به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه دهم دوازدهم شهريورماه 1358 هجري شمسي

جلسه ساعت شانزده و سي دقيقه روز دوازدهم شهريورماه 1358 هجري شمسي برابر با يازدهم شوال المكرم 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه
2ـ ادامه بحث پيرامون اصل دوم پيش نويس قانون اساسي
3ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------] اعلام رسميت جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در اين لحظه كه نمايندگان در حال تشريف آوردن هستند جلسه با حضور پنجاه و دو نفر رسمي است.
آقاي منتظري بفرمائيد.
منتظري ـ اعوذبالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
قبل از اينكه جناب آقاي بهشتي جلسه را اداره كنند، من يك تذكري به رسانههاي گروهي دارم و آن اين است كه تقاضا ميكنم كه گفتههاي من در رسانه هاي گروهي منعكس شود.
اين آقايان توجه داشته باشند كه سبك بحثهائي كه در حوزههاي علميه معمول است، با سبك بحثهائي كه در دانشگاه وجود دارد تفاوت دارد و ما خوشبختانه امروزه در روزنامه ها ميبينيم كه خيليها پيشنهاد ميكنند كه همان سبكي كه در حوزه هاي علميه متداول است، در دانشگاهها نيز پياده شود.
در حوزه هاي علميه معمول است كه يك مسأله مطرح ميشود و افراد مختلف در آن مساله اظهارنظر ميكنند و همه كساني كه اظهارنظر نميكنند نه اينكه مراد اين است كه صددرصد صحيح است بلكه براي اينكه مساله پخته شود و تمام حدود و جوانب آن رسيدگي شود و جنبه تقليدي نداشته باشد، بلكه تقارب افكار بشود و با برخورد افكار مختلف يك مساله پخته و كاملي از آب درآيد.
بهمين جهت استاد مسألهاي را مطرح ميكند و شاگردها اشكال ميكنند و بعد استاد جواب ميدهد و بعد شاگردان ديگر يك اشكال ميكنند و بسياري از نظرات جنبه پراتيك ندارد بلكه جنبه تئوري دارد و بعد نتيجه قطعي بصورت يك مساله نوشته ميشود.
اين سبكي است كه در حوزههاي علميه متداول است و چون آقايان علمائي كه در اين مجلس خبرگان تشريف دارند، به سبك حوزههاي علميه آشنائي دارند، بنابراين ممكن است مسالهاي را يك نفر عنوان كند بخاطر اينكه در اطرافش گفتگو شود و بعد ديگري بعنوان اعتراض نكتهاي را ذكر ميكند و باز دنبالش شخص ديگري نكته ديگري را ذكر ميكند كه اين تقريباً همان سبكي است كه در حوزههاي علميه معمول است از آقاياني كه متصدي رسانههاي گروهي هستند تقاضا ميكنم اگر ميخواهند صحبتهاي اين جلسه را در خارج منعكس بكنند، بطور كامل منعكس كنند زيرا بعضي از نمايندگان گله كردهاند كه كسي بعنوان اشكال مطلبي را گفتهاست و اين مطلب را در رسانههاي گروهي منعكس كردهاند و جوابهائي كه ديگران به اين اشكال دادهاند منعكس نكردهاند و چه بسا مردم در خارج به اشتباه نيفتد.
بنابراين اگر بناست كه صحبتهاي اين جلسات منعكس شود، تمام صحبتهاي علمي اعم از سؤال و جواب در خارج منعكس شود تا كسي به اشتباه بيفتد چون بعضي از نمايندگان اعتراض كرده بودند، من بعنوان رياست جلسه وظيفه داشتم اين اعتراض نمايندگان را منعكس كنم و اميدوارم كه از اين به بعد وضع مجلس خبرگان مطابق نظر آقايان نمايندگان در رسانههاي گروهي منعكس شود.

2ـ ادامه بحث پيرامون اصل دوم پيشنويس قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ اكنون عده نمايندگان حاضر در جلسه به شصت و پنج نفر رسيده است و ما ميتوانيم با حضور عدة بيشتري از نمايندگان كارمان را انجام دهيم.
دستور جلسه ادامه بحث و بررسي پيرامون اصل 2 پيشنهادي گروه اول است كه خدمت آقايان هست و اصل پيشنهادي به آن صورتي كه از طرف گروه اول مطرح شده قرائت ميشود: اصل
2ـ جمهوري اسلامي نظامي است توحيدي بر پايه: ـ ايمان به خداي يكتا و عدل او در تكوين و تشريع و اختصاص حاكميت و تشريع به او.
ـ اعتقاد به وحي الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين.
ـ اعتقاد به معاد و نقش سازنده آن در تكامل انسان و التزام قلبي و عملي او به احكام و قوانين.
ـ امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن بر تداوم اسلام انقلابي.
ـ كرامت ارزش والاي انسان و پرورش گوهر الهي نهفته در او.
ـ آزادي و اختيار انسان در ساختن سرنوشت خويش.
ـ قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل هر گونه ستمگري و ستمكشي.
ـ مسئوليت انسان و جهاد او در راه تكامل خودو ديگران.
ـ اجتهاد انقلابي و پوياي متخصصان در فهم كتاب و سنت.
ـ استفاده كامل از علوم و فنون پيشرفته و تجارب بشري.
ديروز پيرامون فرازهاي مختلف اين اصل پيشنهادي بحثهائي شد كه نظرات گروهها تنظيم و تكثير شد و خدمت دوستان داده شده است.
نظرات گروه شمارة دو را كه ملاحظه ميفرمائيد اصل پيشنهادي را به يك اصل فشردهتر و داراي چهاربند تبديل كردهاند.
گروه سه پيشنهاد كردهاند بعضي تعبيرها اضافه شود و بعضيها تغيير پيدا كند.
گروه چهار بجاي اين اصل پيشنهادي، پيشنهاد جديدي دادهاند با برخي تغييرات.
گروه پنج بجاي اصل پيشنهادي، پيشنهادي دادهاند كه در صفحه دو ملاحظه ميفرمائيد.
گروه شش هم پيشنهاد جديدي دادهاند و از گروه شش آقاي غفوري پيشنهادي دادهاند كه در صفحه دو ملاحظه ميكنيد.
گروه هفت پيشنهاد تازهاي داده بودند ولي باز پيشنهادشان را كه در صفحه سه است تغيير دادهاند و در صفحه الحاقي جداگانه خدمت همه نمايندگان هست.
يكي از نمايندگان ـ به همه ندادهاند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خيلي خوب ميتوانيم بخوانيم.
فاتحي ـ من با همان پيشنهاد اولي موافق هستم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي به استثناي آقاي فاتحي كه ميفرمايند من با همان پيشنهاد قبلي موافق هستم در ادامه كارمان در مورد كسانيكه نظر جزئي دادهاند در هر فرازي كه مطرح ميكنم نظر اصلاحيشان را طرح خواهيم كرد.
اگر نظر اصلاحي احتياج به استدلال و توضيح خاصي داشته باشد، از نمايندگان گروهها دعوت ميكنيم كه توضيح بدهند.
ولي گروهائي كه پيشنهاد جديد دارند خواهش ميكنم با ترتيبي كه صدا ميكنم هر گروه يكنفر را كه قبلا انتخاب كرده است اينجا بفرستد و دلايل تغيير متن پيشنهادي گروه يك را به اين متن، به صورت خيلي فشرده بيان كند.
لازم به تكرار نيست كه بحثها بايد بدون مقدمه و مؤخره و صرفاً در حدود متن دستور جلسه و در حد اعلاي اختصار باشد.
از نماينده گروه دو خواهش ميكنم چون متن جديدي پيشنهاد كردهاند براي توضيح تبديل متن قبلي به متن پيشنهادي تشريف بياورند.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
دوستان ما در گروه شمارة دو عقيدهشان بر اين بود كه اولا ذكر تمام مواد اصول دين به صورت جداگانه لزومي ندارد و ميشود تمام اينها را جمع و جور كرد و به اين صورت نوشت كه «جموري اسلامي نظامي است الهي بر پايه عقايد اسلامي و كرامت و ارزش انسان به منظور رسيدن به اهداف زير» بنابراين اصل دوم و اصل سوم درهم ادغام ميشود و آن اصول كه پايه ذكر شده است، در يك جمله، همان جملهاي كه جلوي چشم آقايان است، بر «پايه عقايدي اسلامي» خلاصه شده است و آن چيزي كه بعنوان اصل سه داده شده است آنهم بعنوان هدف در ذيل همين اصل نوشته ميشود.
اين نظري است كه دوستان ما در اين گروه داشتهاند و البته تغييراتي در همين جملهها داده شده كه اينها پيچيده و نامفهوم براي عموم بوده و به اين جهت سبب شده است با اصل سه خدمت آقايان ارائه كنند.
بنده چون خودم عضو گروه دو هستم يك نظري هم ضميمه گروه داشتم آنرا هم اضافه ميكنم وخلاصهاش اين است كه ديروز اشكالي به اصل دو شد كه آن اشكال جواب داده نشد.
اصل دو مركب است از سه قسمت پايهها و هدفها و روشها.
همة اينها در اصل دو مخلوط شده است و آن قسمتي كه مربوط به پايه است همان اصول اعتقادات اسلامي و آزادي بشر و كرامت انسان است و آن قسمتي كه مربوط به روش است استفاده از اجتهاد و استفاده كردن از علوم انساني است و آن قسمتي كه مربوط به هدف است از قبيل قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي است پس اين اصل دو تركيبي است از پايهها و روشها و هدفها كه بايد كاملا از هم تفكيك شود.
و توضيحاتي كه ديروز گروه يك براي دوستان ما دادند قانع كننده نبود.
براي تفكيك اينها بهتر است كه ما پايه و هدفها را از هم جدا كنيم و روش را هم جدا كنيم و ضمناً ما نميخواهيم كتاب فلسفه بنويسيم.
رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم فقط درباره تبديل توضيح بفرمائيد.
يعني توضيح بفرمائيد كه علت تبديلها چيست؟ مكارم شيرازي ـ در تبديلها كلمه تشريع و كلمه تكوين و كلمه پويا و گوهر انساني كه جنبه فلسفي داشته است برداشته شد و همانطور كه بعضي از آقايان گفتند، اينها الفاظ مبهمي است و بدرد كتاب فلسفه ميخورد و بدرد قانوني كه همه بايد بفهمند، نميخورد و بعلاوه فردا در دبستان يا حداقل دبيرستان بايد تدريس شود.
بنابراين همه الفاظ دو پهلو و مبهم و نامفهوم در سطح عموم بايد برداشته شود و بين آن سه جنبه هم تفكيك بشود، تا اينكه بصورت كاملي در بيايد.
چون وقت كم است بيش از اين ديگر عرضي ندارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ملاحظه ميفرمائيد كه گروه دو بر اساس آنچه آقاي مكارم توضيح دادند، خواستهاند بجاي اصل دوم پيشنهادي گروه اول و اصل سوم پيشنهادي آقاي دكتر غفوري اينطور نوشته شود «جمهوري اسلامي نظامي است الهي بر پايه عقايد اسلامي و كرامت و ارزش انسان به منظور رسيدن به اهداف زير»
1ـ پرورش و تكامل انسانها در همة زمينههاي مادي و معنوي و جهاد هر انسان در راه پيشرفت خود وديگران.

2ـ برقراري قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل هرگونه ستمگري و ستمكشي.

3ـ آزادي و استقلال انسانها.

4ـ استفاده كامل از تمام علوم و فنون گذشته و تجارب سودمند بشري در پرتو اجراي تعاليم اسلام.
اينها بعنوان هدفها اعلام شده است و پايه بصورت فشرده عقايد اسلامي و كرامت و ارزش انسان.
گروه سه هم توضيحاتي دادهاند كه در بررسي يكايك فرازها مطرح ميكنيم.
گروه چهار بجاي اصل پيشنهادي، اصلي را پيشنهاد كردهاند كه از نماينده آنان خواهش ميكنم براي توضيح فشردهاي تشريف بياورند.
آقاي يزدي بفرمائيد.
يزدي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
تصميمي كه در خدمت رفقا گرفته شده است اين است كه اصل پيشنهادي گروه اول عيناً مورد قبول است ولي فقط اصلاحاتي در آن انجام شده است.
يكي كلمه توحيد است كه با توجه به مطلبي كه ديروز بحث شد و نبايد تكرار شود فقط به اينصورت در ميآيد كه جمهوري اسلامي نظامي است كه بايد بر پايه و مطالب زير ذكر شود.
مساله دوم اين بود كه اگر قرار است به عدل اشاره شود بايد شعاع عدل بطور سريع بحث شود و اگر قرار است بطور كلي اشاره شودكافي است كه گفته شود ايمان به خداي يكتاي عادل يا خداي يكتا و عدل و مساله تسليم در برابر او باشد اضافه شود براي اينكه روح اسلام را طبق آيه شريفه مساله تسليم نشان ميدهد.
موضوع ديگري كه درخدمت رفقا تصميم گرفته شد، مساله قسط و عدل بود كه در اينجا ذكر شده كه در رديف اهداف بيايد و چون اينجا بعنوان زير بنا و جهانبيني ذكر شده آن شبههاي هم كه آقاي مكارم فرمودند، جواب داده شده است.
از نظر ما و رفقاي ما جوابش همان بود كه بحث شد كه منظور از اين اصل جهان بيني اسلام است و اگر جهانبيني باشد همه اينها تحت اين عنوان ميآيد، منتها قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي به رديف اهداف برود و دراصل سوم ذكر شود.
مساله ديگر اين بود كه درباره اجتهاد انقلابي كه ديروز بطور مفصل بحث شد،گفته شود اجتهاد زنده و مستمر متخصصان در فهم كتاب و سنت پيغمبر اكرم(ص) و ائمه معصومين (ع) و در پرانتز بعنوان توضيح اضافه شود «كتاب و سنت».
در قسمت «استفاده كامل از علوم و فنون» يك كلمه «سودمند» اضافه شود.
منتظري ـ بدون هيچ وابستگي هم دنبالش اضافه شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي آنهم اضافه ميشود.
در حقيقت كار گروه چهارهم اين بود كه اصل پيشنهاد را با يك مقدار تغييرات پذيرفتهاند ولي آقاي منتظري بعنوان يك فرد از اين گروه تذكراتي داشتند كه جزئي است و در موقع تصويب هر بند خدمتتان توضيح داده خواهد شد.
گروه پنج طرح جديدي پيشنهاد كرده كه از نماينده گروه پنج خواهش ميكنم براي توضيح دليل تغيير اين طرح به طرح جديد تشريف بياورند.
آقاي مهندس سحابي بفرمائيد.
مهندس سحابي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در پيشنهادي كه در گروه پنج مطرح شد و تقريباً به تصويب همه رسيد يعني طبق نظر همه اعضاي گروه پنج تهيه شد دو نكته مورد نظر قرار گرفت يكي اينكه در قانون اساسي به طور كلي جاي تفصيل و توضيح نيست زيرا قانون اساسي بيشتر اصول كلي را بيان ميكند و دوم اينكه در فصل كليات و اهداف كه فصل اول قانون اساسي است مطالب باز هم بايد كليتر بيان شود و زياد وارد جزئيات و تفصيلات نشود و بسياري از تفصيلا و جزئيات كه در فصل اهداف و كليات گفته ميشود، تفصيل آنها در اصول ديگر قانون اساسي ميآيد و در فصل مقدمه و اهداف بيشتر كليات و اصوليترين مطالب كه جهان بيني و ايدئولوژي است كه حاكم بر تدوين كنندگان اين قانون اساسي بوده و يا انديشه حاكم بر ملت است، بايد به طور مختصر و فشره جمعآوري شود و در فصل مقدمه و كليات ميآيد.
به اين جهت در فصل كليات، اساسيترين نكات ايدئولوژي وجهان بيني بطور فشردهاي بايد بيايد.
نكته دوم اينكه ما در پيش نويس قانون اساسي كه از قبل منتشر شده بود و در دست داشتيم همين اصل دو در آنجا بنحو فشردهتر و موجزتر مطالبي را كه در اصل دو پيشنهادي گروه اول آورده شده، بيان كرده است كه خيلي كليتر و مناسبتر است و بهمين جهت ما اصل دو را كه در پيشنويس قانون اساسي بود مبنا قرار داده و اصلاحاتي در آن انجام داديم و چند لغتش را جابجا و ياعوض كرديم و به صورت آن اصلي در آمد كه خدمتتان هست و ميخوانيد و اگر اجازه بدهيد من هم يكدفعه بخوانم.
رئيس (بهشتي) ـ بلي بخوانيد.
مهندس سحابي ـ پيشنهاد گروه پنج اين است: «جمهوري اسلامي نظامي است مبتني بر توحيد و ديگر عقايد و اصول اسلامي با تكيه بر ارزش و كرامت انسان و مسئوليت او درباره خويش و جامعه و نقش بنيادي تقوا در رشد او و نفي هرگونه ستمگري و ستمكشي داخلي و خارجي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم و فرهنگ بشري با التزام به تعاليم حيات بخش اسلام».
به نظر ميرسد اين چند جمله مجموعه تفكر تدوين كنندگان قانون اساسي را بيان ميكند و در عين حال كليت هم دارد و از اختصار و ايجاز هم برخوردار است بهمين جهت به نظر ما بجاي اصل پيشنهادي گروه يك ما همين چند سطر را بگذاريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كرمي از گروه پنج در پيشنهاداتشان نوشتهاند يا اصل سوم با اصلاحات موضعي و خاصي كه اينجا نوشتهاند مطرح شود و يا بر طبق آنچه گروه پنج پيشنهاد كرده ولي با بعضي تغييرات كه آن تغييرات را بعداً موقعي كه خواستيم آنرا مطرح كنيم خودشان توضيح خواهند داد.
كرمي ـ آن چيزي كه جناب آقاي سحابي گفتند هدف بنده است ولي آنچه كه گروه اول تصويب كردند با آن يادداشتهائي كه بنده دادهام اگر اصلاح بشود من رأي ميدهم در غير اين صورت رأي نميدهم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ و آن يادداشتها را اينجا ميخوانم كه معلوم باشد چيست «جمهوري اسلامي نظامي توحيدي» «به معناي» بجاي «برمبناي» و اضافه كردن «مطلق» به «حاكميت» و بعد اضافه كردن «الهي» به دنبال «احكام و قوانين» در فراز خودش «و امامت و رهبري مرجع ديني» در آن بند «آزادي انسان با مكلف بودنش» و بجاي «انقلابي» كلمة «اجتهاد صحيح».
اين اضافاتي است كه ايشان نوشتهاند و اگر اصلاح شود رأي مثبت ميدهند.
آقاي طاهري نوشتهاند «متأسفانه نظريه گروه سه آن طور كه منظور بوده نوشته و ارائه نشده است» آقاي طاهري منظورتان اين است كه متن تكثير شده آنطور كه منظور بوده ارائه نشده؟ يعني چيز علاوهاي بوده است؟ طاهري ـ بلي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين موضوع را بعداً به شوراي هماهنگي بفرمائيد و ضمنا موقعي كه مطرح ميشود تشريف بياوريد كه نظرتان را بهتر بيان كنيد.
گروه شش باز بجاي اصل پيشنهادي توسط گروه اول، اصل جديدي پيشنهاد كردهاند كه خواهش ميكنم نماينده گروه شش برابر توضيح تشريف بياورند آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.
ضمناً توضيح ميدهم كه تعداد نمايندگان در حال حاضر هفتاد و يك نفر ميباشد.
دكتر ضيائي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ديروز مطالبي در دفاع و انتقاد از اصل دو پيشنهادي قانون اساسي بيان شد.
اصولا من با اين نظر كه تمام اينها بايد در مقدمه ذكر شود با سروران عزيز موافق بودم.
چون قانون آن است كه يقه بگير و تكليف آور باشد، به هر نحوي به يكي از احكام خمسه.
اصل اول و دوم و سوم پيش نويس بعنوان بيان تكليف براي دولت نيست ولي اگر قرار شد كه بعنوان اصل در قانون اساسي ذكر شود بايد به اين نكتهها توجه داشت كه گنگ و مبهم و قابل تغيير نباشد.
راجع به جمهوري اسلامي كه بر پايه عقايد اسلامي بنا شده است، اعلان بعضي از كشورها كه با حقيقت اسلام جنگ دارند و خودشان را به عنوان كشور اسلامي معرفي كردهاند مثل كشور ليبي و يا كشور اسلامي زمان سابق (طاغوت) كه مثل يك كشور اسلامي ميان مردم جلوهگري ميكرد در حالي كه ضد اسلام بود.
بنابراين بايد ذكر شود كه نظام جمهوري اسلامي روي قرآن و سنت پيغمبر اكرم و ائمة اطهار بنا شده است كه پايه است.
و اما در مورد اهداف بايد عرض كنم كه چون تيتر هميشه حاوي مطالبي است كه به عنوان دلالت التزامي بايد گوياي آن باشد، گرچه به فرمايش جناب آقاي مهندس سحابي مطالبي در عناوين اصول ذكر شده است اما وقتي كه اين اصل را به عنوان مقدمه قانون اساسي در اصل دوم و سوم قانون اساسي ذكر كرديم بعنوان جهانبيني نظام جمهوري اسلامي بايد بعنوان تيتر همه مطالب را در برداشته باشد.
به اين جهت گروه ششم اين مطالب را بترتيبي كه خدمت آقايان هست پيشنهاد كرده است كه با توجه به نقصهائي كه به نظر ما رسيد، آنرا تكميل كردهايم به اين ترتيب كه «جمهوري اسلامي نظامي است كه بر پايه قرآن و سنت پيغمبر اسلام و ائمه اطهار بنا شده است»، و اصولا جمهوري اسلامي يعني همان و براي تحقق بخشي اهدافش شامل روشهاي زير است:
1ـ تحكيم مباني اعتقادي اسلامي.

2ـ اعتقاد به رهبري مستمر در مسير تداوم انقلاب اسلامي يعني در هر زمان بايد يك رهبر براي تداوم انقلاب داشته باشيم يا شخص يا شورا.

3ـ تحقق بخشي و پرورش استعدادهاي ارزنده در هر زمينه.

4ـ حمايت از آزادي و اختيارات افراد ملت در ساختن سرنوشت خويش نه آزاد ولي بر مبناي قوانين اسلامي كه راهنما و برنامهريز است.

5ـ اقامه و گسترش قسط و عدل در سراسر كشور و نفي هرگونه تبعيض و سلطهجويي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند و علوم و فرهنگ بشري غيروابسته و تحريص و تشويق افراد به جهاد در راه تكامل انساني خود و ديگران و شناسائي حقوِ برابر براي همه افراد ايراني بر طبق موازين اسلامي.
يعني در حقيقت جميع قوانين اصول اسلامي را در اين پيشنهاد هفتگانه به قول خودش جمع كرده و به همه اشاره كرده و در عين حال روشن است يعني احتياج به تفسير ندارد و ابهام و اجمالي هم ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم، از گروه شش آقاي دكتر غفوري پيشنهادشان را به اين صورت در آوردهاند كه ملاحظه ميكنيد: اصل 2 ـ نظام جمهوري اسلامي نظامي اسلامي مبتني بر
1ـ توحيد و مقررات اصيل اسلامي
2ـ كرامت و ارزش انساني
3ـ تحقق بخشي آثار توحيد در همه زمينههاي زندگي
4ـ سعي در تحقق اهداف زير كه در آن ضميمه ديگر در دوازده هدف بيان كردهاند كه در حقيقت خواستهاند خود اصل دو را ملخصتر كنند.
بعد نوبت اصل سه كه ميرسد خودشان براي توضيح اصل سه تشريف ميآورند.
آقاي غفوري اگر توضيح اضافي داريد بفرمائيد.
ضمناً تا آقاي غفوري اينجا تشريف ميآورند.
تذكري هم آقاي مكارم نوشتهاند كه در حقيقت پاسخي به مطلب دكتر ضيائي است كه من اين پاسخ را چون به كار گروه اول مربوط ميشود عيناً به نماينده گروه ميدهم كه بعداً با استفاده از نوشته ايشان عيناً بخواند.
آقاي غفوري بفرمائيد.
دكتر غفوري ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.
ارزش هر چيزي به ارزش آثارش است.
وقتي ميگوئيم دين يا اسلام يا هر كس هر چه ميگويد بايد ببينيم كه در عمل چه ميكند.
در برنامهاي كه از اسلام و پيغمبر گرامي هست خاطر همه مستحضر است كه يك جملهاي دارد «يضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم اصرواغلال» حالا نميخواهيم وارد اين بحث شويم ولي اجمالا بايد بدانيم كه هر جامعهاي اصرواغلال دارد و حتي مذاهب و اديان قبل اسلام كه اول رهائي بخش بودند و بعد خود اينها اصرواغلال شدند.
همانطور كه در برنامه پيغمبر اسلام و برنامه اسلامي كه در ابتداي ورود اسلام به ايران تشريح شد «لنخرج الناس من عبادة العباد الي عبادة اللّه ومن جورالاديان الي عدل الاسلام ومن ضيق الارض الي سعتها» بنابراين بطور اجمال وقتي قانون اساسي ما اساسي و كارساز خواهد بود كه ببينيم دردهاي اجتماعي ما چيست.
بنابراين بطور خلاصه فكر كردم كه با توجه به كلمات قانون كه به قول معروف بايد قيراط، قيراط حساب شود و حرف زيادي درش نباشد دو پيشنهاد دارم، يكي اينكه اصل دو و سه تلفيق شود زيرا وقتي گفتيم توحيد و آثار توحيد، اشكال بزرگ اديان اينست كه اسم توحيد را ميبرند ولي توحيد را به آسمانها ميبرند در صورتيكه بايد توحيد را به روي زمين آورد و از زمين به آسمان برد.
يعني آثار چشمهاي بعضيها را كور ميكند و به بعضيها صدها چشم مسلح ميدهد.
ما بايد ببينيم آثار توحيد در اجتماع چيست و آن آثار را پياده كنيم.
بنابراين قانون اساسي ما وقتي كارساز است كه مردم نفس راحت بكشند.
و افرادي كه ما را به اينجا فرستادهاند وقتي ميفهمند كه كاري برايشان صورت دادهايم كه ببينيم دردشان چيست و چيزي كه گلويشان را فشار ميدهد چيست.
بنظر ميرسد كه براي رعايت اختصار در قانون ما اصل دو وسه را يكي كنيم و تمام مطالبي كه احياناً بحثانگيز است در سه جمله خلاصه كنيم.
يكي «توحيد و مقررات اصيل اسلامي»، البته اسلام شناساني وجود دارند كه مقررات اصيل آن را بيان ميكنند.
مسأله بعدي «كرامت انساني» هست و بعد هم «تحقق بخشي آثار توحيد» است كه مربوط به اصل دو است و بعد بدنبالش سعي در تحقق اهداف زير كه پيشنهاد اول است كه اگر اصل دو وسه تلفيق شود هم عبارتها كوتاه شده و هم مسائل بحثانگيز گفته نشده است و هم تحقق بخشي آثار توحيد كه كار اجتهاد است كه در هر زماني بايد ببيند گرفتاري مردم چيست و به داد مردم برسد و ضمانت اجرائي خاتميت اسلام و اجتهاد زنده هم در همين است.
پس پيشنهاد اول اينست كه اصل دو وسه تلفيق شود بعد از همه آن بحثها كه ديروز شد امروز شوراي هماهنگي نهايت تلاشش را در اين مورد بكار برد ولي باز هم چهار يا پنج متن را ميبينيد بنظر من اگر به اين صورت در اجتماع برود آنوقت صدها برابر دربارهاش صحبت ميشود پس بهتر است ما بيائيم بگوئيم اول توحيد و مقررات اصيل اسلامي و بعد كرامت و ارزش انساني كه بعضيها فكر نكنند كه حالا توحيد و اسلام كه هست بايد يك سلطه گر جديد بيايد و يك استبداد ديني پيدا شود، نه كرامت و ارزش انساني و سوم هم تحقق بخشي به آثار توحيد.
خدا ميخواهد كه مردم چطور زندگي كنند؟ همانطور كه هوا و اين نعمتها عام است بالاخره محدوديتهاي اجتماعي را بايد برطرف كرد و براي اينكه بدانيم چه چيزهائي باعث محدوديتهاي اجتماعي است دوازده مطلب ذكر شده كه اينها گلوي جامعه را فشار ميدهد.
اگر ما توانستيم اين اغلال، اين زنجيرها را از گردن مردم باز كنيم كاري كردهايم، والا چنان تلقي ميشود كه ما آمدهايم كه چند زنجير ديگرهم به دست و پاي اين جامعه ببنديم كه همينطور سرگردان بشود.
پيشنهاد اول تلفيق اصل دو وسه است و چنانچه اين پيشنهاد قبول نشد و اصل دو به صورت يكي از اين پيشنهاد هائي كه گفته شده تصويب شد، نوبت به اصل سه ميرسد كه من براي بيان اصرو اغلال و بخاطر اينكه دين خودمان را به جامعه ادا كرده باشيم و آن چيزهائي كه جامعه ايراني را فشار ميدهد كه در آن دوازده هدف با توجه به اصلاحاتي كه شده ملاحظه ميفرمائيد آنها را بيان ميكنم تا جامعه بفهمد وقتي جمهوري اسلامي آمد يك چيزي جامعه از آن ميخواهد و طبق برنامههاي زمان بندي شده مثلا آموزش و پرورش رايگان را از آن ميخواهد و الي آخر.
متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ضمناً علاوه بر مطالبي كه عرض شد آقاي صافي هم از گروه دو پيشنهادي نوشتهاند كه قرائت ميشود: بسمه تعالي اينجانب نظرم اينست كه در همان متن گروه اول چند اصلاح بشود كه با علامت در ذيل مشخص شده است.
اصل دوم ـ جمهوري اسلامي نظامي است بر پايه ايمان به خداي يكتا و عدل او در تكوين و تشريع و اختصاص و حاكميت و تشريع به او و اعتقاد به نبوت و وساطت آن در تبليغ كليه قوانين و احكام و نظامات الهي و اعتقاد به معاد و نقش سازنده آن در تكامل انسان و التزام قلبي و عملي او به احكام و قوانين الهي.
ايمان به امامت و رهبري مستمر آن در عصر غيبت حضرت مهدي حجةبن الحسن عليه الصلوة و السلام، و نقش كارساز و اساسي آن بر تداوم جنبشهاي انقلابي اسلامي.
كرامت و ارزش والاي انساني و پرورش گوهر الهي نهفته در او.
آزادي و اختيار انسان در ساختن سرنوشت خويش (نفي جبر) قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل هر گونه ستمگري و ستمكشي.
مسئوليت انسان و جهاد او براي تكامل خود و ديگران، تداوم اجتهاد و استنباط احكام از كتاب و سنت و احاديث ائمه طاهرين عليهم السلام در تمام اعصار، استفاده كامل از علوم و فنون پيشرفته و تجارب بشري.
نايب رئيس (بهشتي) ـ گروه هفت اصل پيشنهادي را تبديل به اصل جديدي كردهاند كه نظر نهائي گروه هفت ميباشد و خدمت آقايان داده شده است آقاي تهراني نمايندة گروه هفت در اين مورد توضيحاتي ميفرمايند.
نظرنهائي گروه هفت درباره اصل 3 جمهوري اسلامي نظامي است مبتني بر پايه يكتا پرستي و ساير معارف و احكام اسلامي كه بر طبق آية بيست و چهار از سورة حديد «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» عدالت و قسط اجتماعي و اقتصادي، و نفي كامل سلطهطلبي و سلطهپذيري را در پي ميآورد.
تهراني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ابتدا بطور خيلي مختصر نظر كلي گروه خودمان را ذكر ميكنم و بعد تبديل اصل دو به اصلي كه آقايان نوشتهاند ان شاء الله قرائت ميشود و اگر معلوم شد كه از اشكالها دورتر است آقايان رأي ميدهند.
اما نظر آقايان اينست كه قانون اساسي احكامي را كه الزامآور است.
در بر داشته باشد.
يعني درست است كه ما اهداف زياد داريم و اهداف را ميشود در مقدمه نوشت، اما آنچه مردم متوقع هستند، احكام الزامي «نظم امور كم» نظم امور و نظم دولت و نظم اقتصادي و ساير روابط اجتماعي است تصويب و صادر شود و الزام به اجرا داشته باشد تا آن اهداف را مردم با تمام وجود حس كنند نه اينكه يك اهدافي تشعشعآميز مثلا در قانون اساسي آورده بشود و اما وقتي بجايش برسيم «به نظام اقتصادي يا فرهنگي يا ارتشي يا به نظام جمهوري» چيزهائي و اصلهائي تصويب شود كه اين اهداف را در پي نداشته باشد.
خلاصه توقع مردم اينست كه الزاماتي تصويب بشود و اهداف و هر چيزي كه ميخواهيد هدف قرار دهيد در مقدمه بنويسيد.
اما اصل پيشنهادي ما به خاطر اينكه هم مطابق قرآن كريم باشد و هم از تمام اشكالهائي كه شده دور باشد، پيشنهاد شده است «جمهوري اسلامي»، البته بنابر اينكه بخواهيم يك اصلي قرار بدهيم و الا نظر آقايان اينست كه اين حرفها مربوط به مقدمه است و قانون اساسي تماماً بايد به احكام و الزاماتي كه مربوط به «نظم اموركم» است، تصويب شود.
اما اگر بخواهيم اصل دوم را بگذاريم و حذف نكنيم اينطور اصلاح شود كه «جمهوري اسلامي نظامي است مبتني بر پايه يكتاپرستي و ساير معارف و احكام اسلامي كه بر طبق آية بيست و چهار از سورة حديد «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» كه عدالت و قسط اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل سلطهگري و سلطهپذيري را در پي ميآورد» كه از اشكالها دور ميباشد و به همين مقدار تذكري در اصل دوم باشد البته بنده و همكار محترم ما آقاي بنيصدر آن پيشنهاد گروه پنجم را كه جناب آقاي مهندس سحابي خواندند ميپذيريم و آن هم بسيار درست است و به نظر ما بياشكال است.
پس هم آن متن پيشنهادي گروه پنجم را كه آقاي مهندس سحابي قرائت فرمودند قبول داريم و هم اين متن پيشنهادي خودمان را كه طبق آية كريمه است و يكتاپرستي در آن ذكر شده و توحيد ذكر نشده كه معاني گوناگون داشته باشد و ساير معارف احكام اسلامي عدالت و قسط هم بر طبق آية شريفه سورة حديد است و نفي سلطهطلبي و سلطهپذيري هم از آية (تلك الدار الاخره نجعلهاللذين لايريدون علواً في الارض و لافسادا) گرفته شده است.
و السلام عليكم و رحمةالله.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم، جلسه در حال حاضر با حضور هفتاد و دو نفركارش را ادامه ميدهد.
تذكرات ديگري اينجا رسيده است، يكي از آقاي جلال الدين طاهري است به اين شرح «حمهوري اسلامي نظامي است توحيدي بر پاية ايمان به لااله الاالله و عدل خداوند در تكوين و تشريع و اختصاص حاكميت و تشريع به او و به وحي الهي به انبياء و نقش بنيادي آن در بيان قوانين و به معاد و نقش سازنده آن در تكامل انسان والتزام قلبي او به احكام و قوانين و به امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن بر تداوم اسلام كه تنها اسلام انقلابي است» و بعد از اين اصول كه ميگذريم همان متن پيشنهادي گروه يك به استثناي آنچه در مورد اجتهاد هست كه يكي دو تذكر دارند و آقاي موسوي جزايري نوشتهاند كه نظرشان با نظري كه گروه هفتم فرستاده موافق نبوده و نظرشان با نظر گروه چهار موافق است با اين تفاوت كه اجتهاد به عنوان پايه شناخته نشود بلكه به عنوان روش باشد.
و باز تذكرات ديگري هست كه من بنوبت ميخوانم و از دوستاني كه تذكراتي ميفرستند خواهش ميكنم از جلسة آينده سعي بفرمايند كه تذكرات را قبلا بدهند و حالا هم كه ميفرستند گروهشان را يادداشت كنند كه وقتي ما نظر گروهها را مطرح ميكنيم آنها را نيز مطرح كنيم.
پيشنهاد گروهها خوانده شد و دربارة آنها توضيح هم داده شد.
حالا موقعي است كه بايد رأيگيري نهائي بكنيم، آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ بنده پيشنهادي دادهام خواهش ميكنم قرائت بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ البته نمايندگاني به عنوان نكات تكميلي مطالبي فرستادهاند كه به موقع خواهيم خواند، يعني اگر پيشنهادات كاملا جديد باشد مطرح ميشود ولي اگر پيشنهادهاي تكميلي و تذكرات است بنوبت كه به گروه مربوطه ميرسيم از اعضاي آن گروه خواهيم خواست كه اگر كسي هست بيايد تكميل كند.
فعلا اگر پيشنهاد كاملي هست كه تغييرات كلي داده شده بايد اينجا باشد كه من ببينم و اگر اينجا چيزي نباشد نميشود مطرح كرد.
ولي اين بار هم اگر در اثناي جلسه پيشنهاد جديدي بفرستند ميپذيريم ولي درجلسات آينده اجازه بفرمائيد اين رويه را ادامه ندهيم.
آقاي خامنهاي اصل دو را به اين صورت نوشتهاند: «جمهوري اسلامي نظامي است بر پاية عقيده و ايدئولوژي اسلامي، توحيد و نبوت و معاد و رعايت واقعي حيثيت و حرمت والاي انسان، احترام به آزاديهاي انساني، مساوات زن و مرد و توانا و ناتوان و مسلمان و غير مسلمان، اقامة قسط و عدل، تعديل مشروع ثروت و جلوگيري از تمركز ثروتها، توزيع متناسب ثروتهاي ملي، مقابله با ظلم و استثمار و استبداد و استقلال، مسئوليت هماهنگي و جهاد انسانها در راه خودسازي و اصلاح جامعه، همزيستي مسالمتآميز با بيگانگان، رعايت ضعفا و نجات مستضعفين و اقامه «خلافت الله» بر اساس وراثت تاريخي انسان، رعايت اجتهاد پويا در امر تقنين و رهبري عالي و اين اصول غير قابل تفكيك و واحد هستند».
آنچه مرقوم فرمودهايد براي من روشن است اگر براي كسي ابهامي دارد كه ايشان بايد توضيحي بدهند، ميتوانند چند دقيقهاي صحبت بفرمايند اگر هم براي همه روشن است كه ديگر توضيحي نميدهند.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ پيشنهاد بنده غير از پيشنهاد دوستان است.
اين پيشنهاد بنده در اصل سه چاپ شده است چون تلفيق هر دو بوده است و با استفاده از همه نظرياتي كه دادهاند اصل دو و سه تلفيق شده است و به صورت اصل سه در صفحه دوم چاپ شده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين راهم ملاحظه ميفرمائيد: جمهوري اسلامي نظامي است الهي بر پايه:
1ـ ايمان بخداي يكتا و عدالت و حاكميت او.

2ـ ايمان به وحي و نقش آن در تأسيس قوانين.

3ـ ايمان به معاد و نقش سازنده آن در تكامل انسان.

4ـ ايمان به امامت و رهبري مستمر در جامعه بشري.

5ـ ايمان به ارزش والاي انسان و آزادي اراده او و مسئوليتش در برابر خود و ديگران براي تحقق بخشيدن به هدفهاي زير:
1ـ محو هر گونه استبداد و خود كامگي، و مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خويش.

2ـ طرد كامل استعمار و هر گونه گرايش به شرِ و غرب.

3ـ رفع هر گونه تبعيض ناروا و تايمن حقوِ همه افراد.

4ـ ايجاد خودكفايي در تمام زمينههاي علمي و اقتصادي و نظامي و عمراني
5ـ پيريزي اقتصاد صحيح بر طبق ضوابط اسلامي به منظور طرد فقر و محروميت و بيكاري با استفاده از اجتهاد متخصصان در فهم كتاب و سنت و بهرهگيري از علوم و فنون پيشرفته و تجارت بشري در تمام زمينهها.
حالا آقاي آيت اگر نظراتي از گروه يك داريد به صورت فشرده بيان كنيد.
دكتر آيت ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در مورد اصل دو، ديروز مطالبي گفته شد و آقايان دكتر بهشتي و رباني شيرازي جوابهاي كافي دادند و من فكر نميكنم كه لازم باشد آن جوابها را تكرار كنم ولي با وجود اين به بعضي از مسائل اشاره ميكنم.
بعضيها گفتند كه اصل دوم هم پايهها است و هم هدفها كه بايد از هم جدا بشوند.
بايد عرض كنم كه اصل دو فقط پايهها و روشها است و هدفها نيست و اگر قسط و عدل را ميفرمايند اينها را هم ميشود پايه قرار داد و هم هدف، و در نظام هم اشكال ندارد و بايد هدفها آورده بشود.
نظام يك كل وابسته به هم است كه پايه و روش و هدف اين كل رامشخص ميكند، بخصوص اين مسأله كه بعضيها گفتهاند جاي اينها در مقدمه بود، بايد توجه كنيم وقتي كه نظام مشخصي شد، براي قانونگذار تعهدآور است و در قانونگذاري مؤثر است و تعهد و الزام ايجاد ميكند.
وقتي كه گفتيم «نظام جمهوري اسلامي كرامت و ارزش انسان را در نظر دارد» بنابراين قانونگذار نميتواند قانوني وضع كند كه كرامت را ناديده بگيرد، قانونگذار متعهد به رعايت كرامت انسان است.
و همينطور وقتي ما معاد و توحيد و نظاير اينها را در نظام اسلامي ذكر ميكنيم، مشخص است كه توحيد و معاد و نوبت وزن شعر نيست، اينها در همه مراحل زندگي منعكس ميشود و من جمله در قانونگذاري.
آقاي مكارم فرمودند كه بعضي كلمات مبهم بكار رفته است و از مبهمات، تشريع را بكار بردند در حالي كه هيچ ابهامي در كلمه تشريع نيست و كلمات مبهم ديگري هم در اينجا نيست و اگر مشكل بودن آن را در نظر بگيريم كه هر طفل دبستاني بايد بفهمد، هر كسي باندازه معلوماتش از قانون اساسي و هر چيز ديگري برداشت ميكند و ضرورتي ندارد كه همه كس آنرا بفهمد.
حتي حقوقدانها هم ممكن است در فهم بعضي از مسائل قانون اساسي محتاج به مطالعه و تفكر باشند.
در هيچ جاي دنيا نميتوان قانون اساسي را طوري نوشت كه براي همه دقيقا قابل فهم باشد.
پيشنهادي هم شده در مورد اينكه تسليم در مقابل خداوند را در اين اصل بياوريم، البته مخالفتي با اين پيشنهاد نيست ولي وقتي كه گفتيم «اختصاص حاكميت بخداوند» تسليم هم در آن هست و احتياج به تكرار نيست، در مورد سنت، بعضيها خواستهاند اضافه بشود «سنت ائمه اطهار» خود سنت رسا است و ديگر اضافه كردن آن لزومي ندارد.
آقاي مهندس سحابي آن اصل قبلي را با تغييراتي پيشنهاد كردهاند و استدلالشان اين بود كه در قانون اساسي نبايد طول و تفصيل باشد.
بايد عرض كنم در اين اصل، طول و تفصيل نيست ولي از ايجاز باصطلاح مخل هم جلوگيري شده است، زير ايجاز نبايد بنحوي باشد كه در معني اخلال ايجاد بكند.
در اصل پيشنهادي آقاي مهندس سحابي و گروه ايشان نوشته شده «و ديگر معارف اسلامي» اين كلمه «ديگر» خودش ايجاد ابهام ميكند، با آن كلياتي كه بايد رويش تكيه بشود و ذكر كردهايم مثل اين است كه ما بخواهيم درباره فلسفه «كانت» صحبت كنيم ولي بگوئيم مراجعه كنيد به فلسفه «كانت».
اما بنظر ما آن اصول و نكاتي كه فلسفه «كانت» و يا «دكارت» را نشان ميدهد بايد ذكر گردد.
همين ايراد به گروه هفت هم وارد است، زيرا آنها هم نوشتهاند «و ساير معارف و احكام اسلامي» و باز هم ايجاز مخل هست و نظام را نميرساند.
مثل اين است كه ما سوار تاكسي بشويم و بگوئيم ما را ببر تهران، حالا كجاي تهران مشخص نيست.
اما كلمه «سودمند» كه در مورد علوم و معارف پيشبيني شده است، اين كلمه «سودمند» براي چه كسي است؟ چون قمار باز هم فن قمار برايش سودمند است، بديهي است كه ما علوم و معارف را در قانون اساسي در جهتي كه اسلام تعيين كرده است بكار ميبريم و چه كلمه «سودمند» باشد يا نباشد، اين تكليف در قانون اساسي ايجاد ميشود و احتياجي به كلمة «سودمند» نيست.
مسئله ديگر اينكه پيشنهاد شده «بدون هيچ وابستگي» بنده اشكالي نميبينم كه اين هم اضافه بشود ولي معهذا استفاده از علوم و فنون بشري وابستگي ايجاد نميكند و در آن مفهوم وابستگي در اصول ديگر آمده است و رعايت هم خواهد شد.
بعضي از دوستان همين اصل را بعبارت ديگر پيشنهاد كردهاند ولي دليلي نياوردهاند كه چرا آن عبارت راعوض كردهاند.
مثلا آقاي دكتر ضيائي تقريبا همان عبارات پيشنهادي را مرقوم فرمودهاند و فقط قرآن و سنت را پايه ذكر، كردهاند، در حاليكه پايهها از سنت و قرآن استخراج ميشود و آنها منبع قانونگذاري است، پايهها را ما از قرآن و سنت استخراج ميكنيم و اينكه منبع قانونگذاري باشد در اصل ديگر آمده است.
در پيشنهاد يكي از گروهها «مسئوليت» را آوردهاند ولي «كرامت و آزادي» را كه مقدمه و لازمه مسئوليت است ذكر نكردهاند.
در مورد تلفيق اصل دو و سه كه پيشنهاد آقايان دكتر غفوري و مكارم است بايد عرض كنم كه تقريبا اينكار در خود اين اصل شده است.
گروه يك اصولا با آوردن اصل سه بطور مستقل در كليات مخالف است بدليل اينكه اصل سه در ساير فصول آمده است و اگر بخواهيم در كليات بهمه اهداف اشاره كنيم بايد همه قانون اساسي را در يك اصل ذكر كنيم كه اين هم امكانپذير نيست.
همه اين اهداف در ساير اصول آمده است و همه اينها بر ميگردد به قسط و عدل كه در اصل دوم هست و احتياجي به اصل سه نيست باز آقاي مكارم توضيحي دادهاند كه همان بود كه عرض كردم كه اشاره به اين پايهها براي قانونگذار الزامآور است.
مسألة ديگري كه احتياج به جواب دادن باشد، نيست چون ديروز بهمه آن مسائل اشاره شد و فقط اشاره ميكنم كه در اين اصل منظور بيان نظام اسلامي بوده است و بعد از اينكه با تمام كميسيونها مشورت شد و نظراتشان خواسته شد، آنچه كه بايد در مورد نظام اضافه بشود، اينكار شده است و بنظر گروه در اين مورد كم و كسري نيست.
بعضي از آقايان مطالبي نوشتهاند كه من مجبورم پاسخ بدهم.
مثلا نوشتهاند: «در موارد زيادي تشريع در معني قريب به بدعت بكار ميرود» توجه بفرمائيد وقتي كه ما نظام اسلامي را شرح ميدهيم و در اصول بعدي هم ميگوئيم منابع قانونگذاري بايد سنت و قرآن باشد، بنابراين ديگر اين مفهوم، منتفي است كه بدعت از آن استنباط بشود، همچنين نوشتهاند: لفظ «نقش» از اصطلاحات سينمائي است بايد پرهيز شود، اين هم بنظر من استدلال درستي نيست.
من خواستم راجع به توحيد و انقلاب اين توضيح را بدهم، اگر يك لفظي را ديگران بكار ميبرند ما نبايد براي خودمان اين مشكل را ايجاد كنيم كه چون ديگران بكار بردهاند ما ديگر بكار نبريم.
و يا اينكه چون ديگران مثلا با قاشق و چنگال غذا ميخورند ممكن است با ما مخالف باشند، ما نخوريم.
و يا اينكه سوار اتومبيل ميشوند و ما سوار اتومبيل نشويم.
(يكي از نمايندگان ـ اصطلاحات اسلامي را بكار ببريد).
نايب رئيس (بهشتي) ـ از آقايان خواهش ميكنم بدون نوبت و از جاي خودشان صحبت نفرمايند.
دكتر آيت ـ يكي از آقايان نوشتهاند: (مقصود از امامت و رهبري چيست؟ آيا ولايت فقيه است؟» عرض شود ولايت فقيه جداگانه چه در كليات و چه در ساير موارد آمده است كه بموقع مورد بحث قرار خواهد گرفت.
مفهوم امامت و رهبري هم در اسلام بخوبي روشن است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر نوربخش بفرمائيد.
دكتر نور بخش ـ آقاي دكتر آيت دو مثال زدند كه هر دو مؤيد نظر ما است.
تذكر 1: اتفاقاً در اصول بايد گفت مراجعه شود به فلسفه مثلا كانت.
تذكر 2: وقتي شما از مشهد به تهران حركت ميكنيد نميگوئيد ميخواهم بروم به خيابان و كوچه فلان، بلكه ابتدا فقط بليط براي تهران ميگيريد.
در فصل اول هم كليات بايد ذكر گردد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يادداشتي را آقاي حائري مرقوم فرمودهاند مبني بر اينكه طرفدار پيشنهاد گروه پنجم ميباشند و همين طور به نظر ايشان «و ديگر معارف اسلامي» ايجاز مخل نيست براياينكه قانون اساسي كتاب عقايد نيست و معارف اسلامي خمسه براي همه روشن است.
آقاي مولوي عبدالعزيز يادداشتي نوشتهاند كه «پايهها و هدفها» بايد طبق اصول مسلمه تشيع و تسنن باشد نه مخصوص يك رگوه و از اول چيزهاي مهم و مخصوص يك مذهب را نياوريد.
يادداشتهاي ديگري هم هست كه هر وقت لازم باشد و موقعش بود مطرح خواهد شد.
بحث ماراجع به مطالب تمام است.
آقاي منتظري براي توضيح يك نكته كوتاه وقت گرفتهاند بفرمائيد.
منتظري ـ اعوذبالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده هم به عنوان دفاع از اصل دوم و هم نظرياتي را كه خودمان داريم بطور مختصر بيان ميكنم.
اينكه آقايان اصرار دارند اصول دين ذكر نشود بايد عرض كنم كه ما اين اصول دين را براي تشريفات در اينجا ذكر نكردهايم.
قانون اساسي مسير زندگي آينده ما را بايد در همه شئون تعيين كند، در قانونگذاري، در كار، در بازرگاني و خلاصه در همه شئون و آن چه كه بيش از همه مسير زندگي ما را تعيين ميكند اصول اعتقادي و ايمان ما است.
ايمان به خدا، ايمان به نبوت، ايمان به امامت و ايمان به معاد، اينها علاوه بر اينكه وظايف است، نقش كاملي در تعيين مسير زندگي ما دارد.
آن قانونگذاري كه در آينده ميخواهد در مجلس شوراي ملي قانوني بگذارند، اگر شخصي باشد معتقد به خدا و به معاد و معتقد به وحي، مسلما روش قانونگذاري او فرِ ميكند با كسي كه اعتقادش اسلامي نباشد.
بنابراين چون قانون اساسي پايه ساير قوانين و همين طور پايه ساير شئون زندگي است چون ايمان و اعتقاد به اصول دين دخالت دارد و پايه است بايد ذكر بشود و آقايان بخل نكنند كه سه يا پنج تا از اصول دين بطور مختصر در قانون اساسي ذكر بشود اينكار ضرري بجائي نميزند چون ضرورت دارد.
و اما اينكه آقاي آيت فرمودند ابهام در آن نيست، بنده بايد بگويم كه در دو سه جاابهام هست يكي همان كلمه «توحيدي» است كه ديروز ميگفتيم و اين يك لفظي است متشابه و قاعدتاً بايد حذف بشود و من كه به پيشنهادات گروهها نگاه ميكنم، ميبينم گروه يك و يكي ديگر از گروهها لفظ «توحيدي» را ذكر كردهاند بنابراين به اجماع مركب اين رد ميشود براي اينكه اكثريت لفظ «توحيدي» را برداشتهاند و لفظ مبهمي هم هست زيرا معلوم نيست مرادش خداي يگانه است و يا طبقه واحدي است كه بعضيها ميگويند «توحيد طبقاتي» بنابراين، اين لفظ مبهم است و اگر حذف بشود بهتر خواهد بود بنظر ما «يكتا و عادل» كافي خواهد بود و «تكوين و تشريع» يك لفظي است مجمل و گفتنش لزومي ندارد.
بنده چون امروز بعلتي نتوانستم در گروه باشم و قبلا اصرار داشتم بدنبال «ستمگري و ستمكشي» بايد آن چيزي كه در اصل پيشنهادي سابق بود، ذكر بشود.
حالا اگر ميخواهند دنبال همين هم بياورند اشكال ندارد.
به اين شكل: «هرگونه ستمگري و ستمكشي و سلطهجوئي فرهنگي، سياسي و اقتصادي» بنظر من ذكر اين مطلب ضرورت دارد ولو اينكه اكثر گروهها نگفته باشند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رباني بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ مطلبي را كه آقاي آيت فرمودند در نظر گروه دوم اشكالي كه داشت اينست كه آزادي آمده ولي در كنارش مسئوليت نيامده است.
آزادي بدون مسئوليت به هرج و مرج كشيده ميشود.
اشكال ديگري كه داشت اين بود كه بين روشها و اهداف فرقي قائل نشده بودند و روش را جزو اهداف آورده بودند.
در گروه پنج، نظامي را كه بيان كردهاند بر خلاف نظريه گروه اول قابل انطباِ با نظام توحيدي است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري بفرمائيد.
منتظري ـ اينجا آزادي و اختيار انسان هم چيز مبهمي است آيا مراد آزادي تكويني است و يا آزادي تشريعي؟ بايد بگوئيم «آزادي و اختيار خدادادي انسان» كه معلوم بشود آزادي تكويني است يعني انسان داراي اراده است و يا اينكه اگر ميخواهيد اين را ذكر نكنيد بايد بگوئيد «در محدوده قوانين» نايب رئيس (بهشتي) ـ حالا ادامه كار به اين كيفيت است چند طرح پيشنهادي هست و خدمتتان آوردهاند مطالعه هم فرمودهايد و دربارة آنها توضيح هم داده شد.
حالا باندازه سه دقيقه وقت در نظر ميگيريم كه همه نمايندگان بتوانند نگاهي به آن نوشتهها بكنند و بعداً رأي ميگيريم به پيشنهاد گروه اول صرف نظر از اصلاحات جزئي كه در آن بعمل آمده است.
اگر رأي آورد اصلاحات را بعداً در آن وارد ميكنيم و اگر هم رأي نياورد ميرويم سراغ پيشنهاد گروه دوم و همچنين گروههاي بعدي.
بنابراين اين سه دقيقه را براي يكبار مراجعه مكرر، وقت در نظر ميگيريم و آقاياني كه اصلاحاتي در هر فرازي دارند، معنايش اين است كه اصل پيشنهاد گروه اول را قبول دارند و ما بعداً اصلاحاتشان را به رأي خواهيم گذاشت.
كسانيكه پيشنهاد گروه اول را با فرض اصلاحات قبول دارند آنها رأي موافق خواهند داد و اصلاحيهشان را هم به رأي ميگذاريم چون يكي از آقايان يادداشتي نوشتهاند كه سه دقيقه كم است پنج دقيقه وقت ميدهيم.
(در اين موقع براي مطالعه بيشتر و مجدد پيشنهادها پنج دقيقه وقت در نظر گرفته شد).
نايب رئيس (بهشتي) ـ پنج دقيقه تمام شد.
توجه داريد كه دربارة اين اصل ديروز مستوفي همه بحث كردهايم و بحثها هم شنيده شده است و نمايندگان گروهها هم رفتهاند و بحث كردهاند و نظرات رسيده امروز مجدداً جمعبندي و تلخيص و چاپ و تكثير شده و در اختيار همه هست و نزديك يك ساعت و بيست دقيقه پيرامون اين نظرات امروز از هر گروه صحبت كردهاند.
بنابراين حالا اعلام رأي ميكنيم.
آقاي حجتي بفرمائيد.
حجتي كرماني ـ اين جور رأيگيري خيلي زودرس است زيرا تلفيق نظرات هم احتياج به اين دارد كه انسان در يك آرامش فكري اينكار را انجام بدهد.
در يك وقت پنج دقيقهاي انسان نميتواند يك معادله چند مجهولي را حل كند.
در نتيجه اين رأيگيري به عقيده بنده زودرس است زيرا هر گروهي در مواد مربوط به خودش مثلا دربارة حقوِ ملت كه ما بحث ميكرديم بنده حضور ذهن دارم ولي در مورد اينها ندارم و در مورد اصل يك يا دو تلاش ذهني و كنكاش ذهني براي ما امكان نداشته است.
(علي تهراني ـ خير اينطور نيست) در مورد گروه خاص كه اينكار را كردهاند درست است ولي گروههاي ديگر بايد به همان اندازه كه مطالب گروه خودشان را بررسي كردهاند اظهارنظر بكنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ شما چه پيشنهادي ميكنيد كه اين اصل يا هر اصل ديگري را در آينده بتوانيم در جلسه عمومي به رأي بگذاريم؟ يعني ما در جلسه عمومي چه جوري رأيگيري كنيم كه هر كسي رأيي را كه ميدهد رأي باشد با تمام حضور ذهن؟ آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ جناب آقاي رئيس، حق اين بود كه به پيشنهاد اينجانب عمل ميشد، همه هم تصديق كردند.
حالا اگر هر كميسيون دو نفر صبح به اين اصل رسيدگي ميكردند حالا يك متن داشتيم و اي بسا تا بحال تصويب شده بود.
حالا اين پيشنهاد را عمل بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ سؤال اين است كه اگر ما از هر گروهي يكنفر يا دو نفر نماينده گردآوري كرديم و اينها خودشان يك گروه هفت نفري و يا چهارده نفري تشكيل دادند و اگر آنها يك متني را با تصويب اكثريت به جلسه عمومي آوردند، ما بيائيم فقط آن متن را به رأي بگذاريم؟ چه فرقي ميكند كه آقايان نماينده گروهها باشند و يا در يك گروه باشند؟ اگر به رأي گذاشتن يك متن بر خلاف آزادي در اينجا نباشد و كاملا حق پيشنهادهاي ديگر رعايت بشود، بگذاريد هر گروهي كه پيشنهاد بخصوصي دارد آنرا به رأي بگذاريم.
براي اينكه آنها احق هستند تا آن گروه تلفيقي، چون آنها بيشتر درباره آن مطلب مطالعه كردهاند و اگر پيشنهاد يك گروه چند نفري حق پيشنهاد جديد از فرد يا گروهي را سلب نميكند، باز هم اگر ما يك گروه هفت نفري يا چهارده نفري داشته باشيم و به همين محظور برخورد ميكنيم.
پيشنهاد حضرت عالي صبح در جلسه مشترك هيأت رئيسه و شوراي هماهنگي مطرح شد ولي به اين دليل ديديم حلال مشكل نخواهد بود.
ما براي هر پيشنهادي احترام قائليم و پيشنهاد دهنده ميتواند توضيح بدهد و بعد آنرا به رأي ميگذاريم.
اگر آن پيشنهاد بعنوان راه حل مورد قبول مجلس قرار گرفت آنوقت ماده جديدي براي آئين نامه ميشود.
و اما اينكاري كه من ميخواستم حالا عمل كنم بر طبق آئين نامه مصوب خود آقايان بود.
بر طبق اين ماده از آئيننامه قرار بود كه نظرات هر گروهي كه اصلي را پيشنهاد ميكند به اينجا بيايد و در اينجا دربارهاش توضيح بدهند مخالف و موافق هم صحبت بكنند و اگر سؤالاتي بود توضيح داده بشود و پيشنهاد هر گروه به رأي گذاشته بشود و اگر گروههاي ديگر متن جديد دارند بترتيب، هر متني به رأي گذاشته بشود.
هر يك از متون پيشنهادي كه اكثريت را آورد ديگر از ادامه رأيگيري خودداري كنيم.
بنده عين ماده مصوب خود آقايان را ميخوانم: مرحله سوم ـ طرح اصول پيشنهادي در جلسات عمومي مجلس ماده بيست و شش ـ اصول بررسي شده در گروهها بوسيله هيأت رئيسه بتدريج در جلسات عمومي مجلس كه از روز دوم هفته سوم همه روز عصر تشكيل ميشود مطرح و پس از شور و مذاكره به رأي گذاده ميشود.
تبصره ـ پس از رسميت جلسه متن پيشهادي براي يك اصل در جلسه خوانده ميشود.
اگر متن تهيه شده توسط گروهها يكي باشد حداقل يك موافق و يك مخالف صحبت ميكنند و سپس رأيگيري بعمل ميآيد و اگر در گروهها بيش از يك متن پيشنهادي شده باشد متن پيشنهادي هر گروه بترتيب شمارهگذاري گروهها خوانده ميشود و يكنفر از همان گروه از آن دفاع ميكند ـ كاري كه امروز كرديم ـ پس از قرائت همه متون پيشنهادي براي يك اصل و دفاع از آنها نسبت به متون پيشنهادي بترتيب رأيگيري ميشود.
همين كاري كه ميخواستيم حالا بكنيم، يعني هر پيشنهادي كه با حد نصاب لازم تصويب شد، از رأيگيري درباره پيشنهادهاي بعدي خودداري ميگردد.
آنچه كه امروز ما از اول جلسه تا حالا عمل كردهايم بر طبق اين ماده از آئيننامه بوده كه مصوب اكثريت خود آقايان است.
آقاي حجتي كرماني بفرمائيد: حجتي كرماني ـ الان هفت پيشنهاد است و ميشود پيشبيني كرد كه هيچ يك از اينها رأي نميآورند چون هر يك از گروهها طرفدار متن خودشان هستند.
در ضمن نميدانيم آيا پيشنهاد آقاي بني صدر بر خلاف آئيننامه است يا خير؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر اجازه ميداديد ما بجاي پيشبيني عمل ميكرديم بهتر بود.
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ بنده پيشنهادم اين است كه هر گروهي كه روي يك قسمت مطالعه كردهاند و كار كردهاند چنانچه توافق كنند آنرا در اختيار شوراي هماهنگي و نمايندگان گروهها قرار دهند و پس از تلخيص در اختيار ما بگذارند تا رويش مطالعه بكنيم و اگر نكاتي بنظرمان رسيد در مجلس مطرح كنيم.
ضمناً ما الزامي نداريم كه حتما به آئيننامه عمل كنيم راجع به دو سوم، بنده از آقايان خواهش ميكنم يك طرح جديدي تهيه بكنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مهندس سحابي بفرمائيد.
مهندس سحابي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
مشكل اصلي اين است كه ما امروز هفت متن در پيش رويمان داريم و ميخواهيم راجع به آنها رأي بگيريم، در حالي كه ممكن است روي جزئيات كلمات هر متن هم نظرياتي داشته باشيم و باز احتياج به رأيگيري باشد.
به اين ترتيب بنظر من امروز كه نميشود كار اين اصل را تمام كرد.
هيچ، تا يك هفته و شايد بيشتر هم طول بكشد كه اين اصل دو از تصويب مجلس بگذرد.
پيشنهادي كه ما كرديم و آقاي بنيصدر آن را ديروز مطرح كردند و امروز هم با خيلي از آقايان صحبت كرديم همه آن را ميپسنديدند، اين پيشنهاد براي اين است كه اين مشكل را حل كند.
در يك مجلس عمومي هفتاد و چند نفري وقتي مسائل مختلف مطرح بشود و همه هم صاحبنظر باشند، توافق و تقارب و به وحدت رسيدن خيلي مشكل است، درحالي كه در يك مجلس مختصرتر و محدودتري از نمايندگان آنها آزادتر ميشود بحث كرد و به توافق رسيد و آن وقت يك پيشنهاد و يايك اصل را بياورند و به جلسه عمومي و در اينجا روي بندهاي آن آقايان صحبت بفرمايند و بعد رأي بگيرند.
به اين ترتيب ما فكر ميكنيم كه با تصويب اين پيشنهاد يك كمكي ميشود كه آن آئيننامه بهتر اجرا بشود و اگر بخواهيم به آئيننامه و يا به كلمات و ظاهر آن نگاه كنيم آن وقت عملا مشكلاتي پيش خواهد آمد و كار پيش نخواهد رفت.
ديروز يكي از آقايان فرمودند ما صد و پنجاه اصل داريم و اگر اضافاتي هم پيدا بشود ما حدود صد وشصت يا صد و هفتاد اصل داريم و ما براي يك اصل آن ديروز و امروز معطليم، آن وقت حساب كنيد براي تصويب تمام اصلها ما هفت، هشت ماه وقت لازم داريم در حالي كه اصلهاي پر بحثتري در پيش داريم.
بنظر من پيشنهاد آقاي بنيصدر خيلي خوبست اجازه بفرمائيد كه از ساعت هشت صبح تا ده و نيم خود گروهها تشكيل جلسه بدهند و از ساعت يازده تا يك بعدازظهر يك كميسيون عمومي از نمايندگان هفت گروه باضافه شوراي هماهنگي براي تقارب نظريات تشكيل بشود و البته سعي خواهند كرد كه به يك نظر واحدي برسند و آن نظر را تكثير ميكنند و به اطلاع همه نمايندگان ميرسانند، اين بود نظر بنده.
نايب رئيس (بهشتي) ـ جا داشت پيشنهاد شما نوشته ميشد و به رأي گذاشته ميشد.
حالا خواهش ميكنم آقاي بنيصدر پيشنهادشان را بنويسند.
آقاي هاشمي نژاد فرمايشي داريد بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ در مورد پيشنهاد آقاي بني صدر اشكالي هست كه بايد گفته شود اگر اجازه بفرمائيد بعنوان مخالف صحبت كنم (طاهري اصفهاني ـ من هم مخالف هستم).
بني صدر ـ اجازه بدهيد در مورد پيشنهادم توضيح بدهم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اول بنويسيد و بدهيد، هر وقت پيشنهاد نوشته و خوانده شد، آن وقت يكنفر ميتواند بعنوان مخالف صحبت كند.
آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ پيشنهاد آقاي بنيصدر صحيح بنظر نميرسد پيشنهاد آقاي سحابي صحيح است.
اگر ما دقت بكنيم الان در مورد اصل دوم دو سه نظر بيشتر نيست براي اينكه بيشتر آنها با هم مشابه هستند و يك اختلاف جزئي با هم دارند.
چون متن گروه پنجم همان متني است كه ارائه شده و افكار عمومي هم با آن آشنا است، همان متن گروه پنجم را به رأي بگذاريم.
مطلب ديگري كه بايد تذكر بدهم اين است كه همان آئيننامهاي را كه خودمان تصويب كرديم، يكييكي باشد رعايت بكنيم تا كار درست شود و به نتيجه برسيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بنيصدر پيشنهادشان را قرائت ميكنند و بعد از آن دفاع ميكنند بفرمائيد.
بني صدر ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
اينكه آقاي دكتر بهشتي فرمودند كه از هر گروه دو نفر انتخاب شوند، معلوم نيست كه اين انتخاب منعكس كننده نظر همه افراد باشد، ثانياً آنهائي كه روي اصل بخصوصي كار كردهاند صلاحيت بيشتري دارند.
اين واقعيت را بايد بپذيريم كه وقتي يك عده روي يك اصل بخصوصي كار كردهاند روي آن حساسيت پيدا ميكنند.
بنابراين آن گروه دوم با آزادي بيشتري ميتواند كار كند و نظرات را با هم تلفيق كند.
ثالثاً اينكه ميشود ترتيب ديگري داد يعني بهمين ترتيبي كه نوشتهايم ميتوانيم نظر را بر گردانيم به آن گروه چهارده نفري و آنان نظرات آقايان را ببرند در آنجا و نظر خوشان را بدهند و براي ساعت دوازده تا يك ساعت بعدازظهر درباره آن، گروه چهارده نفري باضافه گروه هماهنگ كننده متن را آماده كنند.
بهر حال ما صبح را براي اين قرار داديم كه كار عصر را سبكتر كنيم نه آنكه كار عصر را سنگينتر كنيم.
كاري بايد كرد كه وقت صبح ما هدر نرود.
اين پيشنهاد من براي همين است كه وقت صبح ما بيهوده تلف نشود و آن را ميخوانم.
ديروز هم بنده پيشنهادي دادم و مجلس هم پذيرفت، پيشنهاد بنده اين است «چون صبحها براي تدارك جلسات علني است پيشنهاد ميكنم يك گروه با شركت دو نفر از گروههاي هفتگانه تشكيل بشود، اين گروه چهارده نفري ساعت نه تا ده و نيم صبح تشكيل شود و سعي كند يك ياحداكثر دو نظر را از راه تلفيق بدست بياورد.
ساعت ده و نيم آن دو نماينده نظر گروه چهارده نفري را به گروه خود ببرند و به بحث بگذارند و ساعت دوازده دوباره با شوراي هماهنگي جلسه گروه چهارده نفري تشكيل شود و متن را براي جلسه عصر آماده كند».
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين پيشنهادي بود كه خود آقاي بنيصدر قرائت كردند آقاي هاشمينژاد با اين پيشنهاد مخالف هستند كه الان صحبت ميكنند، بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
پيشنهادي كه آقاي بنيصدر برادر عزيز من فرمودند مشكلي ايجاد ميكند و آن اين است كه آن دو نفري كه ميخواهند بيايند و در آن كميسيون مشترك شركت كنند، آنان ميخواهند نظرات خودشان را منعكس كنند و يا نظرات همه افراد گروه را؟ اگر نظرات همه افراد گروهها را ميخواهند توافق كنند فقط در يك صورت ممكن است و آن اين است كه اختيارات تامه به آنها بدهيم و آنها هر نوع اصلاحي كه ميخواهند بعمل بياورند و در آن كميسيون مشترك بمنظور نزديك كردن نظرات يكديگر اختياراتي داشته باشند و مطمئناً چنين اختياري را حاضر نيستند پنج نفر ديگر به آن دو نفر واگذار كنند بخاطر اينكه مشاهده ميكنيم در يك كميسيون وقتي يك نظريه طرح ميشود اظهارات و نظرات مختلف درباره آن وجود دارد.
بنابراين اگر اين دو نفر با اختيار تام بروند كه خلاف وكالتشان است، اين كار و اين پيشنهاد عملي نيست، و اگر بدون اختيارات تامه بروند كه فقط نظرات ديگران را منعكس بكنند، باز عملي نيست.
البته اگراين كار امكانپذير باشد كه وكالت نامه بگيرند مشكل حل خواهد شد و بايد تذكر بدهم كه الان وقت جلسه را گرفتن بعد ازتصويب آئيننامه صحيح نيست زيرا ما چند جلسه وقت صرف كرديم و آئيننامه را تصويب كرديم و در دسترس ما است.
و اين را تصويب نكرديم كه در اولين بار به اين مشكلات برخورد كنيم، حالا اگر صلاح باشد همين الان آئيننامه را عوض كنيم.
همانطور كه آقاي حجتي كرماني فرمودند صبحها براي انعكاس نظرات گروهها وقت زيادي صرف ميشود معذلك ميفرمايند كه ما حضور ذهن نداريم و در اين سه دقيقه نميشود اينها را بررسي كرد.
اين سه دقيقه منضم به ساعات زيادي است كه در گروهها صرف شده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم هم عين اين پيشنهاد را كردهاند كه ديگر نميخوانم.
پيشنهاد ديگري هم رسيده است كه براي تصويب آن، رأي نصف بعلاوه يك نمايندگان كافي است، چون آئيننامه را هم با همين روش تصويب كردهايم.
يك پيشنهاد ديگري هم بعداً رسيده است و آن رابدون اينكه رويش بحث كنيم فقط ميخوانم.
پيشنهاد از آقاي آيت است: «پيشنهاد ميكنيم براي اينكه با بن بست مواجه نشويم در مورد اينكه چه اصلي در مجلس مطرح گردد اكثريت نسبي كافي باشد.
ولي البته در مورد تصويب خود اصل دوسوم كل مجموع آراء لازم است» درباره اين پيشنهاد بحث نميشود چون ميتوانست در نظر دوستان دخالت داشته باشد اين بود كه خواندم.
اگر اين پيشنهاد تصويب نشد يكنفر مخالف و يكنفر موافق ميتوانند دربارة آن صحبت كنند و به رأي بگذاريم.
حالا پيشنهاد آقاي بني صدر را ميخوانم و بعد موافقين با آن قيام ميكنند: «چون صبحها براي تدارك جلسات علني است پيشنهاد ميكنم يك گروه با شركت دو نفر از گروههاي هفتگانه تشكيل شود.
اين گروه چهارده نفري ساعت نه تا ده و نيم صبح تشكيل شده و سعي كند يك يا حداكثر دو نظر را از راه تلفيق بدست بياورد و ساعت ده و نيم دو نماينده نظر گروه چهارده نفري را به گروه خود ببرند و به بحث بگذارند و ساعت دوازده دوباره با شوراي هاهنگي جلسه گروه چهارده نفري تشكيل شود و متن را براي جلسه عصر آماده كند»، بني صدر موافقين به اين پيشنهاد قيام كنند.
(بيست و هشت نفر برخاستند) چون عده حاضر در جلسه شصت و نه نفر است پيشنهاد رد شد.
پيشنهاد بعدي از آقاي دكتر آيت است كه قرائت ميشود: «پيشنهاد ميكنم براي اينكه بابن بست مواجه نشويم در مورد تصويب خود اصل دو سوم كل مجموع آرا لازم است».
پيشنهاد روشن است و دفاع و توضيح نميخواهد و يك نفر مخالف ميتواند صحبت كند.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم، اين پيشنهادي كه فرمودند فكر ميكنم در صدر و ذيلش يك تضادي وجود دارد.
يعني اكثريت نسبي اين است كه پيشنهاد اول بيست رأي بياورد و پيشنهاد دوم فرضاً پانزده رأي و پيشنهاد سوم ده رأي ولو هيچكدام از اينها رأي كافي نياورد، ما ملزم خواهيم شد پيشنهاد اول را كه بيست رأي آورده و بيش از پيشنهادهاي ديگر رأي داشته است بپذيريم و آن رامتن بحث قرار بدهيم.
پس نتيجه اين شد كه ما اين پيشنهاد را با بيست رأي، متن قرار بدهيم و چون اكثريت نسبي را داشته است آن وقت در رأي گرفتن به مجموع، ما چطور ميتوانيم به پيشنهادي كه اصلش بيست نفر موافق بيشتر نداشته است دو سوم رأي بياوريم؟ آن وقت دو مرتبه اصلاحش كنيم و به رأي بگذاريم و قاعدتاً رأي نخواهد آورد و بن بست را نخواهد شكست و به اين دليل بنده فكر ميكنم اگر اجازه بفرمائيد.... نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر پيشنهادي داريد بايد بنويسيد و اگر بعنوان مخالف با پيشنهاد آقاي آيت صحبتتان تمام شد بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ براي شكستن بن بست...
نايب رئيس (بهشتي) ـ پيشنهاد تازهاي داريد؟ مكارم شيرازي ـ بلي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس لطفاً بنويسيد.
آقاي آيت اگر توضيحي داريد بفرمائيد.
آيت ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در مورد اين پيشنهادي كه من دارم چون مطابق آئيننامه اگر حد نصاب دو سوم را در مورد تصويب در نظر نگيريم كه بايد در نظر بگيريم اگر اين اصول مطرح شود بديهي است هر كميسيوني خواه ناخواه روي نظر خودش ممكن است توجه بيشتري داشته باشد و رأي نميدهد و بنابراين هيچ اصلي براي مطرح شدن رأي نميآورد و در نتيجه دچار بن بست ميشويم.
اما اينكه آقاي مكارم اشاره كردند كه چگونه پيشنهادي كه بيست رأي ميآورد اگر مطرح شود، ميتواند دو سوم آراء را بياورد، درست نيست.
براي اينكه افراد رأي نميدهند و تنها به پيشنهاد كميسيون خودشان رأي ميدهند ولي بعد وقتي كه اين متن مطرح شد، خواه ناخواه ممكن است رأي بياورد.
و بنابراين يك عدهاي رأي نميدهند براي اينكه متن خودشان را برتر از متن ديگران ميدانند و هيچ راهي براي خروج از بنبست جز تصويب اين پيشنهادي كه من دادم نيست.
چون خواه ناخواه يك متن بايد مطرح شود و جز اكثريت نسبي براي طرح يك متن راه ديگري ما نداريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين با پيشنهاد آقاي آيت قيام فرمايند.
(بيست و سه نفر از شصت و هشت نفر عدة حاضر در جلسه برخاستند) بنابراين، اين پيشنهاد رد ميشود.
و ما كارمان را با همان آئيننامه ادامه ميدهيم و بر طبق آئين متن پيشنهادي گروه اول را به رأي ميگذاريم.
(يكي از نمايندگان ـ من در اين باره پيشنهادي دارم).
به هر حال اگر صلاح بدانند جلسه را بعنوان تنفس تعطيل كنيم و يك جلسه مجدداً براي اصلاح آئيننامه تشكيل بدهيم.
چون پيشنهادها خيلي زياد است و ما اگر امروز مرتب بخواهيم تا آخر وقت به اين پيشنهادات بپردازيم و يكي موافق و يكي مخالف بحث بكند شايد دو جلسه ديگر هم صرف اينكار بشود.
بنابراين امروز بر طبق آئيننامه ادامه ميدهيم و براي اينكه شوراي هماهنگي مسئول بشود و در يك كميسيون مشترك با هيأت رئيسه به كليه پيشنهادات رسيدگي كند و كميسيون خاصي هم لازم نباشد و اگر ديديم كه واقعاً بنبست وجود دارد، براي راه حل فكري بكنيم.
بنابراين بر طبق آئيننامه عمل ميكنيم و متن پيشنهادي گروه اول را صرفنظر از اصلاحات جزئي كه هر كدام از گروهها يا آقايان پيشنهاد كردهايد، البته آنها مجدداً فراز به فراز خوانده ميشود و اصلاحات لازم به رأي گذاشته ميشود و اينكه پايه و مبنا را براي اصل دوم، متن پيشنهادي گروه اول قرار بدهيم، يعني همان متني كه مكرر خوانده شده و عبارتست از «جمهوري اسلامي نظامي است توحيدي بر پايه...
الي آخر» صرفنظر از هدفها كه آن هم اصل سه است.
موسوي اردبيلي ـ چون اين متن با متن گروه چهار تقريبا يكي است اين دو رابا هم رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم اين كار را خواهيم كرد.
مهندس سحابي ـ اينكه فرموديد اول به متن رأي ميگيريم بعداً اگر اصلاحاتي لازم داشت با قيام و قعود انجام ميدهد، شايد اصلاحات بروفق مراد نباشد.
اگر اول اصلاحات مشخص شود بعد رأي گرفته شود، بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ هيچكس نميتواند فكر كند كه كليه آنچه كه گفته است همه قبول ميكنند.
اول به چهارچوب متن پيشنهادي رأي ميگيريم بعد اگر اصلاحي لازم داشت بترتيب مطرح ميكنيم و رأي ميگيريم.
اين راه بهتر است و زودتر ما را بمقصود ميرساند پس ناچار بايد رأي بگيريم.
نمايندگاني كه با متن پيشنهادي گروه اول براي اصل دوم موافقند تا اصلاحات بعداً مطرح بشود قيام بفرمايند (عدهاي برخاستند).
آقايان بايستند تا شماره شود.
(شمارش بعمل آمد و چهل و سه نفر ايستاده بودند) در حالي كه براي تصويب قطعي بايد چهل و هشت رأي موافق باشد، بنابراين رأي كافي نياورد.
اكنون متن پيشنهادي گروه دوم قرائت ميشود: «جمهوري اسلامي نظامي است الهي بر پايه عقايد اسلامي و كرامت و ارزش انسان بمنظور رسيدن به اهداف زير:
1ـ پرورش و تكامل انسانها در همه زمينههاي مادي و معنوي و جهاد هر انسان در راه پيشرفت خود و ديگران.

2ـ برقراري قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل هرگونه ستمگري و ستمكشي.

3ـ آزادي و استقلال انسانها.

4ـ استفاده كامل از تمام علوم و فنون پيشرفته و تجارب سودمند بشري در پرتو اجراي تعاليم اسلامي».
نايب رئيس (بهشتي) ـ مطلبي را كه ميبايستي اول جلسه تذكر ميدادم و فراموش شد، حالا تذكر ميدهم كه مبناي عدة نمايندگان مجلس خبرگان هفتاد و دو نفر است و چون يكي از نمايندگان حاضر نشده است، حد نصاب براي تصويب، چهل و هشت نفر خواهد بود.
اكنون رأي ميگيريم به متن پيشنهادي گروه دوم براي اصل دوم.
آقاياني كه موافقند، قيام فرمايند.
(عده كمي برخاستند) رد شد.
اينك متن پيشنهادي گروه پنج قرائت ميشود: «جمهوري اسلامي نظامي است مبتني بر: توحيد و ديگر عقايد و اصول اسلامي با تكيه بر ارزش و كرامت انسان، مسئوليت او درباره خويش و جامعه و نقش بنيادي تقوا در رشد او، نفي هرگونه ستمگري و ستمكشي داخلي و خارجي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم فرهنگ بشري باالتزام به تعاليم حياتبخش اسلام».
ضمناً يك بند به اصل دو بشرح زير اضافه شود، «آزادي و اختيار انسان در انتخاب مسير زندگي و سرنوشت خويش».
نايب رئيس (بهشتي) ـ رأي ميگيريم به متن پيشنهادي گروه پنجم، موافقين قيام فرمايند (عده كمي برخاستند) تصويب نشد.
آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ بنده قبلا گفته بودم كه دو نظر بيشتر نيست و بند شمارة هفت اين سه گروه قابل تلفيق است و اگر اين كار را ميكرديم ديگر اين دردسرها را نداشتيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خيال ميكردم كه نظر جديدي داريد.
اكنون متن پيشنهادي گروه شش خوانده ميشود: «جمهوري اسلامي، نظامي است كه بر پايه قرآن و سنت پيغمبر اسلام (ص) وائمه اطهار «ع» بنا شده و براي تحقيق بخشي اهدافش، شامل روشهاي زير است:
1ـ تحكيم مباني اعتقاد اسلامي.

2ـ اعتقاد برهبري مستمر و در مسير تداوم انقلاب اسلامي.

3ـ تحقق بخشي و پرورش استعدادهاي ارزنده انساني.

4ـ حمايت از آزادي و اختيارات افراد ملت در ساختن سرنوشت خويش بر مبناي قوانين اسلامي.

5ـ اقامه و گسترش قسط و عدل، در سراسر كشور و نفي هرگونه تبعيض، سلطة جوئي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند و علوم و فرهنگ بشري غير وابسته.

6ـ تحريص و تشويق افراد به جهاد در راه تكامل انساني خود و ديگران.

7ـ شناسائي حقوِ برابر، براي همه افراد ايراني بر طبق موازين اسلامي.
» نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاياني كه با متن پيشنهادي گروه ششم براي اصل دوم موافقند قيام فرمايند.
(عده كمي برخاستند) رد شد.
متن پيشنهادي گروه هفت خوانده ميشود: «جمهوري اسلامي نظامي است مبتني بر پايه يكتاپرستي و ساير معارف و احكام اسلامي كه بر طبق آيه بيست و چهار از سوره حديد «و لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط»، عدالت و قسط اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل سلطهطلبي و سلطه پذيري را در پي ميآورد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين با متن پيشنهادي گروه هفتم براي اصل دوم قيام فرمايند.
(عده كمي برخاستند) تصويب نشد.
(عدهاي از نمايندگان ـ متن پيشنهادي گروه چهارم را هم رأي بگيريد ـ موسوي تبريزي ـ اگر اين پيشنهادها را بعد از اصلاح رأي بگيريد بهتر است.)
آقاي طاهري اصفهاني بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ اينكه اول گفتم اگر اصلاحات را اول اعمال كنند بعداً رأي بگيريد بهتر است، براي اينست كه مثلا در متن پيشنهادي گروه دوم جمله ايست كه ميگويد: «آزادي و اختيار در انتخاب».
خوب اگر اين جمله در اين پيشنهاد نبود چه بسا همه موافق بودند و رأي كافي ميآورد.
البته همه متون پيشنهادي بهمين شكل است اگر اول اصلاح شود بهتر است.
(بهشتي ـ من كه توضيح دادم) توضيح شما دردي را دوا نميكند وقتي جملهاي نامناسب در متن پيشنهادي باشد من بخودم اجازه نميدهم كه موافق باشم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين مساله خيلي روشن بود و من هم چندين بار تكرار كردم.
ما ميخواهيم ببينيم اول كدام متن را انتخاب كنيم تا بعداً اصلاحات جزئي را در آن بعمل بياوريم و چون متون با هم تفاوت دارد آن متن كه نزديكتر است به آن رأي موافق بدهند.
الان رأي ميگيريم كه كدام يك از اين پيشنهادها را بعنوان متن قبول كنيم.
اينك اگر آقايان نظر جديدي در رفع اين مشكل دارند كتباً پيشنهاد بفرمايند تا بررسي شود.
گروه چهار آنچه را كه داده بصورت يك متن داده است هر چند اختلافات جزئي با متن اول دارد و علي القاعده بايد آنهائي كه موافق بودند در همان رأي شركت ميكردند، موافقين با اينكه متن پيشنهادي (يكي از نمايندگان ـ آن را قرائت كنيد) الان جلوي چشم شما است ما متن اول را هم نخوانديم (منتظري ـ اختلافاتش را بخوانيد) اجازه بفرمائيد آقاي سيد اسدالله مدني فرمايشي داريد بفرمائيد.
سيد اسداللّه مدني ـ بنظر من اگر پيشنهاد آقاي آيت را دو قسمت بكنيم بهتر است منتها بايد اين حد را قائل باشيم كه اكثريت نسبي كافي باشد و براي اصل، دو سوم لازم است.
اين دو تا را از هم جدا كنيم و ببينيم آيا براي تصويب متن پيشنهادها رأي اكثريت نسبي كافي است يا نه...
اگر بگوئيم كه براي متون پيشنهادي رأي دو سوم نمايندگان لازم است كه مشكل هميشه باقي خواهد بود و آئيننامه هم بهمين شكل تصويب شد كه براي تصويب هر اصل، دوسوم آراء لازم است و بنابراين ما بين نفي و اثبات چهل و پنج نفر رأي ميدهند و بر فرض كه همه حاضر باشند معنايش اينست كه بيست و هفت نفر رأي ندادهاند و اين مخالف ميزان عدالت است.
و حالا كه دو سوم رأي مجموع نمايندگان لازم است، اين تصميم با وضع مجلس هيچوقت جور در نميآيد پس بايد نسبت به آئيننامه تجديد نظر شود كه من با يك قسمت پيشنهاد ايشان موافق هستم و گمان نميكنم كسي هم با نظر من مخالف باشد.
پيشنهاد من اينست كه رأي اكثريت نسبي مناط باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي اينك دربارة اين متون پيشنهادي چگونه رأي گرفته شود و عمل كنم پيشنهادهاي زيادي رسيده كه همه آنها را ميفرستم به هيأت رئيسه و شوراي هماهنگي كه رسيدگي كنند و در اول جلسه فردا بعنوان راه حلهاي پيشنهادي، يكييكي روي آن بحث ميكنيم و فقط براي اينكه كار اين جلسه ناقص نباشد، متن پيشنهادي گروه چهار را دربارة اصل دو كه در صفحة يك چاپ شده ملاحظه بفرمائيد تا نسبت به آن رأي بگيريم و جلسه را ختم كنيم.
آقاي علي تهراني بفرمائيد.
علي تهراني ـ پيشنهادي دادهام خدمت شما كه بايد آن به رأي بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقا اجازه بفرمائيد، قرار شد پيشنهادها به كميسيون برود اگر حضرتعالي پيشنهادي داريد بدهيد برود به كميسيون (علي تهراني ـ پيشنهاد من بايد به رأي گذارده شود) پس پيشنهاد راجع به خود اصل بود آقاي تهراني (علي تهراني ـ بلي آن را نوشتهام) متن گروه چهار را لطفاً مطالعه بفرمائيد كه بعد از دو دقيقه آن را به رأي خواهم گذاشت.
(منتظري ـ اين ناقص است كامل نشده) من همين را دارم اعلام ميكنم (طاهري ـ آقاي منتظري اجازه بفرمائيد به اين پيشنهاد گروه چهار يك جمله اضافه كنند) اگر پيشنهاد گروه چهار ناقص است پيشنهاد را تكميل بفرمائيد كه در جلسه فردا مطرح شود (طاهري ـ يك جمله بايد به آن اضافه شود) يعني اين پيشنهاد كميسيون است، يا پيشنهاد شخصي ايشان است، آقاي طاهري توجه بفرمائيد من ميخواهم بعنوان مسئول جلسه كاري بكنم كه براي همه گروهها ميكنم، در مورد همة گروهها عين پيشنهاد نوشته شده را رأي گرفتم.
منتظري ـ من اين اصل پيشنهادي را ميخوانم «جمهوري اسلامي نظامي است بر پايه ايمان به خداي يكتا و عادل و تسليم در برابر او و اختصاص حاكميت و تشريع به او، اعتقاد به وحي الهي ونقش بنيادي او در بيان قوانين، اعتقاد به معاد و نقش سازندة آن در تكامل انسان و التزام قلبي وعملي او به احكام و قوانين.
در اينجا فقط يك كلمه (الهي) اضافه كردهايم آن بحثي است جدا، «امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن بر تداوم اسلام انقلابي.
كرامت و ارزش والاي انسان و پرورش استعدادهاي الهي نهفته در او، آزادي و اختيار انسان...
» ما با اينطور مخالفيم «آزادي و اختيار خدا دادي انسان يا اينكه آزادي و اختيار انسان در سرنوشت خويش در محدودة قوانين، قسط و عدل اجتماعي و اقتصادي و نفي كامل هرگونه ستمگري و ستمكشي...
» اينجا عنوان كرديم كه اين قسمت اگر به اصل سوم عقيده داشته باشيم، اين هدفها، يعني اين كلمه «قسط و عدل» در اصل سوم ذكر شود و بقيهاش هم اينطور نوشته شود «استفاده كامل از علوم و فنون پيشرفته و تجارب سودمند بشري بدون هيچگونه وابستگي.
» اين متن پيشنهادي گروه چهارم براي اين اصل است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر هيچكس در جلسه مخالف نباشد با اينكه من، اين پيشنهاد خلاف اصول را به رأي بگذارم، اعلام رأي ميكنم اگر حتي يكنفر مخالف باشد، به رأي نميگذارم.
آقاي قائمي شما مخالفيد؟ قائمي اميري ـ من اخطاري دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي قائمي اميري بفرمائيد.
در ضمن متن پيشنهادي گروه چهار را دو دقيقه مطالعه كنيد تا رأي بگيريم.
قائمي اميري ـ در صفحة چهارم آئيننامه دربارة مراحل بررسي، سه مرحله نوشته شده است مرحلة اول، تشكيل كميسيونهاي مقدماتي، مرحلة دوم، بررسي اصول و مرحلة سوم، تشكيل جلسات عمومي مجلس براي تصويب اصول كميسيونهاي مقدماتي است.
اصولا تشكيل كميسيونهاي مقدماتي براي اين بوده است كه آقايان بتوانند اين نظرات را ابراز بكنند و روي آن اصول فكر كنند و شب مطالعه كنند و حاصل بررسي آنها يك متن شود كه در جلسه علني به آن رأي گرفته شود و تصويب شود.
در جلسه علني بايد يك متن مطرح شود نه آنكه تمام متون مختلفي را در اينجا بخوانند و مورد بررسي قرار بدهند.
با اين وضعي كه الان مجلس دارد، كارهاي ما اكثراً بر خلاف آئيننامه است.
متن آئيننامه ميگويد كه جلسات عمومي بايد مطالب كميسيونهاي مقدماتي را تصويب كند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در جواب آقاي قائمي بايد توجه ايشلان را به مادة بيست و شش كه چند دقيقه قبل آن را خواندم جلب كنم.
اين مادة بيست و شش تكميل آن ماده قبلي است.
آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ تبعيض صحيح نيست، مگر آقاي منتظري وضع خاصي دارند كه هر وقت خواستند صحبت ميكنند و پيشنهاد خاصي ميدهند؟ حالا شما ميخواهيد كدام متن را به رأي بگذاريد؟ همان را كه در اين جلسه آقاي منتظري اصلاح كردهاند؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ خير از نظر بنده متن پيشنهادي گروه چهارم چون درمجلس عمومي اصلاح شده، قابل طرح و رأي مجلس نيست.
چون در اين مورد دوستان، كم عنايتي كردند و اين كار خلاف رويه است و وقت را تلف ميكند از اين ببعد هم اجازه ندهيد من كاري خلاف رويه بكنم.
بنابراين از نظر من اين متن قابل طرح در جلسه و رأي نيست.
آقاي علي تهراني پيشنهادي كردهاند كه آن را به رأي ميگذاريم.
آقاي تهراني يك پيشنهاد جديد دارند و آن اين است كه اصولا اصل دو حذف شود و كل آن به مقدمه برده شود.
توضيح به اندازه كافي درباره آن داده شده است.
اگر كسي با اين پيشنهاد مخالف است كه شما خودتان در اول كتابها ميگذاريد.
پس اين را بايد هم الگوي اصول بعدي كه بعداً تصويب خواهد شد، قرار بدهيد و هم زير بناي انقلاب ما است و لذا بايد در اصول بلكه بعنوان اصل اول در متن قانون اساسي نوشته شود.
اين علت مخالف من بود.
آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده با پيشنهاد آقاي آشيخ علي آقا تهراني مخالفم براي اينكه ريشه انقلاب اسلامي مردم ايران محركش همان عقايد مردم بوده است يعني عقيده به معاد و توحيد و اين امور بوده است يعني اين مطلب كه بكشد، در بهشت است و كشته هم بشود در بهشت است.
بنابراين چيزي كه زير بناي انقلاب ماست، چيزي كه واقعاً اسلام را زنده كرده است، چرا بعنوان زير بنا بايد آن را ببريم در مقدمات؟ به عقيدة من اين بايد در اول قانون اساسي به عنوان اصل زير بناي انقلاب و زير بناي اصولي كه بعداً تصويب خواهد شد، قرار بگيرد.
(ساعت نوزد و ده دقيقه بهشتي جلسه را ترك كرد و منتظري بجاي ايشان قرار گرفت) رئيس (منتظري) ـ آقاي تهراني فرمايشي داشتيد؟ علي تهراني ـ ميخواستم از پيشنهاد خودم دفاع كنم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي تهراني پيشنهادشان اين بود كه اين اصل را منتقل كنيم به مقدمه و آقاي موسوي تبريزي مخالف بودند و صحبت هم كردند.
حالا پيشنهاد ايشان را به رأي ميگذاريم كساني كه بااين پيشنهاد كه از اين صرفنظر شود و منتقل شود به مقدمه، موافقند، قيام فرمايند.
(عده كمي برخاستند) تصويب نشد.
چند تن از نمايندگان ـ آقا جلسه را ختم كنيد.
رئيس (منتظري) ـ چند دقيقه آقاي دكتر روحاني صحبت ميكنند، بعد از آن جلسه را ختم ميكنيم.
آقاي روحاني بفرمائيد.
دكتر روحاني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
سعدي دو چيز ميشكند پشت مرد را تصديق بي وقوف و سكوت وقوف دار من بنا به مسئوليت خطيري كه بعنوان عضو كوچكي از اين مجلس و يكي از اعضاء هيأت رئيسه دارم براي اينكه جلسه به مسير بهتري هدايت شود اجازه ميخواهم چند كلمهاي خدمت نمايندگان محترم عرض كنم.
همانطور كه اطلاع داريد سه روز نشستيم و وقت صرف كرديم تا بجاي آئيننامه قبلي، آئيننامه داخلي مجلس را تنظيم كرديم و اكنون ميبينيم كه در بعضي از موارد، اين آئيننامه بنحو مطلوب پاسخگو نيست.
ديروز عدهاي از نمايندگان محترم گلايه كردند كه چرا نظرات همة گروهها پلي كپي نشده است.
براي انجام اين امر شوراي هماهنگي ديشب و امروز صبح، با همكاري گروه يك كلية نظرات واصلة مربوط به اصل دو و سه را تكثير نمود و در اختيار نمايندگان محترم گذاشت كه متأسفانه امروز عدهاي اظهار ميدارند كه متون متعدد علاوه بر آنكه باعث بحثهاي طولاني ميشود رأيگيريهاي متعددي را ايجاب ميكند، لذا پيشنهاد ميكنم با توجه به اينكه گاهي اوقات هيچ يك از متون رأي كافي (چهل و هشت رأي) نميآورد و در اينگونه مواقع آئيننامه پيشبيني لازم را نكرده است، امروز جلسه تعطيل شود و در اولين فرصت جلسهاي از شوراي هماهنگي و هيأت رئيسه تشكيل و با استفاده از كلية پيشنهادات واصله دربارة رفع اشكال موجود، تصميم لازم را اتخاذ نمايند تا بدين ترتيب آئيننامه در اين قسمت گويا و كامل گردد.
متشكرم.

3ـ پايان جلسه رئيس (منتظري) ـ جلسه عجالتاً امروز تعطيل ميشود.
آقايان هر پيشنهادي دارند به هيأت رئيسه و شوراي هماهنگي بدهند كه ان شاء الله جلسه تشكيل ميدهند و همة پيشنهادها را رسيدگي ميكنند.
امروز عجالتاً جلسه تعطيل ميشود و فردا ساعت چهار و نيم بعد از ظهر تشكيل خواهد شد.
(جلسه در ساعت نوزده و سي دقيقه پايان يافت) رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ حسينعلي منتظري