به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه شانزدهم بيست و دوم شهريور ماه 1358 هجري شمسي

جلسه در ساعت 30/15 روز 22 شهريور ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و يكم شوال المكرم 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه
2ـ بحث و تصويب اصول ششم و هفتم و هشتم قانون اساسي
3ـ نطق بعد از دستور آقاي هاشمي نژاد
4ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
با حضور اكثريت جلسه رسمي است و كارمان را آغاز ميكنيم.
همانطوري كه در آئين نامه پيشبيني شده نطقهاي قبل از دستور و و بعد از دستور داريم ولي چون ما اصولي را آماده بررسي كردهايم بنابراين بررسي اصول و رأي گيري را انجام ميدهيم و اميدوارم كه در انجام كارها توفيق داشته باشيم.
فعلا لازم ميدانيم به سؤالي كه بوسيله آقاي اكرمي رسيده است جواب بدهم.
سوال ايشان اينست: «مردم ميپرسند آيا طبق آئيننامه داخلي بجاي مرحوم آيتاللّه طالقاني كسي بايد به مجلس بيايد يا نه؟ لطفاً در اين مورد براي عموم پاسخ لازم را بدهيد.
» بايد بگويم كه در آئيننامه داخلي مجلس در اين زمينه ماده اي نيست و نميتواند باشد چون تكليف اين قسمت را بايد آئيننامه انتخابات مجلس خبرگان تعيين بكند.
در آئيننامه مجلس خبرگان مسألة اينكه پس از فوت يكي از نمايندگان يا استعفاي او، نفر بعدي بتواند بجاي او در اين مرحله يعني پس از صدور اعتبار نامهها و پس از قبول نمايندگي از طرف يكنفر در آن مرحله بتواند بجاي او بيايد، تا آنجا كه بياد دارم پيشبيني نشده است، در چنين مواردي تجديد انتخابات اگر لازم باشد ميتواند پاسخ اين مطلب باشد، علتش هم روشن است براي اينكه فرض كنيد در يك منطقه يا در يك استاني كه چهار نماينده داريم، نفر چهارم كه حداقل چهارصد و پنجاه هزار رأي دارد، چون گروهي نميخواستند كه بيش از چهار نفر را انتخاب كنند، نفر پنجم يك مرتبه صد و پنجاه يا صد و شصت هزار رأي بيشتر ندارد و گاهي هم از اين كمتر است و اين از نظر روح انتخابات درست نيست، با چنين حالتي كه نفر بعدي از نظر رأي دارد آيا ميتواند نماينده اكثريت باشد و به مجلس بيايد؟ صندوِ انتخابات در تهران هم همينطور است، چه اراء آخرين نفر بعد از ده نفري كه اكثريت پيدا كردند نزديك به يك ميليون و سيصد هزار رأي است، در حاليكه نفر يازدهم حداكثر حدود سيصد هزار رأي دارد يعني يك ميليون رأي تفاوت دارد، اينست كه از نظر روح انتخابات صحيح نيست كه نفر بعدي بجاي او بيايد و ظاهراً بايد تجديد انتخابات بعمل آيد.
البته باز بايد در آئيننامه دقت بيشتري بكنم ولي تا آنجا كه من مطالعه كردم پيشبيني نشده است.
مكارم شيرازي ـ در آئين نامه چيزي پيشبيني نشده.

2ـ بحث و تصويب اصول ششم، هفتم و هشتم قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ اصولي كه امروز مطرح ميشود بدنبال بحثهائي است كه در چند روز گذشته داشتيم، در اين دو سه روز گذشته فرصت داشيتم پيرامون چند اصل بحث كنيم، اصول مربوط به نقش آراء عمومي و نقش شورا در اداره كشور و بعد نقش مربوط به امر بمعروف و نهي از منكر، با توجه به تشتت نظرها درباره كيفيت تنظيم اصلهاي مربوط به نقش آراء و شورا كه آيا اين دو مطلب در دو اصل باشد يا در يك اصل، به اين جهت لازم بود كه جلسه مشترك گروهها را تشكيل بدهيم تا بتوانيم اين مسائل را در آنجا تبادل نظر بكنيم، البته آن تبادل نظري كه بتواند ما را براي آماده كردن يك متن براي رأيگيري كمك كند، در نتيجه پيشنهادي را كه گروه اول براي اصول مربوط به نقش آراء عمومي و نقش شوراها تهيه كرده است، يك بار تند ميخوانم: «در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي بصورت همه پرسي انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس يا اعضاي شوراها و نظائر اينها اداره شود» توضيحي كه در اين باره ميدهيم اينست كه بر طبق موازين اسلامي و بر طبق آنچه كه عنوان جمهوري اسلامي ايجاب ميكند، آنچه در اداره امور كشور نقش بسيار مؤثر و بنيادي دارد، آراء مردم است.
در آن روزها كه پيرامون كيفيت حكومت و اداره آن بحث ميكرديم آنجا كه مربوط به اين كيفيت ميشد، با صراحت و تأكيد گفتيم كه حكومتي ميتواند حكومت صحيح و سالم و موفق باشد كه مردمي باشد و مردم او را بپذيرند و حمايت كنند و اين همان اصلي است كه در طول انقلاب روي آن تكيه ميشد.
در اين اصول كلي قانون اساسي حتما لازم است كه روي اين قسمت تأكيد و تكيه بشود و اصلي مستقل براي نقش آراء عمومي را اداره كشور داشته باشد.
اين همان فكري است كه قبلا ما آن را در دو اصل پياده كرديم و ما را به اينجا هدايت كرد كه مجددا آن را با نقش شوراها در يك اصل آورديم و براي همه آقايان مشخص شد كه نقش آراء عمومي اينجا مشخصاً بطور برجسته ذكر شود، روي اين تأكيد بوده است كه سرانجام با تأييد دوستان پيشنهادمان را بر مبناي دو بخش كردن اين قسمت، يك بخش مستقلا مربوط به نقش آراء عمومي و يك بخش مربوط به شوراهاي منتخب از نظر آراء مردم تغيير داديم.
حالا يكبار ديگر اين اصل شش را ميخوانم، منتها دوستان اين اصلاحش را يادداشت كنند كه براي رأيگيري خدمتشان باشد و تغييراتش را هم بنويسند و اگر نظري دارند صحبت بفرمايند، اصل ششم را ميخوانم: اصل
6ـ در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي بصورت همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر اينها اداره شود.
طاهري ـ عبارت درست است؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ بله.
هاشمينژاد ـ بعد از همه پرسي ضرورتي ندارد چيزي اضافه گردد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب، متشكرم، خير احتياج ندارد صحبت اينها شده است البته اگر بخواهيم عبارت را گويا تر كنيم.
بهتر است بنويسيم «در جمهوري اسلامي، امور كشور بايد...
در شكلهاي گوناگون، همه پرسي انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر اينها اداره شود.
» انواري ـ اين عبارت سليس نيست زيرا اولش ميگويد «در جمهوري اسلامي...
» بعد ميگويد «اداره شود» اگر اين اشكال دوم را كه بنظر ميرسد برطرف كنيد، درست ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر شيباني بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ اگر جمله اينطور باشد بهتر است «در جمهوري اسلامي بايد امور كشور با اتكاء بر آراء عمومي» بعد از بصورت همه پرسي (دو نقطه) بقيه اصل تا آخر.
(بعضي از نمايندگان ـ اين بهتر است).
نايب رئيس (بهشتي) ـ دوستان فكر كنيد اگر بهتر است جمله «اداره شود» را جلو بگذاريم.
(قائمي اميري ـ در ميان اصل نوشته شود «شكلهاي گوناگون» تا آخر اصل) در اصل مطالب بحثي نيست، اگر بحثي باشد براي انتخاب جمله رساتر است و اگر در اين مورد نظري داريد، بنويسيد مرحمت كنيد تا مورد بررسي قرار گيرد.
خامنهاي ـ اگر عبارت «اداره امور كشور» جلو بيايد بهتر نيست؟ و منظور را بهتر تأمين نميكند؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ چند عبارت بصورت پيشنهاد رسيده است كه قرائت ميكنم.
بعضي از عبارات هم پيشنهاد جديد است.
عبارات را آهسته ميخوانم، هر كدام كه احساس كرديد بهتر است و اشكال حل ميشود، به همان اكتفا خواهيم كرد.
ـ در جمهوري اسلامي امور كشور بايد به اتكاء بر آراء عمومي اداره شود و اين كار از طريق انتخاب رئيس جمهور و نمايندگان مجلس شورا و يا اعضاء شوراها و نظائر آنها تحقق ميپذيرد.
(سبحاني) ـ آراء عمومي در همه پرسي (رفراندوم) با انتخاب رئيس جمهور و شايد نمايندگان مجلس موافقت داشته باشد، ولي با ساير شوارها خير، مگر آنكه بگوئيم مرجع آنها هم مع الواسطه همه پرسيها اولي است كه مبناي حكومت است و آن هم خلاف ظاهر و مبهم است و اگر همه پرسي را حذف كنند بهتر است چون مبناي شوراها تنها رفراندوم نيست و لفظ نظائر اينها وجهي ندارد چون نظائر اينها جز شوراها مگر چيز ديگري هست و شايد انتخاب رئيس جمهور را بخواهيم از راه نمايندگان مجلس تعيين كنيم.
(حسينعلي رحماني) ـ در جمهوري اسلامي اداره امور كشور بايد با اعتماد به آراء عمومي بصورت همه پرسي انجام شود.
(جوادي) ـ در جمهوري اسلامي با اتكاء بر آراء عمومي در شكلهاي گوناگون همه پرسي انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر آنها، امور كشور بايد اداره شود.
(خزعلي) ـ در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي اداره شود.
انتخاب رئيس جمهور، انتخابات نمايندگان مجلس شورايملي و اعضاي شوراها و نظائر اينها از موارد آنست.
(رشيديان) ـ آراء عمومي در شوراها بعضي از آنها موهم است بهتر است مقيد شود به افراد ذينفع، مثلا اگر بخواهند شورا براي دبيرستان تشكيل بدهند، نميشود همه پرسي عمومي باشد بلكه انتخابات بايد از همان افراد ذينفع دبيرستان بعمل آيد.
(حسينعلي رحماني) ـ عطف انتخاب رئيس جمهور بر همه پرسي صحيح بنظر نميرسد زيرا نه عطف متباين است و نه اخص بر اعم، چه آنكه انتخاب بدون همه پرسي نميشود تا متباين حساب شود و از مصاديق همه پرسي هم نيست تا عطف بر اعم باشد.
(مشكيني) ـ در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي كه در اشكال همه پرسي انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس شورايملي، انتخاب اعضاي شوراها و نظاير اينها متجلي ميگردد، اداره شود.
(دانش راد) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء برآراء عمومي اداره شود: بصورت همه پرسي انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس يا اعضاي شوراها و نظاير اينها.
(شيباني) - در جمهوري اسلامي ايران بايد امور كشور با اتكاء به آراء عمومي اداره شود بصورت همه پرسي در مواقع لزوم، انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها.
(هاشمي نژاد) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي بصورت همه پرسي در انتخاب رئيس جمهور...
(مشكيني) - در جمهوري اسلامي اداره امور كشور به اتكاء به آراء عمومي بصورت همه پرسي انتخاب رئيس جمهوري، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها انجام ميگيرد.
(حجتي) - در جمهوري اسلامي اداره امور كشور با اتكاء بر آراء عمومي بصورت همه پرسي انتخاب رئيس جمهور و انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائران آن خواهد بود.
(خامنهاي) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي اداره شود بشكل همه پرسي انتخاب رئيس جمهور انتخاب نمايندگان مجلس، اعضاء شوراها و نظائر اينها.
(يزدي) - در جمهوري اسلامي انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها و نظاير اينها جهت اداره امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي باشد.
(بشارت) - در جمهوري اسلامي امور كشور از قبيل انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس، اعضاء شوارها بايد با اتكاء بر آراء عمومي اداره شود.
(جلال طاهري) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي در شكلهاي گوناگون مانند همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها و نظاير اينها صورت گيرد.
(اكرمي) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي بصورت همه پرسي در انتخابات رئيس جمهور و انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها و نظاير اينها صورت ميگيرد.
(كياوش) - در جمهوري اسلامي بايد انتخاب رئيس جمهور و انتخاب نمايندگان و اعضاء شوراها و نظائر اينها متكي بر آراء عمومي باشد.
(انواري) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد از طريق آراء عمومي اداره شود مانند همه پرسي يا انتخاب رئيس جمهوري، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها.
(فارسي) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي، از راه همه پرسي يا انتخاب رئيس جمهوري، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراهاي ديگر صورت گيرد.
(باهنر) - در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي اداره شود، مراجعه به آراء در شكلهاي همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس و اعضاء شوراها و نظاير آنها انجام گيرد.
اين عبارت در پيشنهادها بود و ظاهراً بهترين عبارت باشد اگر اين متن به رأي گذاشته شود، روشن و دو مطلب از يكديگر تفكيك شده است.
(سيدحسن طاهري) رباني املشي ـ نميدانم همان جمله اول كه خوانده شد چه اشكالي داشت كه اينقدر وقت گرفته ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ با توجه به اينكه از ساعت ده صبح تا يكساعت بعد از ظهر اين دو اصل تهيه شده است و از نظر محتوا و عبارت همه نمايندگان به توافق رسيدند، همين متن را به رأي بگذاريد اگر رأي نياورد، آنوقت پيشنهادهاي ديگر را به رأي بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم بقيه پيشنهادات هم عيناً همين است.
چند پيشنهاد جديد هم رسيده است كه اضافه و كم دارد كه بعداً ميخوانم.
بنابراين طبق قرارمان متني را كه قبلا بوده ميخوانم.
«در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي» ـ يكي از دوستان پيشنهاد كرده است كه چون كلمه رابطه در اينجا خيلي نقش دارد بجاي «به صورت» يا «در شكل» يا «از راه» گذاشته شود كه فكر ميكنم «از راه» روانتر است، پس اينطور ميشود «در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي از راه همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر آنها اداره شود».
مكارم شيرازي ـ كلمه انتخاب دوم هم زائد است، بايد نوشته شود «انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان و اعضاي شورا و...
تا آخر» نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي ميتوانيم آنرا حذف كنيم.
انواري ـ حمل اداره امور كشور بر انتخاب رئيس جمهور ناسليس است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ دقت بفرمائيد ««در جمهوري اسلامي امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي از راه همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور و نمايندگان و اعضاي شوراها و نظائر آنها.
» انواري ـ اين عطف به بيان امور كشور است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خير عطف به همه پرسي است و اينها مصاديق اتكاء بر آراء عمومي است.
هاشمي نژاد ـ كلمه ايران را اضافه بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متنهاي پيشنهادي قرار شد كه شفاهي نباشد، هرچه به نظرتان ميرسد بنويسيد.
در بارة اين اصل سه نفر از آقايان صحبت كردهاند كه آقاي ميرمراد زهي بعنوان مخالف تقاضاي صحبت كردهاند.
آقاي ميرمرادزهي بفرمائيد.
ميرمراد زهي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.
از نظر من اصول پنج و شش و هفت غير قابل تفكيك هستند و صحبت كردن در زمينه يكي از اينها، ايجاب ميكند كه در زمينه اصول بعدي هم صحبت شود.
ما در پيشنويس قبلي كه به ملت ايران ارائه شده بود يك اصل سه داشتيم به اين ترتيب كه آراء عمومي مبناي حكومت است، در پيش نويسهاي فعلي مبناي حكومت به سه قسمت تجزيه شده است، مسأله ولايت فقيه و مسأله آراء مردم در انتخابات و مسأله شوراها.
من ديروز اجازه خواستم بطور كلي در زمينه آراء عمومي و اعمال حق حاكميت صحبت بكنم كه با توجه به آئين نامه متأسفانه اين فرصت پيش نيامد.
عقيده من اينست كه با توجه به صحبتهائي كه جناب آقاي دكتر بهشتي فرمودند ما در يك جامعهاي هستيم كه جامعه مكتبي است و ارزش آراء عمومي در حد پذيرفتن است، به عقيده من چنين اصلي ما در اسلام نداريم كه تمام چهارچوب حاكميت را اسلام روشن كرده باشد، شايد نتوانم دقيقاً آنچه را كه مورد نظر جناب آقاي دكتر بهشتي بود بعرض برسانم، ولي آنچه را كه خودم فهميدم اين بود كه، در جوامعي كه ايدئولوژي حاكميت دارد همه چيز در چهارچوبي است كه آراء مردم در حد پذيرفتن است.
من اطلاعات زيادي از اسلام ندارم، ولي نميتوانم اين اصل را بپذيرم بدليل اينكه حضرت اميرالمؤمنين(ع) ولايت و خلافت خودشان را ناشي از رأي مردم دانستهاند، يك قسمت از نهج البلاغه صفحات هشتصدوچهل و هشتصدوچهلو يك در نامهاي كه حضرت امير به معاويه نوشتهاند عيناً به اين ترتيب است كه البته ترجمهاش را ميخوانم و مسأله شيعه و سني را نميخواهم مطرح بكنم ولي هدفي كه از اين متن ميخواهم بگيرم اينست كه اعمال حاكميت مربوط به فرد است و عقيده ندارم كه حاكميت الهي باشد و به فرد بخصوصي تفويض شده باشد.
بنظر من حاكميت را خداوند به خود مردم داده، همانطوري كه در اصل پانزده پيشنهادي قبلي بود كه با اجازه اين اصل را ميخوانم.
فصل سوم «حق حاكميت ملي و قوانين ناشي از آن» اصل پانزده حق حاكميت ملي از آن همه مردم است و بايد بنفع عموم به كار رود و هيچ فرد يا گروهي نميتواند اين حق همگاني الهي را به خود اختصاص دهد يا در جهت منافع شخصي به كار ببرد.
من فكر ميكنم هيچ ايرادي روي اين اصل با تلفيق اصل سه قبلي نبود و اين برنامه ايست كه حضرت اميرالمومنين(ع) نوشتهاند كه فكر ميكنم گوياي همين حقيقت است و ترجمهاش به اين ترتيب است، «كساني كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردهاند و به همان طريق با من بيعت كرده، عهد و پيمان بستهاند پس آن را كه حاضر بوده نميرسد اختيار كند و آن را كه حاضر نبوده نميرسد كه آن را نپذيرد و مشورت حق مهاجرين و انصار ميباشد و چون ايشان گرد آمدهاند و من را خليفه و جانشين ناميدهاند، لذا خشنودي خدا در اين كار است و اگر كسي به سبب عيب جوئي و يا بر اثر بدعتي از فرمان ايشان سرپيچيد، او را به اطاعت وادار نمايند و اگر فرمان آنها را نپذيرفت با او ميجنگند به جهت آنكه غير راه مؤمنين را پيروي نموده و خدا او را واگذارد به آنچه كه به آن روآورده است.
» نتيجهگيري كه اينجا ميشود مسأله «انماالشوري للمهاجرين والانصار» است كه حضرت امير(ع) مطرح كردند كه براساس آن خودش را امام، والي، پيشوا ناميده است و اشاره به اينكه اين حق حاكميت از طريق خداوند به پيغمبر و بعد به ايشان و به همين ترتيب به ائمه اطهار(ع) و بعد از ائمه به نحوي كه اطلاع دارند، به فقهاء انتقال يافته باشد، پس به اين ترتيب از نظر نتيجهگيري كه من از اصول اسلامي كردم، چنين چيزي مطرح نيست، حق حاكميت چيزي نيست كه به سادگي بتوان از آن گذشت و ارزش آراء عمومي فقط در انتخاب رئيس جمهور نيست.
با توجه به اينكه اصل ولايت را پذيرفتهايم، رياست جمهوري از نظر سازماني در چه درجهاي جا خواهد داشت و يا خود ولايت از نظر سازماني در چه قسمتي است؟ آيا در يكي از قواي سه گانه است يا مافوِ همه است؟ اگر مافوِ همه باشد كه خوب قواي بعدي اصلا منتفي ميشود، قوه قضائيه، اجرائيه و مقننه را ما لازم نداريم، اصل تفكيك ارزش آراء عمومي به اين ترتيبي كه يك قسمت در شوراها باشد و يك قسمت در انتخابات آن هم انتخابات براي اجراء، نه اعمال حق حاكميت، بنظر من درست نيست و با اينكه ما اصل پنج را تصويب كرديم بنظر من اصول شش و هفت خودبخود منتفي ميشود.
من در همين جا صحبتم را قطع ميكنم و فكر ميكنم به همين اندازه كافي باشد كه وقت مجلس را نگيرم.
هاشمي نژاد ـ آقاي دكتر بهشتي خود جنابعالي بعنوان موافق صحبت بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد اول از دوستان ديگري كه اسم نوشتهاند بپرسم.
آقاي رحماني جنابعالي بعنوان موافق ميخواهيد صحبت بفرمائيد يا مخالف؟ رحماني ـ بعنوان مخالف.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي جنابعالي بعنوان موافق اسم نوشتهايد يا مخالف؟ خامنهاي ـ مخالف.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر آيت جنابعالي موافق هستيد يا مخالف؟ دكتر آيت ـ موافق.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.
من هر چه در صحبتهاي آقاي مرادزهي كه قاعدتاً تحصيلاتشان در حقوِ هم هست، دقيق شدم، متوجه نشدم كه چه تضادي بين اصلي كه تصويب شده است و اصل آراء عمومي وجود دارد.
ما در آنجا گفتيم كه ولايت امر بعهده كسي است كه به آن صفات از طرف اكثريت مردم پذيرفته شده باشد، يعني آراء مردم.
آقاي مرادزهي كه حقوِ خواندهاند حتماً ميدانند كه مفهوم حاكميت ملي، مفهوم آراء مردم نيست كه آراء مردم بتواند هر كاري را انجام بدهد.
اگر مردم به اتفاِ رأي دادند كه فلان شخص بايد برده باشد چنين رأيي معتبر نيست زيرا اين استبداد اكثريت است زيرا بسياري از حقوِ افراد اصولا سلب شدني نيست، يعني خود انسان هم از خودش نميتواند آن حقوِ را سلب كند، چه برسد به اكثريت مردم.
در خيلي موارد ميبينيم اين تلاش ميشود كه آراء عموم را مغاير با اصل ولايت فقيه بدانند.
فقيه شخص بخصوصي نيست اينها صفات است، عيناً مثل اينست كه بگوئيم رئيس جمهور بايد ايراني باشد و شما بگوئيد كه حاكميت ملي را زير پا گذاشتهايد يا بگوئيم حداقل سن رئيس جمهور بايد اينقدر باشد، آيا حاكميت ملي را زير پا گذاشتهايم؟ نه، اين يك اصل است آن فقيه، آن شخصي كه بايد امامت امت و ولايت امر كه حدود اختياراتش را هم قانون معين ميكند، داشته باشد، بالطبع با اكثريت آراء مردم انتخاب ميشود، در اين اصل هم كه الان مطرح است باز آراء مردم در زمينه هائي كه معتبر است ذكر شده است كه هيچكدام تناقضي ندارد و تمام صحبتهاي ايشان با تمام قدرت استدلالي كه خواستند بكار ببرند، هيچ تضادي را نتوانستند ثابت بكنند و ديگران هم متوجه اين مسأله شدهاند براي اينكه ما در اصلي كه من اسمش را ولايت فقيه ميگذارم، گفتيم ملاك اكثريت آراء مردم است، در اينجا هم ميگوئيم شورا را هم باز با آراء مردم انتخاب ميكنيم، پس اصل پنج كه ايشان آنرا مغاير آراء مردم دانستند در حقيقت يك تأكيدي براهميت آراء مردم است.
اگر ما گفته بوديم فلان شخص معين بر مردم ولايت دارد و نسلا بعداً نسل هست بله صحبت ايشان درست بود ولي، ولي امر را در هر حال خود مردم تشخيص ميدهند و قيود و شرايط هم براي چنين شخصي قيد و شرطي است كه در تمام دنيا براي رئيس جمهور و نماينده مجلس و هر كس كه ميخواهد اين شغل را احراز بكند، ما قائل ميشويم.
مردم هيچوقت نميتوانند رأي بدهند كه ما يكنفر ديوانه را رئيس جمهور بكنيم و حاكممان باشد، يعني آراء مردم در همه جا معتبر نيست و اين را محدود كردهايم و حدش هم در تمام دنيا هست.
من ميخواستم همين موضوع را عرض كنم.
هاشمي نژاد ـ آقاي مراد زهي بين اصل دو وسه تناقض قائل هستند.
دكتر آيت ـ هيچ تناقضي وجود ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ همانطور كه ديروز هم توضيح داده شد، اصلي كه بعنوان اصل پنج تصويب شده است مطابق با آئين اسلام است زيرا در آئين اسلام و در اين قانون اساسي كه بر مبناي اسلام و قرآن تنظيم ميشود همه مسائل مربوط به انسانها بر مبناي قبول انتخاب آزاد انسانها در جاي خودش و بصورت متناسب با خودش بيان شده است.
منتها يك وقت يك كسي ميگويد انتخاب يك مرحلهاي است و يك وقت ميگويد چند مرحلهاي.
در جامعههاي مكتبي انتخابات چند مرحلهاي است و در جامعههاي ديگر هم در خيلي از مسائل انتخاب چند مرحلهاي است.
ولي بحث ما در جامعه مكتبي است و برادر ما جناب آقاي ميرمرادزهي توجه كنند كه در جامعههاي مكتبي انسانها اول مكتب را انتخاب ميكنند.
منتها ميگويند بعد از اينكه مكتب را انتخاب كردي بدنبال مكتب انتخابي خودت بسياري از مسائل برايت فرم و شكل ميگرد، ولي اگر مكتبي را انتخاب بكني و مجدداً روي شكل و فرم آن هم بخواهي اظهار رأي كني، با مكتبي بودن سازگار نيست و اين اصل بيان اين مكتب است و چيزي جز بيان آن نيست، زيرا انسان اول مكتب را انتخاب ميكند و بدنبال مكتب يك مقدار تعهد برايش ميآيد و انتخابات بعدي نميتواند نقض كننده تعهدي باشد كه قبلاً پذيرفته است.
در جامعه اسلامي ميگوئيم پس از اينكه اعضاي جامعه، مكتب اسلام را پذيرفتند، يكي از لوازم پذيرش مكتب اسلام اينست كه مقام امامت امت بايد با اين صفات باشد و اصل پنج بيان كننده همين است.
تازه در همان جا گفتيم با اين صفات، والا ميگفتيم فرد بايد مورد قبول و پذيرش اكثريت باشد.
بنابراين ملاحظه ميكنيد اصل شش نه تنها متضاد و متباين با اصل پنج نيست بلكه بيان كننده دايره نقش آراء عمومي پس از مرحله انتخاب اولش ميباشد، و اين توضيحي بود كه ديروز عرض كردم و به فكر خودم و دوستان اينطور ميرسيد كه با اين ترتيب آراء عمومي و انتخاب آراء و اراده بشر، نقش كامل خودش را دارا است، منتها با رعايت واقع بينانه مراحل.
آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ يك نكته بي جواب ماند و آن اينست كه آقاي ميرمرادزهي گفتند كه حضرت امير جواب نغزي به معاويه دادند ولي اين جواب معنايش اين نيست كه حضرت اميرولايت خودش را از خدا و پيغمبر نميدانسته است، بلكه در موارد مكرر در نهج البلاغه تذكر داده است.
رحماني ـ آقاي ميرمرادزهي نه موافق با اصل شش صحبت كردند و نه مخالف و من هم چهار يا پنج فقره پيشنهاد دادهام.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مرمرادزهي بعنوان مخالف صحبت كردند زيرا كه گفتند با قبول اصل پنج ديگر اصل شش را نميتوان پذيرفت.
پس در حقيقت با گذاشتن اصل شش با فرض قبول اصل پنج مخالف بودند.
رحماني ـ ايشان با اصل پنج مخالف بودند و با اين اصل مخالف نبودند و در مورد اصل شش صحبت نكردند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خير اينطور نيست.
يك سؤال از آقاي مشكيني رسيده كه مشابه دو يادداشت ديگري است كه قبلا رسيده است و آن اينست كه «عطف انتخاب رئيس جمهور به همه پرسي صحيح بنظر نميرسد» اين سؤال از طرف بعضي از دوستان هم شد، اين عطف صحيح است براي اينكه در همه پرسي و رفراندوم، همان طور كه در جريان رفراندوم هم توضيح داديم عبارت از اين است كه يك مطلبي را با آري يا نه براي رأي بگذاريم.
ولي در انتخاب رئيس جمهور اينطور نيست كه با آري يا نه رأي گرفته شود، بلكه در انتخاب رئيس جمهور يك يا دو يا سه يا پنج نفر كانديدا ميشوند و مردم به آنها رأي ميدهند و آن كسي كه اكثريت آراء را بدست آورد، انتخاب ميشود.
بنابراين اين رد يا قبول يك مطلب نيست پس در اصطلاح اين عطف صحيح است، ولي چون مكرر سؤال شده است، بنظر ميرسد كه احتياج به شرح دارد و ما حتي الامكان ميخواهيم عبارتي بكاربريم كه دچار مشكل نشويم.
عنايت بفرمائيد اگر اين «همه پرسي» را به آخر ببريم اين اشكال برطرف ميشود؟ لطفاً به اين عبارت كه قرائت ميكنم توجه بفرمائيد.
«در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد با اتكاء عمومي اداره شود.
از راه انتخاب، در انتخابات رئيس جمهور، نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر اينها يا از راه همه پرسي در مواري كه در اصول ديگر اين قانون معين ميشود».
(طاهري اصفهاني - عبارت اول غلط است) (يكي از نمايندگان - رأي بگيريد.)
من خواستم فقط بعنوان يك عبارت ديگر بگويم كه عبارت دوم بتواند نقص عبارت اول را برطرف كند.
موسوي اردبيلي ـ اگر بهترين عبارت را ميخواهيد پيدا كنيد ممكن است هر كسي يك سليقهاي داشته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي ممكن است هر كسي سليقهاي داشته باشد.
بنده آن را بعنوان توضيحي كه سؤال شده بود بيان كردم.
چون مخالف و موافق صحبت كردهاند اين اصل را طبق آئين نامه به همان صورتي كه آمده فقط با تغيير كلمه «به صورت» به «از راه» ميخوانم و به رأي ميگذارم.
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ در اين اصل محور و مدار حكم «اداره امور كشور» است كه بايد با اتكاء بر آراء عمومي انجام شود ولي اين اداره امور كشور كه يك مفهوم كلي است با جمله «بصورت همه پرسي - انتخاب و...
» تفسير ميشود، در واقع دامنه آن تضييق ميشود يعني رأي و نظارت مردم فقط به همين چند مصداِ منحصر ميگردد و اين اصل بر اين اساس چيز جديدي را نه فقط تأسيس يا تثبيت نميكند - زيرا اينها قبلا هم بوده - بلكه دست و پاي ما را در آينده ميبندد و نميتوانيم براي مردم بصورتهاي ديگر حق دخالت و مشاركت قائل شويم، پس بهتر است جملة «ونظائر آن كه در اصول ديگر اين قانون خواهد آمد» به آن اضافه شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد كه متن را برطبق آئين نامه به رأي بگذاريم.
اول روي متن با بلند كردن دست رأي ميگيريم اگر اشكالي نداشت با ورقه رأيگيري نهائي ميكنيم «در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد با اتكاء بر آراء عمومي از راه همه پرسي، انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس و اعضاي شوراها و نظائر اينها اداره شود» موافقين با اين اصل با همين عبارتي كه گفته شد دست بلند كنند.
(چهل و چهارنفر دست بلند كردند) بنابراين پيدا است كه بايد در اين عبارت تغيير مختصري داده شود، زيرا اشكال از نظر عبارت مطرح است، نه از نظر خود اصل.
يكي از نمايندگان ـ پيشنهاد آقاي مشكيني را به رأي بگذاريد.
رحماني ـ طبق آئين نامه يك موافق و يك مخالف بايد صحبت كنند والا بعنوان اعتراض از جلسه بيرون خواهم رفت، هر كسي موظف است افكار خودش را بگويد آقاي مرادزهي با اين اصل مخالف نيستند ايشان با اصل پنج مخالف بودند.
طاهري خرم آبادي ـ در اينجا دو مطلب است، يك ادارة امور كشور با اتكاء بر آراء عمومي و ديگر شكلهاي آراء عمومي است.
خواستم عرض كنم اگر اين دو مطلب را از هم جدا كنيد مطلب رساتر خواهد بود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ به همين منظور بنده عبارت را به اين صورت درآوردم ملاحظه بفرمائيد فقط عبارت به شكل ديگري درآمده و الا در اصل هيچگونه تغييري داده نشده است و دوستاني كه با خود اصل موافقت داشتهاند، با تغيير عبارت مخالف نخواهند بود و دوستان ديگر هم توجه بفرمايند و نظرشان را بيان كنند.
اصل 6 (اصل ششم) در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكاء بر آراء عمومي اداره شود، از راه انتخابات: انتخاب رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي ملي، اعضاي شوراها و نظائر اينها يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين ميگردد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ كسانيكه با اين اصل موافقت دارند دستشان را بلند كنند (اكثر دست بلند كردند) تصويب شد حالا براي رأيگيري نهائي گلدانهاي مخصوص را ميآورند و هر كسي رأي خود را داخل آنها مياندازد.
(در اين هنگام اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) ـ عدة حاضر در جلسه موقع رأيگيري شصت نفر بود واين اصل با پنجاهچهار رأي موافق، سه رأي مخالف و سه رأي ممتنع تصويب شد.
تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند) آقاي كرمي بفرمائيد.
كرمي ـ از ساعت ده صبح تا يك بعد از ظهر آقايان در كميسيونها تشريف داشتهاند و راجع به آراء عمومي و شورا و امر به معروف و نهي از منكر صحبت كردند و خلاص شد و رأي هم دادند.
حالا كه به اينجا آمده است آنرا كان لم يكن ميكنند و دوباره شروع به بحث ميكنند.
من نميدانم چرا اين كار را ميكنند؟ دوست دارم كه اين مسأله واقعاً برطرف شود و وقت ما بيهوده تلف نشود و زحماتي هم كه در گروهها كشيده ميشود از بين نرود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك علت اين بود كه بعضي از دوستان صبح تشريف نداشتند و علت ديگر هم اين است كه ميخواهم در موقع رأيگيري نهائي براي دوستان، ابهام و اشكالي پيش نيايد و واقعاً دوست داريم كه همه اشكالات و ابهامات برطرف بشود.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ يك موضوع را صريح عرض كنم و آن اين است كه بعضي از دوستان معتقدند كه خود جنابعالي مطلب را كش ميدهيد.
اگر ميخواهيم تمام عبارت را دانه دانه بنويسيم و بخوانيم، يكي دو ساعت وقت ميگيرد و ما هم درصدد نيستيم كه بهترين عبارت را بنويسيم بلكه ميخواهيم صحيحترين عبارت را بنويسيم و اگر پيشنهادهاي يك كلمه جلو و يك كلمه عقب را مطرح نكنيم، مقداري كار ما سرعت پيدا ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مدني بفرمائيد.
مدني ـ قرار بر اين شد كه يك مخالف و يك موافق صحبت كنند و بعد رأي بگيريد.
طاهري اصفهاني ـ طبق آئين نامه اگر عمل كنيد، حرفي نيست كه يك مخالف و يك موافق صحبت كنند و بعد رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اصل بعدي اصل هفت است كه مربوط به شوراها است كه بنده آنرا ميخوانم: اصل 7 (اصل هفتم) ـ طبق دستور قرآن كريم «وامرهم شوري بينهم» و «شاورهم في الامر» شوراها از اركان تصميمگيري و ادارة امور كشور هستند، مجلس شوراي ملي، شوراي استان، شهرستان، شهر، محل، بخش و روستا و نظاير اينها.
موارد، طرز تشكيل، حدود و وظايف و اختيارات شوراها را اين قانون و قوانين ناشي از آن معين ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي اين اصل يك مخالف و يك موافق ميتوانند صحبت كنند، كسي مخالف نيست؟ (اظهاري نشد) چون مخالفي نيست لزومي هم ندارد كه كسي بعنوان موافق صحبت كند چون صحبت موافق بر فرض اينست كه مخالفي وجود داشته باشد.
بنابراين گلدانهاي مخصوص را ميآورند تا رأي بدهيد.
(در اين هنگام اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد.)
نايب رئيس (بهشتي) ـ در موقع رأيگيري پنجاه و هفت نفر حضور داشتند و اين اصل با پنجاه ويك رأي موافق و چهار رأي ممتنع و دو رأي مخالف تصويب شد، تكبير (حضار سه بار تكبير گفتند).
كرمي ـ اصل بعدي را مطرح بفرمائيد ما وقت كافي داريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ همين كار را خواهيم كرد.
اصل هشتم مطرح است.
اين اصل هم قبلا مفصلتر به اطلاع دوستان رسيده و پيشنهادهائي هم در مورد تلخيص آن رسيده بود، امروز با مذاكرات مفصلي كه در جلسه گروهها داشتيم اين اصل به اينصورت درآمده است كه خوانده ميشود «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفهايست همگاني و متقابل براي مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرايط و حدود كيفيت آنرا قانون معين ميكند.
والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر».
صافي ـ اين مثل شوراها نيست كه بگوئيم شرايط را قانون معين ميكند.
اين امر شرايطش معلوم است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فقط شرايط را ننوشتهايم، نوشتهايم شرايط و حدود و كيفيت آنرا قانون معين ميكند.
كيفيت كاري را كه دولت در برابر مردم و مردم در رابطه با كارهاي دولت ميكنند، قانون بايد معين كند.
بنابراين قانون در آينده معين خواهد كرد، قانون كه معين كرد است يعني كلي بوده است و حالا بايد شكل اجرائي آنرا هم معين كند، بنابراين، اين عبارت مزاحم اين نيست و منافاتي هم ندارد.
آن قانوني كه بعداً معين ميكند قسمتهائي را كه احتياج به تعيين جديد ندارد.
در برابر اين اصل كه نامعين است، معين ميكند.
صافي ـ يك مطلبي كه الان در شرع هست، ديگر معين كردن آن صحيح نيست .
نايب رئيس (بهشتي) ـ مادر اصل چهار گفتيم هيچ چيز در اين قانون و قوانين ديگر برخلاف قوانين اسلام نخواهد بود.
آقاي مشكيني بفرمائيد.
مشكيني ـ اولا در اين آيه دعوت به خير است، ثانياً ميخواهيم اصل را راجع به تمام طبقات بگوئيم پس اگر آيه «ولتكن منكم امة يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر» باشد، بهتر است.
فاتحي ـ راجع به اين آيه است اگر اين را بخواهيم زير نظر سازماني بگذاريم، هرج و مرج خواهد شد.
موضوع امربه معروف و نهي از منكر مربوط به اينست كه اين مطلب را بشناسند و به آن عمل كنند زيرا اين تكليف همگان است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ شرح آن در آينده ميآيد.
وقتي ميگوئيم قانون در آينده معين ميكند، يعني تمام جوانب را در نظر خواهند گرفت كه آيا وظيفه همگاني است و يا سازمانش معين است چون فصل اول مربوط به اصول كلي است، شكل اين اصل را از آن وضع گسترده به اين شكل فشرده تغيير داديم و به اين علت بود كه در اينجا، جاي چنين بحثهائي را نديديم.
رشيديان ـ «قانون معين ميكند» را، مشخص بفرمائيد كه كدام قانون معين خواهد كرد و بهتر است بنويسيم «اين قانون و قوانين ديگر».
نايب رئيس (بهشتي) ـ ما براي اينكه در آينده سعي كنيم عبارتهايمان هر قدر ممكن است كوتاهتر باشد و چون هر متني يك واژهنامه براي خودش دارد، بهتر است قرار بگذاريم كه وقتي ميگوئيم قانون معين ميكند يعني قانون اين كشور يعني قانون اساسي معين ميكند يعني اين قانون و قوانين ناشي از آن معين ميكند و اين كار را يك جا بايد بكنيم و تا آخر ديگر تكرار نكنيم.
آقاي انواري بفرمائيد.
انواري ـ بايد نوشته شود شرايط و حدود و كيفيت آن در كتب فقهيه ذكر شده است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ كيفيت كار دولت در برابر مردم در كتب فقهيه ذكر نشده بايد در اينجا ذكر شود.
حجتي كرماني ـ بايد در اينجا بنويسيم «كيفيت اجرائي اين اصل در قانون معين ميشود».
هاشمي نژاد ـ آيه را تغيير بدهيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي طاهري بفرمائيد.
طاهري خرم آبادي ـ ما ميگوئيم فقهمان خلاء ندارد و قانون اساسي ما هم طبق فقه اسلامي است پس شرايط را بايد رها كنيم والا اين چيزي كه نوشتهاند گول زدن است.
خوب امر به معروف و نهي از منكر در جمهوري اسلامي هست ولي فردا كه به يك كسي ميگويند آقا اين كار را نكن ميگويد چشم، ولي ميكند.
بنابراين ما بايد يك وزارت خانهاي داشته باشيم به نام وزارت امر به معروف و نهي از منكر كه برادارات ما نظارت كند، پس شرايط بايد حذف بشود و بگوئيم كيفيت هم در آينده خواهد آمد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ دو تذكر رسيده است يكي از آقاي رحماني كه پيشنهاد كردهاند دعوت به خير چيز زائدي است و حذف شود و لفظ «متقابل» هم حذف شود، پيشنهادي هم از آقاي منتظري رسيده است كه به جاي «وظيفهاي است همگاني» بنويسيم «مسئوليتي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم، و مردم نسبت به دولت» خوب اگر ديگر سؤال و توضيحي نيست، اگر مخالفي با اين اصل هست ميتواند صحبت بكند تا بعد موافق صحبت كند، آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ با پيشنهادي كه آقاي حجتي كرماني كردند، بنده هم موافقم.
طاهري خرم آبادي ـ بنده يك پيشنهاد جديدي دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقايان از طرفي ميگويند كاري كنيم كه كارها معطل نشود كه البته راه مناسبي است و از طرف ديگر اين راه مناسب را خود آقايان در عمل رعايت نميكنند، به اين ترتيب كه يكي از آقايان كه يك پيشنهادي ميدهد، بدنبال آن پنجاه پيشنهاد ديگر هم ميرسد و من ناچارم عدالت را رعايت كنم و همه را بخوانم.
اگر تذكرات در حدود تغييرات كلمهاي باشد پنج، شش پيشنهاد كه بيشتر نميشود.
طاهري خرم آبادي ـ پيشنهاد بنده يك كلمه است «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر با شرايطي كه ذكر كردهاند وظيفهاي است همگاني و متقابل الي آخر...
» و بعد بنويسيد «كيفيت اجراي اين اصل را قانون معين ميكند».
نايب رئيس (بهشتي) ـ دو مرتبه ايشان يك متن جديد ميدهند.
اميدوارم خودمان آرام آرام بدانيم كدام يك كلمه است و كدام يك متن جديد و بحثانگيز است حالا اگر بجاي «براي» بگذاريم «برعهده» يعني بنويسيم «برعهده مردم نسبت به يكديگر» بنظر ميآيد كه معني آن هيچ فرِ نميكند، بلكه متقنتر ميشود.
رشيديان ـ آقاي طاهري پيشنهادي كردند كه جالب بود.
اجازه بفرمائيد اصول آينده را دربارهاش فكر كنيم، چون يك مطلب ساده اي نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در مورد شرايط فقط يك سؤالي براي آقايان بود به اين ترتيب كه در عبارت «شرايط و حدود و كيفيت آن را قانون معين ميكند» بنظرشان ميرسيد كه اگر «شرايط و حدود» را برداريم و بنويسيم «كيفيت آن را قانون با رعايت شرايط و حدود معين ميكند» بهتر است.
اما راجع به آيه، قبلاهم آيه «ولتكن منكم» بوده بخصوص با بودن دعوت به خير كه در آيه «ولتكن منكم امة يدعون الي الخير» امر به خير، صراحت دارد، اولي است كه اين آيه را بنويسيم و راجع به آيه ديگر نبايد بحث كنيم.
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ اين آيه در نظر مردم بعضيه است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فعلا اين اصل را با همين كيفيت از نظر عبارت به رأي ميگذاريم تا مشخص شود كه رأي دوستان چيست و آيا احتياج به تغيير دارد يا ندارد.
اصل را ميخوانم: اصل 8 (اصل هشتم) ـ در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفهاي است همگاني و متقابل برعهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرايط و حدود كيفيت آن را قانون معين ميكند.
«والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر».
نايب رئيس (بهشتي) ـ كسانيكه با متن به اين صورت موافقت دارند، دست بلند كنند.
(اكثريت دست بلند كردند) تصويب شد.
آقاي رحماني فرمايشي داريد بفرمائيد.
رحماني ـ «متقابل و دعوت به خير» را حذف كنيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ براي يك زائد بهتر است وقت زائدي صرف نكنيم.
حجتي كرماني ـ با اين رأيي كه دوستان دادند بايد يك توضيح المسائل درباره شرايط و حدود نوشته شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك بار ديگر از دوستان خواهش ميكنم در موقع رأيگيري صحبت نفرمائيد.
حالا به متني كه الان خواندم اعلام رأي با ورقه ميكنم.
(اخذ رأي بعمل آمد و نتيجه آن بشرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) ـ عده حاضر در جلسه پنجاه و پنج نفر، با پنجاه رأي موافق و سه رأي مخالف و دو رأي ممتنع تصويب شد.
تكيبر (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
نايب رئيس (بهشتي) ـ جلسه ادامه دارد.
اميدوارم با تفاهم بيشتر و نزديكتر شدن بيشتر افكار دوستان در طول مباحثات و مذاكراتي كه در اين مدت صورت گرفته، امكان اينكه بتوانيم اصول بيشتري را در گروهها آماده كنيم و در اينجا به بحث و بررسي و رأي بگذاريم روز به روز بيشتر شود.
امروز اين توفيق را پيدا كرديم كه سه اصل را تصويب بكنيم هر چند روي اصل شش و هفت قبلا به اندازه كافي بحث شده و امروز صبح هم مفصل در جلسة مشترك گروهها روي آن بحث شده است، اين رويه خوبي است و در آينده هم سعي ميكنيم از هر ابتكاري براي اينكه نظرها بهتر و زودتر و روشنتر شود، استفاده بكنيم.
آن چيزي كه اين اميد را ايجاب ميكند كه امروز مطرح كنيم اين است كه اگر به خواست خدا موفق شديم اصول بيشتري را آماده كنيم، در هفتههاي آينده صبحها هفتهاي يك يا دو جلسه علني فوِ العاده خواهيم داشت و البته در جلسة قبل وقت تشكيل جلسة علني فوِ العاده بعد را اعلام ميكنيم تا كسانيكه مايل هستند بعنوان شنونده و ناظر در جلسه شركت كنند و همچنين خبرنگاران اطلاع قبلي داشته باشند.
ضمناً چون روزها كوتاه شده است ساعت تشكيل جلسة علني بعد از ظهرها كه قبلا چهارونيم بود از هفتة آينده يعني از روز شنبه ساعت چهار خواهد بود.
ما چون اصل ديگري را آماده نكردهايم جلسه مان را با نطق بعد از دستور ادامه ميدهيم.
دوستاني كه براي نطقهاي قبل از دستور نوبتشان بوده و صحبت نكردهاند آقاي صافي كه نيستند، آقاي بشارت هم كه نيستند، آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
آقاي خادمي هم كه هستند، ميتوانند صحبت كنند.

3ـ نطق بعد از دستور آقاي هاشمي نژاد هاشمي نژاد ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.
من سعي ميكنم مسائلي را كه اينجا ميخواهم مطرح كنم، خيلي فشرده و كوتاه باشد كه بيش از سه چهار نفر بتوانيم از وقت باقي مانده براي نطق بعد از دستور استفاده كنيم.
فرصتي كه انقلاب ملت ايران در اختيار ما قرار داد و خوشبختانه اين توفيق را پيدا كرديم كه در اينجا بعنوان نمايندگان مردم براي بررسي آخرين پيش نويس قانون اساسي و ارائه آن به ملت ايران جمع شويم، فرصت بسيار حساسي است.
حساسيت اين فرصت از ابعاد و ديدگاههاي مختلفي ممكن است مورد توجه قرار بگيرد اما اين بعدي را كه ميخواهم عرض كنم اين است كه اينجا در واقع يك دادگاهي است كه ما تشكيل دادهايم و اين دادگاه نميخواهد رأي اعدام فردي را صادر كند ولي بايد رأي اعدام يك نظامي را كه نظام طاغوتي است صادر كند.
ملت ما با نظام گذشته مبارزه كرده است و اين مبارزة تابحال به اينصورت بوده است كه با توجه به عوامل گوناگون، تعدادي از افراد وابسته به رژيم گذشته در اين كشور خوشبختانه دستگير شدند و در دادگاهها محاكمه و به اعدام محكوم شدند ولي ملت ما با يك فرد و دو فرد و ده فرد مبارزه نكرد و انقلابش به اين علت نبود، ملت ما مبارزه كرد تا يك نظام فاسدي را از بين ببرد و يك نظام الهي را بجاي آن نظام بنشاند.
اگر ما فكر كنيم كه با اعدام تعدادي از افراد وابسته به رژيم، انقلاب ما به ثمر رسيده است اين كاملا اشتباه است.
آنوقتي ما ميتوانيم انقلابمان را مثمرثمر بخوانيم كه نظام فرهنگي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و همة روابطي كه در اين كشور و در نظام گذشته بوده است همه و همه نابود شود و يك نظام نو و تازه كه مفهوم واقعي انقلاب ايران است يعني تغيير بنيادي در تمام نهادهاي كشور بجاي آن نظام گذشته بنشيند و اين مسئوليت برعهدة اين مجلس است.
اگر ما نتوانيم خداي نكرده اين مسئوليت را به انجام برسانيم و اين كار را عملي بكنيم، مطمئن باشيد دير يا زود اين آثار سطحي انقلاب ما در مملكت از بين ميرود و نظام گذشته با چهرههاي ديگر و بوسيلة افراد ديگر به اين مملكت برميگردد.
ما بايد در اين مجلس حكم اعدام نظام فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي و روابط فردي و اجتماعي حاكم بر گذشته را صادر كنيم.
بنابراين حساسيت كار ما بسيار بسيار قابل ملاحظه است.
تا اينجا انقلاب آمده ولي حركت آيندة انقلاب و تداوم آن بستگي دارد به آنچه كه ما در اينجا تصميمگيري ميكنيم.
خون شهداي مان و خداي ناكرده خون شهدائي كه بعد بر اثر غفلت ما و احياناً كم توجهي ما در نابودي روابط حاكم بر نظام گذشته ممكن است در آينده در اين كشور پيش بيايد، همه و همه برعهدة ما هست كه در اينجا نشستهايم.
براستي ما مسئوليت داريم كه ارزش خون شهدا را حفظ كنيم و اجازه ندهيم كشور ما در يك ميسير و كانالي قرار بگيرد كه دوباره جامعة ما نياز به انقلاب داشته باشد و آن به اين كيفيت تأمين ميشود كه ما حكم اعدام تمام آنچه را كه حاكم بر جامعه و نظام سابق بود، صادر كنيم.
بنابراين اينجا دادگاه است، دادگاهي كه نه حكم اعدام يك فرد را صادر ميكند، بلكه حكم اعدام يك نظام پوسيده و طاغوتي را صادر ميكند و يك نظام نو را بجاي آن مينشاند.
دكتر بيت اوشانا ـ آن شخص و رژيم مزدور او از بين رفت.
هاشمي نژاد ـ بلي، به فرمايش ايشان شخص مرده و از بين رفته است، رژيم رفته ولي روابطي كه در آن رژيم بوده هنوز از بين نرفته است ولي ما بايد خط مشي انتخاب بكنيم كه آن روابط از بين برود.
مطلب ديگري كه در اينجا قابل تذكر است اين است كه همه ما با اكثريت قاطعمان ميخواهيم كارمان در خط مشي اسلام باشد و از اين جهت ترديدي نيست اما متأسفانه فقط يك بيان كلي براي اين هدف كافي نيست چون ما در طول تاريخ اسلام ديديم و شنيديم و خوانديم كه آنچنان ستم در مسائل اقتصادي، روابط سياسي و اجتماعي بنام اسلام برجامعه ما روا داشتند كه جبران آن بسيار مشكل است.
اينكه ما تنها بگوئيم ميخواهيم آنچه كه از اسلام است پياده كنيم، اين تنها كافي نيست كسي نميتواند مدعي شود و نميآيد بگويد من ميخواهم خلاف آنچه كه در اسلام است در اينجا تصويب بكنيم اما خط مشي كلي اسلام در رابطه با امت، جامعه و هدايت انسان در اين خط تكامل چه ميتواند باشد؟ يك سري مسائل است كه اينها جزء ضروريات اسلام است و آن اينست حركت اسلام در مسير حكومت بخشيدن به قشر مستضعف.
در اين جهت كسي نميتواند ترديد بكند كه اسلام، انبياء آنچه كه از جانب خدا براي بشر آمده همه و همه در اين مسير است كه نظام فرعوني و طاغوتي را بردارد و بدنبالش به حكم آيه «و نريد ان نمن علي الذين استضغفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» مستضعفين را حاكم قرار بدهد.
پس خط مشي كلي اسلام اين است، اقدام در راه حفظ منافع طبقه مستضعف و هر چه دارد در اين راه است كه برخلاف حاكميت قشر غير مستضعف است.
با اين حساب اگر ما در جائي به روايتي و به حديثي و به مطلبي برخورد كرديم كه با اين اصل حركت كلي انبياء و اسلام مخالفت داشته باشد، مطمئناً نميتوانيم از اين اصل كلي دست برداريم، اين حركت كلي جامعه است، بعثت انبياء به اين علت است كه قسط را در جامعه پياده كنند، به حكم آيه «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط».
اين ديگر چيزي نيست كه با يك شبههاي، ترديدي، ظني، احتمالي آدم بتواند از آن دست بردارد، اين هدف بعثت انبياء است و حركت انبياء در اين مسير است.
با اين حساب ما دو اصل كلي را در اينجا بدون شك بايد در نظر بگيريم و خوشبختانه ترديدي نيست كه اكثريت در همين محور حركت ميكنند، يكي اينكه همه آنچه كه بنام اسلام و از متن اسلام گرفته ميشود كه ما در آن جهت ترديد نداريم، نمونهاش گذشته ما است كه اين گذشته ميتواند خط مشي آيندة اين مجلس را ترسيم كند و مشخص كند، همه و همه بايد در اين خط باشند يعني خط نجات قشر مستضعف و حاكميت بخشيدن به آنها و حمايت از آن توده محرومي كه انبياء وقتي ميآمدند، اينها دورشان جمع ميشدند و قدرت انبياء و قدرت مذهب و قدرت امروز انقلاب ما و رهبر انقلاب ما از اين قشر سرچشمه گرفته است و مرود بر اين رهبر زيرا ما دو نوع انقلابها وقتي مشاهده ميكنيم، ميبينيم رهبران غالباً پس از انقلاب باملتشان يعني با همان نيروي اصلي جامعةشان فاصله ميگيرند ولي اينجا مسأله اينطور نبود همه ميدانيم و يا حداقل تعدادي از برادرانمان و خواهرمان ميدانند كه افرادي بودند البته با حسن نيت كه ابتدا كه ايشان از پاريس به تهران آمده بودند، رفته بودند و باايشان صحبت كرده بودند و اصرار كرده بودند كه آقا چرا ساعتها وقتتان را در ملاقات و ديدن مردم و رفتن براي اينكه مردم شما را ببينند، ميگذرانيد؟ بگذاريد اين اوقات و ساعتهايتان صرف مسائل اساسي كشور بشود.
البته اين از حسن نيت ناشي ميشود و صورت وشكل بسيار جالبي هم دارد ولي اين رهبر به اين اصل توجه داشت كه انبياء از زمان مأموريت الهي شان تا آخرين نفس با مردم بودند و از مردم فاصله نگرفتند و جواب ايشان اين بود كه چه ميگوئيد، اساسيترين كار من اين است كه رابطهام را بامردم مستقيماً حفظ كنم و فرمود همين زنها، همين مردها و همين مردم بودند كه رژيم كثيف پهلوي و دودمان شاهنشاهي را بزانو درآورند، چطور شما از من ميخواهيد از منبع اصلي قدرتم كه اين مردم هستند جدا بشوم؟ اينها آن نيروي اصلي انقلاب ما هستند و چشم به اين مجلس دوختهاند و خداي نكرده كاري نشود و مطمئناً نميشود كه آن عوامل اصلي انقلاب ضد انقلاب ميتواند در جامعه نفوذ پيدا كند والا تا روزي كه آن عوامل اصلي قدرت، به اين انقلاب اميد بستهاند و اميدهاي خودشان را ميبينند كه در عمل يكي بعد از ديگري دارد پياده ميشود، هيچ عامل ضد انقلابي نميتواند در اين انقلاب رخنه كند.
خطر، ناشي از جدائي با مردم است اين يك قسمت قسمت ديگر نقش استبداد و ديكتاتوري و حفظ آن اصولي كه در روابط انسانها براساس آزادي يعني آزادي خدادادي كه خوشبختانه در اصول تصويب شده گذشته برروي آن تكيه شد و يكي از آن اصولي كه روي آن ميبايستي دقيقاً تكيه كنيم همين اصلي بود كه امروز تصويب شد كه طبق آن همه مردم مسئوليت دارند يعني پاسداري از انقلاب تحت عنوان امربه معروف و نهي از منكر برعهده همه افراد ملت است.
اين ملتي كه انقلاب را بوجود آورده است موظف است از اين انقلاب حمايت و پاسداري كند و هم مراقب مردم ديگر باشد و هم مراقب دولت و دولت هم اين مراقبت را بايد بكند و اين رابطه ارگانيكي از نظر مسئوليت مراقبت بريكديگر را دقيقاً داشته باشند، ولي در جامعهاي كه استبداد بيايد مردم نميتوانند آزادانه صحبت بكنند، ما ديديم و مردم ديدند كه در اين مملكت چه مسائلي پيش آمد.
بنابراين بايد اساس حكومت در اين كشور، خط اصلي حركت باشد، و اين جهت را كاملا مراقبت بكند يعني امربه معروف و نهي از منكر را توي قانون بياورد و سعي بكند جوي در جامعه وجود داشته باشد كه افراد ملت بتوانند اين اصل را آزادانه پياده كنند، يعني فرياد بزنند و در مقابل منكر ايستادگي و مقاومت بكنند و اگر كسي فرياد زد مثل جامعه ديروز ما نباشد كه مردم ديگر به او بگويند آقا بتوچه برو پي كارت.
اين روحيه بايد درهم شكسته شود.
اميد داريم كه خداوند متعال به همه ما توفيق انجام اين رسالت بزرگ را بدهد و اميد جامعه ما مطمئناً نسبت به مجلس است يعني اكثريت قاطع ما صد درصد و گذشته اين مجلس حركت آينده اين مجلس را هم ميتواند مشخص بكند.
والسلام.
نايب رئيس (بهشتي) ـ جناب آقاي خادمي براي اينكه عده بيشتري از فرمايشات شما استفاده بكنند فكر ميكنم بهتر باشد نوبت شما به روز شنبه موكول شود كه حضرتعالي هم مطلب را آماده بفرمائيد.
شنبه تشريف داريد؟ خادمي ـ شنبه خير؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ چه وقت، وقت داريد؟ خادمي ـ دوشنبه.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب دوشنبه نوبت شما است.
دو تذكر رسيده است كه به عرض ميرسانم و جلسه را ختم ميكنم.
برادرمان آقاي قطب زاده يادداشتي نوشتهاند كه پس از سلام ضمن اظهار تأسف از عدم پخش مطالب در شب گذشته، امروز بعد از اخبار راديو آن مطالب پخش شد و امشب قبل از اخبار از تلويزيون هم پخش خواهد شد، مستدعي است اگر مصلحت بدانيد از طرف اينجانب اعلام بفرمائيد كه آقايان نمايندگان مجلس خبرگان در صورت تمايل ميتوانند آنرا مشاهده نمايند.
هاشمي نژاد ـ يك بار مجلس حق دارد مطالبش ضمن اخبار پخش شود.

4ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ ايشان نوشتهاند كه كل برنامه ديروز را بعد از اخبار پخش خواهند كرد.
با اجازه دوستان جلسه را ختم ميكنيم.
جلسه بعدي ما بعدازظهر شنبه خواهد بود، والسلام علينا و علي عباده الصالحين.
(جلسه ساعت نوزده پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي