به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه دوازدهم چهاردهم شهريور ماه 1358 هجري شمسي

جلسه ساعت 30/16 دقيقه روز چهاردهم شهريور ماه 1358 هجري شمسي برابر با سيزدهم شوال المكرم 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه
2ـ بحث پيرامون اصل سوم قانون اساسي
3ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
با حضور پنجاه و هفت نفر از هفتاد و دو نفر مجموع نمايندگان جلسه رسمي است.
دستور جلسه رسمي است.
دستور جلسه چند اصل از قانون اساسي است كه يك يك مطرح خواهد شد و پس از بررسي رأي گرفته خواهد شد، اميدوارم با همكاري بيشتر براي استفادة كاملتر از وقت موفق بشويم اصولي كه براي جلسة امروز در نظر گرفتهايم به تصويب برسد.
اصل سوم مطرح است آقاي مقدم مراغهاي فرمايشي داشتيد؟ (مقدم مراغهاي ـ من مخالف هستم) مخالف با چه چيز؟ (مقدم مراغهاي ـ با اصل سوم) اينجا در اين ليست قبلا آقاي آيت و آقاي فارسي و آقاي مقدم مراغهاي و بعداً آقاي خامنهاي نوبتشان يادداشت شده است.
اصل سوم، اول خوانده ميشود و بر طبق آئيننامه يك مخالف و يك موافق و اگر ايجاب كرد بيشتر صحبت خواهند كرد.
سبحاني ـ چون اين متن الان بدست ما رسيده و وقت مطالعة آنرا نداشته ايم، نميتوانيم راجع به آن تصميم نهائي بگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين اصل قبلا به آقايان داده شده است و در اينجا فقط تغييرات است و تفاوت اصلي و اساسي در آن نيست.
بعلاوه اين اصل چند روز است در اختيار نمايندگان است و اين تغييرات جزئي مربوط به امروز صبح است، علتش هم اين است كه امروز صبح از اول وقت تا آخر وقت دوستانتان زحمت كشيدند تا توانستند اين را تهيه كنند و زودتر از اين ميسر نبوده زيرا بدون اينكه هيچ فرصتي را از دست داده باشند آنرا تهيه كردند (يكي از نمايندگان ـ حتي قبل از ظهر يك نسخه براي هر گروه هم فرستاده شده مگر گروههائي كه كارشان را زودتر تمام كرده باشند) ايشان ميگويند كه قبل از ظهر يك نسخه براي هر گروه فرستاده شده مگر گروههائي كه كارشان را زودتر تمام كردهاند، به هر حال در اين فرصت اينجا عرض كنم كه يك وقت كل اصل عوض شده و يك اصل جديد است، آن وقت اين نقد آقايان بجا بود.
كل اصل، جديد نيست اين همان اصلي است كه چند روز است در اختيار آقايان است.
اصل سوم قرائت ميشود.
(يكي از نمايندگان ـ مثل اينكه تابلو عده حاضر را بطور صحيح نشان نميدهد) اين تذكر بجائي است لطفاً اين تابلو عوض بشود چون طرز كارش غلط است، اميدوارم كه تذكرات آقايان دستور جلسه را قطع نكند.

2ـ بحث پيرامون اصل سوم قانون اساي نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل سوم «جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم همه امكانات خود را در راه رسيدن به آرمانهاي زير بكار برد.

1ـ ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كلية مظاهر فساد و تباهي.

2ـ بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همة زمينهها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاي گروهي و وسايل ديگر.

3ـ آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي.

4ـ تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينههاي علمي و فني فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراكز تحقيق و تشويق محققان.

5ـ طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.

6ـ محو هرگونه استبداد و خودكامگي و هر نوع سلطهجوئي و انحصارطلبي.

7ـ تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون.

8ـ مشاركت عامة مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.

9ـ رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات مساوي و عادلانه براي همه در تمام زمينههاي مادي و معنوي.

10ـ ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غيرضرور بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي.
1
1ـ تقويت كامل بنية دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي كشور.
1
2ـ پيريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه.
1
3ـ تامين خود كفائي در علوم و فنون و صنعت كشاورزي و امور نظامي و غيره.
1
4ـ تأمين حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
1
5ـ توسعه و تحكيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه مردم.
1
6ـ برقراري روابط عادلانه با همه ملل تعهد برادرانه در قبال ملل و مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
همانطور كه ملاحظه ميفرمائيد اين اصل بيان كننده قسمت آخر اصل دوم يا تفصيل و فصل بندي مطالب است كه در حقيقت ميتواند فهرست گونه مختصري هم از مباحث اصول آينده قانون اساسي باشد و ديروز و پريروز هم دراين باره توضيح داده شد كه درج اين اصل در اينجا بدين منظور است كه يكي بصورت فشرده وظيفه قانونگذاري و اجراي قانون را در آينده مشخص كند و جهت كلي قانون اساسي ما را در شاخههاي مختلف نشان بدهد و هم براي خود ملت ما كه امروز در انتظار آن هستند كه قانون اساسي ميخواهد چه مسائلي از مسائل آنان را اولويت بدهد و هم براي ساير مردم روشن گر كلي راه باشد.
بنابراين هدفي بوده است كه آقايان از درج اين اصل اعلام كردهاند و خواهش ميكنم بحثهائي كه ميشود ناظر به اين هدف و دليل باشد واگر واقعاً دلائلي عليه آن است و بايد اقامه بشود، فشرده بيان بشود بطوري كه بتوانيم امروز با وقت محدود، كار لازم را انجام بدهيم، آقاي آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ در مادة بيست و شش آئيننامه داريم كه بايد اصول مطرح بشود، يعني اصولي كه كميسيونها ميدهند.
ما البته يك توافق ضمني نه به طوري كه جنبه قانوني داشته باشد كردهايم كه كميسيون چهارده نفري يك متني را تهيه بكند و آن مطرح بشود.
معهذا در اين مورد گزارشي داريم كه نظرات گروهها در مورد اصل سه الحاقي است و من معتقدم اول آن مطرح بشود.
بعضي از گروهها هم معتقد به حذف اين اصل هستند بعد اگر تصويب شد كه اين مطرح بشود، آنوقت مطرح بشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در مورد تذكر آقاي آيت توضيح ميدهم كه البته بحث اول در مورد هر اصلي اينست كه اين اصل ضرورت دارد باشد يا نباشد.
بنابراين مخالف و موافق درست ميتوانند پيرامون اين بعد از گزارش صحبت كنند.
همانطوريكه ملاحظه ميفرمائيد بقيه گزارشها هم اصلاح لفظي است و متن جديدي پيشنهاد نشده (منتظري ـ بعضيها هم متن جديدي پيشنهاد كردهاند) اگر شده باشد آنها را هم به نوبت مطرح ميكنيم خوب، آقاي فارسي بفرمائيد.
جلال فارسي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ايرادهائي كه براي اين اصل مشروح وارد هست خيلي زياد است.
عرض كنم كه يك مقدار از اين ايرادات در ارتباط اين اصل با اصل قبلي است چون كه در اين اصل گفته ميشود كه: «جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به هدف مذكور در اصل دوم اين كارها را انجام بدهد» اولا وظيفه متعلق به شخص يا مجموعهاي از اشخاص ميشود.
اينجا معلوم نيست كه جمهوري اسلامي نظام است، چنانكه در اصول قبل آمده يا درست است بمعناي اخص آن اينجا بايد مشخص بشود وظيفه برعهده انسانها يا هيأتي از انسانها گذاشته بشود نه بر عهده نظام.
ثانياً ميگويد براي نيل به هدف مذكور، وقتي به اصل دوم مراجعه ميكنيم ميبينيم سه هدف است يكي «قسط و عدل»، يكي «استقلال فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي» و يكي «همبستگي ملي» اينها سه چيز جدا از هم است حالا فرض كرديم كه اينهم درست شد و هدفهاي مذكور در اصل دوم شد كه دولت جمهوري اسلامي موظف است تمام امكانات را براي نيل به اين هدفها بكار ببندد، بعد ميگويد براي نيل به اين سه هدف» بايد به آرمانهاي زير برسد يعني اين جا آرمانها فرع بر هدفها قرار گرفتهاند، در حالي كه ما از آرمان، هدف بعيد و ديررس را ميفهميم، مثلا وحدت مسلمين يك آرمان براي مسلمين است نه اينكه اين هدف كوچكي باشد كه وقتي اين آرمانها به تحقق برسد تازه به قسط و عدل و به همبستگي ملي برسيم، علاوه بر اين آنچه در ذيل اصل ذكر شده وسيله و راه است، نه آرمان و نه هدف.
ملاحظه ميفرمايند «محو هرگونه استبداد» اين وسيله است «طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب» وسيله است براي تأمين استقلال سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، يك آشتفتگي در روابط اينها وجود دارد كه كاملا محرز است.
بنابراين راه اصلاحش اينست كه كلمه «آرمانها» را تبديل كنيم به «وسايل».
تازه يك سري اشكال به شانزده بند اين اصل وارد ميشود يا بر بيش از يك اصل كه حالا توضيح ميدهم.
البته نميتوانم تمام ايرادات را ذكر كنم همين مقدار كه وقت اجازه ميدهد عرض ميكنم.
ديگر تكرار هدفها است، اگر «آرمانها» را بنويسيم «راهها و وسايل» دو اشكال پيدا ميشود، يكي در رابطه با بندهاي همين اصل و يكي در رابطه با آنچه در اصل دوم خودمان بعنوان راه و وسيله اتخاذ كرديم.
ايراد آقاي بنيصدر در مورد اصل دوم پياده شده و پايهها را از هدفها و روشها جدا كرديم، آنجا ملاحظه ميفرمائيد كه يكبار سه راه داريم براي رسيدن به سه هدفي كه عبارت است از قسط و عدل، استقلا سياسي و همبستگي ملي، كه اين سه راه و وسيله است براي رسيدن به اين سه هدف، در اينجا شانزده راه و وسيله ديگر رديف شده كه رابطهاش نه با آن راهها معلوم است و نه با اين هدفها.
علاوه بر اينكه يك راه و وسيله است بنام استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري در پيشبرد اينها، اين يك وسيله و راه است براي اينكه ما مثلا به اين سه هدف برسيم.
اين باز در اصل پيشنهادي سوم يك وسيله هست كه عبارت است از «تامين خود كفائي در علوم و فنون».
يك بار يعني اينكه ما خود كفا باشيم از نظر علمي و فني و از خارج وارد نكنيم و اين شده وسيله براي رسيدن به قسط و عدل و همبستگي ملي و يك بار استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري شده يك وسيله.
علاوه بر اينكه اگر اين آرمانها تبديل به وسيله بشود و اينها وسايل باشند براي آن هدفها، خود كفائي بايد هدف باشد نه استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته، چون آن راهي است كه ما را به خودكفائي ميرساند، بعد يك دسته هدفهاي ديگر در شرح اين وسايل شانزدهگانه ذكر ميشود.
يكبار در مقدمة اين اصل ميگويند كه ما داريم راهها و روشها و وسايل را شرح ميدهيم يك بار در اصل ده ميگويد «ايجاد نظام اداري صحيح» و اين را گذاشته روش و وسيله، بعد يك هدف هم آنجا تعيين ميكند.
شما در مقدمة همين اصل ميخواهيد وسايلي را براي رسيدن به هدفهاي پايين اصل دوم شرح بدهيد ولي يكبار ر بند ده ميگويد «ايجاد نظام اداري صحيح به منظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي»، يا در بند يازده ميگويد «تقويت كامل بنيه دفاع ملي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي كشور» اين هدفي است كه قبلا بصورت استقلال سياسي در آنجا ذكر كرديم آنوقت چيزهاي نا مربوطتري هم هست مثل بند شانزه كه ميگويد «برقراري روابط عادلانه با همة ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان» اينها در سطح جهاني است، اينها وسيله نيست براي اينكه قسط و عدل را در داخل تامين كند بلكه هدفي است بزرگتر در صحنة جهاني كه آن هدف قسط و عدل در جامعه اسلامي را انجام ميدهد.
ما يك بار همبستگي ملي را در داخل انجام ميدهيم ولي يك جزء از هدف بزرگتر، همبستگي به ملل مستضعف و مسلمان است نه اينكه همبستگي با ملل اسلامي يا ملل مستضعف وسيله بشود براي همبستگي ملي.
علاوه بر اينكه مطالب ديگر هم هست مثلا در بند دوازده ميفرمايند «پيريزي اقتصاد صحيح جهت ايجاد رفاه و رفع فقر...
» كه اين بار يك هدف براي اين كار شده در حالي كه ما گفتيم تمام اين وسايل ما را ميرساند به آنجا، علاوه بر اينكه در همين اصل آورده شده «تعميم بيمه» كه با پيريزي اقتصاد صحيح نامتناسب است، بيمه در بخش خدمات هم بايد انجام بشود، در بخش غير دولتي هم بايد انجام بشود، اين يك چيز مستقلي ميخواهد.
عرايض بنده به اختصار همين است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنام خدا، اول ميخواستم يك استدعائي از حضور حضرات آيات بكنم و اين براي هميشه تا آخر مجلس باشد، چون در وضع مشكلي ما هستيم ما از كوچكي عادت كردهايم كه به لباس روحانيت احترام بگذاريم و اين احترام هميشه در خون ما هست و براي من مشكل است وقتي مطلبي از طرف آيات عظام عنوان ميشود، در مقابل آن يك اظهارنظري بكنم.
اكنون اجازه بفرمايند ايرادات خود را عرض كنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ با تشكر يادآوري ميكنم كه در عين سپاسگزاري از محبت و عاطفه فرهنگ پر ادب جنابعالي، همه ما به صراحت كامل و آزادي كافي در برخورد عقايد عادت كردهايم و همان احترام قلبي كه جنابعالي نسبت بهمه آقايان احساس ميكنيد، ايجاب ميكند كه ما هم يكجا و براي هميشه بگوئيم كه در اين جلسه بيان آراء و عقايد نه تنها خلاف ادب و احترام نيست، بلكه لازمة محبت و ادب و احترام است.
مقدم مراغهاي ـ متشكرم تعارف نبود، قلبي بود.
به هر حال مطالبي را كه آقاي فارسي فرمودند در اشاره بمواد و بندها بود، بنده از آن ديدگاه نگاه نميكنم بلكه از ديدگاه كليات اصول است.
مطابي كه اينجا بطور منفرد در همه بندهاي اين اصل آمده خوبست ولي جايش اينجانيست اينها قسمتهائي هستند كه بايد در مقدمه جا داده بشود.
يك مسائلي هست كه بايد صريحتر و روشنتر درجاي خودش گفته بشود و گفته شده كه اگر توجه كنيد مثلا در حقوِ ملت ما تمام اين مطالب را خيلي صريح ميخواهيم تصويب كنيم زيرا مردم ميخواهند مفهوم آنها را خوب بدانند و اين جملات كلي آنها را اقناع نميكند و شايد در تعبير و تفصيل بعداً يك اشكالاتي بوجود بيايد.
بنابراين در حقوِ ملت آن چيزي كه حقوِ ملت است بايد صريح و روشن گفته شود، اين است كه بنده معتقدم كه بيشتر اينها زيادي بوده و توضيحاتي است كه بعداً ممكن است ايجاد اشكال كند و از آن فايدهاي متصور نيست.
قانون اساسي بايد مختصر، صريح، روشن، موجز و براي همه قابل درك باشد.
اين براي خواص نبايد باشد.
همانطور كه آقايان ميدانند اسلام يك دنياي وسيعي است كه همه افراد عادي نميتوانند به آن آگاهي پيدا كنند.
در اينجا آن عصارهاي كه از مجلس خارج ميشود بايد صريح و روشن و قابل درك براي تمام مردم وتوده عوام باشد.
البته در اينجا استفاده ميكنم كه چرا اين اشكال براي ما پيدا ميشود چون اگر ما روز بروز كار انجام بدهيم يك روز در آخر كار ميبينيم فرصتها از كف رفته و يك اشتباهاتي يا نواقصي در كار ما بوده است.
الان سه ماه است كه قانون اساسي براي مردم مطرح است.
بنده خودم بعنوان اهل نظر سه بار در راديو و دوبار در تلويزيون اظهارنظر كردم و مبناي مذاكرات ما آن اصولي بوده كه در پيش نويس تنظيم شده و حاصل بررسي و مطالعه عدهاي از كارشناسان بود كه چهارچوب قانون را تعيين كرده بود، يعني صغري و كبري مطالب پيوسته و روشن آمده بود و موزون هم بود.
البته ايراداتي داشت ولي قابل اصلاح بود و بايستي اصلاح ميشد، زيرا از روش تركيب، يك روش منطقي را دنبال كرده بودند.
مثلا فرض بفرمائيد ما از اول گفتيم كه جمهوري اسلامي، خيلي روشن هم اسلامياش را معني كرده بود، هم جمهوري را كه مراد از اين جمهوري اسلامي كه اينهمه خون در راه آن ريخته شده چيست و چه بايستي باشد؟ ما الان فكر ميكنيم يك اصلي را كه بررسي ميكنيم تمام مطاب را در همان اصل بايد بگنجانيم و حال آنكه يكصد و پنجاه و يك اصل است و اگر ملاحظه بكنيد ميبينيد كه اين اصول يك پيوستگي منطقي با هم داشته و من نميدانم چطور شد، زيرا روز اول قرار بود از طرف كارشناساني كه اين گزارش را تهيه كرده بودند، گزارشي بعرض مجلس خبرگان برسد چون حيف است كه ما نتيجه مطالعاتي را كه بوسيله صاحبنظران انجام شده ناديده بگيريم و دوباره خودمان از نو يك اصول ديگري را تنظيم كنيم زيرا در بعضي مواد مطالبي متضاد آنچه با مردم صحبت كردهايم ديده ميشود.
خود بنده در تمام روستاهاي آذربايجان رفتهام و واقعاً فعاليت كردم و مطالب را تشريح كردم، به مردم گفتم كه هدف چيست و وظيفة دولت چه خواهد بود.
بنابراين وظيفة مردم هم بايد در اينجا روشن شود و من در مقابل مردم متعهد هستم.
اگراين اصول، همان اصول باشد البته ميتوان آن را در يك ماه تمام كرد ولي اگر قيد يك ماه و شش هفته را بر داريد تا وسعت وقت داشته باشيم و بتوانيم بحث كنيم، البته يك قانون اساسي جديدي بدون توجه به آن مطالعاتي كه انجام شده ميتوايم تنظيم كنيم.
ولي من ميبينم هر روز صبح ما را در فشار ميگذارند كه آقا ساعت ده و نيم نزديك شد زودتر نظرتان را بدهيد اين عجله و شتاب چرا؟ اگر ما اشتباهي مرتكب بشويم عواقب و نتايج آن در درازمدت خيلي گران تمام ميشود.
به اين جهت بود كه با ايمان و عقيدهاي كه به جمهوري اسلامي دارم و با آنكه اميدوارم و آرزوئي جز اين ندارم كه اين جمهوري به ثمر برسد، نظر خودم را عرض كردم و استدعا دارم در آن چيزي كه بنده با اجمال گفتم توجه بيشتري بفرمائيد.
يك گله هم دارم و آن را عرض ميكنم و مرخص ميشوم.
در كميسيونها گفته شد به آن كميسيون چهارده نفري فقط يك نظر را ارائه ميشود كرد، آن هم نظر اكثريت را، چرا؟ اگر من در يك كميسيون يك نظر صحيح داشتم چرا نبايد ارائه بشود و مطرح بشود؟ الان تهيه پانزده نفر براي ارائه يك طرح در اين مجلس براي كسي مثل بنده كار آساني نيست چون آشناييهاي ما كم است و بايستي اين تضييق براي آن كساني كه نظريات نامتجانس دارند، از بين برود.
البته در اصول اسلامي بنده هيچگونه نه اجازه دارم اظهار نظر كنم و نه خواهم كرد ولي در آن چيزي كه مربوط به حقوِ ملت ومسائل من هم بايد بعنوان يك فرد اجازه داشته باشم كه نظراتم را به مجلس تقديم بكنم معذرت ميخواهم از تصريح خاطر آقايان.
نايب رئيس (بهشتي) ـ تنها يك تذكر را لازم ميدانم كه در رابطه با وظيفه هيأت رئيسه براي روشن شدن آقاي مقدم مراغهاي و همه بدهم و آن اين است كه اظهارنظر در داخل كميسيون آزاد است ولي اگر نظري در داخل يك كميسيون نتوانسته باشد اكثريت آراء را بدست بياورد و بعد بخواهد در مجلس مطرح بشود بدين منظور كه آرائي جذب بكند، اين خيلي بعيد است و وقت را بمقدار زيادي ميگيرد، به اين جهت بود كه فكر كرديم لااقل صاحب اين نظر با مذاكرات خصوصي قانع كنندهتر بتواند يك عدهاي را با خودش موافق كند.
گمان نميكنم نظم دادن به اظهار نظر، معنايش تضييق باشد.
بجاست كه يك نفر موافق صحبت كند ولي براي صرفهجوئي در وقت بهتر است كه اول يك مخالف صحبت كند و بعد يك موافق.
آقاي خامنهاي بعنوان مخالف نام نوشتهايد (خامنهاي ـ بلي) بفرمائيد و ضمناً توجه بفرمائيد كه حاضران جلسه مدتي است هفتاد و يك نفر هستند چون در آغاز جلسه پنجاه و يك نفر بودند.
خامنهاي ـ بسياري از مطالبي را كه در نظرم بود نمايندگان محترم قبل از من گفتند و بنابراين از آن مطالب ميگذرم اما حرف من در دو قسمت خلاصه ميشود كه بيشتر آن را آقاي فارسي گفتند و خلاصه روي كل قضيه است.
من شايد آنچه كه وظيفة اعم خود ميدانستم بگويم، آن قسمتي بود كه مربوط به تدوين قانون بود.
چون من جسارت ميدانم كه در حضور بزرگاني كه اينجا هستند و هر كدام در قسمتي متخصص، بخصوص آقايان علماء كه متخصصين واقعي اسلام و فقه هستند بگويم كه آقايان بنشينيد و قانون را برابر احكام اسلام بنويسيد، اصلا مقام نصيحت و ارشاد آقايان را به تقوا يك نوع تظاهر ميدانم.
بنابراين، اين قسمت مفروغ عنه است اما اين قسمت دوم را تأكيد داشتم و مسئول ميدانستم كه ما اينجا براي بيان حقايق اسلام نيامدهايم ما اينجا بايد حقايق اسلام را در يك قالب ايران پسند و دنيا پسند كه مخالفين ساكت بشوند و موافقين خوشحال بشوند، در يكصد و پنجاه يا تعداد اصول بيشتري بريزيم و اينها اصول قانون باشد، بعنوان اينكه نقش تعيين كننده داشته باشد و شعار باشد زيرا معناي قانون اين است و الا ما در تعريف اخلاِ ميشنويم كه ميگويند آنست كه ضمانت اجرا ندارد و درج آن در قانون بسيار مشعشتر است اما اثر عملي ندارد.
ما در اينجا براي بيان اخلاِ اسلامي نيامدهايم، گو اينكه بايد آنرا هم بگنجانيم ولي ما اينجا كلماتي ميخواهيم و جملاتي و اصولي ميخواهيم كه در درجه اول بودن و نبودنش در سرنوشت ما و ديگران مؤثر باشد، نقش داشته باشد و تعيين كننده باشد.
تعريف جامع و مانع كه ميكنيم همين است.
بنابراين چيزي ننويسيم كه از آن استفاده وسيعتر بشود يا چيزي ننويسيم كه بيان كنندة مكنونات ذهن ما نباشد.
عليهذا چون اين اصلا قدري نامناسب است، بيش از اين خجالت ميكشم چيزي بگويم و بر ميگردم به آن الفاظي كه اشاره شد آرمان و هدف.
آرمان را همانطوري كه تعريف كردند به معناي هدف دور است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ميتوانم خواهش كنم آن مطالبي كه گفته شده تكرار نفرمائيد؟) خير اين مطالب مال خودم است، اين چيز ديگري است آرمان چيزي نيست كه دولت بتواند در روز اول تأمين كند.
ما اينجا جزو آرمانها داريم «بالا بردن سطح آگاهي»، يعني يك عمل و يك فعل مكانيكي است كه دولت از آغاز كار خود بايد آن را انجام بدهد، آموزش و پرورش رايگان آيا يك آرمان است؟ آيا ارزان كردن اجناس يك آرمان است؟ ملي كردن انبار فلان، آرمان است؟ تهيه شير و آذوقه و ارزاِ مردم يك آرمان است؟ «تقويت روح تحقيق» از وظايف است اين را بنويسيد.
من خودم هم در پيشنويسي كه تهيه كردم كه خودم هم قبول ندارم و بر آن خيلي افزودهام ما يك اصل گذاشتيم و بطور خلاصه نوشتيم «دولت موظف است انقلاب اسلام را در جلوههاي مختلف پياده كند».
يك انقلاب را در جلوههاي مختلف كه ميخواهند پياده كنند، اول انقلاب فرهنگي يعني آموزش رايگان را بايد بگذارند ديگر اين را ميشود از روز اول مهر عملي كنند.
صحبت بهداشت را سه ماه پيش كردند، آيا بهداشت و طب ملي آرماني است؟ اين را بايد از فردا شروع كنند.
يا بيمه، بيمههاي متعدد قبلا در اين مملكت بوده ولي شمول آن كم بوده خوب، حالا بيشتر كنند.
وضع اين كلمات و جملهها طوري نباشد كه در خانه بنشينيم و جرأت نكنيم از خانه بيرون بياورئيم و مرتباً به ما نشان بدهند كه آقا اين كلمات، اين ايرادات را دارد.
اگر ما با هم دوستانه انتقاد بكنيم بهتر است كه دشمنان بكنند.
مشاركت مردم در تعيين سرنوشت در اصل سه آرمان است و در اصل شش اين تأمين شده.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي، روي كلمه آرمان بيش از اين صحبت نفرمائيد، آقاي فارسي اين راگفتند) فقط آرمان نيست من راجع به قسمت ديگر صحبت ميكنم.
ما بحث لفظي نداريم، ما در اصل ششم داريم كه در جمهوري اسلامي شورا يكي از مباني اساسي امور جامعه است، اينها منافات دارد.
بعلاوه مگر آنچه را كه نيازمنديم (من دفع دخل مقدر را ميكنم) كه چيزهائي بوده كه ميبايستي باشد آنها را ما گنجاندهايم و آقاي مقدم مراغهاي هم فرمودند كه اينها همهاش خوب است ولي تمام چيزها كه اينها نيست.
بنده يك ليستي به اندازه تمام اينها دارم اجازه بدهيد بياورند اينجا پخش كنند، چيزهائي است كه ضرورتش به اندازه اينها هست و كمتر نيست.
من گمان ميكنم در ارتباط با همين اشكالاتي كه دارم، من البته زيادتر نوشته بودم ولي به اختصار ميگويم كه فرصتي براي بقيه آقايان موافقين هم باشد، اشكال كار ما از كار غلط همان شوراي هماهنگي بود كه بجاي هماهنگي، نظم را بر هم زدند.
ما براي اين مجلس انتخاب شديم و قبول دولت و اعتبار نامه، حق رأي به نمايندگان داده است.
اين حق مكتسب را هيچ عاملي نميتواند بگيرد جز مو كل، آن هم با عزل.
ما طبق اين حق رأي، در گروهها حق بيان داريم و حق رأي نداريم، چون رأي تأثير ندارد و بصورت اقليت مندرج نميشود و بعد در اينجا حق طرح نداريم و اينجا فقط ميتوانيم با اجازه مخالفت كنيم.
آنهم بصورتي است كه متأسفانه به مديرت اين مجلس اعتراض دارم، براي اينكه بارها وقت سخنراني خواستهايم ولي توجهي نشده، ديروز يا پريروز بود كه من گفتم آقاي بهشتي نوبت من در اينجا است و نوبت من رعايت نشد، البته مصالح كلي را ايشان در نظر گرفته بودند ولي به هر حال اين احتمال هست كه آن رأي داده نشود و اين فرصت صحبت ملحوظ نگردد.
پس بنده براي چه انتخاب شدم؟ من به شوراي هماهنگي و همچنين انتخاب گروهها، يعني فشرده كردن هفتاد و سه نفر در دو دسته هفت نفري كه حداكثر ميشود چهارده نفر، مخالف هستم و كندي كار را هم از آن ميدانم و باز تذكر ميدهم كه از موضع يك نفر كه با قانون بازي ميكند، به چيز ديگر كاري ندارم، اين طرز قانون نويسي نيست كه اصل دوم را ما شانزده بند بكنيم و مثل آن اصل قبلي دو روز معطل بشويم و روش صحيح در كار نداشته باشيم و دراينجا بنيشينيم بجاي تصويب بگوئيم چه كنيم و هر روز آهنگ جديدي باشد براي اينكه چه بايد كرد.
شما اگر اين قانون را ميآوريد همين جا و كلمه كلمه مطرح ميكرديد، وقت كمتري صرف ميشد، با آنكه آن هم روش صحيحي نيست بنده اعتراضي دارم و خواهش دارم براي اينكه حقوِ كليه نمايندگان از بين نرود و حقوِ موكلين از بين نرود، در ابراز رأي تجديدنظر بشود، شوراي هماهنگي بخودش تكاني بدهد، به نظرات توجه بيشتري بشود و اينهمه پاكنويس و غلط نويس نكنند.
وقتي من ميخواهم متني را مطالعه كنم ميبينم اين متنهائي كه بدستم دادهاند، هر كدام نسبت به ديگري مختصر تغيير دارد.
نحوه مديريت هم در طريق اداره عمومي جلسه باشد نه شخصي، خيلي متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در آئيننامه تذكر داده شده است كه اگر در اثناء سخن نمايندهاي مطلبي باشد كه مربوط به نماينده ديگري باشد، آن نماينده ميتواند جواب بدهد.
برادرمان آقاي خامنهاي در دو جاي سخنشان به نحوه مديريت جلسه اعتراض داشتند، يكي اين بود كه نوبتشان را ديروز رعايت نكردهام و يكي هم در آخر حرفهايشان گفتند نحوه مديريت بايد مطابق مصالح عمومي جلسه باشد و نه شخصي، از ايشان خواهش ميكنم كه بعداً مورد منظورشان را يادداشت كنند و بخود من بدهند تا اگر آنطور كه ايشان از مطلب برداشت اشتباهي كردهاند، بعداً خودشان بيايند و اشتباهشان را تصحيح كنند.
ما الان ميخواهيم يك موافق بيايد و صحبت كند.
آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
پس از سلام بر حضار محترم قبل از اينكه وارد بحث درباره اصل سوم، كه هدف اصل دوم ـ كه عدل بود ـ بشوم عدل هم تقسيم ميشود به عدل در تشريع و عدل در تقسيم و عدل در تكوين و اين مسائل كه در اينجا بررسي شده براي اين است كه عدل در جامعه تحقق و عينيت پيدا بكند، يك مطلب را لازم بود عرض كنم و بعداً درباره اين مطالبي كه اينجا گفته شده، عرايضي را بسمع ميرسانم.
با اينكه سعي ميكنم كمتر وقت نمايندگان محترم مجلس بررسي نهائي قانون اساسي را بگيرم، اكنون احساس ميكنم توجه و دقت نسبت به يك موضوع نهايت ضرورت و لزوم را دارد و آن اين است كه بطوريكه نمايندگان محترم توجه دارند، كليه پيشنهادهاي رسيده مربوط به قانون اساسي از چهار هزار متجاوز است و بين نمايندگان هفت كميسيون كه هر كدام مركب از ده نفر ميباشد، تقسيم شده است.
هر يك از كميسيونها پيشنهادهاي مربوط به آن مواد و اصولي را كه بين كميسيونها تقسيم شده، مورد بررسي و تحقيق قرار دادهاند و البته توجه داريم كه دفتر مجلس هم...
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي فقط بعنوان موافق اصل صحبت بفرمائيد، نه بعنوان پاسخ به همه مطالبي كه گفته شده است.
از دوستاني كه دعوت ميكنم اينجا بعنوان موافق تشريف بياورند، انتظار همه اين است كه فقط بعنوان موافق صحبت كنند.
بنابراين لازم بود كه شما ميفرموديد من تذكري دارم تا ببينم آيا بايد تشريف بياوريد يا خير.
فاتحي ـ دو سه دقيقه بيشتر طول نميكشد.
خلاصهاش اين است كه آيا آقايان آن پيشنهادهائي را كه مربوط به اصول خودشان در كميسيونها بوده، مطالعه كردهاند و پيشنهادهائي را كه مربوط به كميسيونهاي ديگر بوده است، بطور دقيق مطالعه نكردهاند.
في المثل بنده جزو كميسيون هفتم كه در امور قضائي و مالي و روابط اجتماعي بررسي ميكند، هستم، به اين دليل پيشنهادهاي رسيده در كميسيونهاي ديگر را دقيقاً مطالعه نكردهام.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين بحث از موضوع خارج است.
فاتحي ـ نظرم اين است كه طوري ترتيب داده بشود كه همه آقايان تمام پيشنهادها را مطالعه كنند، عرضم در اين قسمت تمام شد.
و اما راجع به اين اصول عرض شود ديروز قسط و عدل و استقلال سياسي يا اقتصادي و فرهنگي و همبستگي ملي را گفتيم بايد تأمين كنيم، حالا بررسي ميكنيم ببينيم اين اصولي كه پيشنهاد شده است، ما را به اين هدف ميرساند يا نه.
بند اول اين بود كه «ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي» پيداست كسي كه متصف به فضائل اخلاقي و ايمان و تقوا باشد، اين خود يك نحوه از عدلي است كه آرمان ما هم هست و ميخواهيم به آن برسيم و عرض شود «بالا بردن سطح آگاهي عمومي در همه زمينهها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاي گروهي»، اين هم باز راهي است براي رسيدن به سعادت وعدل و استقلال سياسي و اجتماعي كه تفكر ما در اجتماع صحيح باشد و از تمام جريانات واقع در دنيا با اصلاع باشيم.
و از نظر «آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان در تمام سطوح» كه در اصل پيشبيني شده است، مسلماً عدل هنگامي تحقق پيدا ميكند كه علم و دانش براي همه افراد باشد، همانطور كه اسلام هم علم و دانش را براي تمام افراد فريضه دانسته است.
در بند بعد ميگويد «طرد استبداد و خودكامگي و هر نوع سلطه جوئي و انحصارطلبي»، يعني بايد سرمايههاي ملت بطور عادلانه تقسيم شود.
افرادي كه خود كامه و سلطه جو هستند مانع تقسيم عادلانه ميشوند، كما اينكه در زمان سابق هم تقسيم بطور عادلانه نبود و اين خود بر خلاف عدل بود.
در بند ديگر «مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي و اقتصادي و اجتماعي خود» اين هم حدي است كه هر كس به حقوِ خودش برسد و اگر كسي به حق خودش نرسد بر خلاف عدل است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي شما بايد ميفرموديد كه اين بندها بودنش ضرورت دارد يا خير، نه اينكه دربارهاش توضيح بدهيد.
فاتحي ـ پس براي رسيدن به عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي، حتما بايد اين مطالب در جامعه ما تحقق پيدا كند.
ديگر عرضي ندارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي روشن شدن يك نكته كه در سخن آقاي فاتحي بود، يادآوري ميكنم كه هر يك از نمايندگان در هر گروه كه باشند اين امكان را دارند كه به اوراِ موجود در گروههاي ديگر مراجعه كنند، ممنوعيت و يا محدوديتي براي اينكار وجود ندارد.
آقاي رباني بفرمائيد.
يكي از نمايندگان ـ مگر قرار نبود يك موافق و يك مخالف صحبت كنند؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ سه مخالف آمدند و صحبت كردند، سه موافق هم ميتوانند صحبت كنند، مگر شما در جلسه تشريف نداشتيد؟ چون آقاي رباني قبلا نوبت گرفته بودند حالا صحبت ميكنند و بعد هم آقاي غفوري ميتوانند بعنوان دفاع از اين اصل توضيحاتي بدهند.
آقاي رباني بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم.
آنچه موجب شد كه اين اصل در اينجا گنجانده بشود، نظريهاي بود كه آقاي غفوري داشتند و آن اين بود كه يك قانوني بنويسيم كه علاوه بر اينكه بيانگر اصول و قوانين اسلامي باشد، جهان پسند و هم چنين نمايشگر اين باشد كه حقوِ مردم به آنها برسد و رفع اغلال بنمايد.
بنظر من منظور ايشان در اينجا تأمين نشده است، ما گفتيم اين اصولي را كه شما نوشتهايد، تمام اينها در ضمن فصول ديگر خواهد آمد (يكي از نمايندگان ـ مثل اينكه شما بعنوان مخالف صحبت ميكنيد)...
اجازه بفرمائيد مخالف نيستم بلكه موافق مشروط هستم، بنظر من گروه چهاده نفري هدف ايشان را درست تنظيم نكردهاند.
قرار بود كه اول بيان حكومت بشود، بعد تفسير حكومت و سوم اهداف حكومت بيان شود.
اصلا نظر ايشان اين بود كه ما بيائيم در اول فصل كليات اهداف حكومت جمهوري اسلامي را بيان بكنيم، نه اينكه به نحوه قانون بپردازيم، چون در ضمن ساير فصول تمام آنها ميآيد.
لذا اينكه نوشته شده «جمهوري اسلامي ايران موظف است» اين جمله بيانگر خواسته ايشان نيست، براي اينكه اين در فصول ديگر هست.
بنابراين بايد همانطور كه ايشان گفتهاند اهداف جمهوري اسلامي يكييكي گفته بشود.
مساله دوم تقدم و تأخر اين اصول است، بنظر من بعضي از اين اصول مقدم بر اصول ديگر است، مثلا استقلال مقدم بر ساير امور است.
بعلاوه خيلي از اين اصول هست كه وقتي كشور داراي استقلال باشد، قابل اجراست و بنظر من بعضي از اين مقدمهها بايد جلوتر ذكر بشود.
مسأله سوم تكرار است، ستمگري يكبار در اصل دوم آمده است و يك دفعه هم با لفظ «سلطه جوئي» در اصل سوم آمده است كه اين تكرار هم بايد حذف بشود.
بنابراين بنده با اين شرايط با اصل موافقم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نوبت آقاي دكتر غفوري است كه بعنوان موافق صحبت بفرمايند.
سبحاني ـ مگر قرار نبود يك موافق صحبت كند؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ چون سه مخالف صحبت كردهاند، سه نفر هم بعنوان موافق ميتوانند صحبت كنند.
جنابعالي اول حساب را رعايت بفرمائيد بعداً انتقاد كنيد، آقاي غفوري بفرمائيد.
دكتر غفوري ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
اللهم اكفنا مايشغلنا الاهتمام به واستعملنا بما تسئلناغدا عنه.
آرزوي حقيقي ما اين است كه «من» را رها كنيم و به «ما» برسيم، اين سرلوحه كارمان است.
من خيلي شرمنده هستم كه به كسي نسبت داده بشود كه اين اصل را اودرست كرده است.
ممكن است كه شخصي وسيله شده باشد، اما خدا خودش ميداند كه دلم نميخواهد به من نسبت داده بشود، صحبت در اين است كه ما چه بايد بكنيم.
روي اين اصل همانطور كه اشاره شد من خودم را مسئول دانستم موقعيكه اين نوشتهها و پيشنهادها رسيد، احساس مسئوليتي شد و در لابلاي مطالبي كه رسيد خواستههائي وجود داشت.
در سابق قانون را قانون نويسان در اطاقهاي دربسته مينوشتند، يعني يك عده قانون مينوشتند و يك عده هم قانون دربارهشان اجرا ميشد.
حالا بنظر ميرسد كه در نوشتن قانون بايد به نيازهاي موجود توجه داشته و همچنين آنكسي نيازها را ميداند، در اينكار دخالت داشته باشد، و اين مسئوليتي است كه ما در اينجا داريم، يعني نيازهاي انسانها را در يابيم و به آن توجه داشته باشيم، از جهت اينكه خداي انسانها خواسته كه امانتها را به كساني بسپارند كه اهليت و صلاحيت دارند.
من عرايضم را خيلي خلاصه ميكنم چون فكر ميكنم آنها كه اهل مطالعه بودهاند در اين چند روز (در اين چند روز عرض ميكنم چون ميدانم كه همه اهل مطالعه هستيد) توانستهاند مسائل را بررسي كنند.
بدون اينكه هيچگونه دفاعي باشد ضمن اظهار تشكر از همه چون واقعاً دفاعي وجود ندارد كه بگوئيم «تو» نه، و «من» آري، اگر چنين باشد اول سقوط و انحطاط خواهد بود.
پس با اقرار بر اينكه همه در تلاش هستيم تا راه بهتر را پيدا كنيم، يك سؤال وجود دارد و آن اين است كه اين مردمي كه در انتظار هستند و اين مطالب را ميشنوند، ببينيم چگونه ميشود اين بار را از دوششان برداشت، ببينيم چه چيزي وجود دارد كه ميتواند بار دوششان را سبك كند.
بحثي كه الان مورد توجه ما است، اصول كلي است.
البته هر قانوني يك مقدمه دارد، مقدمه تاريخي، كه چگونه ما به اين مرز تاريخي رسيديم و انگيزههاي اصلي چه بوده، در اصول كلي يعني الهامهاي اصيل، پايههاي اصيل، برنامههاي كسانيكه بعداً ميخواهند عهدهدار مسئوليت اين جامعه بشوند، آنهائي كه اين قانون اساسي را تصويب ميكنند، ميگويند ما اينها را ميخواهيم.
در اصوليكه بعداً ميآيد همانطور كه شأن يك قانون است، در يك ماده و يك اصل يك چيز بايد الزام آور باشد، مثلا وقتي ما ميگوئي كه «بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي» اين را مردم ميخواهند، «آموزش و پرورش رايگان» را مردم ميخواهند اما ميگوئيم تا كلاس هشت، كه البته خيلي هم كم است، چون كشورهائي هستند كه در آن جا تحصيل تا كلاس دوازده الزامي و اجباريست.
ما در اينجا نگفتهايم اجباري، اين قانون يك حركتي را ايجاد ميكند كه اين حركت از مقدمه شروع شده، يعني از انگيزههاي اوليه كه چرا ما قانون اساسي را تدوين ميكنيم، شروع ميشود كه اصول كلي و انگيزههاي اوليه را بيان ميكند، اصول مستند اسلامي را بيان ميكند كه اگر اين قوانين هم عوض شد، معلوم باشد كه در اسلام (الحق لايجري لاحد حتي جري عليه) يك اصل است، پس اين مقدمه انگيزهها را بيان ميكند، اصول كلي پايهها را بيان ميكند، اصول تفصيلي بعدي الزامي و آنچه كه در شأن قانون است، من نميخواهم از دوستان گله كنم ولي اين يك امر طبيعي است.
در قرآن هم، همه شما ميدانيد در فاتحه الكتاب تمام قرآن هست، بعد هم تفصيل آن است.
شما از تكرار نهراسيد خصوصا چون دست روي دل مردم و درد مردم ميگذاريد.
عزيزان من، ما ميخواهيم دراين مملكت كار انجام بگيرد.
قانون اساسي قبل هم نوشته شد، همين اعلاميه حقوِ بشر كه در سال يك هزار و هفتصد و نود و دو در جاي ديگر نوشته شده بود، عين ماده هشت تا ماده بيست و پنج آنرا آوردند در اين اعلاميه حقوِ بشر فعلي.
در اين مملكت سي و پنج ميليون هكتار زمين قابل كشت وجود دارد اما شش ميليون هكتار كشت ميشود و بيست و نه ميليون هكتار بدون استفاده افتاده است.
خيلي عذر ميخواهم از اينكه وارد جزئيات ميشوم، من نميخواستم اين مطالب را بگويم ولي دردهائي را كه ملت ايران دارند بايد روشن بشود.
ماكه مجبوريم از سير تا پيازمان را وارد كنيم آنوقت بيست و نه ميليون هكتار زمين قابل كشت بدون استفاده مانده است و ديگر اينكه هفده درصد آب زيرزميني ايران بوسايل مختلف بيرون ميآيد و بقيهاش زيرزمين است و يا اينكه از رودخانهها هدر ميرود.
يك ميليون و ششصد هزار اداري داريم كه يك دهم آن كافي است، بقيهاش شغلهاي تشريفاتي بوده است كه فقط براي حقوِ و مستمري گرفتن است.
الان كه چهار ميليون بشكه نفت در روز استخراج ميشود و در سابق اين مقدار به هشت ميليون هم رسيده بود، روزانه شصت و پنج ميليون دلار اين مملكت عايدي دارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي غفوري در مورد خود اين اصل صحبت بفرمائيد.
دكتر غفوري ـ من در يكي از كشورهاي خارج مطلبي را خواندم نوشته بود سيستان و بلوچستان و آذربايجان قدرت دارند تمام آذوقه اين مملكت را بدهند، اينها دردهائي است كه در اين مملكت وجود دارد، قانون نويس خود مردم هستند و ما و شما نيستيم، مردمي هستند كه خدائي دارند و آن خدا ميخواهد مردم به حقوقشان برسند و اختيار اينكار در دست يك عده خاصي است.
آقايان بگذاريد اين اصل را مردم بنويسند و اين اصلي كه مردم مينويسند سه قسمت است، يكي اصول كلي است كه يك نظم منطقي دارد و در آن اصول كلي گفتيم حكومت ايران جمهوري اسلامي است، زيرا منطق اقتضا ميكرد كه بگوئيم جمهوري اسلامي بر چه پايههائي است، ما گفتيم بر پايههاي اعتقاد اسلامي، بر اساس توحيد و بعد آمديم هدفها را گفتيم كه، يك هدف اجمالي گفتيم و بعداً هدفهاي كلي را اينجا يكي اجمال و تفصيل است كه بايد پايه باشد و چون تيتر مطلب اصول كلي است، بنابراين بنظر ميرسد كه با توجه و باتشكر از اصلاحات و تذكراتي كه داده شد، عبارات بايد اصلاح بشود و من تشكر ميكنم.
اولين تلخيص عبارات را خود برادر رباني انجام داد و امروز هم، همه واقعا فداكاري كردند كه بتوانند تلخيص بكنند.
اخيراً يكي از دوستان عزيزم شانزده بند را در ده بند تلخيص كردند.
من كار به تعدادش ندارم من ميگويم كه بايد دردي از مردم دوا بشود.
اين شما و اين اتمام حجت، ميخواهيد حذفش كنيد يا ميخواهيد قرآن را بگذاريد جايش و فقط به يك سلسله اكتفا كنيد، هركاري ميخواهيد بكنيد، بكنيد، انسان بايد وظيفهاش را انجام بدهد.
يك دسته كارهائي است كه اگر مردم آنها را بشنوند، مسائلي است كه قسمت اولش مربوط به آگاهي است اين نظم و ترتيب منطقي هم رعايت شده ميتوانيم تغييرش بدهيم، روزهاي آخر اين مجلس براي اصلاح جملات است.
اولش از آگاهي شروع شده ما فكر كرديم كه اگر مردم آگاه نباشند، كلاه سرشان ميرود، گول ميخورند و هر كس ميآيد سر كار، اول بايد مردم را آگاه كند، سانسور در اظهار افكار مخالف نباشد، افكار مخالف هم بايد بگوش مردم بخورد، مردم آگاه بشوند به زندگي.
اين مال بند اول است.
بعد از آن آزادي است، آقا نفوذ اجانب هنوز هم وجود دارد بنابراين سر ما را گرم ميكنند همان اجانب، همان شيطاني كه به فرعون ميگفت آمدم ترا صدا كنم كه نماز بخواني، بنابراين ما حرفمان اين است كه در چند تاي اول اتمام حجتي است و خيلي عاجزانه، برادرانه به ملت عرضه شده است.
چند اصل اول درباره آگاهي است، هر كس مسئول حكومت شد، حكومت بر مردم آگاه افتخار دارد، نه بر مردم جاهل.
و بعد آزادي هست و طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.
در اين مملكت بيست و هفت هزار فروند هليكوپتر هست اگر يكدانه سوزنش بشكند بايد بيندازيمش دور.
در مورد اطمينان كامل نظامي همه ما سرباز دين هستيم ارتش ملي اصولش در اين جا گفته شده، اصلهاي الزام آور گفته شده من بعنوان اتمام حجت گفتم و دفاعي ندارم، فقط براي اينكه بين خود و خدا آنچه را كه خدا به فكر انسان رسانده انسان بايد آنها را عرضه بكند.
من يقين دارم كه بين شما اشخاصي هستند كه خيلي عميقتر ميانديشند.
خداوند ما را به سبيل ارشاد هدايت كند.
الهم اكفنا ما يشغلنا الاهتمام به واستعملنا بما تسئلنا غدا عنه.
وارد جزئيات نميشوم.
اين شما و اين مسئوليتي كه داريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پيشنهادي از طرف آقاي آيت دربارة كفايت مذاكرات رسيده است و اما اين تذكر را در جواب فرمايش يكي از آقايان بدهم كه اين روشي كه حداكثر سه نفر بعوان مخالف بيايند صحبت كنند و بعد هم يك موافق، اميد من اين بود كه يك موافق بتواند توضيحات لازم در جواب ناطقين مخالف را بدهد تا در وقت صرفهجوئي كرده باشيم، چون تا حالا هم كه عمل كردهايم از نظر زمان، نه از نظر كيفيت مثل اين است كه يك موافق و يك مخالف صحبت كرده باشند، منتها من اميد داشتم كه از نظر زمان صرفهجوئي بشود.
البته امتياز يك موافق و يك مخالف اين بود كه فاصله بين سخنان مخالف و موافق كمتر ميشد و حضور ذهنها بيشتر و حالا هم اميد است كه حضور ذهن به اندازة كافي باشد.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ من فكر ميكنم به اندازة كافي براي موافقت صحبت نشد با اينكه بيانات آقاي گلزادة غفوري كاملا رسا بود، بيشتر شبيه وعظ و خطابه بود و پاسخ اشخاص داده نشد.
به عقيدة من اگر اعلام رأي بشود ممكن است به اندازة كافي رأي نياوريم، اگر موافق باشيد يك موافق ديگر صحبت كند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك تذكر رسيده است آن را ميخوانم: «صحبت آقاي دكتر غفوري اين سوء تفاهم را بوجود ميآورد كه اگر با اين ماده مخالفت شده علت اينست كه نمايندگان اينها را دردهاي مردم نميدانند، لطفا اگر صلاح ميدانيد تذكر دهيد علت اين نيست، مقصود ما اين است كه همة اينها در آينده مطرح خواهد شد».
پيشنهاد كفايت مذاكرات آقاي آيت را به رأي ميگذاريم.
كساني كه با اين پيشنهاد موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
دربارة اصل سوم دو مطلب داريم مطلب اول كه الان روي آن بحث شد اين است كه آيا اين مطالب بعنوان اصل سوم بايد اينجا باشد يا نباشد؟ آنچه تا حالا بحث شد روي اين مطلب بود ولي بعداً مثل ديروز فراز، فراز ميخوانيم و روي هر كدام رأيگيري ميكنيم و اگر اصلاحاتي بنظر رسيد و بر طبق آئيننامه بود، انجام ميدهيم.
بنابراين كساني كه موافقند اين اصل سوم بعنوان يك اصل در متن قانون اساسي بيايد قيام فرمايند.
(از هفتاد و يك نفر عدة حاضر پنجاه و دو نفر برخاستند) تصويب شد.
آقاي صدوقي فرمايشي داريد؟ صدوقي ـ بنظر من تمام اين بندها خوب است و يكييكي مطرح كردن آنها صحيح نيست، زيرا دو سه ساعت وقت ميگيرد.
بنابراين براي اينكه وقت مجلس گرفته نشود همهاش را يكجا به رأي بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر مختصري وقت صرف كنيم اما متن منقحتري باشد، بهتر است.
مكارم شيرازي ـ تذكر بنده اين است كه بعضي اشكالات وارد است، از جمله آقاي فارسي يك اشكال داشتند، در آنجا كه نوشته شده «جمهوري اسلامي موظف است» صحيح نيست، بلكه بايد نوشته شود «حكومت جمهوري اسلامي موظف است» ضمنا اگر يكجا بخواهيد رأي بگيريد صحيح نيست.
ثانياً اين شانزده بند را ميشود در ده بند خلاصه كرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ قابل مطرح كردن نيست.
از شما انتظار نداشتم كه چيزي را كه خودتان تصويب كرديد مبني بر اينكه «پيشنهاد يك نفره را در اينجا مطرح نكنيم»، حالا مطرح بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ من روشن نشدم، عرضم اين است كه اگر طرح تازهاي باشد كه بدون كم و زياد خلاصهتر شده باشد و بجاي شانزده بند، در ده بند تنظيم شده باشد، آن را مطرح كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در دو بند هم ميشود خلاصه كرد ولي ميشود يك طرح تازهاي كه قابل طرح كردن نيست.
منتظري ـ ما تطبيق كرديم ديديم، مختصر شده و جامع هم هست ما خيلي هم نبايد «ديسيپلين ايست» باشيم، اين شانزده بند در ده بند تلخيص شده بدون اينكه چيزي كم بشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حجتي كرماني بفرمائيد.
حجتي كرماني ـ بدنبال نطق آقاي خامنهاي خواستم عرض كنم كه يك نفر حق داشته باشد حرفش را بزند.
اگر آنطور كه آقاي مكارم پيشنهاد ميكنند اين اصل به جاي شانزده بنده در ده بند تلخيص شده باشد و اين طرح جديد بهتر باشد، چه اشكالي دارد كه اين را به رأي بگذاريم؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حجتي چيزي را كه هنوز تكثير نشده من به رأي بگذارم؟ حالا اگر يك نفر آمد و يك طرح پنج مادهاي تنظيم كرد آن را به رأي بگذاريم؟ آيا ما با اين روش ميتوانيم كاري از پيش ببريم؟ پس تشكيل كارهاي مقدماتي براي چيست؟ برادر عزيز، مجلس بايد يك رويهاي داشته باشد، چرا ميخواهيد مجلس ما بيرويهاي باشد؟ بنده عرض ميكنم ما جلوتر مينشينيم و براي تنظيم كارمان رويهاي را اتخاذ ميكنيم و فردا ميآئيم ميگوئيم رويه بي رويه، ما بشرطي ميتوانيم پيشنهادي را مطرح كنيم كه از گروه رسيده باشد، نه از يك فرد.
حجتي كرماني ـ مگر از اول گفته نشد كه هر طرحي كه بيايد قابل مطرح كردن است؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بعد از تصويب، حرف شما صحيح است.
اما قبل از تصويب نبايد ما مصالح قانون اساسي را فداي تشريفات كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم نظم از نظر شما تشريفات است؟ ايشان صبح در جلسه حضور داشتند تا ظهر هم آنجا كار كردند و بعد از ظهر چيزي را به اينجا ميآورند.
كدام نظم اجازه ميدهد كه محصول كار چهارده نفر را تغيير بدهيم؟ مكارم شيرازي ـ اشتباه صحبت ميشود، آقا من حق دارم از خودم دفاع كنم.
اين آقايان هم كه مطلبي ميگويند بر اساس حرف شما است.
عرض بنده را درست بيان كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من دوباره همان مطلب شما را بيان ميكنم.
مطالبي را صبح در شانزده بند در يك جلسه چهارده نفري با حضور خود شما تنظيم كردهاند و تنظيم شامل محتوا و شكل هر دو هست، حالا بعدازظهر جنابعالي ميگوئيد اين مطالب را در ده بند ادغام كنيم بدون اينكه مطلب كم و زياد بشود، آقاي مكارم درست بود؟ (مكارم ـ بله) بنده عرضم اين است كه اگر يك آقائي آمد و گفت همين مطالب را در سه بند ادغام كردهام آيا بايد آن را هم مطرح كنم؟ آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ قضيه بنده و شما و آقا و آقا نيست، در گروه چهارده نفري در همان جلسهاي كه خود جنابعالي تشريف داشتيد با آن شلوغي وضيق وقت اين اصل در شانزده بند تنظيم شد، حالا ميبينم عبارات زايد و تكراري است.
بنده عين همان عبارات را با حذف زوايد در ده بند خلاصه كردهام چه اشكالي دارد كه اين طرح جديد را به رأي مجلس بگذاريد؟ در اينجا بنده و شما نداريم.
پرورش ـ آقاي مكارم پنج ساعت ضيق وقت بود؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ من نخواستم بگويم كه شخص مطرح است، ميگويم كار رويه ميخواهد و معنايش اين است كه نظمي را در همه كارها داشته باشيم تا بتوانم از وقتمان استفاده صحيح بكنيم.
يك آئيننامهاي را همه آقايان تصويب كرديد هيچيك از ما نبايد خارج از روشي كه اين آئيننامه براي ما معين كرده رفتار كنيم، اگر چنين باشد تصميمگيريهاي شخصي ميشود.
آقاي حجتي كرماني بفرمائيد.
حجتي كرماني ـ معناي بيرويه، اين است كه اينجا درست اداره نميشود.
علتش هم اين است كه من خودم در كميسيون بودم، چون آنجا شلوغ بود وبيرويه بود و اشخاص نتوانستند نظرشان را بگويند، اين اصل درست تنظيم نشده است.
شما خودتان نميتوانستيد آنجا را اداره كنيد.
ما در برابر ملت مسئوليم، من نميدانم اين حرف را كه اينجا ميگويم درست است يا از اسرار است و نبايد بگويم ولي فكر ميكنم بيان اين مطلب باعث شود كه كميسيونهاي ما منظمتر اداره شوند، نه شتابزده.
الان اين نوشته را بدست هر كس بدهيد ميفهمد كه شتاب زده تهيه شده است.
من خودم آنجا بودم وقتي كه اين را مينوشتند محيط متشنج بود بنابراين اين، حقيقت را ملت ايران بدانند كه چنانچه بخواهيم وضعمان در اينجا منظمتر باشد، بايد كميسيونها مرتب اداره شوند بطول كشيدن اين مجلس اشكالي ندارد.
بگذاريد سه ماه، چهار ماه طول بكشد ولي يك قانون اساسي بدست مردم بدهيم كه حقوِ تمام طبقات و مصالح كشور در آن رعايت شده باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ در جواب جناب آقاي حجتي بايد عرض كنم بنده صبح آنجا بودم محيط آرام و سالم بود و متشنج هم نبود و چهارده نفر آقايان متشكل از هفت گروه، به اضافه اعضاي شوراي هماهنگي از ساعت هشت صبح تا ساعت يك بعدازظهر روي اين متن كار كردند و آن را به اين ترتيبي كه خدمت نمايندگان محترم است، تنظيم كردند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ و اضافه بفرمائيد كه اداره جلسه يك ساعت و نيم به عهده بنده بود و ديگر نتوانستم آنجا بمانم، آقاي هاشمينژاد بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ آقاي حجتي پريروز هم مطلبي را كه بيست و چهار ساعت قبل بدست همه رسيده بود و گويا ايشان فرصت پيدا نكرده بودند مطالعه كنند، فرمودند سه دقيقه وقت براي مطالعه آن كافي نيست.
پرورش ـ آقاي مكارم و آقاي حجتي ميفرمايند جلسه متشنج بود و آقاي موسوي تبريزي ميگويند جلسه متشنج نبود جائي كه آقايان درباره تشنج و عدم تشنج توافق ندارند، چطور ميخواهيد اصولي را به اينجا بياوريد و رويش رأي بگيريد و همه به آن رأي بدهند؟ بني صدر ـ جلسه را يكساعت و نيم آقاي بهشتي اداره كردند و بقيه مدت را هم بنده اداره كردم.
هيچ تشنج و دعوائي نبود يعني هر اصلي كه مطرح ميشد علاوه بر پيشنهاد كميسيونها هر كس يك جور نظر ميداد.
خوب طبيعي است كه چهارده نظر بدون قيل و قال انجام نميشود چون يك نفر ميگويد من اينطور نوشتم ديگري ميگويد من اينطور نوشتم.
در اينجا موضوع اين نيست كه هر كس حرف خودش را پيش ببرد، بلكه نظر اينست كه اگر ما هنري يا نظري داريم بايد هم با انقلاب ما سازگار باشد و هم نظرات ما را تأمين كند، زيرا اگر به فرد فرد ما بگويند اين را تهيه بكنيد يك جور ديگري مينويسيم.
بعد از كار كميسيونها آقاي مكارم فرمودند چون اين اصل طولاني شده و در شانزده بند تنظيم شده اگر در ده بند تلخيص بشود بهتر است.
بنابراين در اينكه اين اصل، خوب طرحي است خودشان هم حرفي ندارند.
پس بايد بگوئيد جلسه با عجله بوده است، شما نظرتان اينست كه اين طرح را تلخيص كنيم و براي اينكار ميتوانيد هر كجا رسيديم و خواستيد آن را تلخيص كنيد، در همان جا پيشنهاد بدهيد، اينكه دعوا ندارد.
به اين ترتيب ايشان ميتوانند نظرشان را ارائه كنند و طرح يك نفري را هم وارد نكنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ لطفاً توجه بفرمائيد اصل سوم را قرائت ميكنم: اصل سوم: جمهوري اسلامي ايران ـ اگر احساس ميشود كه كلمه «جمهوري اسلامي» با تعريفي كه قبلا كردهايم و بعد گفته شده است «همه امكانات خود را» با هم، هماهنگي ندارد، تعبير دقيق حقوقي آن اين است كه بنويسم: «دولت جمهوري اسلامي» كه دولت شامل خود ملت هم ميشود.
البته معني متعارف دولت در زبان فارسي در مقابل ملت فهميده ميشود، بنابراين اگر آقايان موافق باشند اينجا ما كلمه دولت را ميگذاريم به همان معناي دقيقش تا اين اشكال برطرف بشود و در آنجا هم كه نوشته شده است «در راه رسيدن به آرمانهاي زير» بنويسيم: «در راههاي زير بكار ميبرد» و نتيجه گرفته ميشود.
آن كلمه «هدف» را هم «اهداف» بگذاريم به اين تريتب «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم همه امكانات خود را در راههاي زير بكار اندازد» اين يك تعبير، تعبير ديگر اينكه «...
در راه تحقق امور زير بكار برد» و هر دو هم يك معني را ميدهد، نظر عدهاي هم اين است كه مقدمه به اين صورت باشد كه ميخوانم: «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم همه امكانات خود را در راه تحقق امور زير بكار برد» براي اينكه به عبارتها با قيام و قعود رأيگيري نكنيم، عبارتها را با بلند كردن دست رأي ميگيريم و بعد به كل اصل سه يا قيام و قعود رأي ميگيريم، موافقين با اين عبارت لطفاً دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند يك را ميخوانم:
1ـ ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي.
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ اين قسيم در آن مقسم باقي ماند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ما نگفتيم قسيم و مقسم است، گفتهايم براي آن هدف در اين راهها مساعي خود را بكار اندازد.
آقاي طاهري اصفهاني بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ مبارزه با مظاهر فساد و تباهي مقدم بر رشد فضائل اخلاقي است، اول بايد مبارزه با گناه شود، بعد فضائل اخلاقي رشد پيدا كند.
فارسي ـ بنده پيشنهاد ميكنم «در راه رسيدن به آرمانهاي زير» را حذف كنيم.
مكارم شيرازي ـ «مبارزه» غلط است بايد نوشته شود «ايجاد محيط مناسب».
نايب رئيس (بهشتي) ـ «مبارزه» عطف به ايجاد محيط مساعد است.
موسوي جزايري ـ اشكالي كه آقاي فارسي فرمودند، صحيح است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين با بند اول دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند دوم قرائت ميشود.

2ـ بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همة زمينهها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانههاي گروهي و وسايل ديگر.
موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.

3ـ آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه درتمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي.
هاشمي نژاد ـ تربيت بدني را حذف كنيد.
كياوش ـ تربيت بدني رايگان يعني چه؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني وسايل ورزش رايگان براي همة مردم فراهم شود.
كياوش ـ براي آموزش و پرورش هم هست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي.
هاشمي نژاد ـ من منظورم اين بود كه اينجا نباشد.
يكي از نمايندگان ـ «تربيت بدني» را چرا اينجا گذاشتهايد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ ميدانيد كه پرورش هميشه همراه آموزش است و الان هم ميدانيد كه يك بخش عمده از تربيت بدني در مدارس و دانشگاهها همراه با آموزش است، به اين دليل با هم گذاشتهاند و بايد تا سطح آموزش عالي هم رايگان باشد.
موافقين با بند سه دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند چهار را قرائت ميكنم.

4ـ تقويت روح بررسي و تتبع و ابتكار در تمام زمينههاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراكز تحقيق و تشويق محققان.
آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ مساله اسلامي را در اينجا نياوريد و روحانيت شيعه را آزاد بگذاريد و استقلالشان را نگيريد، زيرا در اينجا نوشته شده است دولت جمهوري اسلامي موظف است مراكز تحقيق و تشويق محققان اسلامي را فراهم كند و سطح مسائل اسلامي را بالا ببرد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ توجه بفرمائيد كه اصطلاح كلمة (دولت) را بايد بعداً طبق موازين حقوقي در قانون اساسي تعريف كنيم.
موسوي تبريزي ـ امروز را ملاحظه نكنيد، تصور بفرمائيد كه چطور در گذشته از الفاظ قانون اساسي سوء استفاده كردند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ «لاشاء الله ذلك» نسبت به بند چهار ديگر نظري نيست؟ (اظهاري نشد) موافقين با بند چهار دست بلند كنند.
(اكثر دست بلند كردند) تصوب شد.
بند پنج را قرائت ميكنم:
5ـ طرد كامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.
مكارم شيرازي ـ استثمار در مسائل اقتصادي است و بعداً در مسائل اقتصادي خواهد آمد.
موافقين با اين بند دست خود را بلند كنند.
(اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند شش قرائت ميشود.

6ـ محو هرگونه استبداد و خودكامگي و هر نوع سلطهجوئي و انحصارطلبي.
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ آقاي رباني فرمودند كه ما ديروز نفي سلطهگري را تصويب كرديم.
اگر سلطهگري و سلطهجوئي يكي است ديگر در اينجا لزومي ندارد كه بگنجانيم، زيرا ممكن است اين لغت در آينده يك اشكالاتي ايجاد كند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نگفتند نفي هرگونه سلطهجوئي.
طاهري اصفهاني ـ تكرار است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده هم فكر ميكنم كه اگر «هر نوع سلطهجوئي» را برداريم، ازمطلب هيچ چيز كاسته نميشود و شائبه هر نوع توهمي هم از بين ميرود و وقتي كه گفتيم «...
استبداد، خودكامگي و انحصارطلبي» خود اينها تجليات گوناگون سلطه جوئي است.
سيد منيرالدين حسيني هاشمي ـ اجتهاد در طول مفاهمه را روي اصول خودتان دقت كنيد، ولي روابط بين مفاهيم و فلسفه و احكام، بررسياش جاي ديگر است تا ديگران نگويند حالا از انحصارطلبي برخي استفاده ميكند، مثلا علوم انساني و جامعهشناسي و روانشناسي دخيل در احكام نيست، كما اينكه پارسال ديدم كه در حقوِ جزائي مقدار زيادي از حقوِ اسلام را بخاطر نداشتن يك سري تجارب به اصطلاح جامعهشناسي طرد كرده بودند، حالا اگر بنا باشد از اجتهاد استفاده بشود، آيا انحصارطلبي است يا خير؟ بني صدر ـ اينجا كه ميرسد بذل و بخشش ميكنيد.
اين مفهوم گستردهاي دارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ما چون در اصل دو راجع به سلطهگري و سلطهپذيري توضيح دادهايم، بنابراين برداشتن اين سلطه جوئي و يا بودنش هيچ تفاوتي ندارد.
آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ اينجا كه ميرسد بذل و بخشش ميكنيد، توجه بفرمائيد كه اين مفهوم گستردهاي دارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در اصل دو قبل از بند آخر كه راجع به هدف است، اين مطلب را كامل داريم و در اينجا مفاهيم ديگرش هست وقتي اين جمله را برداريم، گزندگي تكرار را از بين ميبرد، سوء تفاهمي هم نيست و مساله هم تمام است .
بنابراين دوباره بند شش را به اين ترتيب ميخوانم: «
6ـ محو هرگونه استبداد، خودكامگي و انحصارطلبي» موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند هفت را ميخوانم: «
7ـ تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون» نسبت به اين بند نظري نيست؟ (اظهاري نشد) موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند هشت را ميخوانم:
8ـ مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.
دكتر بيت اوشانا ـ اين بند بايد به اين صورت باشد «تضمين مشاركت عامة مردم...
الي آخر».
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر اوشانا، عمل كه فوِ تضمين است.
وقتي ميگوئيم تأمين بهداشت، يعني بهداشت را بوجود بياورد.
از كلمة تأمين، ضمانت مفهوم نميشود بلكه معنايش بوجود آوردن است.
آقاي غفوري بفرمائيد.
دكتر غفوري ـ در ذيل اين جمله يك كلمة «هنري» بود، بعضي از دوستان كلمة هنر را به علت شهرتي كه هنر دارد، حذف كردند.
من فكر ميكنم چون هنر درمتن زندگي افراد است اگر اين كلمه باشد بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فقط به نظر ميرسد كه يك كلمة «خود» در آخر لازم است كه معني را كاملتر ميكند «مشاركت عامة مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش» آقاي بني صدر بفرمائيد.
بني صدر ـ اينكه شما فرموديد تضمين عمل است، چنين چيزي نيست.
آقاي بيت اوشانا درست ميگويند، دولت بايد مشاركت عامة مردم را تضمين كند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده ميخواهم بگويم مشاركت را تحقق ببخشد، لكن آقاي منتظري بجاي «مشاركت عامة مردم»، «شركت دادن عامة مردم» را پيشنهاد ميكنند.
دكتر ضيائي ـ در مقدمة اين اصل كه نوشته شده «جمهوري اسلامي در راه تحقق امور زير» بنابراين هر يك ازاين امور، مضاف اليه آن تحقق است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بنيصدر، اينطور نيست.
ما نوشتيم دولت جمهوري موظف است همة امكانات را در راه تحقق امور زير بكار برد.
بنابراين يكي از اموري كه دولت موظف است امكاناتش را براي تحقق آن بكار برد، مشاركت مردم است و اين مورد خوبست.
بنابراين، اين بند را قرائت ميكنم و بعد به رأي ميگذارم:
8ـ مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي.
نمايندگاني كه موافقند دستشان را بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
قرشي ـ كلمه هنري حذف شده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي قرشي اصولا فرهنگ شامل هنر هم ميشود، فقط تصريح است و ذكر خاص بعد از ازعام است.
بند نه قرائت ميشود.

9ـ رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات مساوي و عادلانه براي همه در تمام زمينههاي مادي ومعنوي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر سوالي هست بفرمائيد.
آقاي كياوش بفرمائيد.
(فاتحي ـ كلمه «مساوي» بايد حذف شود).
كياوش ـ تبعيضات در همه موارد ناروا است، تبعيض روا وجود ندارد، پيشنهاد ميكنم كلمه «ناروا» حذف شود.
طاهري ـ هدف در اصل دو قسط و عدل بود.
مگر اين عدل، عدل اجتماعي نيست؟ منظور از عدل اجتماعي اينست كه تبعيض ناروا نباشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ معلوم است، ما كه گفتيم اينها شرح همان است.
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ وقتي آزاديهاي سياسي و اجتماعي تأمين شد و مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مطرح شد، ديگر ما احتياج به رفع تبعيضات ناروا نداريم، زيرا اين همان است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بخصوص كه بعداً در بند دوازده ميگذاريم «پيريزي اقتصادي صحيح و عادلانه براي رفاه همه و بيمه براي همه» و بعداً در بند چهارده ميگذاريد «تأمين حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد» بنابراين بنظر ميرسد كه اين بند مفاد تازهاي را عرضه نميكند.
آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ اگر قرار است به رأي گذاشته شود، عرض كنم كه رفع تبعيض در اينجا يك مفهومي بيش از آن مفاهيم گذشته را ميرساند.
اگر نخواهيم ادغام كنيم به همين ترتيب باشد، بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نظرات درباره بند نه گفته شد، بنابراين دوباره بند نه را قرائت ميكنم و آن را به رأي ميگذارم.
موافقين دست بلند كنند (چهل و سه نفر دست بلند كردند) رد شد.
چون نظر عدهاي از نمايندگان بر اين است كه بجاي «امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينههاي مادي و معنوي» موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بنده ده قرائت ميشود.

10ـ ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضروري بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من فكر ميكنم اگر «و حذف تشكيلات غير ضرور» را در آخر بياوريم «به منظور» بهتر به زمينه متصل ميشود، يعني اينطور بنويسيم «ايجاد نظام اداري صحيح بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي و حذف تشكيلات غير ضرور».
آيا به اين صورت موافقيد؟ آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ عبارت «بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي» در اينجا بنظر من زائد است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نظرتان اينست كه اين عبارت حذف شود؟ مكارم شيرازي ـ بلي.
رباني شيرازي ـ «ايجاد نظام اداري صحيح» مفهوم ندارد، اين معني كشداري دارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آنچه جنابعالي پيشنهاد فرموديد هم، همين معني را ميدهد، زيرا ديوانسالاري يعني ديوان تشكيلات دولتي.
بنابراين همين متن قرائت ميشود و آن را به رأي ميگذاريم.
اگر رأي كافي نياورد، تغييرات لازمه را ميدهيم.

10ـ ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
بنابراين چون عدهاي پيشنهاد كردهاند كه «بمنظور تحقق اهداف انقلاب اسلامي» كه در همه جا هست، حذف شود.
بنابراين بند ده را به اين صورت كه قرائت ميشود به رأي ميگذايم.

10ـ ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشكيلات غير ضرور.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند يازده قرائت ميشود.
1
1ـ تقويت كامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي كشور.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فارسي بفرمائيد.
فارسي ـ هدفهاي دفاع ملي در اينجا كامل نيست زيرا قبلا گفتيم تمام اين كارها براي اهداف مذكور در اصل دوم است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ چه چيز ناقص است؟ فارسي ـ منظور دفاع از سرزمينهاي اسلامي هم هست، يعني همانطور كه ملت و ارتش ايران براي استقلال و تماميت ارضي ايران دفاع ميكنند، از فلسطين و ساير سرزمينهاي اسلامي هم بايد دفاع كنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اصولا امروز در دنيا چنين چيزي را ميتوان در قانون اساسي كشوري گفت؟ ما الان اين را در داخل دفاع از نظام اسلامي كشور بصورت مستتر آوردهايم ولي آيا با صراحت در هيچ قانون اساسي كشور ميتواند باشد كه ارتش ملي مسئول دفاع از سرزمينهاي ديگر است؟ فارسي ـ آيا ملت ايران موظف نيست؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ ايشان تذكري دارند ما كه مخالف تذكرشان نيستم، من فقط توضيح دادم.
رباني ـ ماده هشت كه قبلا پيشنهاد شده بود، براي اين مطلب بهتر و رساتر است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي در ماده شانزده هم بشكل ديگري حمايت همه جانبه از مستضعفان جهان بدون اينكه رابطه خصوصي با ارتش داشته باشد، آمده است.
حجتي كرماني ـ آقاي فارسي گفتند كه كلمه «كشور» را در آخر جمله حذف كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يكبار ديگر اين بند قرائت ميشود.
1
1ـ تقويت كامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي كشور.
نايب رئيس (بهشتي) ـ موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند دوازده قرائت ميشود.
1
2ـ پيريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر بيت اوشانا بفرمائيد.
دكتر بيت اوشانا ـ به «تعميم بيمه» كلمه «اجتماعي» را اضافه كنيد.
موسوي جزايري ـ به جاي «اقتصاد صحيح» «اقتصاد سالم» بيشتر مصطلح است.
دكتر ضيائي ـ راجع به منع تحصيل و كسب ثروتهاي نامشروع و استرداد ثروتهاي نامشروع در هيچ كجا ذكر نشده است.
كياوش ـ بايستي نوشته شود «تعديل ثروت و پيريزي اقتصاد صحيح و سالم و خودكفا» چون خودكفا از نظر علمي كار صحيحي نيست.
در اينجا نوشتهاند «اقتصاد صحيح بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه ورفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاي تغذيه ومسكن وكار و بهداشت و تعميم بيمه».
حجتي كرماني ـ با الهام از كلمات حضرت علي بجاي «فقر»، «نابودي» يا «ريشهكن كردن فقر» باشد، بهتر است.
رباني شيرازي ـ جمله «و برداشتن موانع و مشكلات موجود در راه پيشرفت طبقة محروم و مستضعف» اضافه شود.
دكتر غفوري ـ بنده در آخر اين بند با مشورت دوستان اضافه كرده بودم «عايدات حاصله از منابع ملي و طبيعي، بخصوص نفت و گاز فقط در راه توليد و با رعايت حقوِ نسل آينده» حالا ميبينيم كه در اين بند چاپ نشده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من يك تذكر بدهم، چون قرار بر اين است كه وقتي قانون اساسي تصويب شد، بعد به رفراندوم گذاشته شود، پيشنهاد جنابعالي معنايش اينست كه دو ماه ديگر هيچ دولتي نميتواند حقوِ كارمندان را بدهد.
بنابراين به اين شكل اگر بخواهيد بگذاريد، فاجعهاي پيش ميآيد.
بنابراين اول فكري براي حل اين مسأله بكنيد، بعد اين پيشنهاد را مطرح كنيد.
حالا اجازه بفرمائيد اين متن را به همين صورت به رأي بگذاريم، يعني «پيريزي اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاي تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه» موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند سيزده قرائت ميشود.
1
3ـ تأمين حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ وقتي پيغمبر ميفرمايند «اطلبوالعلم و لو بالصين» چطور ميتوانيم خودكفا باشيم؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي كياوش خودكفائي غير از استفاده نكردن از ديگران است، يعني وابسته نمانيم، يعني برويم و معلومات آنها را در داخل خودمان بياوريم و بعد اينجا مستقل باشيم.
كياوش ـ خودكفائي را تعريف بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني «استقلال فرهنگي» آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ حال كه مقصود اينست كه عبارت كافي نيست، اگر بنويسيم استقلال يا عدم وابستگي بهتر است.
دكتر آيت ـ تامين خودكفائي معنيش اينست كه ما نميتوانيم دانشجو به ممالك ديگر بفرستيم، تامين خود كفائي بايد ديد چه مدت طول ميكشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني در راه خودكفائي كوشش كنيم كه اگر دانشجو به خارج ميفرستيم وقتي كه برگشت ما را بينياز كند، نه دانشجوئي كه الان ميفرستيم وقتيكه بر ميگردد نماينده مصرف آنها در اينجا شود، اين كار صحيح نيست.
علي تهراني ـ معناي خودكفائي اين نيست، منظور از خودكفائي، استقلال است.
هاشمينژاد ـ بهتر است نوشته شود «همه علوم و فنون مورد نياز كشور» و بقيه عبارت حذف شود.
بني صدر ـ همانطور كه آقاي تهراني فرمودند خودكفائي ترجمه استقلال است.
اگر به آن مرحله برسيم كه خيلي عالي است، چون علم خواهيم داد و علم خواهيم گرفت.
الان آمريكا با اينكه خودكفا است، در عين حال با تمام دنيا مبادله هم دارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد چون توضيحات كافي داده شد طبق معمول عين متن را قرائت ميكنيم و به رأي ميگذاريم.
اگر رأي نياورد تغييرات لازم را ميدهيم.
1
3ـ تأمين خود كفائي در علوم و فنون و صنعت و كشاورزي وامور نظامي و غيره.
نايب رئيس (بهشتي) ـ البته به جاي «غيره» كلمه «مانند آنها» بهتر است زيرا كلمه غيره خيلي كشدار است.
طاهري ـ «غيره» كشدار است.
بني صدر ـ كشدار باشد كه چيزي را از دست نميدهيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ منظور اينست كه گنگ نباشد.
بنابراين بند سيزده به اين صورت تصحيح ميشود: «تامين خودكفائي در علوم و فنون و صنعت و كشاورزي و امور نظامي و مانند اينها».
موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند چهارده قرائت ميشود.
1
4ـ تأمين حقوِ همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
نايب رئيس (بهشتي) ـ سؤالي نيست؟ آقاي هاشمينژاد بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ بعد از «حقوِ»، «مشروع» را اضافه كنيد.
حائري ـ در برابر قانون يعني چه؟ دكتر بيت اوشانا ـ بايد نوشته شود «مساوي و همه جانبه».
صدوقي ـ اين بند گنگ است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني هم زن و هم مرد بايد حقوقش رعايت شود.
موسوي قهد ريجاني ـ اگر عادلانه نباشد امنيت قضائي نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ امنيت قضائي تاكيد خوبي است، چون سؤالات مطرح شد و نقصها و ابهاماتي كه بنظر آقايان آمده بود، فرمودند، بنابراين متن را قرائت ميكنم و بعد به رأي ميگذاريم، اگر تصويب نشد، تغييرات لازمه را ميدهيم.
«تأمين حقوِ همه جانبة افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر «قانون».
موافقين دست بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند پانزده قرائت ميشود.
1
5ـ توسعه و تحكيم برادري اسلامي و تعاون بين همه مردم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ سؤالي هست؟ آقاي طاهري بفرمائيد.
طاهري ـ پس همبستگي ملي در اصل دو چه بود؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آن مورد يعني «اقوام و گروهها تشكيل يك مليت بدهند» بيشتر ناظر به آن بوده است و در اينجا منظور اينست كه روابط افراد يك رابطه برادرانه باشد.
منتظري ـ اين وابسته به دولت است؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ خير، دولت بايد زمينههاي تحقق عملي اينرا فراهم كند.
ديگر سؤالي نيست؟ آقاي فارسي بفرمائيد.
فارسي ـ منظور از «مردم» مردم ايران هستند و بايد ذكر شود «مردم ايران» نايب رئيس (بهشتي) ـ از اين بند بيشتر فهميده ميشود كه داخلي است، چون بند شانزده مربوط به امور خارجي است.
يعني بند شانزده امور جهاني را دارد و اين بندها امور داخلي را...
و بعلاوه اصولا اين بنددر سطح افراد است و بند شانزده در سطح كارهاي دولت و اگر همينطور بصورت كلي باشد بهتر است كه چيزي را نفي نكند.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ البته اين تغيير ضرري ندارد.
ابتدا بايد وضع موجود را تحكيم بكنيم و بعداً توسعه بدهيم، بنابراين «تحكيم و توسعه» بهتر از «توسعه و تحكيم» است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اين متن را قرائت ميكنم و به رأي ميگذارم «توسعه و تحكيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه مردم» موافقين دستشان را بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد.
بند شانزده قرائت ميشود.
1
6ـ برقراري روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
سبحاني ـ در پيشنويس سابق يك اشكال وجود داشت، زيرا كه نوشته شده بود «آزاد كردن همه مستضعفان جهان».
بايد تأمين سعادت آنها هم نوشته شود، والا آزاد كنيم و دعوت به اسلام نكنيم درست نيست.
هاشمينژاد ـ ما احساس مسئوليت ميكنيم و اين مسئوليت از ايدئولوژي ما برخاسته است.
به اين ترتيب تعهدهاي همه جانبه را ما بايد بپذيريم، در حاليكه ابرقدرتهاي اين كار را نكردهاند.
مكارم شيرازي ـ بنظر ميرسد عبارت اولي و آخري جهاني است و وسطي اسلامي، در صورتيكه دو جهاني بايد پهلوي هم قرار گيرد و اسلامي هم جدا باشد.
طاهري خرمآبادي ـ برقراري روابط عادلانه با همه ملل درست نيست، زيرا ما ميدانيم بعضي از ملل مانند اسرائيل يا ملل ديگر ستمگر هستند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ عرض ميكنم كه وظيفه مسلمان عادل اينست كه ظالم را، ولو ظالم به ديگري باشد، سركوب كند كه عين عدل است.
طاهري خرم آبادي ـ روابط ما عادلانه است، ولي آنها ستمگر هستند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ عدل براي او سركوبي است.
آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ ذكر «حمايت همه جانبه» اين وضع را پيش ميآورد كه ما در امور داخلي بعضي از مردم دخالت كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ من يك اصلاح عبارتي دارم، «برقراري روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان مخصوصا در قبال ملل مسلمان».
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ چون سياست خارجي است، سياست عدم تعهد لازم است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بعد از همه تذكرات عين متن را قرائت ميكنم و به رأي ميگذارم.
«برقراري روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
بنابراين بر حسب تذكراتي كه دوستان دادند چنين حدس ميزنيم كه فكر بعضي از افراد را كلمه «همه جانبه» مغشوش كرده و البته هر مسلماني اينرا ميداند كه حمايت همه جانبه وظيفهاش است ولي فكر بعضي از دوستان را مغشوش كرده، اجازه بفرمائيد بر حسب استنباطي كه از پيشنهادها داشتم بدون كلمه «همه جانبه» اين بند را به رأي بگذارم.
هاشمي نژاد ـ اين قيد را اضافه بفرمائيد كه با رعايت عدم مداخله در امور كشورهاي ديگر.
تهراني ـ شما الان با اسرائيل قطع رابطه كردهايد.
قرشي ـ پيشنهاد ميكنم «با موازين اسلام» را اضافه كنيد.
بني صدر ـ بعضيها فكر كردهاند منظور از روابط «عادلانه با همه ملل» روابط با دولتها است مثلا رابطه با اسرائيل يا هر ستمگر ديگري، در صورتيكه در اينجا منظور ملتها است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد بنويسيم: «برقراري روابط عادلانه با ملتهاي غير متجاوز.
» طاهري گرگاني ـ ملتها متجاوز نميشوند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس مينويسيم «دولتها» كه بهتر بشود.
بنابراين ميشود «برقراري روابط عادلانه با دولتهاي غير متجاوز» (همهمه نمايندگان) چون بعضي از دوستان فقط كلمه «همه جانبه» را پيشنهاد كردهاند، اين را هم به رأي ميگذاريم.
آقاي پرورش بفرمائيد.
پرورش ـ در قرآن سه نوع مستضعف وجود دارد: يكدسته آنهائي كه مورد عنايت خدا هستند، با توجه به آيه: «ومالكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء»، گروه دوم آنهائي هستند كه مورد عفو خدا هستند با توجه به آيه «الا المستضعفين من الرجال و النساء والولدان لايستطيعون حيلة و لايهتدون سبيلا فاولئك عسي اللّه اين يعفو عنهم و كان اللّه عفوا غفورا»، گروه سوم آنهائي هستند كه مورد عذاب خدايند، يعني آنها كه ظلم را پذيرفتهاند «وقال الذين استضعفواللذين استكبروا بل مكر الليل و النهار اذتأمروننا ان نكفرباللّه و نجعل له انداداً...
» نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي پرورش توضيحي كه ميدهم اينست كه حمايت از مستضعف بيكي از دو صورت براي همه ما متصور است، يا به هدايت اوست كه همان است كه ميفرمايد: «وقال الذين استضعفوا اللذين استكبروا».
كرمي ـ مستعضف مربوط به عقيده است، ربطي به اين موضوع ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده هم همين را عرض ميكنم و ميگويم اگر عام هم بگيريم، يا هدايت اوست، يا كسي است كه اصولا تحت ظلم است، يعني غير مسلمان مظلوم است و ما يكي از اين دو معني را ميفهميم و ما ميدانيم كه بر حسب موازين اسلام بايد از غير مسلمان مظلوم در حد رفع ظلم حمايت كنيم.
كرمي ـ ولو كافر باشد، اگر دشمن نباشد بايد حمايت كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ الان حزبي تأسيس شده به نام مستضعفين كه فراگير است از مسلمانان و غير مسلمانان كه با توجه به آن، مستضعف معناي مظلوم را پيدا كرده است.
پرورش ـ يعني كسيكه سلطه را پذيرفته است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ همان را هم بايد حمايت كرد، فرِ نميكند.
هاشمينژاد ـ مستضعفي كه فرمودند كه از نظر فكري است و جنگهاي انبياء هم به اين خاطر بوده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري بفرمائيد.
منتظري ـ اين حمايت همه جانبه از مستضعفان، يعني ما مستضعفان را يك درجه بالاتر از برادران مسلمان ذكر كرديم و چون «همه جانبه» معني ندارد، اگر بنويسيم «حمايت از مستعضفين» صحيح است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ آقاي منتظري در جلسه صبح همين متن را تصويب فرمودند حالا چيز ديگر ميفرمايند، در صورتيكه «تعهد برادرانه» بهتر است زيرا تعهد برادرانه اسلامي است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فعلا متن را با تغيير اول به رأي ميگذاريم كه در آن «با همه ملل» تبديل شد به عبارت «با دولتهاي غير متجاوز» كه متن اينطور ميشود «برقراري روابط عادلانه با دولتهاي غير متجاوز و تعهد برادرانه در قبال...
» مكارم شيرازي ـ يكييكي تغيير بدهيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من هم يكي را تغيير دادم و هنوز به آن نرسيدهام.
يكي از نمايندگان ـ دولتها چيست؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ عرض كردم كه هنوز به آن نرسيدهام بلكه از طرف نمايندگان پيشنهاد شد كه «ملل» را به «دولتهاي غير متجاوز» تبديل كنيم و كلمه «همه جانبه» محفوظ ميماند.
اگراين بند به اين صورت رأي نياورد، مجدداً آنرا تغيير ميدهيم.
مكارم شيرازي ـ نصف دولتهاي دنيا متجاوز هستند.
آمريكا، انگلستان، شوروي، چين متجاوز هستند و با اين كار شما دولت را در بن بست ميگذاريد.
بنيصدر ـ عنايت بفرمائيد كه نوشته «برقراري روابط عادلانه با دولتهاي غير متجاوز» اگر دولتي متجاوز شد با آن دولت كه قطع رابطه نميكنيم.
هاشمينژاد ـ آقاي بنيصدر هميشه معتقد بودند چيزي كه در فارسي معيارش مشخص نيست در قانون اساسي بكار برده نشود ولي ميدانيم كه امريكا در رأس متجاوزها و ابرقدرتها است.
دكتر آيت ـ «برقراري روابط عادلانه با همه ملل» حذف شود و «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» جداگانه باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي بفرمائيد.
موسوي جزايري ـ بنويسيم «حسن تفاهم جهان» جداگانه باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خود آقاي بنيصدر در كميسيون رأي دادند كه «ملل» باشد حالا ميگويند «دول».
مدني ـ بنويسيم «برقراري روابط عادلانه با همه ملل و دولتهاي غير متجاوز».
نايب رئيس (بهشتي) ـ فعلا اين متن را كه قرائت ميكنم به رأي ميگذارم اگر رأي نياورد، اصلاحش خواهيم كرد تا به نتيجه برسيم.
«برقراري روابط عادلانه با دولتهاي غير متجاوز و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» موافقين دستشان را بلند كنند (عده كمي دستشان را بلند كردند) رد شد.
رباني املشي ـ بنده پيشنهاد ميكنم با اين اصلاح «با همه ملل دوست» رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ «ملل دوست» توضيح ميخواهد.
يك متني رسيده كه يك نكته قابل توجه دارد كه قرائت ميكنم: «رعايت سياست عدم تعهد در برابر دول و برقراري روابط عادلانه با ملل و تعهد برادرانه در قبال مسلمانان و حمايت از مستضعفان جهان» آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ شايد ما فردا با دولتها اسلامي خواستيم تعهد داشته باشيم، بنابراين سياستي كه الان هست نميتوانيم در قانون اساسي بنويسيم.
هاشمينژاد ـ تعهد را در قانون اساسي نميتوانيم بنويسيم زيرا در حاليكه هنوز خودمان را نميتوانيم جمع و جور كنيم چرا آسيبپذير كنيم.
صافي ـ پيشنهاد ميكنم بنويسيد «روابط عادلانه با ملل».
رشيديان ـ معنيش اينست كه دستهبنديهاي استعماري نباشد، نه اينكه تعهد برادرانه نداشته باشيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ منظور آقاي مكارم هم اينست كه ما ممكن است ناچار شويم يك بلوك اسلامي دردنيا بوجود آوريم و ضرورت هم ايجاب كند چون ديگران يك بلوك دارند، ما هم يك بلوك ميخواهيم داشته باشيم.
مكارم شيرازي ـ پيشنهاد اول خودتان را فراموش كرديد قرار بود «همه جانبه» باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ عنايت بفرمائيد من دو متن را به ترتيب زماني كه اينجا قرائت شد به رأي ميگذارم، متن اول را قرائت ميكنم: «برقراري روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از همه مستضعفان جهان» با حذف «همه جانبه» موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
متن بعدي اين استكه ما «برقراري روابط عادلانه با ملل» را حذف كنيم و كلمه «همه جانبه» را حفظ نكنيم به اين صورت كه قرائت ميكنم: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان» آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ توضيح من اين است كه اگر واقعاً ما ميخواهيم فرمايش امام را عمل كنيم اگر كلمه «همه جانبه» را برداريم اين كار صورت نميگيرد.
هاشمينژاد - الان وزير امور خارجه ما در كنفرانس عدم تعهدها شركت كرده است و بعنوان يك نيروئي كه در برابر ابرقدرتها بازدارنده هستند دارند شكل ميگيرند، بنابراين آن متني كه الان قرائت گرديد و عدم تعهد هم در آن مطرح بود كه تعدادي از آقايان هم آنرا ميپسندند، به رأي بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ عيبي ندارد آنرا هم به رأي ميگذاريم، دقت بفرمائيد قرائت ميكنم «رعايت سياستعدم تعهد در برابر دول» البته اگر بخواهيد مطابق با كنفرانس عدم تعهدها باشد، بايد «در برابر ابرقدرتها» بنويسيم.
آقاي رباني موافقيد كه كلمه «دول» را به «ابرقدرتها» تبديل كنيم؟ (رباني ـ بلي)، پس اينطور ميشود «رعايت سياست عدم تعهد در برابر ابرقدرتها».
صدوقي ـ قسمت اول آنرا حذف كنيد و بنويسيد «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان».
نايب رئيس (بهشتي) ـ لطفا مرقوم بفرمائيد كه بياورند تا من بخوانم، چون چند متن قبلا رسيده است.
آقايان اجازه بفرمائيد همان متني كه رسيده بدون تغيير بخوانم: «رعايت سياست عدم تعهد در برابر دول و برقراري روابط عادلانه با ملل و تعهد برادرانه در قبال مسلمانان و حمايت از مستضعفان جهان» موافقين دست بلند كنند.
(عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
متن بعدي را با حذف قسمت و از اينجائي كه ميخوانم به رأي ميگذاريم «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان»، موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) رد شد.
حالا همين متن را با حذف كلمه «همه جانبه» به رأي ميگذارم.
حجتي كرماني ـ بايد آقايان توجه كنند كه قرآن داريم، قرآن را كه ما نميتوانيم بگذاريم كنار، به حكم قرآن بايد با تمام نيرو از همه مستضعفان جهان حمايت كنيم و اين حكم قرآن است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي رفع هرگونه شبهه از آقاي حجتي و دوستان ديگر بااينكه اينرا به رأي گذاشتيم و رأي هم نياورد، دوباره متن را قرائت ميكنم و به رأي ميگذارم: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان»، موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) ملاحظه ميفرمائيد كه رأي نياورد.
موسوي اردبيلي ـ معلوم ميشود اين بند در نظر اكثريت مبهم است و رأي نميآورد.
پيشنهاد ميكنم اين اصل را با حذف اين بند مسكوت بگذاريد.
طاهري اصفهاني ـ «همه جانبه» را حذف كنيم، بعلاوه جواب آقاي حجتي اين است «و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء والولداف الذين يقولون ربنااخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك ولياً واجعل لنامن لدنك نصيرا» مؤمنين مستضعف هستند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد بحث را بيش از اين ادامه ندهيم.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ همانطور كه گفتند مثل ديروز به مجموع رأي بگيريد، ليكن پيشنهادهاي مربوط به بند شانزدهم را اجازه بفرمائيد در كميسيون چهارده نفري مطرح بشود و يك طرح جامعي به مجلس بيايد، چون سياست بين المللي را نميتوانيم حذف كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي غفوري بفرمائيد.
غفوري ـ من پيشنهاد دادهام كه نخواندهايد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پيشنهادها الي ماشاءالله ميآيد و ميدانيد اگر بخواهيم بخوانيم چقدر ميشود.
معهذا من پيشنهادات را يكييكي ميخوانم و به رأي ميگذارم: «برقراري روابط عادلانه با همه كشورها بر اساس احترام متقابل و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از مستضعفان جهان با رعايت عدم دخالت در امور ديگران طبق عرف بين المللي» موافقين با اين پيشنهاد دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) اينهم رأي نياورد.
پيشنهاد دوم را قرائت ميكنم: «برقراري روابط عادلانه با همه ملل و تعهد برادرانه و حمايت همه جانبه مستضعفان مخصوصا در قبال ملل مسلمان و حمايت از مستضعفان جهان با رعايت عدم دخالت در امور ديگران طبق عرف بينالمللي» موافقين با اين پيشنهاد دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) اينهم رأي نياورد.
پيشنهاد دوم را قرائت ميكنم: «برقراري روابط عادلانه با ملل وتعهد برادرانه و حمايت همه جانبه مستضعفان مخصوصا در قبال ملل مسلمان جهان» كه پيشنهاد آقاي فاتحي است و چيز تازهاي ندارد و رأي نميآورد.
طاهري اصفهاني ـ مگر قرار نبود جمله اول و «همه جانبه» حذف شود؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد، اين پيشنهاد را كه من فكر كردم قبلا به آن رأي گرفتيم و دو نفر از آقايان ميفرمايند كه من روي آن رأي نگرفتهام، به رأي بگذاريم.
اين پيشنهاد اين است كه «همه جانبه» را برداريم به اين صورت كه قرائت ميشود: «تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از همه مستضعفان جهان».
موافقين دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند).
اينهم رد شد.
فكر ميكنم براي تهيه يك پيشنهاد متين حتما بايد فرصت داشت يعني همه پيشنهادهاي نوشته شده را ميبريم و روي آنها تصميم ميگيريم.
طاهري گرگاني ـ چرا شتابزدگي به خرج ميدهيد؟ ده دقيقه فرصت بدهيد و جلسه را بعنوان تنفس تعطيل كنيد تا با مطالعه همه پيشنهادها طرح جامعي تهيه كنيم و بعد در جلسه علني مطرح كنيم.
دكتر شيباني ـ هيچكدام رأي نياورد پس حذف ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ جناب آقاي دكتر شيباني، مقدار زيادي پيشنهاد رسيده است كه نخواندهايم بنابراين نفرمائيد كه حذف شد.
موسوي تبريزي ـ براي حذفش رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نميشود وقتي كه امور مهم را در اينجا مينويسيم، امر سياست خارجي را اصلا حذف كنيم.
موسوي تبريزي ـ در اصول بعدي ميآيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ همهاش در اصول بعدي ميآيد ولي فرض بر اين است كه اينجا بايد در كنار چيزهاي ديگر چيزي گفته شود.
صدوقي ـ بنده هم پيشنهادي تقديم كردم، خواهش ميكنم قرائت بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي صدوقي قبل از جنابعالي هم چهار يا پنج پيشنهاد رسيده است كه اگر آقايان موافقيد فعلا پيشنهادها را ميخوانم: ـ تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از همه مستضعفان جهان و برقراري روابط عادلانه با همه ملل غير محارب با اسلام.
(كريمي) ـ برقراري روابط عادلانه با همه ملل به شرط صلاح ديد حكومت اسلامي.
(قرشي) ـ بكار بستن قواعد حقوِ بينالمللي اسلامي در سياست خارجي و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت همه جانبه از همه مستضعفان جهان.
(فارسي) ـ تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از مستضعفان جهان بويژه مسلمانان و رعايت احترامات متقابل نسب به دول.
(رحماني) ـ برقراري روابط متقابل با همه ملل و تعهد برادرانه در مقابل ملل مسلمان و حمايت از همه مستضعفان جهان.
(رباني املشي) ـ برقراري روابط عادلانه با دولتهاي موافق و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت مستضعفان جهان.
(صدوقي) ـ تلاش در برقراري صلح جهاني و تعهد برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از مستضعفان جهان.
(موسوي جزايري) ـ برقراري روابط عادلانه و برادرانه در قبال ملل مسلمان و حمايت از همه مستضعفان جهان.
(منتظري) نايب رئيس (بهشتي) ـ اينها پيشنهادهاي متعددي است كه رسيده است كه يكي از دو كار را ميشود كرد.
اولا ـ پيشنهادهاي رسيده را كه ملاحظه فرموديد به رأي بگذاريم تا شايد تكليف اين بند تا پايان جلسه مشخص شود و البته اگر بعد از خواندن همه پيشنهادها هيچ پيشنهادي تصويب نشود، بنده فكر ميكنم آنوقت بايد راجع به اصلش رأي بگيريم.
دكترشيباني ـ بند پانزده را كه تصويب كرديد، شامل موارد سياسي هم ميشود و ديگر احتياجي به بند شانزده نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي غير مسلمانها چطور؟ دكترشيباني ـ آنرا هم شامل ميشود.
موسوي اردبيلي ـ بفرمائيد ديگر پيشنهاد ندهند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده گمان ميكنم اگر آقايان حوصله بخرج بدهند و اين پيشنهادها را كه زياد هم نيست يكييكي به رأي بگذاريم، بهتر ميتوانيم از وقتمان استفاده كنيم و پيشنهادها هم ديگر قبول نميكنيم.
اگر اجازه بفرمائيد من اين پيشنهادها را به رأي ميگذارم.
آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ نظر آقاي طالقاني اين است كه بايد اول ببينيم سياست كلي جمهوري اسلامي براي آينده در چه خط مشي است، بعد عبارت برايش درست كنيم.
طالقاني ـ الان در دنيا سياسيت عدم تعهد مورد بحث است.
اول ما بايد ببينيم پيرو اين سياست هستيم يا نيستيم و بعداً تعهداتي كه نسبت به عموم مستضعفان جهان داريم آيا در آئين قرآن يا احكام، اين تعهدات براي ما هست يا نيست و چون جمهوري ما اسلامي است، پس مسأله اول اين است كه حالا كه دنيا تقسيم شده ببينيم جزو گروه غير متعهد هستيم يا نيستيم اگر نيستيم پس چرا الان يك عدهاي از كشور ما، به هاوانا رفتهاند.
اين مساله را بنده بارها گفتهام كه اول ببينيم چكاره هستيم و چه ميخواهيم بكنيم بعد بنشينيم و براي نظري كه داريم عبارت درست كنيم ولي ما اول عبارت درست ميكنيم و با اين وقت كمي كه داريم يك ساعت يا دو ساعت وقت تلف ميكنيم و بحث ميكنيم.
حجتي ـ در برابر قدرتها.
طالقاني ـ هر چه هستيم جايش همين جا است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من قبل از اينكه آقاي طالقاني اظهاراتشان را بفرمايند، اينطور استنباط كردم كه با توجه به سخنان آقاي حجتي و بعضي دوستان و با كمي وقتمان صحيح اين است كه پيشنهادهاي رسيده و پيشنهادهائي كه دوستان احياناً بدهند اول وقت فردا رسيدگي كنيم و يك متني را با توجه به معيارها تهيه كنيم و البته معيارها را هم طوري مشخص كنيم كه كمتر ابهام داشته باشد.
دوم اينكه ما فردا احتمالا به يكنوع جلسه مشترك كميسيونها براي بررسي يك مطلب احتياج داريم، بنابراين نمايندگان محترم برنامهاي اتخاذ بفرمايند كه اگر ما در ساعت نه خواستيم در محل فعلي گروه شماره سه جلسه مشترك كميسيونها داشته باشيم، امكان آن باشد و دوستان نگويند كه ما خبر نداشتيم، چون يك مقدار مطالبي را بايد در جلسه مشترك كميسيونها حل كنيم كه شايد لازم بوده پريروز تشكيل ميداديم ولي ابتلا به اصل قبلي مانع شد و من خواستم حالا محض اطلاع عرض كنم البته تا قبل از ساعت نه صبح فردا كتباً به اطلاع گروهها خواهيم رساند.
طاهري اصفهاني ـ وقت فردا بعدازظهر هم براي يك بند گرفته ميشود.

3ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ به هر حال چارهاي غير از اين نيست.
البته در جلسه امروز پانزده بند از يك اصل را توانستيم رسيدگي و تصويب كنيم كه موفقيتآميز بوده است زيرا گاهي به يك مسالة دشواري ميرسيم كه آنرا بايد از راه خودش حل كنيم، كه ادخلواالبيوت من بابها.
بنابراين با اجازه همگي جلسه را امروز ختم ميكنيم.
خواهش ميكنم فردا طوري دوستان اينجا باشند كه اگر خواستيم در ساعت نه صبح جلسه مشترك داشته باشيم موفقيت داشته باشيم.
خدا نگهدار و ما توفيقنا الاباللّه.
(جلسه ساعت بيست پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي