به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه پنجاه و يكم سیم مهرماه 1358 هجري شمسي

صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهائي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران جلسه ساعت پانزده و ده دقيقه روز سيام مهرماه 1358 هجري شمسي برابر با سيام ذيقعده 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ بيانات قبل از دستور آقاي حسن عضدي
2ـ بيانات آقاي نايب رئيس
3ـ طرح و تصويب اصل 1/118 (اصل يكصدو چهل و چهارم)
4ـ طرح و تصويب اصل 1/119 (اصل يكصدو چهل و هشتم)
5ـ طرح اصل 122
6ـ طرح و تصويب اصل 125 (اصل يكصدو پنجاهم)
7ـ طرح و تصويب اصل 126 (اصل يكصدو پنجاه و يكم)
8ـ پايان جلسه دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
[---------------------------------------------]

1ـ بيانات قبل از دستور آقاي حسن عضدي نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي عضدي بفرمائيد.
عضدي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
قبلاً چون وقت با ارزش نمايندگان محترم را ميگيرم، از اين بابت از آقايان پوزش ميطلبم.
چند تذكر دارم كه به عرض نمايندگان محترم ميرسانم.
اين روزها بارها گفته ميشود كه در اين مجلس يك جو اختناق حاكم است و سكوت عده اي از نمايندگان را حمل بر اين ميكنند كه اينها مخالفند يا ناشي از اختناق حاكم ميدانند يا متابعت بي چون و چرا از يك اقليت و به اصطلاح از گروه فشار، در حالي كه به شهادت همة شما نمايندگان محترم اينها تهمتهاي ناشايست و ناروا است.
نكته ديگر اينكه ما احساس ميكنيم به قول بعضي از نمايندگان از طرف موكلين فشار وارد ميشود كه چرا حرف نمي زنيد و استنباط شخصي من اين است كه متأسفانه در بعضي مواقع بين بعضي ها يك قرابتي بوجود ميآيد.
مهم اين نيست كه چه گفته شود و وظيفه اصلي چيست بلكه مهم اين است كه بايستي حرف زد ولو تكرار مكررات يا بي ربط باشد مثلاً يكي از خواهران در مصاحبه كوتاه تلويزيوني اظهار داشته كه ما به عضدي رأي داديم، او رفته در آنجا نشستهاند و هيچ كاري هم انجام نداده است.
من نميدانم آنها چه ميخواستهاند و چه انتظاري داشتهاند و منظورشان از اين كار چه بوده است و چه كاري بايستي در مجلس انجام ميدادم.
وقتي در مورد اصلي در كميسيون مقدماتي و در جلسات كميسيون مشترك ساعتها و بلكه روزها بحث ميشود و تبادل نظر ميشود و گفتنيها گفته ميشود، ديگر چه لزومي دارد كه تكرار مكررات بشود و تكرار مكررات از نظر من مذموم است و صحبت كردن در اين مجلس با اين وقت كم واجب كفائي.
متأسفانه بعضيها با مجالس فرمايشي و طاغوتي خود كردهاند چون در آن مجالس احياناً يك يا دو نفري كه اعتراض و مخالفت ميكردند چهره مردمي داشتند، بعضيها ميخواهند متأسفانه اين نمايندگان را با همان معيارها ارزيابي نمايند.
هنوز براي بعضيها مشكل است باور كنند مجلسي هست كه نمايندگانش آزادانه انتخاب شدهاند و آزادانه هم رأي ميدهند و اگر ترسي هم در رأي داشته باشند آن ترس از خدا است و بس.
ايكاش كه امكانات به ما اجازه ميداد كه مذكرات و تبادل نظر كميسيونهاي مقدماتي و كميسيون مشترك با وسايل ارتباط جمعي در معرض قضاوت عموم گذاشته ميشد تا اينكه آن بردار عزيز در مصاحبهاش با روزنامه كيهان روز پنجشنبه گذشته نميگفت كه در مجلس برخورد آراء و عقايد وجود ندارد و نمايندگان وقتشان را بر سر كلمات و بر سر بحث جملاتي تلف ميكنند.
نكته سوم اين است كه بعضي از موكلين وظايف نمايندگان اين مجلس را با وظايف نمايندگان مجلس شوراي ملي اشتباه گرفتهاند، در حالي كه وظايف ما تنها در اين مجلس تهيه قانون اساسي است و بس.
نكته چهارم اين است كه اخيراً شايع شده است و عدهاي هم دانسته يا ندانسته به اين شايعه هر روز دامن ميزنند كه حزب جمهوري اسلامي دارد به تنهائي قانون اساسي مينويسد و نمايندگان هم بي چون و چرا اصول حزب را دارند تصويب ميكنند.
اولا اصول حزب همان اصول اسلام است، ثانياً همه ميدانند كه كانديداهائي كه در انتخابات پيروز شدند همگي از كانديداهاي حزب نبودند و الان هم خيلي از نمايندگان هستند كه عضو حزب نيستند البته در آينده اميدوار هستيم كه به عضويت حزب در بيايند.
مسأله سوم اين است كه به شهادت صورت جلسات...
(رباني شيرازي ـ عدهاي هم از نمايندگان كانديداي حزب نبودند.)
بله، به قول آقاي رباني عدهاي از نمايندگان هم كانديداي حزب نبودند.
اما مسأله سوم به شهادت صورت جلسات در خيلي از موارد از بين اعضاي حزب و بين اعضاي شوراي مركزي برخورد عقايد بوجود آمده و اختلاف سليقه شديد درست كرده و اگر اين تهمتها را بخواهيم بررسي كنيم سر از جاي ديگر در ميآوريم.
حزب جمهوري بالقوه توانائي اداره كشور را دارد و بالفعل هم با تمام امكانات در راه تداوم و سازندگي انقلاب تلاش ميكند و حتي تحت نامهاي ديگر در راه سازندگي جامعه كوشش ميكند فقط اين براي يك عدهاي مغرض ايجاد ناراحتي كرده و به همين جهت با اشكال مختلف ميبينيم كه سعي ميكنند كه اعضاي حزب را بكوبند و دست به ترور شخصيت زدند كه در اين روزها ترور شخصيت باب شده است.
نكته پنجم اينكه اين روزها هياهوي زياد به خاطر ولايت فقيه راه افتاده است و عدهاي روشن فكر نما سر و صدا راه انداختهاند.
تودة انقلابي و مردم كوچه و بازار، زحمتكشان و مردمي كه نقش عمدة تعيين كننده در انقلاب داشتند همگي با طيب خاطر به ولايت حضرت امام خميني گردن نهادهاند و به معني ديگر به ولايت فقيه گردن نهادهاند و پذيرفتهاند و هيچگونه در اين باره نگراني ندارند و تنها نگرانيشان آيندة مبهمي است كه عدهاي توطئه گر براي آنها ترسيم كردهاند و با استفاده از اين بي سر و ساماني كه از عوارض طبيعي هر انقلابي هست، به تحريك احساسات ميپردازند و وعدههاي پوچ ميدهند.
اكنون كه در حدود صد اصل تهيه و منتشر شده است و همانطور كه رئيس و نايب رئيس مجلس تذكر دادهاند به هموطنان و موكلين عزيز اعلام ميداريم اگر اعتراضي، ايرادي و انتقادي هست مستقيماً به هيأت رئيسه بنويسند و يا از طريق وسايل ارتباط جمعي به اطلاع عموم برسانند، براي اينكه فرصتي براي تجديد نظر در اصول مصوب قانون اساساً در نظر گرفته شده است، نه اينكه در مراسم مختلف به كلي باقي و به كلي گوئي بپردازند و تهمتهاي ناروا به مجلس و نمايندگانش بزنند، بي آنكه يك تجزيه و تحليل منطقي و پيشنهاد اصولي ارائه بدهند فقط كلي بافي ميكنند.
گفته ميشود كه عدهاي در يك ساختمان طاغوتي نشستهاند و غذاهاي رنگين ميخورند و در روي مبلهاي راحت لم دادهاند و آينده و سرنوشت جامعة ما را دارند به انحراف ميكشند.
زهي تأسف، من كار كنان و پاسداران همين مجلس را به شهادت ميگيرم براي روابط انساني و اسلامي كه در اين مجلس وجود دارد.
اگر يك غذاي ساده را آنها غذاهاي رنگين ميگويند حق دارند، همان غذائي كه هم نمايندگان ميخورند و هم پاسداران و هم پيشخدمتان، هم رئيس، هم مرئوس، هم ميهمان و هم ميزبان بدون كوچكترين استثناء و تفاوتي.
در همين سرسراها عدة زيادي در اين اتاقها شب را به روز ميكنند آنهم روي اين تشكهائي كه من گمان ميكنم اگر اين مجلس چند ماه ادامه پيدا ميكرد بعضيها دچار ديسك ميشدند.
به هر حال من به عنوان كوچكترين و كمترين عضو اين مجلس اعلام ميدارم اگر در اصولي كه تصويب شده است انتقادي هست يا مناظرهاي هست با برداران، اگر آنها حاضر به مناظره هستند آمادگي كامل براي مناظره دارم.
امروز صبح با برادر آقاي هاشمي نژاد صحبت ميكرديم ايشان فرمودند كه هر كس بخواهد حاضر به مناظره باشد دست او را ميبوسيم.
و اما سخني و چند كلمهاي با شما نمايندگان محترم و استادان عزيز دارم.
برادران، تاكنون كوشش و تلاش فراواني شده تا اصولي اسلامي و تضمين كننده سعادت جامعه تهيه شود و سپاس خدائي را كه اصولي كه تاكنون تهيه شده قابل دفاع است.
اينك نوبت اصول تهيه شده گروه هفتم يعني اقتصاد و روابط ملل رسيده، با اينكه لازم به تذكر نيست اما دلم آرام نميگيرد اگر از شما خواهش نكنم كه اين اصول را با دقت مطالعه بفرمائيد تا با آمادگي كامل در كميسيون مشترك روي آنها بحث بشود تا به خواست و لطف پروردگار توانا: اصولي تضمين كنندة رشد و سعادت و رفاه جامعه عرضه كنيم.
شكي نيست كه زير بناي انقلاب ما مكتب ماست، اما نميتوان فشارها و نابرابريها اقتصادي و روابط ظالمانة توليدي ناشي از رژيم گذشته را در بوجود آمدن حركت مردم ناديده گرفت.
مردم ستم ديده و رنج كشيده و جوانان صادِ و فداكار با ايمان كه متأسفانه به بعضيها مارك زده ميشود كه اين مارك زدنها خودش خطرناك است اينها حق دارند بدانند كه اين مجلس، اقتصاد جامعه ما را چگونه ترسيم ميكند و چه نقشي دارد.
اينها حق دارند بدانند كه ما چگونه ميتوانيم مشكل استثمار انسان از انسان را حل كنيم و چطوري اين مشكل استثمار حل ميشود، و حق دارند بدانند كه ما چگونه قسط اسلامي را ميخواهيم پياده بكنيم.
اينها نگرانند كه ما چگونه ميخواهيم مالكيت فردي و شخصي را از مالكيت خصوصي تفكيك بكنيم و حدود هر يك را مشخص بكنيم.
اينها ميخواهند بدانند كه ما چگونه جامعه را از شر سرمايه داري و كاپيتاليزم منفور نجات بدهيم بي آنكه گرفتار چنگال اقتصاد دولتي و اقتصاد متمركز بشويم كه استثمار شديدتري در بردارد.
در قوانين اساسي چين و شوروي به عنوان يك اصل مسلم سوسياليزم آمده كه هر كس بقدر توانائيش كار كند، به اندازة كارش دستمزد دريافت دارد.
ما كه اصولي در اسلام بهتر و بالاتر داريم، ما كه معتقديم هر كسي بقدر توانائيش كار كند و به اندازه نياز مشروعش از جامعهاش برخوردار شود، حق دارند بدانند كه چگونه ميخواهيم چهارچوبي براي قوانين آينده بدهيم تا امكانات كار براي همه در آينده فراهم بشود و نيازهاي مشروع فرد فرد جامعه تأمين بشود.
توطئه گران و دشمنان به دست عوامل ساده و ناآگاه به توطئه مشغول هستند و از آبهاي گل آلود سعي و كوشش ميكنند كه ماهي بگيرند و ماهيگيران آبهاي شفاف را يا خانه نشين كردهاند و يا اينكه به كشتن ميدهند و شهري را سياهپوش و عزادار كردهاند.
ماهيگيران بندر انزلي و شهرهاي ديگر ساحلي از دست رژيم طاغوت و عمال آن، سالها جور و ستم ديدهاند بيش از چهارده پانزده سال است كه روابط و ضوابط ظالمانة شركت شيلات در دوران طاغوت به بهانة حفظ نسل ماهي، نسل اينها را از بين بردند.
اينها را از تنها ممر زندگيشان محروم كرده بودند.
اين صيادان كه فرزند دريا هستند و زندگيشان ماهي است اينها را از همه چيز محروم كرده بودند.
اكنون كه انقلاب پيروز شده اينها انتظارشان زياد است، ميل ندارند بر اينها ستم و ظلم روا بشود كه خوشبختانه امام بزرگترين حامي مستضعفان دستور دادند كه صيد با رعايت ضوابطي در دريا آزاد است.
بي توجهي به خواستههاي بيش از سي هزار صياد و ماهيگير محروم از همه چيز عواقبي دارد كه متأسفانه در هفته پيش شاهد آن بوديم.
البته بعضيها سعي كردند كه از اين حادثه ناگوار تفسيرهاي مغرضانه بكنند، در حالي كه اين حادثه ناشي از يك اعتراض عجولانه از طرف يك عده مردم محروم از همه چيز بود به خاطر تحريك عدهاي عوامل شناخته شده و اشتباه بعضي از مسئولان تبديل به حادثه ناگوار شد.
همشهريان عزيز و مردم شريف انزلي بايد بدانند اگر يك پاسدار و يا چند پاسدار احياناً اشتباهي كردند، براي خاطر يكي دو بي نماز در مسجد را كه نميبندند.
نبايد قضاوت كلي كرد، نبايد فراموش كرد كه اين پاسدار دوش بدوش و در كنار برادران ارتشي با عمال اجانب و ضد انقلاب در گوشه و كنار مملكت چگونه دارند مبارزه ميكنند و به شهادت نائل ميگردند و با چه از خود گذشتگي و با چه محروميت هائي دارند جانفشاني ميكنند.
اينها پاسدار انقلاب و حافظ مكتب ما هستند.
فرصتي دست داد تا هفتة گذشته از نزديك تحقيق كنم، اگر چه از قبل هم اطلاع داشتم فرماندار انزلي از دو ماه پيش اخطار كرده بود و براي يافتن راه حل به هر دري ميزد و حتي يك روز قبل از حادثه همراه نمايندگان صيادان در تهران به ملاقات وزير كشاورزي رفته بود.
با مدير عامل شيلات و ديگر مقامات مسئول ملاقات كرده بود مشكلات خودش را با آنها در ميان گذاشته بود گناه و جرمش اين است كه از مستضعفين حمايت ميكرد، مگر اينكه حمايت از مستضعفين جرم باشد.
در روزنامهها از قول وزير محترم كشور نقل كردهاند كه فرماندار انزلي صلاحيت اعلام جرم عليه يك وزير را ندارد.
من تعجب ميكنم از اين مسأله، همة شما داستان آن مرد يهودي و ضرير را ميدانيد وقتي كه علي عليه السلام حكومت را در دست داشت يك فرد عادي او را به دادگاه ميكشاند و به ناحق به محاكمهاش ميكشانند.
چگونه ما تصور ميكنيم با آگاهي به اين امر در دوران انقلاب يك فرماندار نتواند بر عليه يك وزير اعلام جرم بكند؟ از اينكه وقت شريفتان را گرفتم پوزش ميطلبم.
و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.

2ـ بيانات آقاي نايب رئيس نايب رئيس (دكتر بهشتي) -
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
همة ما اينجا موظف هستيم كه نسبت به تدوين قانون اساسي و هم هر يك نسبت به سهم خودمان از حوادثي كه در گوشه و كنار مملكت رخ ميدهد نگران و ناراحت باشيم و طبعاً بعضي از دوستان كه ميآيند اينجا و جريان حوادث را بازگو ميكنند بسيار مضطرب ميشويم.
همينكه با غم و ناراحتي آنها سهيم ميشويم اقلا خوشحال كننده است ولي قانع كننده نيست.
ان شاء اللّه بتوانيم كارمان را به خواست خداوند متعال زودتر به اتمام برسانيم تا در تداوم انقلاب و براي پيشبرد انقلاب دوش بدوش مردم باشيم.

3ـ طرح و تصويب اصل 1/118 (اصل يكصد و چهل و چهارم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - يك اصل به عنوان مدخل مبحث ارتش ديروز صحبت شد كه تهيه بشود و امروز آن اصل تهيه شده و به اين صورت كه حالا ميخوانم درآمده است.
البته بايستي در اينجا عرض كنم كه در اين اصل يك مختصر اشتباه چاپي وجود دارد و شايد بايد يك كلمه هم به آن اضافه شود.
به هر حال من آن اصل را با اين اصلاح مطرح ميكنم: اصل 1/118 ـ ارتش جمهوري اسلامي ايران بايد ارتشي اسلامي باشد كه ارتشي مكتبي و مردمي است و بايد افرادي شايسته را به خدمت در خود بپذيرد كه به اهداف انقلاب اسلامي مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي منتظري فرمايشي داريد؟ (منتظري ـ اشكال من حل شد.)
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ كلمه «ملي» را قبل از جمهوري بياوريم ديگر حذف آن احتياج نيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خير آقا، كلمه «ملي» اضافه است و بايستي حذف شود.
سبحاني ـ پس اگر اجازه بفرمائيد بعد از «ارتش جمهوري اسلامي ايران» نوشته شود «كه از نيروهاي سه گانه زميني، هوائي و دريائي تشكيل ميشود» تا اين سه نيرو نام برده بشود و روشن گردد كه هر سه نيرو ظاهراً تحت عنوان ارتش است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خيلي ممنون، آقاي رشيديان شما اشكالي داشتيد؟ (رشيديان ـ متشكرم، اشكال بنده هم حل شد.)
آقاي تهراني جنابعالي سؤالي داشتيد؟ تهراني ـ ديروز بنده عرض كردم كه جمهوري اسلامي ايران بايستي به اصالت خودش حذف گردد و همان «ارتش جمهوري اسلامي ايران» بهتر است.
آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ عرض ميشود اشكال بنده هم مربوط به همان يك كلمه «ملي» بود كه برايم حل شد و ديگر اينكه عبارت «و بايد افرادي شايسته را به خدمت در خود بپذيرد» اين عبارت غير سليس است و بايستي روان و منسجم باشد و بايد اينطور نوشته شود «كه مؤمن به اهداف انقلاب اسلامي» اگر اينطور اصلاح بشود بهتر است.
من ديگر عرضي ندارم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ بنده اينجا پيشنهاد اصلاحي داشتم، اينجا اين متن سلاست لازم را ندارد چون اول نوشته شده است «ارتش جمهوري اسلامي» و باز دوباره «ارتش اسلامي» و بعد «در خدمت به خود بپذيرد» پيشنهاد ميكنم اگر صلاح و مصلحت بدانند اينطور نوشته شود: «ارتش ايران، ارتش جمهوري اسلامي، يا مكتبي و اسلامي بايد از افراد شايسته و مؤمن به انقلاب اسلامي و فداكار در راه تحقق اهداف آن تشكيل شده باشد».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - از دوستان و همكاران عزيز خواهش ميشود وقت جلسه اينطوري نگذرد، متني است كه ما صبح تهيه كرديم و رويش هم بحث مفصلي كرديم.
قرار نيست كه روي تغيير عبارتش بحث كنيم، فقط اين به نظر ميرسد كلمه «درخود» مورد نياز نباشد چون يك كمي عبارت را از رواني مياندازد پيشنهاد ميكنم اينطور بنويسيم «و بايد افرادي شايسته را به خدمت بپذيرد» فكر ميكنم هيچ احتياجي به كلمه «درخود» نباشد.
آقايان با اين تغيير تأييد ميفرمائيد؟ (نمايندگان ـ بلي تأييد ميكنيم.)
بسيار خوب، آقاي بشارت بفرمائيد.
(بشارت ـ نظر من هم تأمين شد.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دكتر قائمي.
(دكتر قائمي ـ نظر من هم همين بود كه گفتند.)
آقاي دستغيب.
دستغيب ـ پيشنهاد ميكنم اينجا يك كلمه «اسلام» اضافه شود و اينطور اصلاح شود «به خدمت بپذيرد كه به اسلام و اهداف انقلاب اسلامي مؤمن باشند».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي قربان، اين پيشنهادي بود كه صبح هم فرموديد.
آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ براي من روشن نيست كه آيا اين شرطيت اسلام در سران ارتش هم هست يا نه.
اين عبارات براي من قانع كننده نيست.
اين عبارات اتخاذ شده موجب ميشود از تصريح به اينكه اسلام داشته باشند پرهيز كرده باشيم و به نظر من براي شرطيت اسلام اين عبارات كافي نيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي، آقاي خزعلي بفرمائيد.
(خزعلي ـ اشكالي داشتم كه آقايان فرمودند.)
آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ ميخواستم عرض كنم اينجا كه نوشته شده افرادي را در خدمت خود بپذيرد شامل سربازان هم هست و اين قيد نسبت به آنها جا ندارد، خلاصه آن چيزي كه در نظر داريد نسبت به اينها هم شامل ميشود؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد سؤالي بود؟ (دكتر ضيائي ـ عرضي ندارم.)
آقاي دكتر غفوري.
گلزاده غفوري ـ آن خاطرهاي كه ما از ارتش اسلامي داريم، اين نيست كه فقط يك عده شاغل باشند، ما تمام مردم مسلمان ايران را اعضاي ارتش اسلامي ايران ميدانيم، يا در اينجا و يا در جاي ديگر بايستي تصريح بشود براي اينكه تمام مردم مكلف ايران جزء ارتش اسلامي باشند.
بنابراين بايستي اين دو قسمت بشود، حالا هر كدام اينها كه متناسب است.
يك ارتش شاغلي كه عهده دار هست و متصدي كارها هست آنجا كه نوشته «به خدمت در خود بپذيرد» ولي اشاره بشود كه تمام ملت مكلف ايران، اينها قسمت دوم ذخيره ارتش هستند، يا در اين اصل و يا در اصل ديگر اشاره بشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 126 در همين مورد است كه ميفرمائيد.
آقاي مؤبد شهزادي سؤالي داشتيد؟ رستم شهزادي ـ بنده در اينجا ميخواستم بپرسم كه آيا افراد اقليت در اين ارتش چكاره هستند؟ اگر بطوري كه در اصل 126 و قيود آن آمده است كه همه افراد ملت ايران همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و از جمهوري اسلامي ميتوانند داشته باشند، در اين صورت آيا اقليتها در اين ارتش ميتوانند شركت كنند يا نه؟ و آيا ميتوانند خدمت مقدس سربازي را انجام بدهند؟ و همچنين ميتوانند به عنوان دفاع از كشور و از جمهوري اسلامي داوطلبانه وارد ارتش بشوند يا نه؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - حتماً بايد اقليتها هم خدمت نظام انجام داده باشند يعني آنها هم بايستي براي دفاع از كشور در ارتش جمهوري اسلامي تربيت بشوند.
(رستم شهزادي ـ كلمه «در خود بپذيرد» منظور اين كلمه چيست؟) ما آن را در اصل 126 آوردهايم و اين كلمه مربوط به اصل 126 است و جواب سؤال شما در آن اصل است.
يعني ما در آن اصل نوشتهايم كه همه مردمي كه در ايران هستند بايد براي دفاع مسلحانه از كشور و از جمهوري اسلامي ايران ساخته بشوند.
خوب آقا: من اصل 1/118 را يك بار ديگر براي رأيگيري ميخوانم: اصل 1/118 (اصل يكصد و چهل و چهارم) ـ ارتش جمهوري اسلامي ايران بايد ارتشي اسلامي باشد كه ارتشي مكتبي و مردمي است و بايد افرادي شايسته را به خدمت بپذيرد كه به اهداف انقلاب اسلامي مؤمن و در راه تحقق آن فداكار باشند.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت نفر، تعداد كل آراء شصت و يك رأي (يك رأي اضافه به قيد قرعه خارج شد) آراء موافق پنجاه و دو رأي، آراء مخالف هيچ و آراء ممتنع هشت رأي بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

4ـ طرح و تصويب اصل 1/119 (اصل يكصد و چهل و هشتم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 119 كه درباره استفاده از نيروي انساني و تجهيزات ارتش در آباد كردن كشور و كارهاي مفيد در ساعات فراغت در ايام صلح در حدود امكان تصويب كرديم به همراهش يك اصل ديگري كه هم ديروز اينجا بحث شد و هم امروز در جلسه پيشنهاد شد و در جلسه گروهها فرصت نشد كه تبادل نظر بيشتري روي اين كرده باشيم و تهيه كنندهاش هم برادرمان آقاي كياوش بود، اين اصل را گفتم كه در دستور جلسه علني امروز بنويسند كه اگر دوستان موافق باشند همين جا مطرح كنيم.
(چند نفر از نمايندگان ـ موافق هستيم و به آن رأي بگيريد) اصل 1/119 براي رأيگيري قرائت ميشود.
اصل 1/119 - هر نوع بهره برداري شخصي از تجهيزات ارتش و هر نوع استثمار از افراد ارتش به صورت گماشته، راننده، شخصي و بيگاري ممنوع است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي جوادي بفرمائيد.
جوادي ـ اگر صلاح بدانيد «فني» هم اضافه شود خوب است چون در قسمتها، بيگاري شاملش ميشود فني هم باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي، آن كلمه «بيگاري» كلي است.
آقاي اكرمي بفرمائيد.
اكرمي ـ اين اصل البته خوب و مترقي است اما اگر به اين صورت در بيايد تا اندازهاي در حد آئين نامه ارزش آن پائين ميآيد بهتر است كه اينطور نوشته شود «هر نوع استثمار از افراد ارتش به هر صورت ممنوع است.
» ديگر گماشته، راننده شخصي و غيره يكي يكي در اصل گنجانده نشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اينطوري ميفرمائيد خوب است، اما در هر كار تا اندازهاي تصريح لازم هست براي اينكه كلمه استثمار را آورديم جلوگيري از تمام انواع بيگاري است ولي بهتر بود كه بنويسيم: «به هر صورت از قبيل...
» خامنهاي ـ آقاي دكتر بهشتي، در اينجا يك نكتهاي هست و آن اين است كه در اينجا «استثمار» گفتيد منظور اينست كه كسي نميتواند از افراد براي منافع شخصي خود استفاده كند اما اين كلمه بيگاري يك اصطلاحي است در سربازخانهها كه در موقع ساعات فراغت براي انجام كاري چند نفر را به عنوان بيگاري ميبرند كه اين را ميگويند خدمات عمومي داخلي است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ما منظورمان در معني بيگاري اين نبوده ميخواستيم در يك قانون بطور ساده بياوريم حالا منظور شما اين است كه كلمه بيگاري را برداريم و به جايش كلمه استثمار بگذاريم اشكالي ندارد ما هدفمان اين كه نبوده ما ميتوانيم به جاي بيگاري بگذاريم كلمه سازندگي، اما اگر دوستان موافقند ميتوانيم كلمه بيگاري را برداريم و همانطور بنويسيم «و هر نوع استثمار از افراد ارتش به هر صورت از قبيل گماشته و راننده شخصي و نظاير اينها» يك همچون چيزي ديگر نظارت نميخواهد و ممنوع است.
آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ به نظر من اين كلمه بيگاري يك كمي وهم آور است، بيگاري در همه جا ممنوع است و در دادگستري هم نبايد بيگاري باشد و در وزارت كشور و همينطور در هيچ جا نبايد باشد.
اگر در ارتش قبلاً ميشده است و ميشود دليل ندارد كه ما بالاخص در اين مورد در قانون بياوريم.
بطور كلي در قانون اساسي بايستي يك اصل بيايد كه اينكار نشود ولي همانطوري كه دوستمان فرمودند در اصطلاح ارتش معني و مفهوم بيگاري از عدهاي براي انجام خدمات عمومي داخلي استفاده مينمايند و همينطور كه برادرمان تذكر دادند كه اين اصل، قانون اساسي را در حد يك آئين نامه پائين ميآورد كه راجع به خود ارتش هم مسألهاي زننده است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي هاشمي نژاد سؤالي هست بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ عرض ميشود كه اين اصل، اصل بسيار مفيدي است و ضرورت دارد كه در اينجا باشد و اصل بسيار مترقي است و مشابه اين را ما در بعضي از جاها داشتيم كه جزئي هم بود شبيه آئين نامه هم بود در آنجا اعتراضي نشد در حالي كه اينجا در معرض است و با توجه به اينكه در گذشتهاي كه انجام ميشد بسيار مفيد است ولي چطور است كه كلمه «تجهيزات» را برداريم و به جايش كلمه «امكانات» را بگذاريم.
تجهيزات مانند وسايل نظامي و كارهاي مشابه اينها...
بيشتر از او به دست ميآيد مثلا وسايل جنگي «امكانات» بگذاريم و به نظر من بهتر است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - منظور از تجهيزات و وسايل اينست كه گاهي اوقات ميشود ارتش ساختمانهائي دارد كه مال شخصي نيست در گذشته همه جا استفاده شخصي ميشد.
طاهري اصفهاني ـ من پيشنهاد ميكنم به جاي كلمه «تجهيزات» كلمه «امكانات» بكار برده شود.
(مكارم شيرازي ـ هر دوي اينها يعني وسايل و امكانات باشد.)
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ بسيار خوب) ببينيد آقا من يك اشكال در كل مسأله دارم اگر ميشود قبل از تنظيم مسئله من اشكالم را رفع كنم.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اگر آن اشكال براي شما باقي است بفرمائيد.)
آوردن اين مسأله در خصوص ارتش دليل نيست، ولي مهم اين است كه در جاهاي ديگر اين استثمار همين طوري كه قبلاً اشاره شد ممنوعيتي و اين مسأله در خصوص ارتش چون در سابق بيشتر انجام ميشده حالا طوري كنيد كه تحت يك ضابطه صحيح و كلي جلو اين كار را بگيريد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بسيار خوب، حالا اجازه بدهيد بعد، موقعي كه در اصول اموال ارتش رسيديم تذكر ميدهيم و به صورت عام و جداگانه ميگوئيم.
حالا اجازه بفرمائيد اين اصل 1/119 را كه تنظيم شده برايتان قرائت بكنم: اصل 1/119 ـ هر نوع بهره برداري شخص از وسايل و امكانات ارتش و استفادة شخصي از افراد آن به صورت گماشته، راننده شخصي و نظاير اينها ممنوع است.
يكي از نمايندگان ـ راننده اداري چه؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آن اشكال ندارد چون راننده اداري است و اين راننده شخصي هم در اينجا آورده شده درست است.
گلزاده غفوري ـ اگر صلاح ميدانيد يك طوري باشد كه اين اصل شامل همه قسمتهاي ارتش از قبيل شهرباني، ژاندارمري و غيره...
باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ميخواهيد شامل نيروهاي نظامي و انتظامي باشد و ضمناً عبارت اصل را طوري ديگر كرديم.
آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ عرض ميشود كه به نظر من سه نحوه ابهام در اين اصل وجود دارد.
يكي اينكه در ارتش يك نوع انضباطي وجود دارد كه يعني مافوِ كه به مادون دستور ميدهد براي رعايت اجراي نظم و ترتيب آن منافاتي نداشته باشد.
مسأله دوم اين است كه هر نوع بهره برداري شخصي كه ما در آن اصل تصويب كرديم ميتوان از تجهيزات ارتش و امكانات و وسايل آن در امداد و ساير امور مورد نياز استفاده نمايند كه با آن تناقضي نداشته باشد.
مسأله سوم اينكه رانندگي شخصي اين هم باز درست روشن نيست، يك وقت ميبينيد كه در حين انجام وظيفه دستور به آن داده ميشود كه امور خارج كادر اداري انجام داده بشود كه بايستي در اين باره توضيح داده شود.
اما مطلب ديگر اينكه بين اشخاصي كه با دو عنوان پاسداري و گماشته براي نگهباني مأمور ميشوند چه فرقي هست؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي خزعلي فرمايشي داشتيد بفرمائيد.
خزعلي ـ استفاده و از قبيل گرفتن گماشته چطور ميشود، اين نوعي استثمار تلقي نميشود؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - عرض ميشود كه مفهوم و عبارت اين مطلب را بطور كلي عوض كرديم و اشكال هم برطرف شد.
آقاي موسوي جزايري سؤالي بود؟ موسوي جزايري ـ من ميخواستم عرض كنم كه در سازمانهاي دولتي و ساير بخشها هم اين را اضافه بكنيد كه كسي نتواند اشخاصي را به عنوان بيگاري و استثمار استفاده نمايد و يا اگر از مستخدم اداره ميخواهد كه برود براي رئيس اداره كاري انجام بدهد به هيچ وجه نتواند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بله، ما در اينجا در امور ارتش تحت عنوان قدرت اينطور گنجانديم و در بودجه وزارتخانهها و ساير دواير دولتي در امور مالي تحت عنوان مالي در آنجا ميگنجانيم كه به هيچ طريق نتوانند سوء استفاده نمايند و اين را ميتوانيم حل كنيم.
پس اجازه بفرمائيد اين اصل براي رأيگيري خوانده شود.
اصل 1/119 (اصل يكصد و چهل و هشتم) ـ هر نوع بهره برداري شخصي از وسايل و امكانات نيروهاي نظامي و انتظامي و تجهيزات ارتش و هر نوع استثمار افراد ارتش به هر صورت از قبيل گماشته، راننده و نظاير اينها ممنوع است.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي را اعلام ميكنم، عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و دو نفر، تعداد كل آراء شصت و دو رأي، موافق شصت و يك رأي، مخالف ندارد، آراء ممتنع يك رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

5ـ طرح اصل 122 نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 122 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 122 ـ عبور نيروي نظامي خارجي از كشور يا اقامت موقت آنها ممنوع است مگر در مواقع ضرورت از جهت حفظ مصالح كشور آن هم با تصويب سه چهارم كل نمايندگان مجلس شوراي ملي و فرماندهي كل قوا.
مكارم شيرازي ـ اين «از جهت حفظ مصالح كشور» محدود ميكند مثلا برادران مسلمان ما در ممالك ديگر اگر مورد هجوم واقع شدند و يك كشور اسلامي ديگر ميخواهد به اينها كمك بكند فقط مصالح داخل كشور مطرح نيست.
با توجه به آن اصلي كه ما در كليات داشتيم كه خودمان متعهد كرديم در مقابل تمام جنبشهاي آزاديبخش دنيا و مخصوصاً در مقابل ممالك اسلامي، بنابراين فقط حفظ مصالح كشور محدوديت دارد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اگر عبارت كافي نيست بايد اضافه بكنيم «مگر از جهت حفظ مصالح كشور و ايفاي تعهدات انقلاب».
دكتر شيباني ـ مگر حفظ مصالح كشور خلاف اسلام است؟ رستم شهزادي ـ ما اول بايد مصالح كشور خودمان را در نظر بگيريم بعد كشورهاي ديگر را.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي مؤبد، ما در اصول قبل تعهد كرديم كه حامي نهضتهاي ملتهاي مظلوم در برابر استعمار و استبداد و امپرياليسم جهاني هستيم.
(رستم شهزادي ـ به شرطي كه مخالف مصالح كشور ما نباشد.)
اصلا يكي است، ديگر مصلحت ما با مصلحت امتهاي اينجوري يكي است ما كه دو جور مصلحت نداريم.
آقاي مراغهاي بفرمائيد.
(مقدم مراغهاي ـ در اصل 125 تذكري است كه عرض ميكنم، اگر در غيبت مجلس شد چطور؟) قرار شد كه هيچوقت مشروطيت تعطيل نباشد بنابراين هر جا كه ما در اصلي گفتيم كه در غيبت مجلس وظايفش با چه كسي هست، همه وظايف به عهده او قرار ميگيرد.
آقاي غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ من فكر ميكنم كه اينجا فقط بايد نوشته شود مطلقاً ممنوع است براي اينكه در كورانهاي بين المللي نظام سياسي، اين حدود در مرحلهاي است كه خطراتي دارد كه الان ممكن است ما از آن غافل باشيم و من نميدانم تا چه حدي ميتوانيم تصميم گيرنده آينده مملكت باشيم.
من فكر ميكنم مطلقاً ممنوع است، اگر ضرورتي بود خود مردم در زمانش تصميم خواهند گرفت.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي غفوري، اينكه پيش بيني شده است ما كه تعيين نكردهايم، گفتيم هر وقت چيزي پيش آمد بايد سه چهارم كل نمايندگان مردم در آينده و...
گلزاده غفوري ـ بايد نوشته شود شود مطلقاً ممنوع است اگر ننويسيم خطرناك است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - حق منعش را هم نداريم.
آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ آرمانهاي اسلامي مرز ندارد كه فقط كشور را منحصر بكنيم.
(گلزاده غفوري ـ اينها لفاظي است.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - - آقاي رحماني بفرمائيد.
(رحماني ـ اهداف اسلامي را هم اضافه بفرمائيد.)
جوادي ـ فرماندهي كل قوا بعد از شواريعالي دفاع كه آنها هم در جريان باشند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي طاهري اصفهاني بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ من هم نظرم اين است كه به خارجي يك قيدي بگذاريد عبور نيروي نظامي خارجي يك قيدي ميخواهد، اين خارجي حتي نيروي امريكا و شوروي را هم ميگيرد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي فارسي بفرمائيد.
فارسي ـ عرض كنم اينجا خوب است كه اضافه شود «عبور نيروي نظامي دولتهاي خارجي» تا آن اشكال ملتهاي آزاديبخش كشورهاي اسلامي برطرف بشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين خطرناك است، آنوقت بعضي از كشورها هوس ميكنند به نام نيروهاي چريكي از كشور ما...
حالا برادران فلسطيني و امثال آنها قرار شد ايران خانه شان باشد ولي براي ديگران، آقاي فارسي اين مسأله خطرناك است.
(گلزاده غفوري ـ خودتان را در معرض مهلكهها قرار ندهيد.)
آقاي طاهري گرگاني بفرمائيد.
طاهري گرگاني ـ «عبور نيروهاي نظامي كشورهاي ديگر» يعني به جاي خارجي بگذاريم «كشورهاي ديگر».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي ميرمرادزهي بفرمائيد.
ميرمرادزهي ـ من پيشنهادم اين است كه اين اصل حذف بشود و با توجه به مجوز بند 6 از اصل 3 كه قبلاً تصويب شده و آن سياست خارجي كشور براساس معيارهاي اسلام و تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بيدريغ از مستضعفان جهان است، اگر اين مجوز هست اين بند براي تصويب اين اصل لااقل يك موردش را با توجه به وضع ژئوپوليتيكي با وضع جغرافيائي ايران استدعا ميكنم براي من روشن بكنيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - مصداِ كه نميشود ذكر كرد ولي مورد كلي آن روشن است.
(ميرمرادزهي ـ انگيزهاش چيست؟) انگيزهاش اين است كه ملت ما اعلام كرده كه در برابر كليه نهضتهاي آزاديبخش متعهد باشد معمولا يكي از آثار اين تعهد اين است كه به اين نيروهاي كمكي و به اين نهضتها اجازه بدهد اگر خواستند از ايران عبور بكنند با اين شرايط كه گفتيم با تصويب نمايندگان ملت بتوانند عبور كنند و اين يك چيز روشني است و حتماً لازم نيست كه ما مصداقش را ذكر بكنيم.
طاهري اصفهاني ـ همانطور كه عرض كردم نبايد بگذاريد «عبور نيروهاي نظامي خارجي از كشور» منظورتان اين است كه ما در برابر كليه كشورهائي كه آزادي ميخواهند و از زير بوغ استعمار ميخواهند خودشان را خارج بكنند متعهد هستيم، حالا چه مسلمان و چه غير مسلمان، خلاصه مستضعفين، بايد فقط به آنها اجازه بدهيم كه عبور بكنند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - در حقيقت اين اصل با آن اصل قبلي كه گفتيم با تصويب سه چهارم نمايندگان براي همين است كه با رعايت جميع اين اصول بدانند آيا اين مواردي هست كه بايد تصويب بكنند يا نه.
(طاهري اصفهاني ـ خلاصه يك قيدي ميخواهد كه بگذاريد.)
آقاي فاتحي بفرمائيد.
(فاتحي ـ اين عبور نيروهاي نظامي خارجي، از كشورهاي اسلامي انصراف دارد؟) انصراف ندارد، گفتيم كشورهاي ديگر.
فاتحي - به هيچ وجه فكر نميكنم در يك زماني مصلحت كشور اجازه بدهد كه عبور بكند مگر وقتي كه به زور بخواهند عبور كنند، اين است كه به نظر ما يك چيز غير ضروري ميآيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - شما به اينكه عدهاي ميخواهند بيايند عبور بكنند و به ملتهاي مستضعف كمك بكنند چه ميگوئيد؟ آقاي اشراقي بفرمائيد.
اشراقي ـ عبور نيروهاي خارجي و اقامت آنها در ايران به مصلحت مملكت نيست ولو اينكه آن خارجيها مسلمان باشند بالاخره اينكه به عنوان مستضعف گفته ميشود ما فعلاً بايد خودمان را اداره كنيم بعد ان شاء اللّه وقتي كه قوي شديم از همه بيچارگان حمايت خواهيم كرد.
من صريحاً با عبور و اقامت موقت نيروي غير هر كه باشد مخالفم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي موسوي جزايري بفرمائيد.
موسوي جزايري ـ من پيشنهاد ميكنم عبارت به اينصورت باشد «عبور نيروي نظامي خارجي از كشور ممنوع است مگر براي غير كشورهاي امپرياليسم از جهت حفظ مصالح كشور آنهم با تصويب سه چهارم كل نمايندگان مجلس شوراي ملي».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي حيدري بفرمائيد.
حيدري ـ همانطور كه بعضي از رفقا اشاره كردند عبارت را اينطور بنويسيم كه «عبور نيروهاي غيراسلامي از كشور يا اقامت موقت مطلقاً ممنوع است و نيروهاي كشورهاي اسلامي در مواقع ضرورت از جهت حفظ مصالح اسلامي با تصويب سه چهارم كل نمايندگان الي آخر».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ عرض ميكنم كه اين اصل، اصل بسيار خوبي است براي قانون اساسي بر خلاف نظر بعضي از سروران، چون هميشه اهم و مهم ملت و كشور در نظر گرفته ميشود يعني عقلا يا فرد عاقل هميشه در زندگي روزمرهاش اهم و مهم را در نظر ميگيرد و مهم را فداي اهم ميكند.
اين يكي از مواردي است كه نمايندگان يا فرماندهي كه همان رهبر است مصالح ملت و كشور و يا اسلام را در نظر ميگيرد و اجازه ميدهد و اين عبور دو صورت دارد يك صورتش به عنوان قهر و غلبه بر كشور ديگري است برخلاف تمايل ملت و يك وقتي هم به عنوان تقاضا است كه ميكند براي عبور از كشور براي كمك به ملتي ديگر، در هر دو صورت در گذشته شاهد اين قضيه بوديم براي عبور از كشور ايران يك استراتژي خاص دارند براي اينكه بتوانند با كشور ديگري بجنگند از اول تقاضا كردند و بعد نشد، وقتي كه اجازه ندادند و همچون قانوني هم نداشتند آنها به قوة قهريه متوسل شدند كه بعدش هم نميشد بيرونشان كرد.
وقتي قانوني وجود داشته باشد نمايندگان دستشان باز است بخصوص با اجازة فرماندهي مصالح ملت را در نظر ميگيرند تا آنجائي كه ميتوانند استقامت بكنند، استقامت ميكنند و تا آنجائي هم كه نميتوانند استقامت بكنند لااقل مثل صلح نامه معاويه با امام حسن عليه السلام ميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خيلي متشكر، آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ باز هم تكرار ميكنم كه اين يك ابهامي دارد كه موضع ما را در دنيا به يك وضع خاصي در ميآورد و احتمال دارد كه اينجا معركه بشود.
من ميگويم كه شما براي مسائل مهم رفراندوم را پيش بيني كردهايد، چه مسألهاي مهمتر و سرنوشت سازتر از ورود يك نيروي خارجي با همان قيد خارجي اش در ايران و اقامت موقت؟ اين موقت تا چه وقت؟ پنج سال، ده سال؟ اين را لااقل بگذاريد به رفراندوم تا از موضوعات مهم تلقي بشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي رباني بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ من نسبت به اين استثناء مخالف هستم و در قانون نبايد اجازه بدهيد كسي خاك ما را اشغال بكند.
ما ثمرات اشغالهاي قبل را ديديم، ايران را اشغال كردند و زدند و كشتند و كوبيدند و بعد هم به فكر بودند كه يك قطعه از مملكت را تجزيه كنند.
بنابراين ما نبايد امروز اين استثناء را در قانون بياوريم، فردا اگر آمدند ارتش ايران توانست جلويشان را ميگيرد، اگر نتوانست بگذاريد غير قانوني وارد خاك ايران بشوند.
و اما مسأله كمك به مسلمانهاي ديگر آن مسأله يك چيز نادري است در شرايط خاص و ما نبايد به خاطر يك مسأله نادر يك اجازه اشغال بطور كلي در اينجا بدهيم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ بعضي اوقات اينجا صحبت هائي ميشود كه جنبه شعاري دارد و غير واقع بينانه است، ما در دنيا هستيم و نميتوانيم دور كشورمان ديوار بكشيم و من يك مورد ساده عرض كنم كه اگر شاه اين قانون را داشت خيلي به نفع اسرائيل بود، موقعي كه ميخواست به سوريه و مصر كمك شود و هواپيماهاي شوروي بنا بود از ايران عبور كنند و كمك بكنند حالا زميني و هوائي فرِ نميكند و به علل خاص جهاني شاه ناچار شد اجازه بدهد، البته وزير خارجه آن موقع هم ميرفندرسكي را به خاطر همين مسئله بر كنار كرد.
ممكن است شوروي و يا كشورهاي ديگر به خاطر كمك به برادران مسلمانمان بخواهند از اينجا عبور كنند و ما نبايد دست آنها را ببنديم و اشغال هم با اجازه عبور، از زمين تا آسمان فرِ دارد.
اشغال يك چيزي است به زور، همانطور كه اسرائيل سرزمينهاي عربي را اشغال كرده است، اما عبور اگر يك وقتي مطابق مصالح مسلمين باشد و آن هم خواه ناخواه با مجلس اسلامي است و با تصويب سه چهارم نمايندگان است پس دستمان را نبنديم، چون اگر اين اصل را ننويسيم راه بازتر خواهد بود و بهانهاي هم به دست دشمن نخواهيم داد.
ما در اينجا يك قانون اساسي مينويسيم كه بهترين قانون اساسي است و مملكت را تمام و كمال مستقل ميكند.
رباني شيرازي ـ شوروي براي حمايت از مسلمين كاري نميكرد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ ما نبايد در قانون اساسي اظهار ضعف كنيم.
اولا شرايطي كه برادران نام بردند در زمان گذشته با حالا فرِ ميكند.
امروز حملة دشمن به نحو ديگري است، به صورت توطئه و غيره است و فكر نميكنم يك كشوري به خودش اين اجازه را بدهد كه به كشور ديگري آشكارا تجاوز بكند و مورد اشغال و اعتراض قرار بدهد، بنابراين آن شرايط با اين شرايط امروز ما و با اين اصل هيچ تطبيق ندارد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي پرورش بفرمائيد.
پرورش ـ اگر اين اصل را دو قسمت بكنيم به اينصورت كه «عبور نيروهاي سلطه جوي بيگانه از كشور و همچنين اقامت موقت آنها مطلقاً ممنوع است ولي عبور و يا اقامت نيروهاي آزاديبخش و عدالت خواه بايد با تصويب سه چهارم نمايندگان مجلس شوراي ملي و فرمانده كل قوا باشد».
رباني شيرازي ـ آنوقت فردا شوروي ميگويد من نيروي آزاديبخش هستم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي تهراني بفرمائيد.
تهراني ـ اين اصل كه بعضيها اشكال ميكنند به اينكه موجب ميشود ديگران به كشور ما بيايند، اين به نظر من توهم نادرستي است.
اولا در صدرش نوشته شده كه «هيچ نيروي نظامي» فرِ نميكند وقتي نوشته شده خارج يعني غير ايراني هر كشوري باشد نميتواند عبور كند و نميتواند موقتاً اقامت بكند مگر در مواقع ضرورت و مواقع ضرورت هم متعدد است يكي از آن موارد اين است كه خودمان اجازه بدهيم و آن در صورتي است كه ايران در خطر باشد مثلا پاكستان ميخواهد به ايران كمك بكند ما اگر اجازه ندهيم نيرو از پاكستان و تركيه به ما برسد آن موقع ملت ما از بين ميرود.
آقايان همهاش از آنطرف احتياط ميكنند و به فكر اينطرفش نيستند و از آن گذشته خود پيشنهاد آقايان در اصل سوم اين بود كه به همة مستضعفان جهان كمك بكنند، پس طبق اصل 3 چه اينجا بنويسيم و چه ننويسيم اگر مستضعفي مثل فلسطين احتياج به كمك داشته باشد و پاكستان بخواهد برايش كمك بدهد طبق اصل 3 ما بايد راهش بدهيم چه بنويسيم و چه ننويسيم، و از آن گذشته آمدن نيروهاي خارجي را مقيد كرديد به تصويب سه چهارم نمايندگاني كه از اين ملت هستند و نيز شوراي رهبري و فرماندهي كه در آن شوراي رهبري عدهاي از فقها هستند بنابراين اگر در اينجا صدرش را بنويسيم و ذيلش را ننويسيم با مصالح اسلام و مسلمين مغايرت خواهد داشت.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بفرمائيد اصل را براي رأيگيري بخوانم.
(مكارم شيرازي ـ اول اصلاح بفرمائيد.)
اصلاحش اين است كه «از جهت حفظ مصالح كشور و اهداف انقلاب اسلامي».
مكارم شيرازي ـ اگر بنويسيد «يا تعهد برادرانه نسبت به مسلمانان و حمايت از مستضعفين جهان» اشكال برطرف ميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - تعهدي كه اينجا نوشته شده خيلي جالب و كوتاهتر از آن است و بنابراين اصل 122 براي رأيگيري خوانده ميشود.
اصل 122 ـ عبور نيروي نظامي خارجي از كشور يا اقامت موقت آنها ممنوع است مگر در مواقع ضرورت از جهت حفظ مصالح كشور و اهداف انقلاب اسلامي آنهم با تصويب سه چهارم كل نمايندگان مجلس شوراي ملي و فرماندهي كل قوا.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - لطفاً رأي بگيريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأيگيري را اعلام ميكنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و يك نفر، تعداد كل آراء شصت و يك رأي، آراء موافق چهل و پنج رأي، آراء مخالف نه رأي، آراء ممتنع هفت رأي، بنابراين اصل 122 با چهل و پنج رأي موافق تصويب نشد و براي بررسي بيشتر به گروه برميگردد.

6ـ طرح و تصويب اصل 125 (اصل يكصد و پنجاهم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 125 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 125 ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشكيل شد، براي ادامه نقش خود در نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن پابرجا ميماند.
حدود وظايف و قلمرو مسئوليت اين سپاه در رابطه با وظايف و قلمرو مسئوليت نيروهاي مسلح ديگر با تأكيد بر همكاري و هماهنگي برادرانة ميان آنها به وسيله قانون تعيين ميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - هنوز اصل خوانده نشده حدود بيست نفر از دوستان براي صحبت اسم نوشتهاند، يك موافق و يك مخالف ميتوانند صحبت بكنند.
بر حسب آنچه اسم نوشتهاند.
آقاي منتظري شما موافقيد يا مخالف؟ (منتظري ـ من موافقم.)
آقاي هاشمي نژاد شما؟ (هاشمي نژاد ـ موافقم.)
آقاي پرورش شما؟ (پرورش ـ مخالفم.)
آقاي پرورش به عنوان مخالف بفرمائيد.
پرورش ـ سلام عليكم.

بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين.
اين اصل 125 كه نمودار موجوديت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است، اين سپاه عزيزي كه از متن و بطن جامعه انقلاب اسلامي روئيده است و طبيعي است وقتي كه من به عنوان مخالف ميخواهم اينجا صحبت كنم در زمينه وجود بقاي اين سپاه نيست بلكه در زمينه اين اصل است چون ابعاد و اضلاع و زواياي كامل اين سپاه را بررسي نكردهايد.
در قسمت اول اين اصل درست و صحيح است و قسمت صحيح اين اصل است اما در قسمت دوم نوشته است «حدود وظايف و قلمرو مسئوليت اين سپاه در رابطه با وظايف و قلمرو مسئوليت نيروهاي مسلح ديگر با تأكيد بر همكاري و هماهنگي برادرانه ميان آنها به وسيله قانون تعيين بشود.
» در اينجا سپاه پاسداران اين گروه جان بر كف از جان گذشته كه همه موجوديتشان را وقف اين انقلاب و به ثمر رساندن اهداف آن ميكنند و شبانه روز همه ما شاهد فداكاريها و گذشتهاي آنها هستيم از كجا تأمين ميشود.
دوم تعيين نشده كه دولت بايد امكانات براي اينها فراهم بياورد و ايجاد بكند يعني رابطه دولت با اين سپاه به هيچ صورت بيان نشده است زيرا ما ميبينيم دولت مبعوث انقلاب كه بيش از هر كس به وجود اين عزيزان جان بر كف نيازمند بود در خود گرماگرم انقلاب چه گلي بر سر آنها ميريخت و پيوسته آنها را تخطئه ميكرد و چه برسد به دولتهاي بعد كه فاصلهاي هم با متن انقلاب و آغاز انقلاب دارند، از اينجهت تعيين نشده كه دولت بايد امكانات لازم را براي اينها فراهم كند.
مسأله سوم اينكه اين گروه معلقي كه در اين اصل نه روشن است كه بودجة آنها از كجا هست و نه معلوم است كه به كدامين منبع و مأخذي متصل هستند و از كجا و از چه كانالي تغذيه ميشوند، از نظر بودجه و امكانات، ذكر نشده كه ارتش بايد تجهيزات لازم را در اختيارشان قرار بدهد، زيرا واقعاً اصلي را كه بايد شديداً به آن توجه داشت و گروهي كه بايد عميقاً به عظمت آنها توجه داشت همين گروهند كه من صبح پيشنهاد كردم خدمت برادر عزيزمان آقاي دكتر بهشتي و گفتم همينطور كه از ارتش اينجا آمدند، از وزارت دفاع آمدند براي اينكه سخنانشان را بگويند حداقل از پاسداران انقلاب يا فرماندهي عملياتي آن يا افراد ديگري كه در اين زمينه متخصص هستند دعوت بشود تا مشكلاتشان را بازگو كنند و بررسي بشود و بر اساس آن مشكلات، آقايان چاره انديشي كنند زيرا يك گروهي از آغاز انقلاب به همان صورتي كه امام علي بن ابيطالب (ع) به فرزندش ميگويد كه فرزندم «اعراللّه جمجمتك، ارم بيصرك، عض علي ناجذك» با چنين حالتي جان بر كف در مقابل دشمن و توطئه گر ميايستند، بايد بيش از اين امكانات و تجهيزات لازم در اختيارشان قرار داده بشود.
بنابراين بعد مخالفت من نه از اين نظر است كه من با سپاه پاسداران، سپاهي كه عميقاً به آنان عشق ميورزم و حاضرم موجوديتم را نثار خود اين سپاه داشته باشم بلكه ميخواهم بگويم اصل فقط اينچنين بيان كرده «حدود وظايف و قلمرو مسئوليت اين سپاه» فقط وظايفش را و قلمرو مسئوليتش را قانون معين ميكند ولي سپاه از كجا تغذيه شود در اين اصل نيست، از كجا بودجة سپاه تأمين بشود معلوم نيست، چگونه با دولت رابطه داشته باشد معلوم نيست و چگونه سپاه از تجهيزات لازم بهرهمند بشود معلوم نيست.
يك موجوديت معلقي است كه فقط حدود وظايف و قلمرو مسئوليتش بعداً به وسيله قانون معين ميشود.
(مكارم شيرازي ـ ايشان مخالف نبودند.)
گفتم مخالف با تدوين اين اصل به اين صورت هستم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - قبل از اينكه آقاي منتظري به عنوان موافق صحبت كنند دو نكته مربوط ميشد به من كه توضيح ميدهم.
يكي اينكه من صبح به آقاي پرورش عرض كردم دوستان در جلسه به همه اين نكاتي كه ميفرمائيد واقفند و در جريان كار هستند و حضور دارند و چه بسا از برخي از مسئولان سپاه هم بيشتر به جزئيات همين نكاتي كه ميفرمائيد واقف هستند و به اين دليل بود كه ديگر زحمت به برادران نداديم و آن جنبهها مورد نظر واقع شد و دوم اينكه ما در هيچيك از واحدهائي كه تا حالا به تصويب رسيده است نگفتيم كه بودجهاش چيست، هر چيزي كه اينجا نوشتهايم كه موجوديت دارد يعني بودجه و تجهيزاتش بر عهده ملت است.
در بحث قوة قضائي ميگوئيم دادگاههاي چنين و چناني بايد باشد ديگر نميگوئيم كه بودجهاش از كجا تأمين ميشود.
در مورد خود ارتش كه مطرح بود نگفتيم تجهيزات و بودجهاش را چه مرجعي تهيه كند.
هر واحدي را كه در قانون اساسي به عنوان يك واحد ضروري اسم بردهايم معلوم است كه بايد امكانات و بودجهاش را دولت تأمين كند.
(دكتر شيباني ـ رديف بودجهاش هم هست و دولت معين كرده است.)
اجازه بدهيد من اين موضوع را هم براي اطلاع همه ملت و پاسداران عزيز توضيح بدهم كه بودجه امسال سپاه پاسداران به صورت بودجه در حد نياز كارهايشان بر حسب پيشنهاد خودشان، چون از سپاه خواسته شد كه بودجه پيشنهاد كند و بودجه پيشنهادي سپاه توسط شوراي انقلاب تصويب شده و به دولت هم ابلاغ شده و عمل هم ميشود.
آقاي منتظري به عنوان موافق بفرمائيد.
رئيس (منتظري) - اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم،
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
من خواهش ميكنم كه اگر كسي به عرايض من اشكال دارد بگذارد عرايض من تمام بشود بعد صحبت بكند.
با اينكه دو معني براي ما مسلم است يكي اينكه دفاع از مكتب اسلام بر همه مردم لازم است، برادران ارتشي، برادران سپاه پاسدار و بقية مردم همه در اين جهت شريكند و با اينكه دفاع از كشور هم بر همه لازم است ولي معذلك ميخواهم بگويم كه يك نكتهاي در صحبت آقايان صبح در كميسيون مشترك مورد غفلت واقع شده و آن اين است، مثل اينكه خيال ميشد كه اگر وجود سپاه پاسداران تضادي داشته باشد، با ارتش تضاد دارد در صورتي كه به فرض محال اگر كسي بخواهد بگويد تضادي دارد با نيروهاي انتظامي مثل پليس و ژاندارمري بيشتر برخورد دارد ولي من ميخواهم عرض كنم با هيچيك از آنها تضاد ندارد و قلمرو كارشان اصلا تفاوت دارد و بايد سپاه پاسداران باشد.
يك وقتي درصدر اسلام طوري بوده است كه اوضاع نظاميگري و اينها خيلي ساده بوده است يك نفر يك شمشير داشته با يك شتر، پياده يا فوِ آن با يك اسب اما امروز تجهيزات نظامي خيلي پيچيده است و آن چيزي كه وظيفه اساسي ارتش است دفاع از كشور است در مقابل نيروهاي خارجي كه ممكن است يك وقت به كشور حمله بكنند، و اينكه ميگويم ارتش بايد مجهز باشد بله بايد با مدرنترين تجهيزات نظامي مجهز بشود.
ما پريروز در اين دانشكده نظامي براي تشويق آنها شركت كرديم با بعضي از آقايان ديگر.
اتفاقاً آنجا آقاي نخست وزير اين آيه «واعدوالهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل» را خواندند و ايشان از اين «من رباط الخيل» استفاده كردند و گفتند كه اينجا بيشتر روي پياده نظام تكيه شده و اين غفلت بزرگي از ايشان بود در صورتي كه در صدر اسلام پياده نظام وسيله نداشت و آن كسي كه يك كمي وسيله بهتري داشت، شتر داشت.
مدرنترين وسيلهاي كه آن زمان داشتهاند اسب بوده است پس «رباط الخيل» پياده نظام نيست بلكه مدرنترين سواره نظام است و ارتش اگر بخواهد از كشور دفاع كند بايد مجهز باشد به مدرنترين جهازات روز مثلا امروز اگر هواپيماهاي اف ـ 15 و اف ـ 16 هست مسلمانها هم بايد آنها را داشته باشند حتي اين معنا را كه در دهنها انداخته بودند كه بايستي كه ما تجهيزات اتمي نداشته باشيم، البته اگر دنيا توافق كرد بر اينكه تجهيزات اتمي از بين برود در امور جنگي، خوب ما هم موافقيم اما در صورتي كه آمريكا و شوروي مثل دو غول خودشان را مجهز كردهاند به نيروهاي اتمي، مسلمانها هم بايد نيروهاي اتمي داشته باشند، اينهمه دارند پاكستان را هو ميكنند كه چرا دارد بمب اتمي ميسازد بمب اتمي ميسازد بمب اتمي براي آمريكا و شوروي حلال است اما براي مسلمانها حرام است «واعدواللهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل» دليل بر اين است كه بالاترين تجهيزات نظامي را ارتش ما بايد داشته باشد و ارتش اگر بخواهد مجهز به آنجور نيروها باشد فقط در مقابل دشمن خارجي است و دشمن خارجي را شما كوچك نشماريد، نگوئيد كه امروز كسي حمله به كشورهاي اسلامي نميكند جهان سوم هميشه در معرض خطر دو امپرياليزم شرِ و غرب است.
پس بنابراين ارتش ما بايد مجهز بشود و من از دولت ميخواهم كه برادران ارتشي ما را تشويق كند كه ذوِ خودشان را بكار ببرند و روحيه ابتكار درشان پيدا بشود تا ارتش خودشان را به جهازات مدرن روز و صنعتي روز مجهز بكنند.
بنابراين ارتش بايستي دفاع از كشور بكند در مقابل نيروهاي خارجي ولي پاسداران انقلاب بالاترين وظيفهاش دفاع از مكتب است مكتب اسلام، اگر چنانچه روزي وزارت امر به معروف و نهي از منكر پيدا كرديم پاسداران انقلاب ميشوند ضابطين نظامي آن وزارت و اگر هم پيدا نكرديم پاسداران انقلاب چون از متن اسلام جوشيدند يعني در وقتي كه انقلاب اسلامي شد داوطلبانه از متن اسلام و از روحيه اسلام جوشيدند اينها بيش از همه دفاع از مكتب اسلام خواهند كرد.
بنابراين ما براي دفاع از مكتب اسلام به اينها احتياج داريم و دولت هم بايد اينها را مجهز كند در مقابل ضد انقلاب به بالاترين جهازات و اينهم منافات ندارد كه اگر يك روزگاري ارتش هم به اينها احتياج پيدا كرد اينها كمك بكنند چنانچه اگر يك روزگاري احتياج پيدا شد كه ارتش كمك به داخل بكند آنهم مانعي ندارد ولي الان قلمروشان از يكديگر جدا است و پاسداران انقلاب چون داوطلبانه آمدند ميخواهند دفاع از مكتب بكنند و ما يك نيروئي به عنوان دفاع از مكتب لازم داريم.
اميدوارم كه دولت قدر بداند و تقدير كند و اين تبليغات سوئي كه از بيرون شنيده ميشود كه ميخواهند بين ارتش و بين پاسداران جدائي بيندازند اميدوارم مؤثر واقع نشود و دست برادري به يكديگر بدهند و هم از كشور و هم از مكتب دفاع كنند.
تهراني ـ توضيح بدهيد كه مقصود ايشان تعقيب سياست نظامي شاه نيست و ما الان در مورد وظايف ارتش و پاسداران در حال مطالعه هستيم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - همينطور است يعني متأسفانه يك بحثي را آقاي منتظري مطرح كردند كه در دستور مربوط به اين جلسه نبود و طبعاً از طرف دوستان نظرات گوناگوني را ايجاب كند ولي ما فعلاً به آن قسمتي از بحث ايشان توجه ميكنيم كه مربوط به دفاع از اصل بود.
اشراقي ـ اينجا نظريه مخالف مانندي ذكر نشد.
مقدم مراغهاي ـ اجازه بفرمائيد من تذكري دارم راجع به نحوه اجراي آئين نامه در اين جلسه، چون شما از قبل ميدانستيد چه كساني به چه نحو مخالفت ميكنند و به آنها اجازه صحبت داديد و اين در شأن اين مجلس نيست.
حسيني هاشمي ـ من خواهش ميكنم به ايشان وقت بدهيد تا بيايند مخالفتشان را بكنند تا جواب داده شود.
هاشمي نژاد - اجازه بدهيد يك موافق و يك مخالف ديگر هم صحبت كنند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خوب، آقاي مراغهاي گاهي اظهار لطفهائي از اين قبيل يا راجع به بنده يا راجع به كل مجلس يا راجع به كل انقلاب دارند.
عرض ميشود كه من نه علم غيب دارم و نه خبر داشتم اتفاقاً صبح هم آخر وقت با آقاي پرورش وقتي كه ميخواستيم برويم بيرون به من گفتيد كه من به عنوان مخالف صحبتي دارم و گفتيم كه وقت تمام است ايشان گفتند من عصر صحبت ميكنم اگر سابقه ذهني براي من بود در اين حد بود كه آخر جلسه ايشان گفتند من صحبتي دارم به عنوان مخالف عصر هم صحبت ميكنم.
بناي ما براين است كه حمل بر فسادها نباشد نميدانم آقاي مقدم مراغهاي چطور به خودشان اجازه دادند كه بگويند شما بهتر از همه ميدانيد كه چه كسي موافق است چه كسي مخالف اولا چطور من بهتر از همه ميدانم ثانياً اينجا نوبت به ايشان رسيد به عنوان مخالف آمدند صحبت كردند.
به هر حال اينگونه برداشتها با آن پيوندي كه ما ميخواهيم در اين اجتماع داشته باشيم سازگاري ندارد و اميدوارم اگر چنين ذهنياتي آقاي مقدم مراغهاي دارند لااقل به كساني كه اينجا ميخواهند دور از اين حرفها وظيفة شان را انجام بدهند تعميم ندهند.
فارسي ـ اگر اشكالي ندارد از نظر آئين نامه اجازه بدهيد آقاي مقدم مراغهاي هم صحبت كنند.
رباني املشي ـ موافق صحبت كرده است ولي بعضيها مدعي هستند مخالف صحبت نكرده است اجازه بفرمائيد يك نفر به عنوان مخالف صحبت بكند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بفرمائيد، آقاي اشراقي اينجا اسم نوشته بودند و به عنوان مخالف صحبتشان را فرمودند، اگر فكر ميكنيد كه صحبت ايشان هم به عنوان مخالف كافي نيست، يك نفر مخالف ديگر بيايد صحبت بكند البته اسم آقاي مقدم مراغهاي اينجا نوشته نشده است، آقاياني كه براي صحبت در اصل 125 اسم نوشتهاند عبارتند از آقايان: منتظري، هاشمي نژاد، پرورش، حسيني هاشمي، مكارم، موسوي تبريزي، رباني شيرازي، دكتر آيت، رشيديان، اشراقي، قرشي، كياوش، بشارت، ميرمردازهي، طاهري اصفهاني، طاهري گرگاني، سبحاني بنابراين اگر آقاي اشراقي كه به عنوان مخالف صحبت كردند كافي است، اصل را براي گرفتن رأي بخوانيم.
هاشمي نژاد ـ اجازه بفرمائيد، من عرضي دارم.
تجربه نشان داد متأسفانه در مسائل حياتي به مخالفيني كه ميگويند ما مخالفيم كمتر اجازه صحبت داده شده است در اين مسائل نظراتشان را بگويند، در عين اينكه موافقين در دنبالش هستند يا اگر اجازه داده شد فقط به مخالفين داده شده و به موافقين اجازه داده نشده است، و دوستانمان هم گاهي عجله ميكنند در عين آنكه از اين تربيون غالباً يا احياناً بعضي از مواقع استفاده هائي شده كه نياز به يك سري توضيحات داشت و ما اين توضيحات را نداديم و اين استفاده را نكرديم.
اجازه بدهيد در مورد اين مسأله يك مخالف بيايد صريح صبحت بكند و تقاضا ميكنم دوستان هم ده دقيقه تحمل كنند بگذاريد مشخص كنيم كه مسأله چيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - چون مسأله مهمي است و از نهادهاي انقلاب است و آئين نامه هم اجازه ميدهد كه اين كار را بكنيم چه كس ديگري مخالف است.
آقاي حسيني هاشمي؟ (حسيني هاشمي ـ من موافقم.)
آقاي خامنهاي شما بفرمائيد.
خامنهاي ـ پس آقاي دكتر بهشتي اجازه بدهيد نصف مذاكرات صبح جلسه مشترك گروهها، در جلسه علني بعدازظهرها انجام بگيرد.
كرمي ـ خود آقاي هاشمي نژاد صبح مفصلا صحبت فرمودند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي موسوي تبريزي نظر شما چيست؟ (موسوي تبريزي ـ من موافقم.)
تهراني ـ اجازه بفرمائيد آقاي مقدم مراغهاي در اين اصل به عنوان مخالف نظرشان را بگويند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - پس با اجازه دوستان آقاي مقدم مراغهاي به عنوان مخالف صحبت ميكنند بعد هم يك موافق دفاع خواهد كرد.
آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ به نام خدا.
البته با اين حالت هيجاني بنده نميخواهم مصدع بشوم ولي...
(يزدي ـ هيجاني در كار نيست، آزاد صحبت بفرمائيد.)
متشكرم، يكي دو نكته را ميخواهم عرض بكنم، روز بيست و سوم بهمن پارسال بود آقاي مهندس بازرگان نخست وزير موقت (يعني روز دوم نخست وزيريشان) به بنده تلفن كردند (ساعت نه بود من رسيدم منزل، تلفن كردند) و گفتند فلاني الان از سفارت سويس به من خبر دادند كه عدهاي از اتباع سويس را در هتلهاي شمال شهر گرفتهاند و برايشان مزاحمت فراهم ميشود چون ممكن است اين كار يك انعكاس بين المللي پيدا بكند خواهش ميكنم شخصاً برويد اين مطلب را رسيدگي بكنيد.
البته در نظر داشته باشيد روز دوم انقلاب چه وضعي در تهران برقرار بود، البته معلوم بود آنها در هتلهاي شمال شهر هستند و در جنوب شهر نيستند بنده رفتم هتلها را يكي يكي بازديد كردم تقريباً آنچه ديدم مشابه بود، رفتم ديدم چند جوان آنجا هستند اتباع خارجي را در سالن جمع كردهاند و بالاي سرشان ايستادهاند.
از جوانها پرسيدم شما از طرف چه كسي آمدهايد؟ گفتند خودمان آمدهايم (البته بعد از آنكه خودم را معرفي كردم) پرسيدم با چه كسي ارتباط داريد؟ گفتند با هيچكس با خودمان.
گفتم اگر پيش آمدي برايتان بشود، اتفاقي بيفتد و به شما حمله كنند از چه كسي كمك ميخواهيد؟ گفتند نميدانيم.
آنجا هتل هيلتون بود و بقيه هم همينطور واقعاً اسم هتلهاي شمال شهر را فراموش كردهام.
اين پاسداران انقلاب از اين جا سرچشمه گرفتهاند يعني خودشان مردمي عمل كردهاند بدون اينك سرپرست داشته باشند.
خاطره چند روز قبلش را بگويم روز جمعهاي بود، يك سرلشكر معدوم به من تلفن كرد گفت به آقاي مهندس بازرگان بگو كه ارتش درست است كه پانصد هزار نفر است ولي نبض او در دست لشگر جاويدان و نيروي مخصوص است و ما تصميم داريم كه همه تان را از بين ببريم حالا هر موقع كه باشد.
البته بنده به او جواب دادم اگر لشگر جاويدان يا نيروي مخصوص عمل بكند مطمئن باشيد زير سيل نيروي همان لشگري كه شما فكر ميكنيد سياهي لشگر است از بين ميرود و بعد هم ديديم كه همانطور شد.
چند شب بعد ساعت يك و نيم بعد از نصف شب به منزل ما حمله كردند من به پاسدارها تلفن كردم تقريباً پنج دقيقه بعد پاسدارها آنجا بودند.
پس كسي كه دارد اين حرفها را ميزند روي اين نظر كه با اساس مخالف باشد نيست اما اصل بعدي اصل بسيار خوبي است.
ما بايد كاري بكنيم كه همه مردم در حفاظت از مكتب مشاركت داشته باشند نه گروه خاصي.
الان خوشبختانه حكومت اسلامي بر ارتش مسلط است تا آنجا كه ما ميبينيم و ميشنويم تزكيه هم شده است و آن اشخاصي كه به اصطلاح منبع فساد بودهاند از بين رفتهاند اگر كسان ديگري هم هستند اينها هم از بين خواهند رفت.
اين پاسداران هم واقعاً خدماتشان را انجام دادهاند، وقتي من ميگويم پاسداران براي الان نيست ما برميگرديم به آن مسأله كلي اين را اجازه بدهيد در كنايه خدمت آقايان بگويم، چون نميخواهم هر ساعت مزاحمتان بشوم ما هنوز اين دو اصل را با هم حل نكردهايم كه اين اصل حاكميت مردم، تكرار ميكنم براي دوران حيات امام خميني هيچ نگراني نيست براي بعد، اين پاسداران شايد ده سال ديگر هيچكدام نباشند اين پاسداران يا بطور موقت يا بطور دائم هستند و واقعاً ملت مديون اينها است بايد از آنها حمايت بكند و هر كاري ميكند بايد مسير زندگيشان را معين بكند در اين حرفي نيست ولي در آينده يك نيروي مخصوص در اختيار نيروئي كه ما هنوز نميدانيم چه خواهد شد ميگذاريد و واقعاً تعيين نكردهاند، شما گفتهايد اساسش را بعداً تعيين خواهيد كرد هنوز آن وضع مرجعيت و رهبري را با هم تعيين نكردهايد، هنوز ارتباط و اصطكاكش را با حاكميت ملت تعيين نكردهايد.
آقا اينكه عرض ميكنم براي اين است كه اين اصول به هم پيوسته است ما اصول را مدام تنها تنها تصويب ميكنيم و رد بشويم.
اين قانون را ميخواهيد اجرا بشود يا نه؟ اگر ميخواهيد اجرا بشود پيوستگي اش را با هم در نظر بگيريد، با مباني كه قبول نكردهايد ببينيد چه ارتباطي دارد.
ما ارتش داريم كه وظيفه است و وقتي ارتش وظيفه شد ملي است چون هشت سال ديگر، چند سال ديگر همه اين افراد ارتش عوض خواهند شد فرماندهان هم عوض خواهند شد و تصفيه خواهند شد، يك عده افسران جوان خواهند ماند كه در اختيار جمهوري اسلامي هستند و بايد با پاسداران همكاري بكنند.
پاسداران و ارتش اسلامي و ژاندارمري و شهرباني اينها قواي انتظامي مملكت هستند كه بايد برنامه شان يك كاسه تعيين شود، متشكرم.
ميرمرادزهي ـ بالاخره نفهميديم آقاي مقدم مراغهاي با سپاه پاسداران مخالف بودند يا موافق؟ موسوي اردبيلي ـ امروز هر كس به عنوان مخالف صحبت كرد، بعد معلوم شد مخالف نبوده است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي هاشمي نژاد به عنوان موافق صحبت ميفرمايند.
هاشمي نژاد ـ همان طوري كه الان برادرمان آقاي موسوي اردبيلي اشاره كردند شايد به خاطر اينكه در جمع حرفهائي كه در اينجا به عنوان مخالفت زده شده بود هيچگونه استدلالي براي اينكه چرا ما مخالفيم وجود نداشت فقط مسأله اين بود كه با طرح اين اصل مخالف بودند و خوشبختانه مسائلي كه در اينجا طرح شده پيدا شد كه عامل اصلي مخالفت ايشان چيست.
مسأله سپاه پاسداران را ايشان در يك رابطه خيلي جزئي و سطحي كه «جناب آقاي نخست وزير به من تلفن كردند و من هم رفتم در هتل چند نفر جوان آنجا بودند گفتم كه آقا شما از كجا آمدهايد گفتند خودمان اينجا آغاز شد» اين تحليل با واقعيت جامعه ما مطابق نيست و به ايشان هم حق ميدهيم چون قبل از پيروزي انقلاب كه جناب آقاي نخست وزير به جناب آقاي مقدم مراغهاي تلفن بكنند ايشان هم مثل بسياري از دوستان در متن انقلاب به آن صورت نبودند.
آنهائي كه جاي دارند الان راجع به سپاه پاسداران و سابقه پيدايش آن صحبت ميكنند كساني هستند كه جاي پاي آنها همه جا هست در دوران انقلاب، در كنار ملت، در دادگاههاي استبدادي، در سلولها، زير شكنجهها، در حالي كه دست بند به دستشان بود و آنها را به اينطرف و آنطرف ميكشيدند در تظاهرات يك سال اخير صداي مردم را منعكس ميكردند و زير رگبار گلوله بودند و تا آستانه مرگ رفتند و خدا نخواست و اكنون زنده و در اينجا هستند.
اگر آنها به جاي مقدم مراغهاي بودند و اينجا ميآمدند، ميگفتند كه سپاه پاسداران از همان صد هزار جوانان شهيد جان بر كف ما هستند يعني باقي مانده آنها هستند كه اكنون تحت اين عنوان شكل گرفتهاند.
اينها كساني بودند كه قبل از سقوط رژيم خودشان را در خط امام مسلح ميكردند و مسلح هم شده بودند تا آن روزي كه امام فرمان جهاد مسلحانه را بدهد آماده بشوند.
خوب بود برادرمان به آن جمله امام توجه ميكردند كه قبل از 22 بهمن وقتي از آقا پرسيدند اگر فرمان جهاد بدهيد اسلحه را از كجا تأمين ميكنيد ايشان فرمودند مهم نيست و كار آساني است.
تصور نميفرمائيد كه آقا در جريان اين كار بودهاند؟ و همين جوانان مسلح و آماده و تعليمات ديده آنجا بودند چون توجه داريد كه يك آدم ناشي يك دفعه نميتواند تفنگ را به دست بگيرد و از اسلحه استفاده بكند و به عبارت ديگر به قول معروف هميشه يك كيفيت تازهاي كه بوجود ميآيد در هر بعدي معلول طي مراحل كمي گذشته است و اين برداشت و تحليل صحيح علمي نيست كه آدم يك پديده را و يك كيفيت تازه را از همان جا ببيند و مراحل قبلي اش را مورد توجه قرار ندهد.
سپاه پاسداران كساني هستند كه مطمئناً ايشان در جريان كار آنها نيستند ولي بسياري از دوستان ما در جريان كار آنها قرار دارند.
تعدادي از آنها مهندس، فوِ ليسانس، ليسانس، داراي ديپلم، انواع مدارك مختلف علمي هستند همين الان با داشتن شغل، با داشتن همه امكانات متوسط رفاهي زندگي و با داشتن زن و فرزند به خاطر همان هدفي كه يك سال قبل خيليها در گوشه خانه نشسته بودند و به انقلاب و به رهبر انقلاب اعتراض داشتند كه چرا اين موضع حاد را داري؟ با آمريكا نميشود مبارزه كرد و معتقد بودند كه بايد با نظام آمريكا ساخت و تا روزهاي قبل از ورود رهبر به ايران شعار آنها اين بود، در آن روزها اين سپاه تشكيل شده بود منتها زير پرده بود و بعد از آنكه رهبر انقلاب آمد و انقلاب در اين مرحله قرار گرفت اينها آشكار شدند شكل گرفتند و راه خودشان را ادامه دادند و الان هم ميبينيم همان گونه كه برادرمان آقاي پرورش گفتند واقعاً جمجمه خود را به خدا عاريه ميدهند و ميروند به جبهه جنگ و شديداً مقابله و مبارزه و مقاومت ميكنند.
مسأله اين است كه ايشان سپاه پاسدار را خوب شد فرمودند...
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ آقاي هاشمي نژاد وقت شما رو به اتمام است.)
چشم، سپاه پاسدار را ربط دادند به ولايت فقيه و حاكميت ملي.
اميدوارم اين مسأله براي آخرين بار باشد.
از ايشان و از همه كساني كه درباره ولايت فقيه و مسائل جاري روز مملكت، مسأله خبرگان، آنچه تاكنون تصويب شده است و آنچه كه در اين رابطه و شرايط جاري كشور هست اشكالي دارند و نظري دارند از اين فرصت استفاده ميكنم و دعوت ميكنم به بحث و مناظره عمومي تا مشخص بشود حاكميت ملي و ولايت فقيه با يكديگر تضاد دارند يا مكمل يكديگرند، ملازم يكديگرند.
سيستم ما سيستم امانت و امت است نه امت با امامت تضاد دارند يا مكمل يكديگرند، ملازم متلازم با يكديگر هستند.
مسأله اين است كه جمعي در اين كشور هستند حق دارند اين نظر را داشته باشند و اين نظرشان را ميآيند اينجا ابراز هم ميكنند و در عين حال عجيب است كه ميگويند جو خفقان در مجلس حكمفرماست اين نظر را دارند كه تصور كردهاند انقلابي كه در اين مملكت واقع شده است به اين مفهوم است كه اين سيستم آريامهري با تمام ابعاد اقتصاديش، نظاميش، سياسي اش و همه مسائل هست فقط تعدادي از افراد را از بالا برداشتهاند يك تعداد را بگذارند سر جاي آنها، و درست در همان خط غرب فكر ميكنند حق دارند چنين فكري را بكنند يعني فكر كردهاند انقلاب ملت ما به خاطر اين است كه سيستم غربي را در اين مملكت پياده كنيم منتها تا ديروز كسي نميتوانست حرف بزند حالا ميتوانند حرف بزنند يعني مبارزه و انقلاب ما ضد استبدادي است و حال آنكه مسأله اين نيست و به همين دليل است كه با هر نهاد تازهاي كه در رابطه با انقلاب است جمعي مخالفند.
اين نهاد چه به صورت ولايت فقيه باشد كه فرمودند چه به صورت سپاه پاسداران باشد كه در اينجا تشريح كردهاند چه به صورت شوراي نگهبان باشد هر چيزي كه نهاد تازه و در رابطه با انقلاب است تعدادي با اين جهت مخالفند و ميخواهند سيستم حكومت كشور، همان سيستم غربي باشد در حالي كه ما راه نو، خط نو هستيم و اگر تعدادي در دوران تظاهرات مردم نبودند حداقل از راديوها شنيدند كه شعار ملت ما اين بود: نه شرقي، نه غربي، حكومت اسلامي يا جمهوري اسلامي كه تفاوتي با هم در اين جهت ندارد پس انقلاب نهادهاي تازهاي دارد و يكي از اين نهادهاي تازه سپاه پاسداران است و تعجب ميكنم از اينكه جمعي تصور ميكنند اين با كدام نيرو تضاد دارد يا ندارد.
صبح امروز هم در جلسه مشترك اين جهت را عرض كردم هر نهاد تازهاي در رابطه با انقلاب وقتي در يك كشوري بخواهد بوجود بيايد خواه ناخواه اين مسائل هست مطمئناً روزي كه طرح پليس را ريخته بودند و ميخواستند در اين مملكت پياده كنند، روزي كه طرح ژاندارمري را ريخته بودند چنين مسائلي مطرح بود مسلماً اين سري مسائل يك سري مشكلاتي در ابتداي كار دارد ولي اين مشكلات حل ميشود و اين مشكلات در جو اسلامي به خوبي راه حل خودش را طي ميكند و ما در آينده نزديك خواهيم ديد كه اين نيروها در كنار يكديگر همه در يك مسير و حافظ انقلاب اسلامي و هدفهاي اسلامي به راه خودشان ادامه ميدهند، والسلام.
دكتر بيت اوشانا ـ ايشان در ميان سخنان خود ارتش سابق را به سپاه پاسداران امروز تشبيه كردند در حالي كه آن ضد مردم بود و اين در جهت مردم است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - من هم همان موقع به نظرم رسيد كه اين تذكر را بدهم.
(هاشمي نژاد ـ تشبيه از نظر هدف نبود.)
اصل 125 براي رأيگيري خوانده ميشود.
اصل 125 (اصل يكصد و پنجاهم)ـ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه در نخستين روزهاي پيروزي اين انقلاب تشكيل شد، براي ادامة نقش خود در نگهباني از انقلاب به دستاوردهاي آن پابرجا ميماند.
حدود وظايف و قلمرو مسئوليت اين سپاه در رابطه با وظايف و قلمرو و مسئوليت نيروهاي مسلح ديگر با تاكيد بر همكاري و هماهنگي برادرانه ميان آنها به وسيله قانون تعيين ميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - لطفاً گلدانها را براي رأيگيري نزد دوستان ببريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت نفر، تعداد كل آراء شصت رأي، آراء موافق پنجاه و پنج رأي، آراء مخالف دو رأي، ممتنع سه رأي بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

7ـ طرح و تصويب اصل 126 (اصل يكصد و پنجاه و يكم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 126 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 126 ـ به حكم آيه كريمه «واعدولهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدواللّه وعدوكم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم» دولت موظف است براي همه افراد كشور برنامه و امكانات آموزش نظامي فراهم كند بطوري كه همه افراد همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشند ولي داشتن اسلحه بايد با اجازه مقامات رسمي باشد.
چند نفر از نمايندگان ـ رأي بگيريد، رأي بگيريد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اسامي اين آقايان را كه ميخوانم براي بحث در اين اصل اينجا اسم نوشتهاند.
آقايان: رباني شيرازي، صافي، اكرمي، خزعلي، رشيديان، دكتر غفوري، موسوي تبريزي.
آقاي رباني شيرازي شما بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ آيهاي كه در اول اين اصل نوشتهاند مربوط به موضوع اصل نيست.
صافي ـ تذكر بنده اين است كه آموزش نظامي براي زنان و بانوان سابقه قبلي ندارد و اگر اين امر، امر مستحسن و لازمي بود حضرت رسول اكرم (ص) هم حضرت زهرا (ع) را آموزش نظامي ميدادند.
اين يك بدعت تازهاي بود كه در زمان طاغوت براي از بين بردن هتك صيانت زنان اين مملكت بوجود آمد.
خواهش من اين است كه شما كاري نكنيد كه اين بدعت به وسيله شما تأييد شود.
(اكرمي ـ پيشنهاد ميكنم بنويسيد همه مردم همواره توانائي دفاع...)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ در اينجا بايد اول از ارتش سخن بگوئيد كه به آخرين سلاحهاي روز مجهز باشد و همچنين تاكتيكها و فنوني كه در هر زمان وجود دارد، بعد مردم را آموزش بدهيم براي دفاع و مبارزه.
در جواب آقاي صافي هم بايد بگويم كه زنها در مبارزات اخير نقش اساسي را ايفا كردند و با تأييد امام و مراجع، زنان در تظاهرات خياباني كه نوع مبارزه و جهاد است، شركت كردند و اين يك وظيفه است كه زن و فرزند را براي دفاع آماده كنيم، بنابراين آموزش نظامي براي دفاع، زن و مرد ندارد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دكتر غفوري مطلب تازهاي داريد؟ گلزاده غفوري ـ ميخواستم چند نكته را در اينجا يادآوري كنم.
اول اينكه امروز صبح هم با آقاي منتظري صحبت كردم، بايد در اول اين قانون چند آيه به عنوان مستندات اصيل اسلامي بيايد، از قبيل همين آيه و آيه هائي كه نشانه و معرف اسلام باشد براي تمام دنيا.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ آقاي غفوري اين، پيش بيني شده است.)
بسيار خوب، دوم اينكه در اينجا همانطوري كه بارها اشاره شد و به خاطر اينكه معلوم شود ملت ايران آسيب ناپذيرند و بيگانگان قصد طمع به اين ملت را نداشته باشند، نوشته شود «با توجه به اينكه تمام مردم مكلف سرباز كشورند» و بعد هم در آنجا كه نوشته شده «افراد كشور» اضافه شود «بخصوص واحدهاي آموزشي».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - متشكر، آقاي موسوي تبريزي.
موسوي تبريزي ـ البته آن مطلبي كه آقاي صافي فرمودند، اگر بخواهند دخترها را آموزش نظامي بدهند و مثل زمان سابق به سربازخانهها ببرند، درست نيست.
پانزده سال پيش هم امام در قم فرمودند كه ملت ايران به داد دخترانتان برسيد، ميخواهند دخترهاي شما را به سربازخانهها ببرند.
بعد هم شاه يك نطقي كرد كه ما كي ميخواهيم دخترها را به سربازخانهها ببريم؟ كه البته بعداً معلوم شد دروغ ميگويد و ديديم واقعيت هائي كه بين زن و مرد است آن را از بين بردند و ارتش آنچناني درست كردند.
البته به آن صورت درست نبود و نيست اما براي دفاع چه مانعي دارد؟ در باب جهاد تمام فقها هم فتوا دادهاند اصلا دفاع بر كليه مكلفين و غير مكلفين لازم است، حتي بچه.
اگر يك وقتي مملكت در مخاطره افتاد و نظام جمهوري اسلامي به خطر افتاد، كليه مكلفين بايد دفاع كنند.
آن زمان دفاع به آن صورت بوده و امروز هم به وسيله همين اسلحه گرمي است كه در دست مردم است.
صافي ـ آموزش نظامي به زنها دادن سابقه شرعي ندارد، اين يك بدعت تازه است حال شما ميخواهيد اين بدعت را تأييد كنيد؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي صافي، خواهش ميكنم مباحثه نفرمائيد و نظم جلسه را رعايت بفرمائيد.
آقاي فوزي شما؟ (فوزي ـ عرض كنم كه من موافقم ولي...)
بله؟ لطفاً بلندتر صحبت بفرمائيد.
(دكتر قائمي ـ ميفرمايند موافقند.)
فوزي ـ من موافقم ولي تذكري دارم.
ديروز در اصل 119 من به عنوان موافق اولين نفر بودم كه اسم نوشتم ولي تعدادي از دوستان به عنوان موافق و مخالف صحبت كردند و توجهي به نوبت من نشد اگر الان كسي به عنوان مخالف صحبت كرد من حاضرم به عنوان موافق در اين اصل صحبت كنم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي صافي عملا به عنوان مخالف صحبت كردند، الان آقاي خزعلي به عنوان موافق صحبت ميكنند و بعد از آن رأي ميگيريم.
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
به حكم آية كريمه «واعدواللهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدواللّه و عدو كم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم» دولت موظف است براي همه افراد كشور برنامه و امكانات آموزش نظامي فراهم كند (به فرازها دقت بفرمائيد.)
بطوري كه همه افراد همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشند، ولي داشتن اسلحه بايد با اجازه مقامات رسمي باشد.
بحثي داريم به نام جهاد و بحثي به نام دفاع.
در جهاد كه به عنوان تهاجم است دولت اسلامي موظف است افرادي از مردان را مجهز كند براي اينكار، براي دعوت به دين و مذهب بطوري كه اگر از دشمن تهاجم نشود، از جانب مسلمين بايد براي تهاجم دعوت بشود.
در زماني كه امام، يعني امام معصوم يا نائب خاصش روي كار باشد جهاد واجب، و لازم است كه مردم از فتنه، از شرك، از بت پرستي، از استعباد در آيند و آزاد باشند.
يك بحث دومي هم است به نام دفاع.
اگر كيان مسلمين در خطر بود، اگر ميخواهند ريشه مسلمين را قطع كنند، كشورشان را به باد دهند، اينجا وظيفه تمام مسلمين از زن و مرد است كه به دفاع برخيزند.
آن زني كه در هنگامه دفاع واقع ميشود، بدون داشتن تجربه جنگي مناسب با روز ميتواند دفاع كند؟ بحث اينجا، بحث دفاع است.
دولت اسلامي بايد روز خطر را در نظر بگيرد كه اگر در درون كشور رخنه كردند و خواستند مانند اندلس بكلي مردم را از بين ببرند، زن و مرد بايد دفاع كنند.
يك فقيه يا يك متفقه در اينجا توقف دارد؟ اگر بگوئيم همه را به اجبار به سربازخانهها ببرند البته اشكال راجع به زن موجود است، اما اگر امكانات فراهم بكند كه همه مردم توانائي دفاع مسلحانه داشته باشند، چه ايرادي دارد؟ يك روايت، يك آيه، يك فتواي فقيهي را شما بخوانيد كه با اين موضوع مخالفت داشته باشد.
متن اصل اينست كه «...
بطوري كه همه افراد همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشند.
» اگر اجبار باشد كه بخواهند همه را وادار كنند، بله اجبار درست نيست اما اگر امكانات فراهم كردند...
(كرمي ـ آقا، من در همين جا يك سؤال دارم.)
اجازه بدهيد حرفم تمام بشود بعد به سؤال شما هم پاسخ ميدهم.
(كرمي ـ من بايد همين جا، در همين مورد سؤالم را بگويم، مردم هم بايد بدانند.)
اجازه بدهيد، آخر اينجا يك آئين نامهاي دارد، من صحبتم را عرض ميكنم بعد هم شما بفرمائيد.
هر حرفي هم كه ميزنيم مردم ميدانند.
(كرمي ـ حرف شما به جز قسمت مربوط به آموزش درست ولي...)
اگر بگذاريد حرفم تمام شود، شايد جوابتان هم در آن باشد.
كرمي ـ همه حرف جنابعالي تا اينجا درست است به استثناء موضوع آموزش.
آموزش دادن به زنها به چه وسيلهاي است؟ (خزعلي ـ به وسيله زنها).
خوب، پس در اينجا مقيد كنيد، بگوئيد اين را آقا، مقيد كنيد كه آموزش دادن به زنها و دخترها بايد حتماً به وسيله زنها صورت گيرد.
خزعلي ـ آخر صبر كنيد من حرفم را تمام كنم.
اجازه ميفرمائيد من يك مزاح با شما بكنم؟ من نميدانم شما شش ماهه به دنيا آمدهايد يا نه ماهه؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي كرمي اجازه بدهيد حرفشان را تمام كنند بعد اگر سؤال يا اشكالي بود بفرمائيد.
آقاي خزعلي ادامه بدهيد.
خزعلي ـ در اين مورد ميتوانم از «نصيبه جراحه» نام ببرم كه وقتي پيغمبر (ص) در جنگ «احد» در فشار واقع شد، او با شمشير جنگ كرد و از پيامبر خدا دفاع نمود.
آيا «نصيبه» خلاف شرع عمل كرد يا عاليترين دفاع را انجام داد؟ او آنقدر عالي دفاع كرد كه مورد تحسين واقع شد.
حالا در آن موقع حساس بيايند به «نصيبه» بگويند كه بيا دفاع را ياد بگير يا قبلاً او بايد آماده باشد و فنون جنگ و دفاع را ياد گرفته باشد؟ در «صفين» زنهائي كه ميآمدند علي عليه السلام آنها را رد ميكرد و ميگفت كه شما برخلاف رفتار ميكنيد؟ البته در مورد آموزش، بايد آموزش دادن به زنها حتماً به وسيله زنها انجام گيرد، اجباري در كار نيست بلكه بايد امكانات براي همه فراهم شود.
لذا عرض كردم اگر اين عبارت را به دقت بخوانيم متوجه اين معني ميشويم كه عبارت بسيار خوب است «...
بطوري كه همه افراد همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشد.
» ما در گرداب توطئهها هستيم، ما در گرداب دسيسهها هستيم بايد زن و مرد ما مجهز و آماده دفاع باشند البته با رعايت دقيق قوانين فقه و نظارت فقهاي ارجمند و رهبر.
اين اصل با اين قيود تصويب ميشود.
و اما آيه كريمه «واعدوالهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخيل...
» اين، خطاب به مومنين است.
البته مومنين بايد با نظر رهبرانشان نيروهاي خود را آماده كنند.
اين، بر مسلمين است و وظيفه امت است كه خود را در برابر حملات دشمنان همواره آماده نگاه دارند.
(طاهري اصفهاني ـ ملاحظه بفرمائيد نوشته «واعدوالهم».)
بله، براي دشمن.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقا «لهم» يعني دشمن.
در اينكه ضمير «لهم» به كفار و دشمنان برميگردد بحثي نيست.
خزعلي ـ اجازه بدهيد آيه قبل آن را بخوانم تا متوجه شويد كه اين ضمير «لهم» به دشمنان و كفار بر ميگردد، ملاحظه بفرمائيد.
«و اما تخافن من قوم خيانة فانبذ اليهم علي سوآء ان اللّه لايحب الخائنين.
و لا يحسبن الذين كفروا سبقوا انهم لايعجزون.
واعدواللهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدواللّه وعدو كم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم» و بعد از آن: «و ماتنفقوا من شي في سبيل اللّه يوف اليكم و انتم لاتظلمون.
و ان جنحواللسلم فاجنح لها و توكل علي اللّه انه هوالسميع العليم».
بحث درباره كفار است، بحث درباره آنهائي است كه پيمان ميبندند و خيانت ميكنند، بحث درباره كساني است كه ميگويند با شما همگام هستيم ولي در موقع خطر كنار ميكشند.
صافي ـ آقاي خزعلي، اگر اينطور كه ميفرمائيد بود روز عاشورا هم حضرت زينب عليها سلام شمشير به دست ميگرفتند و براي دفاع از سيدالشهداء جنگ ميكردند.
قبلاً هم عرض كردم آموزش نظامي براي زنان سابقه ندارد و اگر امر لازم و مستحسني بود حضرت رسول اكرم (ص) به حضرت زهرا سلام اللّه عليها و حضرت علي (ع) به حضرت زينب آموزش نظامي ميدادند.
اين يك بدعتي بود كه در دوره طاغوت براي هتك صيانت زنان رايج كردند، ديگر شما اين بدعت را تأييد نفرمائيد مثل اينكه جنابعالي همه كتب فقه را در اين مورد بررسي كردهايد كه اظهار اطلاع ميفرمائيد.
مطلب بسيار حساس است و نبايد در مورد چنين مسأله مهمي مغلطه كرد.
خزعلي ـ جواب: دفاع لازم است يا نه؟ براي زن و مرد در موقع خودش دفاع لازم است يا نه؟ اگر لازم باشد پس وسيله هم لازم دارد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - جوانب مسأله روشن است، متشكر آقاي خزعلي لطفاً بفرمائيد بنشينيد ميخواهم اين اصل را براي رأيگيري بخوانم.
كرمي ـ اگر جنبه شرعي نداشته باشد من از همين الان در مورد اين اصل رأي ممتنع ميدهم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي كرمي، جنبه شرعي كه معلوم است دارد.
(كرمي ـ از كجا معلوم است كه دارد آقا؟) براي اينكه ما در اصل چهار اين را گفتهايم در تمام كيفيتها.
پرورش ـ آقاي كرمي چرا خلاف اسلام است؟ خلاف اسلام را فقط و فقط شما ميفهميد و ديگران كه در اين مجلس حضور دارند از فقه هيچ چيزي نميدانند؟ اگر جنابعالي مخالف هستيد رأي مخالف هم ميدهيد و ديگران هم تكليف خودشان را ميدانند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - من فكر ميكنم مطلب كاملا روشن است.
گلزاده غفوري ـ من يك يادداشتي خدمتتان فرستادم، آن را بخوانيد و اگر دوستان موافق هستند به همان صورت اصلاح كنيد.
رباني شيرازي ـ جواب سؤال من درباره آيه داده نشد.
اين آيه كه در صدر اصل آوردهايد اصلا مربوط به اين اصل نيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ما تشخيص ميدهيم كه مربوط هست.
رباني شيرازي ـ خير، تشخيص نميدهيد، «قوه» يعني نيرو.
تهراني ـ آقاي دكتر، اگر فقط يك عبارت «بر طبق موازين اسلامي» را اضافه كنيد همه مشكلات حل ميشود.
اين پيشنهاد را من كتباً خدمتتان فرستادهام.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - با اينكه ما گفتيم كه در اصل چهار اين موضوع آمده است براي رفع هر گونه شبهه از هر كس، اگر لازم ميدانيد اينجا نوشته شود «...
دولت موظف است براي همه افراد كشور برنامه و امكانات آموزش نظامي را بر طبق موازين اسلامي فراهم كند.
» (نمايند ـ بله، ما موافقيم.)
پس دقت بفرمائيد يك بار ديگر اين اصل را با توجه به اصلاحات، براي رأيگيري با ورقه ميخوانم: اصل 126 (يكصد و پنجاه و يكم) ـ به حكم آيه كريمه «واعدوالهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدو اللّه وعدو كم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم» دولت موظف است براي همه افراد كشور برنامه و امكانات آموزش نظامي را بر طبق موازين اسلامي فراهم كند، بطوريكه همه افراد همواره توانائي دفاع مسلحانه از كشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشند، ولي داشتن اسلحه بايد با اجازه مقامات رسمي باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - لطفاً گلدانها را براي اخذ رأي ببريد.
از آقايان منشيها هم خواهش ميكنم در اخذ و شمارش آراء نظارت بفرمايند.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عده حاضر موقع اخذ رأي شصت نفر، شماره كل آراء شصت رأي، آراء موافق پنجاه و دو رأي، آراء ممتنع هشت رأي و آراء مخالف هيچ، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

8ـ پايان جلسه نايب رئيس (دكتر بهشتي) - فردا صبح ساعت هشت جلسه گروهها تشكيل ميشود تا ان شاء اللّه بتوانيم كارمان را ادامه بدهيم.
جلسه ختم ميشود.
(جلسه ساعت هفده و چهل دقيقه پايان يافت) مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي