دهم : همانطور، اصل يازدهم و اصل دوازدهم و اصل سيزدهم كه بعضي از برادران تصور كردند كه معنايش اين است ولو از اقليت ها سه نفر باشد نماينده لازم است اصلاً آن نيست. يك مسأله مسلم بين آقايان است كه مي گويد اينها اقليت هاي ديني هستند يعني غير از اينها ما اقليت ديني نمي شناسيم و در احوال شخصيه يا وتعليمات ديني هم طبق آئين خودشان عمل مي كنند. خوب پس وقتي كه اصول فصل اول همگي چيزهائي است كه غير قابل تغيير است ما براي متقن تر شدن، محكم تر شدن آن نكته اي كه در آن ذيل مصوب آمده اصولاً اگر اين را ذكر بكنيم كه تمام فصول فصل اول و آن اصول ديگري كه آن كليات در آن تأمين شده است. اگر اين را تصريح بكنيم هيچ چيزي را از

دست نداده ايم و رعايت احتياط را هم كرده ايم.

نايب رئيس ــ ببينيد آن چيزهاي اساسي كه آقايان در ذهنشان هست در پيشنهاد آقاي حبيبي تصويب شده است. اسلامي بودن، ولايت فقيه، جمهوري بودن، آراء مردم، آزادي پيام همه آن چيزهائي كه مفهوم فصل اول است تمامش را ما تصويب كرده ايم. مي ماند اين كار را اگر كرديم معنايش اين است كه شكل قضيه را هم ديگر نمي توانيم عوض كنيم. يعني اگر گفتيم فصل اول مثلاً شما مي گوئيد امر به معروف و نهي از منكر (درست است كه يك حكم اسلامي است) اما اينكه حالا لازم است در قانون اساسي باشد كه ما هنوز هم نتوانسته ايم در مجلس برايش يك قانوني بنويسيم. يا همان مسأله اقليت ها كه تا وقتي آنها را داريم بايد در مجلس نماينده داشته باشند. حالا اين چه چيزي است كه اين الي الابد تا قيامت قابل تغيير نيست؟ من خيال مي كنم نظر اصلي شما كه محتواهاي عالي است تضمين شده است، شما روي مسائل شكلي الان گرفتاريد يعني اين چيزهاي غير مهمي كه اينجا وجود دارد يا مثلاً خود شوراها حالا در قانون اساسي شوراها يك اصل مترقي است ولي نظامي كه مجلس دارد، رئيس جمهور دارد، همه كارهايش بر اساس دمكراسي است. (آن جوري هم كه الان قانون شوراها نوشته شده كه مي توانند دخالت بكنند در امور كشور) يعني الان بر اساس قانوني كه داريم اينها مي توانند در هر شهرستاني بروند به فرماندار دستور بدهند، به استاندار دستور بدهند حالا اين در قانون اساسي بايد واقعاً تا قيامت بماند؟ خوب تا هر زماني كه قبول دارند اين مي ماند، هر وقت ديدند مصلحت نيست فكري ميكنند حالا كه در قانون اساسي هست. من خيال مي كنم آقايان نظرشان تأمين است روي اين پيشنهادشان اصرار نكنند. حالا رأي مي گيريم. آقاياني كه موافقند اين پيشنهاد آقايان بيايد در دستور شورا، رأي بدهند (5 نفر رأي دادند) تصويب نشد.

هاشميان ــ براي من رفع ابهام نشد از اين عبارتي كه شما گفتيد هر دو …

نايب رئيس ــ خوب يك پيشنهادي داديد رأي نياورد!

هاشميان ــ نه الان يك چيز ديگر نوشتم اصلاح كردم، ببينيد مصوبات شورا به رهبري داده مي شود جهت همه پرسي. اين مصوب، بنده معتقدم كه (چيز) نيست يعني اصل تصويب را اگر شما …

نايب رئيس ــ استدلال نكنيد عبارت تان را بگوئيد، مي خواهيم رأي بگيريم.

هاشميان ــ من مي خواهم روشن كنم. حضورتان عرض كنم كه اگر شورا وارد تغيير شد معني آن اين نيست كه كليات را تصويب كرده مثل مجلس كه نمايندگان كليات لايحه اي را بحث مي كنند و وقتي وارد جزئيات مي شود، باز روي آن اظهار نظر مي كنند، بند بند تأييد مي كنند يا تأييد نمي كنند توجه مي كنيد؟ اينجا هم اينطوري است لذا من در اين عبارت اين اصلاح را پيشنهاد مي كنم كه اول تصويب را داشته باشيم، اصل كلي تغيير را، بعد وارد آن جزئيات مي شود، عبارت اين است» مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي جهت تصويب كلي تغيير يا اصلاح يا تتميم با تركيب زير پيشنهاد مي نمايد.«

يزدي ــ در جزئيات ديگر پيشنهاد نمي دهند.

هاشميان ــ چرا بعد كه آن در مصوبه آخري اش هست ديگر ( يكي از آقايان ــ عبارت جديدي است )

نايب رئيس (هاشمي) ــ عبارت جديد ايشان را به رأي مي گذاريم آقاياني كه با اين پيشنهاد ايشان موافقند رأي بدهند (يكنفر رأي داد) تصويب نشد.

منشي (يزدي) ــ يك پيشنهاد ديگر هست كه پنج تا امضاء دارد.

هاشمي رفسنجاني ــ آقاي طاهري هم امضاء كرده اند؟!

يزدي ــ بله.

هاشمي رفسنجاني ــ ما اين عضو كميسيونمان را حاضريم عوض كنيم! (خنده حضار).

منشي (يزدي) ــ مرقوم فرموده اند: عطف به مادة 25 آئين نامه شورا، تركيب زير براي اعضاي شوراي بازنگري پيشنهاد ميشود:

1-شوراي نگهبان 2- مجمع تشخيص مصلحت (اعضاي ثابت) 3- سران سه قوه 4- پنج نفر از خبرگان به انتخاب آنان 5- پانزده نفر به انتخاب مقام رهبري كه پنج نفرشان از اساتيد دانشگاه باشند 6-ده نفر از نمايندگان مجلس به انتخاب مجلس (يعني محدود كرده اند) حالا مختصري توضيح بدهند به رأي بگذاريم.

مؤمن ــ بسم الله الرحمن الرحيم. من ان شاءالله كم صحبت مي كنم. اين پيشنهاد بر اساس همان مسائلي اسـت كـه صحبـت كرديم و حتـماً برادران بـزرگوار قبول دارند كه اكثر اين اعضائـي كه براي بازنگري تعييـن مـي شوند ، بايد كارشناس اسلامي باشند كه محتواي اسلامي اصولي كه تغييـر مي كند هميشه محفوظ باشد و عرض كرديم حضرت امام هم اين جهت را عنايت فرمودند . در اين پيشنهادي كه كميسيـون داده من حساب كردم با حذف مكررات حدود 69 نفر ميشوند و در بين اين 69 نفر نسبت به 43نفرشان تضمين اينكه كارشناس اسلامي باشند نيست! يعني احتمال اينكه حدود دوسوم آنها كارشناس اسلامي نباشند هست! (هاشمي – مبناي محاسبه تان را هم بگوئيد) حساب مي كنم. ملاحظه بفرمائيد. اعضاي شوراي نگهبان 12 نفر هستند، 6 نفر از اينها تضميني ندارد. سران سه قوه كه سه نفرند 2 نفرشان تضميني ندارد. رئيس قوة قضائيه مسلم است اما رئيس جمهور و رئيس مجلس تضمين ندارد! البته الان كه وضعيت روشن است ولي تضمين ندارد، مجمع تشخيص مصلحت اعضاي ثابتش كه هست، فقهاي شوراي نگهبان كه هيچ، آنجا سران سه قوه هم كه حساب شد.

يكي از آقايان ــ سران سه قوه كجا حساب شد؟ (اميني ــ در پيشنهاد ما هست).

مؤمن ــ هم در آن پيشنهاد است هم در آن كه حضرت امام فرمودند. در مجمع تشخيص مصلحت دو نفري كه به عنوان مشاور رهبري تعيين شده چون عضو مجمع تشخيص مصلحت هست ما نمي توانيم تضمين بكنيم اينجا هم دو نفر اينجا مي شود (شد ده نفر) عرض كنم كه خبرگان 5 نفر درست است. با انتخاب رهبري 10 نفر آن هم ما حرفي نداريم. سه نفر دولت، سه نفر قوة قضائيه، 15 نفر مجلس (21 ميشود) عرض كنم كه دو نفر شوراها (23 نفر) سه نفر دانشگاهها (26 نفر) دو نفر نيروهاي مسلح (28 نفر) 3 نفر آموزش و پرورش (31 نفر) دو نفر كارگران (33 نفر) دو نفر اصناف (35 نفر) 6 نفر هم از شوراي نگهبان بود دو نفر هم آنجا 8 نفر، حدود 41 نفر، 43 نفر مي شود با آن دو نفر رهبري اين 43 نفر چون تضمين اين جهت كه كارشناسي اسلامي در اينها باشد نيست و ما بايد كاري بكنيم كه اين مسؤوليت حساس را كه امام بزرگوار به عهده ما گذاشت، آن روح اسلامي بودن قانون اساسي هميشه محفوظ بماند. بر اين اساس چون اين نقص به اين پيشنهاد كميسيون هست آن پيشنهاد ارائه شده در آن پيشنهاد هم ملاحظه كنيد. اعضاي شوراي نگهبان هست 6 نفر و 6 نفر مجمع تشخيص مصلحت گفته شده اعضاي ثابتش. براي اينكه يك عضو سيار، عضو متغير چون ديگر وزيري احياناً هست آن گفتيم خوب لزوم ندارد اينجا باشد و خبرگان 5 نفر با انتخاب رهبري 15 نفر اين 15 نفر را در انتخاب رهبري گذاشتيم و اساتيد دانشگاه را هم اينجا اضافه كرديم. منتها رهبري است كه اساتيد درست و درماني را قهراً انتخاب مي كند به انتخاب خودشان گذاشته نشده كه احياناً به مشكل بربخورد. از مجلس هم 10 نفر اين مجموعه را به اين ترتيب كه حدود 43 نفر ظاهراً مي شود ما حساب كرديم 43 نفر مي شود اين مجموعه جوري است كه اكثريتشان كارشناس هاي اسلامي هستند. روي اين جهت ما پيشنهاد كرديم.

نايب رئيس ــ خوب شد كه آقاي مؤمن توضيح دادند والا با اين جمله مبهم كه فرمودند من 43 نفر اينها را تضمين نمي كنم كه كارشناس اسلامي باشند حالا واقعاً ببينيم همين طور است كه ايشان گفتند و ضمناً اين مخالفتي بود با اصل اين گزارش كميسيون كه دفاع هم لازم دارد. من بر خلاف حرف ايشان مي خواهم بگويم خيلي از اينها تضمين دارد شوراي نگهبان همه شان تضمين دارد. بالاخره آن 6 نفر حقوقدان بايد از دستگاه قضائي بيايند در مجلس تصويب بشوند، يك مجتهدي كه در رأس دستگاه قضائي است او به يك آدم بي دين يا يك غير كارشناس اسلامي اجازه مي دهد كه…

مؤمن ــ كارشناسي ندارد.

نايب رئيس ــ صبر كنيد كارشناسي، حقوقدان اسلامي است. حالا بحث يك و دو كه نداريم، شما ديگر حرف زديد، آن اعضائي كه خودتان در مجمع تشخيص مصلحت آورديد يا اعضائي كه الان امام آوردند آنها جزو مطمئن ترين آدم هائي هستند كه در رأس نظامند، اينها از اسلام چيزي سرشان نمي شود؟ ما خيال مي كنيم كارشناسي فقط اين است كه آدم عمامه داشته باشد، در كارشناسي بالاخره اينها آدمهائي هستند كه پخته محيط اسلامي هستند، آمده اند در يك جائي واقع شده اند كه مصلحت نظام و كلي اسلام را بايد تشخيص بدهند يعني با حكم اينها ما مي خواهيم كه در اعراض و نفوس و همه چيز دخالت بكنيم، عوض اينكه به آنها بگوئيم براي قانون اساسي كه مسلمات و محكمات روشني از قرآن در آن هست، مي گوئيم اينها كارشناس نيستند! با انتخاب رهبري كه ما گفتيم ده نفر، خوب رهبر كه دستش باز است، ائمه جمعه را گفتيم 5 نفر، خوب ائمه جمعه اگر كارشناس نباشند كي باشد؟ سران سه قوه شما مي گوئيد رئيس جمهوري كه تنفيذ مقام رهبري را هم مي گيرد اين يك آدمي است كه مثلاً معمولاً اسلام را نمي تواند بشناسد!

خبرگان را گفتيم 5 نفر، آنطوري است. رئيس مجلس به هرحال منتخب نمايندگان مجلسي است كه مردم آنها را انتخاب كرده اند فرض اينكه ما بگوئيم رئيس مجلس اسلام را نمي شناسد، درست نيست حالا مي گوئيد مجتهد نيست مي تواند اين اتفاق بيفتد. اما اينكه اين فرد دور باشد كه نتواند محكمات اسلام را در قانون اساسي تشخيص بدهد اين هم يك چيزي است! دولت سه نفر كارشناس… ما فكر نمي كنيم وزيري كه در جمهوري اسلامي داشته باشيم در اين حد كارشناسي خواهد داشت مجلس 15 نفر باز من مي گويم تضمين ندارد ولي اطمينان نسبي داريم، شوراها، دانشگاهها ديگر آنها خيلي نيستند. بعلاوه كليد اين دست رهبري است يعني مورد را رهبري تعيين مي كند، تأئيد نهائي هم با رهبري است. شما ديگر هيچي كم نداريد يعني آخر بار كه مي خواهد به همه پرسي برود رهبري بايد تأئيد بكند. خوب اگر اينها چيزي از اسلام را تغيير داده باشند رهبري تأئيد نمي كند چقدر احتياط مي كنيد؟ بگذاريد يك مقدار كارشناس از عرف از مسائل وارد بيايند كه ما مسائل را همه اش را نداريم كه قانون اساسي را همه اش را آخوندي كنيم يك قدري به اين…

مؤمن ــ كارگران، اصناف،…

نايب رئيس ــ حالا كارگرها و اصناف را من گفتم اولاً آنها هم از يك محيط اسلامي كه جوشيده از حزب الله است آمده اند تا آن بالا در شوراي عالي استان قرار گرفته اند از آنجا انتخاب ميشوند ما خيال كنيم آنها… و تازه حالا تخصص را هم لازم داريم، يك مقدار تخصص لازم داريم. من خيال مي كنم اين كه ميفرمائيد 43 نفرشان آنطور ميشوند. اولاً ممكن است مثلاً در بين اينها ده، پانزده نفرشان تخصص يا كارشناسي به آن معنا نداشته باشند اين يك مقدار هم هيچ عيبي ندارد مخصوصاً پيشنهاد با رهبري و تعيين هم با رهبري و آدم اين پيشنهاد را بگذارد در مقابل آن پيشنهادهاي ما در كميسيون گرفتار اين دو طرف بوديم. يكي مثلاً آقايان مي گويند دوسوم همه انتخاب مردم يك سري اينجور مي گويند وسطي را بگيرند كه قابل قبول باشد. الان پيشنهاد آقايان را بايد رأي بگيريم، آقاياني كه با مطرح شدن اين پيشنهاد موافق هستند، رأي بدهند (پنج، شش نفر رأي دادند) تصويب نشد. حالا متن اصلاح شده را براي رأي گيري مي خوانيم.

اميني ــ قرار بود در شور دوم تفكيك كنيد.

منشي (يزدي) ــ مجموعه اصل است ديگر. يعني شور دوم بوده همه پيشنهادها بررسي شده چه پيشنهادهاي چاپي و چه پيشنهادهائي كه اينجا مطرح شده و تمام شد.

اميني ــ شور دوم قرار بود كه تك تك بحث بشود.

يكي از آقايان ــ اصل، اصل.

منشي (يزدي) ــ يك اصل بيشتر نيست.

ميرحسين موسوي ــ يعني اين قسمت نسبت نمي شود كه بگوئيم كه اين تركيبي كه هست مثلاً مسلح نبايد بشود، فلان نبايد بشود.

جنتي ــ اين را اگر تجزيه كنيد بهتر است جوري ديگر بحث درست نيست راحت تر به رأي مي رسد.

نايب رئيس ــ شما پيشنهادها را گفتيد ما هم به رأي گذاشتيم رأي نياورد. الان بيائيم دوباره تفكيك كنيم؟ اين…

جنتي ــ اينطوري رأي نمي آورد.

نايب رئيس ــ اگر رأي نياورد آن وقت تفكيك مي كنيم والا آقايان همكاري بكنند چون پيشنهادشان رأي نياورده ديگر حالا بيايند هي…

خيلي خوب ما كه با زور نمي توانيم بگوئيم،پيشنهاد اگر رأي نياورد آنوقت بايد برويم در يك وادي ديگري

آذري قمي ــ آقاي هاشمي، من يك سؤالي دارم.

نايب رئيس (هاشمي) ــ بفرمائيد.

آذري قمي ــ اينكه اصلاً انتخابات را در كار نياوريد كه مردم اعضاي شوراي بازنگري را انتخاب بكنند وقتيكه ميخواهند رأي بدهند (اكثراً شايد اين جور باشد) اگر به نظر خودشان بخواهي واگذار كني با يكي از آن مخالف باشند، با بقيه موافق باشند آن وقت اين را به چه دليلي رأي بدهد كه با همه موافق هستم؟ اگر اين را مردم انتخاب بكنند و رأي بدهند خوب، ميشود گفت كه بابا! اين نماينده اي است كه خودت معين كردي و اعتماد كردي حالا آن انتخاب كرده… (هاشمي ــ مجبورند رأي بدهند ــ خنده حضار) بله مجبورند.

منشي (يزدي) ــ اينها كه بحث شد و رأي نياورد (آذري قمي ــ سؤال دارم ميكنم) سؤال نميشود كرد.

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ فهميديم. به فرض شما اگر خود مردم انتخاب بكنند، اگر منتخيبن آنها چيزهايي تصويب كردند كه مردم قبول ندارند مجبورند رأي بدهند؟ (آذري قمي ــ بله، من همين را ميگويم) مجبور نيستند. پس همه پرسي معنا ندارد.

ميرحسين موسوي ــ به دلشان مي چسبد. حداقل نمايندگان خودشان را انتخاب كردند…

نايب رئيس (هاشمي رفسنجاني) ــ حرف آقاي آذري اين است كه اگر اين جور باشد بايد به اين نتيجه برسيم مردم انتخاب كنند، اينها تصويب كنند. ديگر رفراندم نميخواهد.

آذري قمي ــ چرا، رفراندم ميخواهد. معناي رفراندم اين است كه اينها بيايند تنفيذ كنند، امضاء كنند. در صورتيكه با يكي از آن موافق است، با دو تاي آن مخالف است چه جور ميتواند؟ (نايب رئيس ــ به هرحال اين هست) اما وقتيكه خودش انتخاب كرد ميتواند بطور اجمال و دربست آن را تأئيد بكند. حالا اگر يكي از آن را مخالف بود اشكالي ندارد.

نايب رئيس ــ آقاي آذري! من از خودتان ميپرسم منصفانه هم جواب بدهيد. شما اين شهامت را داريد شما اگر خودتان كساني را انتخاب كرديد و چيزي رأي دادند كه تشخيص داديد اين برخلاف مصلحت است رأي مي دهيد؟

آذري قمي ــ اگر همه اش باشد بله…

نايب رئيس ــ خوب، هرجا شد. اين فرض مشترك است.

آذري ــ خوب ما گفتيم شما بگوئيد آدم بچه دليلي اگر با يكي از آنها مخالف باشد با دو تا موافق باشد، همه را رأي موافق بدهد؟ اين غلط است، بد چيزي است!

نايب رئيس ــ متن را براي رأي گيري بخوانيد.

( به شرح زير خوانده شد )

اصل ــ تغيير و اصلاح و تتميم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در موارد ضروري به ترتيب زير انجام ميگيرد :

مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت طي حكمي خطاب به رئيس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مينمايد :

1- اعضاي شوراي نگهبان.

2-سران سه قوه.

3- مجمع تشخيص مصلحت.

4-خبرگان پنج نفر.

5- با انتخاب رهبري ده نفر.

6-دولت سه نفر.

7-قوه قضائيه سه نفر.

8-مجلس پانزده نفر.

9-ائمه جمعه پنج نفر.

10- شوراها دو نفر.

11- نيروهاي مسلح دو نفر.

12- دانشگاهها سه نفر.

13- آموزش و پرورش سه نفر.

14- كارگران دو نفر.

15- اصناف دو نفر.

شيوه كار و كيفيت انتخاب و شرايط آن را قانون معين مي كند. مصوبات شورا پس از تأئيد و امضاي رهبري از طريق همه پرسي بايد به تصويب اكثريت مطلق آراء شركت كنندگان در همه پرسي برسد. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام و ابتناي كليه قوانين و مقررات براساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز ادارة امور كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است.

منشي (دكتر حسن حبيبي) ــ آقاي هاشمي » درقانون اساسي جمهوري اسلامي ايران « را هم نمي خواهد ديگر.

هاشميان ــ انتخاب نه منتخب.

نايب رئيس (هاشمي) ــ ما منظورمان شرايط منتخبين بوده است (شرايط اعضاء) ما براي اصل رأي ميگيريم اگر رأي نياورد بايد فكر ديگري بكنيم. اگر رأي آورد كه تمام ميشود. آقاياني كه با اين متن قرائت شده موافق هستند رأي بدهند (9 نفر رأي دادند) بنابراين ما 5 رأي براي تصويب كم داريم، بايد بندبند رأي بگيريم ببينيم چه قسمتهايي تصويب ميشود، چه قسمتهايي نميشود. بندبند بخوانيد ببينيم آقايان كجايش اشكال دارند كه اصلاح بكنيم.

منشي (يزدي) ــ در قسمت اول كه لابد بحثي نيست يعني قبل از اينكه به تركيب برسيم.

تغيير و اصلاح و تتميم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در موارد ضروري به ترتيب زير انجام ميگيرد:

مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت طي حكمي خطاب به رئيس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مينمايد.

موسوي خوئيني ها ــ آخرش بگوئيد مسؤول انجام اين كار بازنگري رئيس جمهور است.

نايب رئيس (هاشمي) ــ خيلي خوب، اين را آخر ميگوئيم…

عميد ــ مسؤول اجراي بازنگري در قانون اساسي رئيس جمهور است.

منشي (يزدي) ــ يعني اجراي اين اصل به عهده رئيس جمهور خواهد بود. پيشنهاد آقاي عميد اين بود كه مخاطب معين بشود.

ميرحسين موسوي ــ مفهوم اين مطلب را بنده نمي فهمم يعني چه كه رئيس جمهور مسؤول است.

نايب رئيس ــ آن كه ما گفتيم طي حكمي همين مسأله هست. منتها حربه دارد. آقايان به خاطر اينكه پيشنهادشان عمل نشد رأي نميدهند! ما گير هستيم والا اين طور گوش به حرفشان نميكرديم كه! همان » طي حكمي « منظورتان را مي فهماند حالا شما عوامي مي كنيد ما هم امروز گير عوامي هستيم! بالاخره يك جاي ديگر انتقام سرتان در بياوريم (خنده آقايان). آقاياني كه تا اينجا قبول دارند رأي بدهند (اكثر برخاستند) تصويب شد. حالا معلوم شد اشكال عمده سر تركيب است. آن متن آقاي حبيبي هم كه قبلاً رأي آورده بود. روي آن هم كه ما بحث نداريم حالا سر تركيب هر يك از آقايان كه اشكال داشتند اشكالشان را بگويند ما منهاي آن رأي ميگيريم شايد رأي بياورد. (يزدي ــ به بندها يكي يكي رأي بگيريد) آقاياني كه با بودن اعضاي شوراي نگهبان موافق هستند رأي بدهند (اكثر رأي موافق دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با بودن مجمع تشخيص مصلحت موافق هستند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با حضور رؤساي سه قوه در اين جمع موافق هستند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه موافقند پنج نفر از خبرگان باشند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با وجود سه نفر از اعضاي قوه قضائيه موافقند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با ده نفر از طرف رهبر باشند موافقند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با بودن سه نفر از هيأت دولت موافقند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه موافقند سه نفر از قوه قضائيه باشند رأي بدهند. (يازده نفر رأي دادند) تصويب نشد. پس قوة قضائيه حذف شد.

آقاياني كه موافقند پنج نفر از ائمه جمعه باشند رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه با بودن پانزده نفر از مجلس موافقند رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه با بودن ده نفر از مجلس موافق هستند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه با بودن دو نفر از شوراها موافق هستند رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه موافقند از نيروهاي مسلح دو نفر باشند رأي بدهند. ( عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه موافقند از دانشگاهها سه نفر باشند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

آقاياني كه موافقند از آموزش و پرورش سه نفر باشند رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه موافقند دو نفر از كارگران باشند، رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

آقاياني كه موافقند سه نفر از اصناف باشند، رأي بدهند. (عده كمي رأي دادند) تصويب نشد.

بقيه چيزهائي كه رأي آورد تركيب اين اصل ميشود.

منشي (يزدي) ــ سه نفر از قوة قضائيه و پنج نفر از ائمه جمعه و دو نفر از شوراها و دو نفر از نيروهاي مسلح و سه نفر از آموزش و پرورش و دو نفر از كارگران و دو نفر از اصناف حذف شد.

امامي كاشاني ــ ناچار از قوة قضائيه بايد باشند.

مؤمن ــ شش نفر شوراي نگهبان همه حقوقدان هستند

موسوي خوئيني ها ــ با ورود آقاي خزعلي دوباره به اين بندها رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ ما از اينكه مجدداً رأي بگيريم منعي نداريم، در جلسه قبل هم اين كار را كرديم، آقاياني كه مخالفند رأي ندهند، نگذاريد كارمان مخدوش بشود

اميني ــ هر وقت دلتان مي خواهد رأي ميگيريد، هر وقت نخواهيد رأي نميگيريد؟!

نايب رئيس (هاشمي) ــ نه، ما كي اين كار را كرديم؟ هروقت شما گفته ايد رأي گرفته ايم، كي هروقت دلمان مي خواست بوده؟ آقاي اميني شما كه نبايد حرفهايتان چيز نداشته باشد، هروقت آقايان گفتند رأي بگيريد و منعي نداشته

ما مطابق آئيننامه عمل كرده ايم.

آذري ــ اين درست است؟ همين يك مورد!

نايب رئيس (هاشمي) ــ بله، يكي اضافه شده، الان مي بينيم موافق اضافه شده رأي ميگيريم، مگر در جلسة قبل ما اين كار را نكرديم؟ آقاي آذري همين كليات بازنگري همين سرنوشت را داشت، ما كه نبايد تبعيض قائل بشويم…

اميني ــ شما اختيار داريد هر كار بخواهيد بكنيد؟

هاشمي ــ ما اختيار نداريم، طبق آئيننامه عمل مي كنيم، آئيننامه اين اجازه را ميدهد.

اميني ــ كجاي آئين نامه اين را نوشته است؟

هاشمي ــ طبق آئين نامه ما منعي نداريم، آن موقع آقاي خزعلي رأي ندادند حالا مي خواهند رأي بدهند.

منشي (يزدي) ــ اجازه بفرمائيد عبارات مربوط را از آئين نامه بخوانم : » پس از آن كه كليه پيشنهادها و اصلاحات عبارتي مطرح و مورد قبول قرار گرفت يا رد شد براي متن اصل رأي گيري به عمل ميآيد… «

نايب رئيس (هاشمي) ــ ما در آئين نامه تكه تكه هم نداريم، چون منعي نداشتيم اين كار را كرديم. آقايان متهم نكنند.

جنتي ــ آقاي هاشمي! اجازه بدهيد من يك جمله اي عرض كنم پيشنهاد همين جوري كه ميفرمائيد در آئين نامه منع ندارد آيا شما ميتوانيد اين شيوه را براي هميشه حفظ كنيد كه باز فردا در يكجا يك رأي ديگر، يك رأي ديگر، يك رأي اضافه شد…

نايب رئيس (هاشمي) ــ در گذشته عمل كرده ايم، وقتي ديديم يك نفراضافه شده رأي گرفتيم…

سيد علي خامنه اي ــ رأي گيري مجدد را، رأي بگيريد.

منشي (يزدي) ــ اين بحث را ادامه ندهيد، بگذاريد يا هيأت رئيسه تصميم بگيرد يا جلسه تصميم بگيرد. به اين شكل بحث نكنيم.

آذري ــ يكنفر رأي ندهد تا رأي آقاي خزعلي جبران كند! كه اين روش سيئه بدعت نشود.

نايب رئيس (هاشمي) ــ اگر اين باب را بستيد شما در آينده دچار بن بست مي شويد؟ ما كه اينجا ننشسته ايم كه براي خودمان بن بست درست كنيم.

بيات ــ در آئين نامه مجلس …

نايب رئيس (هاشمي) ــ در مجلس شوراي اسلامي اگر به ماده اي رأي گرفتيم و رأي نياورد ديگر تفكيك نمي كنيم، اينجا كه با آئين نامه مجلس كار نمي كنيم.

منشي (يزدي) ــ اين را ازخود جلسه رأي بگيريد، جلسه ميتواند موافقت بكند كه مجدداً رأي گرفته شود يا نه.

نايب رئيس (هاشمي) ــ حالا از جلسه ميپرسم، آقاياني كه موافقند دوباره از قوة قضائيه تجديد رأي كنيم رأي بدهند (اكثر موافقت كردند) تصويب شد.

جنتي ــ شما كه رأي گرفتيد همه مواردي را كه رد شد دوباره رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ آقاياني كه موافقند از قوة قضائيه سه نفر بيايند رأي بدهند. (اكثر رأي دادند) تصويب شد.

نجفقلي حبيبي ــ حالا كه در تجديد نظر باز شد رأي بگيريد كه ده نفر از مجلس پانزده نفر بشوند.

منشي (يزدي) ــ نه ديگر، ده تا رأي آورده است، ديگر نمي شود به آن رأي بگيرند.

ميرحسين موسوي ــ اگر تجديد نظر تصحيح است در اين يكي هم بايد رأي گرفته شود.

نايب رئيس (هاشمي) ــ حالا كه براي سه نفر از قوة قضائيه دوباره رأي گرفتيم اگر به دو نفر از شوراها و دو نفر از كارگران باز رأي نگيريم ناحق است، خوب آقاياني كه مخالفند رأي ندهند.

چند نفر از آقايان ــ نه آقا! درست نيست (همهمه اعضاء)

نايب رئيس (هاشمي) ــ مگر شما ديروز در مورد رؤساي سه قوه و مجلس اين كار را نكرديد؟ من مي گويم ما بايد عادلانه عمل كنيم.

نجفقلي حبيبي ــ خوب، ده نفر از مجلس را دوباره رأي بگيريد كه پانزده نفر بشوند.

منشي (يزدي) ــ آن تصويب و تمام شده است.

نايب رئيس (هاشمي) ــ آنجا مصوبه دارد، تمام شده است ديگر. آقاياني كه موافقند در مورد شوراها ما دوباره رأي بگيريم رأي بدهند (از 22 نفر حاضر در جلسه 12 نفر رأي دادند) تصويب شد.

عميد ــ 14 رأي مي خواهد، تصويب نشد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ نه، اكثريت كافي است، تصويب شد. حالا روي عدد آنها رأي ميگيريم، آقاياني كه موافقند از شوراها دو نفر شركت كنند رأي بدهند (12 نفر از 22 نفر رأي دادند) تصويب نشد.

اميني ــ اين اصلاً درست نيست، جزئيات تصويب نشده، كليات تصويب نشده حالا دوباره…

نايب رئيس (هاشمي) ــ آقاي اميني من اين را اخلاقي نميدانم شما حرفي نداشته باشيد و كنايه بزنيد.

اين چه حرفي است شما ميگوئيد؟ من ميگويم يك رويه اي وجود داشته، يا كل اين رويه را نفي كنيد يا بپذيرند. آقاياني كه موافقند براي كارگرها تجديد رأي بكنيم رأي بدهند. (با 12 رأي موافق) تصويب شد، حالا روي عدد آنها رأي ميگيريم آقاياني كه موافقند دو نفر از طرف كارگران انتخاب بشوند رأي بدهند. (12 نفر رأي دادند) تصويب نشد. مثل اينكه سرنوشت همه همين است، ديگر نيازي به رأي گيري ندارد.

ميرحسين موسوي ــ پس به سه نفر آموزش و پرورش هم رأي بگيريد.

نايب رئيس (هاشمي) ــ خيلي خوب، آقاياني كه موافقند رأي آموزش و پرورش را تجديد كنيم رأي بدهند. (12 نفر رأي دادند) تصويب شد.

حالا آقاياني كه موافقند از آموزش و پرورش سه نفر در شورا حضور داشته باشند راي بدهند ( 13نفر رأي دادند ) تصويب نشد.

نجفقلي حبيبي ــ حاج آقا مجلس را اگر ميشود…

نايب رئيس (هاشمي) ــ مجلس مصوبه دارد، يعني تصويب كرديم ده نفر، ديگر قابل تجديد رأي نيست. شيوه كار و كيفيت و اينها را براي رأي گيري بخوانيد.

منشي (يزدي) ــ تا آخر خوانديم و مجموع را يكبار رأي گرفتيم

ميرحسين موسوي ــ حالا به همة اصل رأي بگيريد كه تمام بشود.

منشي (يزدي) ــ پس باز اين قسمت را مي خوانم : » شيوة كار و كيفيت انتخاب وشرايط آن را قانون معين ميكند. مصوبات شورا پس از تأئيد و امضاي رهبري از طريق همه پرسي بايد به تصويب اكثريت مطلق آراء شركت كنندگان در همه پرسي برسد «

نايب رئيس (هاشمي) ــ آقاياني كه با اين متن موافقند رأي بدهند (اكثر رأي دادند) تصويب شد. مجموعه را بخوانيد كه آقايان مطلع باشند بچه صورتي تصويب شده است.

( به شرح زير خوانده شد )

اصل ــ تغيير و اصلاح و تتميم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در موارد ضروري به ترتيب زير انجام ميگيرد : مقام رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت طي حكمي خطاب به رئيس جمهور موارد اصلاح يا تتميم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مينمايد :

1- اعضاي شوراي نگهبان.

2-رؤساي سه قوه.

3- مجمع تشخيص مصلحت.

4-خبرگان پنج نفر.

5- با انتخاب رهبري ده نفر.

6-دولت سه نفر.

7-مجلس ده نفر.

8-قوه قضائيه سه نفر.

9-دانشگاهها سه نفر.

شيوة كار و كيفيت انتخاب و شرايط آن را قانون معين مي كند. مصوبات شورا پس از تأييد و امضاي رهبري از طريق همه پرسي بايد به تصويب اكثريت مطلق آراء شركت كنندگان در همه پرسي برسد.

محتواي اصول مربوط به اسلامي بودن نظام و ابتنـاي كليه قوانين و مقررات بر اساس موازين اسلامي و پايه هاي ايماني و اهداف جمهوري اسلامي ايران و جمهوري بودن حكومت و ولايت امر و امامت امت و نيز ادارة امور كشور با اتكاء به آراء عمومي و دين و مذهب رسمي ايران تغيير ناپذير است.

نايب رئيس (هاشمي) ــ دستور بعدي را بخوانيد.

منشي (يزدي) ــ دستور بعد، شور اول كميسيون اول دربارة تشخيص مصلحت است.

نمايندگان ــ امروز ديگر وقت نداريم بگذاريد براي جلسه بعد.

3- پايان جلسه و تاريخ تشكيل جلسه آينده

نايب رئيس (هاشمي) ــ خيلي خوب، چون گزارش آماده اي هم نداريم جلسه بعد ما بعد از ظهر دوشنبه خواهد بود.

رئيس ــ ختم جلسه اعلام ميشود.

( جلسه ساعت 35/19 پايان يافت )

رئيس شوراي بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ــ علي مشكيني