به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه پنجاه و چهارم ششم آبانماه 1358 هجري شمسي

صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهائي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران جلسه ساعت پانزده روز ششم آبانماه 1358 هجري شمسي برابر با ششم ذيحجه 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه و بيانات آقاي دكتر بهشتي در مورد توطئه افراد ضد انقلاب عليه سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن
2ـ طرح و تصويب بند 2 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
3ـ طرح و تصويب بند 3 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
4ـ طرح و تصويب بند 5 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
5ـ طرح و تصويب بند 6 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
6ـ طرح و تصويب بند 7 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
7ـ طرح و تصويب بند 8 اصل 127 (اصل چهل و سوم)
8ـ طرح و تصويب اصل 128 (اصل چهل و هشتم)
9ـ طرح اصل 129
10ـ طرح و تصويب اصل 130 (اصل پنجاهم) 1
1ـ پايان جلسه دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
[---------------------------------------------]

1ـ اعلام رسميت جلسه و بيانات آقاي دكتر بهشتي در مورد توطئه افراد ضد انقلاب عليه سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن نايب رئيس (دكتر بهشتي) - رسميت جلسه اعلام ميشود،
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
قبل از اينكه دستور جلسه را آغاز كنيم طبق وظيفه اي كه همگي در برابر حوادثي كه روي ميدهد داريم لازم ميدانم راجع به يك رويداد خارجي در رابطه با انقلابمان مطالبي را به عرض برسانم.
امروز اطلاع دادند كه اخيراً در انگلستان فراريان ضد انقلاب كه فعلا يكي از مراكز تجمعشان انگلستان است ميخواستند به سمت سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن بروند و تمثالي را كه از رهبر انقلاب در برابر سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن بوده پائين بياورند ولي جوانان دانشجوي مسلمان متعهدمان قبلا از اين توطئه با خبر ميشوند و با اطلاع پليس بر حسب گزارش آنها آنجا حاضر ميشوند كه مانع رفتار ضد انقلابي گردند ولي پس از اينكه آنها ميروند پليس به طرف آنان هجوم ميبرند و عدهاي از دانشجويان ما را ميگيرند و به زندان مياندازند و بازداشت ميكنند.
اين گزارش امروز توسط برادرمان آقاي بني صدر در جلسه گروهها به دوستان داده شده كه ايشان به وسيله تلفن اين گزارش را از آنجا دريافت كرده بودند.
روشن است كه ملت انقلابي ما اينگونه موضع گيريهاي خصمانه كشورهاي استعماري را عليه انقلاب اسلامي ما سخت محكوم ميكند.
ما البته عموماً از اين استعمار گراني كه منافعشان را در اين انقلاب از دست دادهاند جز اين انتظاري نداريم ولي ملتهاي اين كشورها كه ما همواره ميخواهيم با آنان روابطي دوستانه داشته باشيم تا كي اجازه ميدهند كه دولتهايشان با روابط انساني بين المللي اينگونه بازي كنند؟ آيا ملت انگلستان ميخواهد از اين پس به عنوان ملتي شناخته شود كه حامي چنين دولتهائي است؟ ملت ما و رهبري ما و انقلاب ما با تمام بخشهايش موضع خودش را مشخص كرده و گرفته است بطوري كه روز جمعه بار ديگر ملت پيمان و بيعت خودش را با امام به صورتي شكوهمند تجديد كرد و هر بار لازم افتد اين بيعت را تجديد خواهد كرد و امام و رهبري انقلاب و همه كساني كه در اين انقلاب مسئوليتي بر عهده دارند با اتكاء به تأييد الهي و با اتكاء به اين پيوند استوار با خلق و ملت مسلمان انقلابيمان با ملت انقلابي ايران كه حتي ايرانياني كه مسلمان نيستند هوادار اين انقلاب هستند كه عدهاي از آنها در همين راهپيمائي روز جمعه به صورت دسته جمعي باز مثل هميشه شركت كرده بودند.
رهبري انقلاب به همه كساني كه مسئوليتي بر عهده دارند با اتكاء به اين نيروي لايزال در برابر همه توطئهها حداكثر مقاومت و ايستادگي را خواهند داشت اما دولت انگلستان و دولتهاي مانند او بايد بدانند كه با اين اقدامات روز بروز وضع خودشان را بدتر ميكند.
در دنياي مستضعفان، مستضعفان دنيا كه اكثريت مردم جهانند روز بروز صفوفشان در برابر اين دولتهاي خون آشام فشردهتر خواهد شد بنابراين انقلاب ما، ملت ما، مستضعفان جهان از اين حركات زشت و ناپسنديده صدمهاي نميبينند و آسيبي به آنان وارد نميشود ولي اين دولتها هستند كه به ياري خداوند و به يمن پيروزيهاي پي در پي انقلاب و انقلابها نشان دهنده قيام مستضعفان در برابر مستكبران جهان روز بروز به انزواي بيشتر كشانده ميشوند و روز بروز چهره زشتشان در جهان بر همه آشكارتر خواهد شد.
اميدوارم ديگر اينگونه حوادث در دنيا روي ندهد و دولت انگلستان خودش را موظف بداند هر چه زودتر از اين اقدام ضد انسانيش پوزش بطلبد و آن را جبران كند و جوانهاي ما را آزاد كند و اميدواريم دولت موقت انقلاب در موضع و سياست خارجيش از اين نيرومندتر باشد آنقدر قدرتمند و نيرومند باشد كه انگليسيها ديگر به خودشان اجازه ندهند با پاسداران عزيز انقلاب ما و در خارج از ايران با جوانان ما و افراد انقلابي ما اينگونه برخورد كنند.
اين انتظاري است كه ما از دولت موقت انقلاب و بخصوص وزارت امور خارجه داريم.
وزارت امور خارجه بايد نقش فعالتر و خلاِتري در زمينه سياست خارجي و شناساندن انقلاب ما به خارج، مبارزه با تبليغات شوم عمال امپرياليسمي در خارج داشته باشد و زمينه براي اينگونه رويدادهاي شوم تنگ كند نه اينكه زمينه را باز بگذارد (ان شاء اللّه).
يزدي ـ وزارت امور خارجه نسبت به اين حادثه بخصوص بايد رسماً اعتراض بكند.
رباني شيرازي ـ بفرمائيد نيرومند و فعال باشد چون شما فرموديد نيرومندتر و فعالتر در صورتي كه بنده عرض ميكنم نيرومند و فعال زيرا اين معنايش اين است كه نيرومند و فعال هست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بله بسيار خوب، عقيده برادران اين است كه «نيرومندتر» را به «نيرومند» و «فعالتر» را به «فعال» تبديل كنند.

2ـ طرح و تصويب بند 2 اصل 127 (اصل چهل و سوم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - با اجازه دوستان وارد دستور ميشويم.
در مورد بند 2 از اصل 127 ديروز بحثها شد، دوستان متعددي دربارة اين بند صحبت كردند.
هم صحبتها و هم نتيجة رأيگيري نشان ميداد كه براي عدهاي از دوستان قابل ملاحظه مان مختصر ابهام وجود دارد و چون نتيجه رأيگيري اين بود كه چهل و دو نفر رأي موافق و هفده نفر رأي ممتنع بدهند، هفده رأي ممتنع نشان دهنده اين بود كه عده قابل ملاحظهاي سوالاتي دارند بر ايشان ابهامي دارند.
در جلسه مشترك گروهها امروز صبح اين فرصت را داشتيم كه با دوستاني كه سوالات ابهام آور در اين زمينه داشتند بحث كنيم و با دوستاني كه نظر مخالف داشتند و رأي مخالف داده بودند صحبت كنند و به نقطههاي روشن برسيم.
حالا بند 2 را به صورت نهائي كه امروز در جلسه مورد توافق اكثريت قرار گرفت ميخوانند و به رأي ميگذاريم.
(موسوي تبريزي ـ فقط براي رأي گيري بخوانيد.)
(رشيديان ـ چرا بند يك را تغيير دادهايد؟ بفرمائيد درست كنند.)
اين در چاپ اشتباه شده است چون اين را ما تصويب كردهايم و احتياج هم نيست، بله حالا اگر ميخواهيد رونوشتهايشان را اصلاح كنيد بنويسيد «امكانات لازم براي تشكيل خانواده» آقاي عرب بفرمائيد.
عرب ـ اين كلمه «تعاوني» مبهم است، كلمهاي مثل مشروح يا نظير اين بگذاريد كه روشن بشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خير، اين اصطلاحي روشن است كه كلمه «مشروح» و امثال آن همه در آن وجود دارد و جاي نگراني نيست.
آقا غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ البته همانطور كه دوستان تصميم گرفتهاند بنده يك سوالي دارم كه به نظر ميرسد در اينجا اول بايد نظام اقتصادي به اصطلاح از نظر بخش دولتي و تعاوني تا اندازهاي روشن بشود چون اين كلمهاي كه به شكل تعاوني اينجا آمده است با توجه به جملههاي بعدي نشان ميدهد كه در تعاون اينجا يك تصور خاصي هست.
با آنكه در تعاون ذينفع بودن و منفعت و اينطور چيزها نبايد باشد اينها در شكل تعاونيش به نظر ميرسد كه تصور خاصي از شكل تعاوني هست.
خوب بود اول آن اصل اوليهاي كه نظام اقتصادي اسلام را در اين قانون بيان ميكند از نظر بخش تعاوني و دولتي و خصوصي، شكل تعاونيش مشخص بشود تا ما ببينيم چه تصوري از اين تعاون ميشود.
به نظر ميرسد يك قدري از نظر حقوقي هم آن تصوري كه در تعاون هست مراعات نشده است يا اينكه دوستان تصور جديدي از شكل تعاون ميكنند، يكي هم راجع به «اشتغال كامل» است، به خاطر آنكه ما نميخواهيم فقط مردم مشغول باشند، لذا بنده پيشنهاد ميكنم به جاي «اشتغال كامل» بگذاريد «در راه توليد» كه معلوم بشود مملكت در راه توليد دارد كار ميكند اگر دوستان صلاح نميدانند و ميخواهند تصويب كنند خوب است كه بخش تعاون را در آن بخش جواب بدهند و اگر هم صلاح نميداند و ميخواهند تصويب كنند خوب است كه بخش تعاون را در آن بخش خاص خودش بياورند و خوب تشريح بكنند كه تعاون كاملا روشن شود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين تذكر را صبح هم يكي ديگر از دوستان دادند عرض شد كه ما به اين بندها يكي دو سه بند اضافه كنيم كه اين اصل تكميل بشود از جمله بيان اينكه سيستم اقتصادي در نظام جمهوري اسلامي ايران، بخشهاي دولتي، كه به صورت تعاوني در ميآوريم تا نظر دوستان هم تامين بشود.
(بني صدر ـ آن يك اصلي است عليحده.)
(مكارم شيرازي ـ اين كلمه «تعاونش» ناقص است.)
بله اين را «تعاونيش» ميكنند كه در آينده اشكالي پيش نيايد.
اين سرمايه داري نيست سيستم اقتصادي را در همين جا بايد بيان كنيم.
اگر در برابر اصلهاي ديگر اين خودش يك اصلي بشود اينجا فقط كلمه «سيستم» را بياوريم.
بعد آن بندها اصلي ميشود در كنار اصلهاي ديگر، شما چه سيستمي داريد؟ بني صدر ـ فعلا به عقيده بنده اين را تصويب بفرمائيد بعد آن را يك اصل ميكنيم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اينجا دو مسأله است، يكي اينكه با اين مقدار زياد وقتي كه هم ديروز و هم امروز صرف كرديم ميدانيم كه اين مورد تأييد ما است بنابراين، براي رأيگيري ميخوانيم بطوري كه گفته شد كليه آن چيزهائي كه مشخص كننده چهره نظام اقتصادي ما هست بايد در اين بخش آورده بشود.
رئيس (منتظري) - اينجا يك اصلاح لازم دارد بنويسيد «به نحوي كه نه به تمركز و نه اقتصاد لطمه بزند» عبارت بهتر ميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بسيار خوب اين را آخر كار اصلاح خواهيم كرد.
خواهر گرجي بفرمائيد.
خانم گرجي ـ اين جمله «از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر» باز راه استفادهها را باز ميكند يعني اگر كسي بخواهد سوء استفاده بكند ميتواند.
اين را طوري بنويسيد كه تا اندازهاي جلو بعضي سوء استفادهها را بگيرد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ما در اين بحث كرديم و زياد رويش صحبت شد و بحثمان هم تكميل شد اجازه بدهيد براي رأيگيري بخوانم.
(مكارم شيرازي ـ درباره اينها زياد بحث شده است.)
بله، صبح در اين باره زياد بحث شد و حالا فقط براي رأيگيري ميخوانم: بند 2 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـ تامين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند، در شكل تعاوني، از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروههاي خاص منتهي شود، نه دولت را به صورت يك كارفرماي بزرگ مطلق در آورد.
اين اقدام بايد با رعايت ضرورتهاي حاكم بر برنامه ريزي عمومي اقتصاد كشور در هر يك از مراحل رشد صورت گيرد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأيگيري نسبت به بند 2، عده حاضر در جلسه شصت و دو نفر، تعداد كل آراء شصت و دو رأي، آراء موافق پنجاه و نه رأي، آراء مخالف هيچ، آراء ممتنع سه رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي طاهري اصفهاني بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ يك مطلب را من لازم ميدانم تذكر بدهيد اين بند 2 همان بند ديروزي نيست، چه بسا استبعاد شود كه چطور ديروز هفده رأي ممتنع داشته است و امروز همه موافقت كردهاند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين را شنوندهها مقايسه ميكنند، چون ميبينند اين بند نسبت به بند ديروز در آن جهت نفي سرمايه داري خلاف اسلام روشنتر و قويتر و قاطعتر است و حالا كه جنابعالي اين را فرموديد من يك تذكري ديگر هم اينجا بدهم.
من در سخن روز جمعه اين بند را به عنوان آن راهي كه چون زياد سؤال ميكردند، آيندهاي كه اقتصاد جمهوري اسلامي بايد به سوي آن برود در روز راهپيمائي مطرح كردم و در آنجا جملهاي گفته بودم كه آن سوء تعبير كن هائي كه هميشه آماده هستند شنيدم دو سؤال دربارهاش مطرح كردهاند.
يكي اينكه گفته بوديم كساني كه ميخواهند هنوز سرمايه داري داشته باشند ميگويند سرمايه دارها ميرنجند و ميروند و آن كساني كه دنباله روي سرمايه دارهاي قبلي هستند بروند و عدهاي هم خيال كرده بودند كه ميگوئيم سرمايه هاشانرا هم بردارند و با خودشان ببرند، خير بايد سرمايه هاشانرا بگذارند و خودشان بروند و يك جملة ديگري كه گفته بودم اين بود آنهائي كه مؤمن به انقلاب هستند بمانند، جواب داده بودند مگر ميشود كسي كه مؤمن به انقلاب است سرمايه دار هم باشد؟ اين پاسخ را من در روزنامه جمهوري اسلامي هم دادم كساني كه سرمايه مختصر و عادي داشتند و خودشان هم در خلال انقلاب از اين وضع و نظام سرمايه داري بيزار بودند و اينها واقعاً جزو نيروهاي انقلاب بودند و حتي به اينها ميگفتيم كه اگر انقلاب پيروز شد اين كارگاه كوچكت را عادلانه اداره بكني، از اين محدودتر كني آنها ميگفتند ما حاضريم به مراد و مطلوب برسيم حتي آنچه را هم كه براي ما باقي مانده است بدهيم.
اينها هستند كساني كه ما گفتيم بايد بمانند و به پيشبرد اين انقلاب كمك كنند.
همانطور كه ميفرمائيد اصل بحمداللّه كاملتر و روشنتر از آنچه ديروز آورديم امروز با اكثريت رأي دوستان هم صبح و هم حالا تصويب شد.
اميدوارم با تأييد خداوند متعال ما بتوانيم آن نظام اقتصادي اسلامي را كه در آن آزادي فعاليتهاي اقتصادي و توليدي براي افراد هست و دولت سالاري اقتصادي نيست ولي در عين حال اين فاصلههاي كشنده ميان زندگي و درآمدها هم نيست و مردم ميتوانند واقعاً از نظر اقتصادي احساس برادري نسبت به يكديگر داشته باشند بوجود بياوريم تا نمونه تازه اي در اقتصاد جهان باشد.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ سخنراني روز جمعه را اگر انصاف بدهيم، خوب سخنراني قابل كنترل نيست جاي سوء تفاهم در آن بود اما اين چيزي كه اينجا تنظيم شده است با آن سخنراني فرِ دارد چون همه آقايان همفكري كردند، زيرا نفي تمام مكتبهاي سرمايه داري و غير سرمايه داري غير اسلامي در اينجا بحمداللّه متمركز است.
(رباني املشي - آن سخنراني جاي هيچگونه سوء تفاهمي نداشت.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بدهيد آقا متشكرم، به هر حال آنچه مهم است اينست كه ملت ما بدون اينكه مخالفان پيروزي انقلاب اسلامي ما ميخواهند اين انقلاب را به اصطلاح خودشان يك انقلاب بورژوازي جا بزنند اين را همة مان محكوم كنيم، چون انقلابي است اسلامي نه ماركسيستي است و نه كاپيتاليستي و بورژوازي بلكه انقلابي است اسلامي در همه ابعادش بخصوص در بعد اقتصاد كه بايد صريحاً موضعش مشخص و روشن و اسلامي باشد.

3ـ طرح و تصويب بند 3 اصل 127 (اصل چهل و سوم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بند 3 مطرح است كه قرائت ميشود.
بند 3 ـ منع اعمال زور براي تحميل كار به ديگري به منظور بهره كشي از كار ديگري.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) - اولا پيشنهاد ميكنم اين «تنظيم برنامه» كه چهارم است سوم بشود و بعد هم چند تا منع است كه دنبال هم ميآيد اصلاح بشود.
دكتر بهشتي ـ بلي، اين عيبي ندارد.)
بله، بايد عبارت را اينطور بنويسيم «منع اعمال زور به منظور تحميل كار بر ديگري يا بهره كشي از كار ديگري».
دكتر بهشتي ـ بله، خوب است، اين يك تلخيص است.)
بله، به نظر من هم يك تلخيص خوبي است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ممكن است كلمه «به منظور» را برداريد و كلمه «براي» را بگذاريد كه عبارت به اين صورت ميشود «منع اعمال زور براي ديگري با بهره كشي از كار ديگري» اشكالي كه نيست؟ آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ منع اعمال زور براي تحميل كار به ديگري علي اطلاقه صحيح نيست چون ما بايد بيكارهها را به كار واداريم بايد بگوئيم «منع اعمال زور بر تقدير كار» چون در اسلام بيكاره نبايد داشته باشيم.
در روايت هست كه روزي جواني خدمت پيغمبر (ص) رسيد حضرت فرمودند خيلي از قيافهاش خوشم آمد بعد سؤال فرمودند اين جوان چكاره است؟ عرض كردند كه بيكار است فرمودند «سقط من عيني» از چشمم افتاد.
جوابي نداد كه من چه كار كنم.
بايد بيكاري را از جامعه برداشت و به آن خاتمه داد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي موسوي يعني ميفرمائيد اگر كسي بيكار است زندگي او را تامين ميكنيد يا او را بر ميانگيزيد؟ ميخواهيد در جامعه آينده انگيزههائي بوجود بياوريد كه در قبال اين انگيزههاي اقتصادي هيچكس بيكار نماند يا اينكه مأمور پليس برود از توي خانهاش بياورد و ببرد و در كارگاه و كارخانه سر كارش بگذارد.
(موسوي تبريزي ـ اگر يكنفري گردن كلفتي كرد بايد اسلام او را وادار به كار بكند؟) خير آقا به گردن كلفت نميدهيم بنده عرض ميكنم كه به او نميدهيم كه فقط بخورد و بپوشد وقتي هم كه چيزي نداديد مجبور ميشود براي رفع گرسنگي برود دنبال كار.
اكرمي ـ كلمه «زور» كه اينجا نوشته شده است مبهم است.
آيا اين مقصود نظامي است، سياسي است، اقتصادي است؟ چيست؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - يعني همه جور اعمال زور، هر نوع كه باشد.
رشيديان ـ ما كه منع اعمال زور را براي تحميل كار نوشتيم و بطوري كه يكي دو روز قبل هم پيشنهادي خدمت جنابعالي فرستادم كه اين مسأله را يك قدري وسيعتر بگيرند چون الان در سراسر مملكت عدهاي بيكارند حتي در بعضي از كشورهاي آفريقائي و آسيائي كودكان را به كار ميگمارند در صنايع دستي وغير دولتي از كودكان استفاده ميشود و اين بزرگترين ستمي است كه بر يك نسلي كه استعدادهاي شگرفي دارد بايد جلوي اين را بگيريم.
در گذشته در قبال كار اين مسائل وجود داشت و الان هم فقر بر جامعه حاكميت دارد و تورم هم بسيار است كه اين خانوادهها را مجور ميكند كه از كودكان ده دوازده ساله براي امرار معاش استفاده كنند.
بنابراين خوب است كه بگوئيم و نفي استثمار از كودكان و همه كساني كه در سن كارگري نيستند و براي كار آمادگي ندارند.
مسأله ديگريست كه همانطور كه آقايان هم يادآوري كردند مسأله روشندلان است و كساني كه واقعاً به جهاتي نميتوانند كار بكنند خوب است كه يك عبارت يا يك اصلي هم براي اين روشندلان اضافه بكنيم و بگوئيم كساني كه واقعاً قادر به كار نيستند به حكم «لا يكلف اللّه نفساً الا و سعها» اينها هم از درآمد عمومي يا انفال يا ممر ديگري امرار معاش بكنند.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ فقط همه از جامعه انتظار دارند كه امكان كار به آنها بدهند.)
بنده متوجه نشدم كه به اين مسائل گاهي سوء تعبير ميشود عرض كنم خدمتتان اينها خودشان تقاضا كردند و نامهاي را هم كه خدمتتان فرستادهاند مطالعه بفرمائيد و روي خواسته هاشان عمل بكنيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - البته برادر عزيز، جامعه ما در برابر آنها متعهد و موظف است.
آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ اين عبارت سليس نيست «منع اعمال زور براي تحميل كار به ديگري» و بعد هم مواردي هست كه نميتوانيم آن موارد را داخل كنيم، مثل اينكه از طرف دولت افرادي را مجبور ميكنند يعني افرادي كه نميخواهند كار بكنند افرادي كه كل بر جامعه هستند «ملعون من القي كل علي الناس» دولت به نوعي ولو به اجبار هم كه باشد بايد اينها را وادار به كار كند آنچه ممنوع است اين است كه بازده ما جوابگوي صحيح باشد، بازده در صورت ضرورت متعلق به آن شخص باشد كه كار ميكند اين مانعي ندارد و اصلاحي كه اينجا هست صحيح نيست «منع اعمال زور براي تحميل كار» علي الظاهر اين است كه تحميل ميكند كار را به شخصي كه خودش بهره برداري ميكند، پس اين بايد اصلاح بشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي دانش راد بفرمائيد.
دانش راد ـ ما از اين جمله اين طور ميفهميم كه ظاهراً نيروهائي هست كه مردم را وادار ميكنند بروند و تسليم بهره كشي بشوند در حالي كه شرايط اقتصادي حاكم است كه ايجاد بهره كشي ميكند و به عقيده بنده بهتر است كه اين جمله را به اين ترتيب اصلاح بكنيم «برقراري شرايط اقتصادي نامناسب» كه از بهره كشي خارج از حد و اجبار شخص به قبول كاري كه مورد علاقهاش نباشد جلوگيري بكند.
به نظر من اين كاپيتال است براي اينكه اين روزها كسي نميآيد و به زور فردي را ببرد و بگويد اينكار را بكن.
اين شرايط حاكم بر اوضاع اقتصادي كه در رژيم گذشته بود ان شاء اللّه در آينده نيست كه وادار بكند مردم را كه بروند بر خلاف ميل خودشان تن به بهره كشي و كاري بدهند، شرايط را نفي بكنيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بسيار خوب، آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ به عقيده بنده به جاي آن فراز اول «منع اعمال زور براي تحميل كار جبري» اصطلاحاً اين را كار اجباري ميگويند و خيلي هم مصطلح است بنويسند «كار اجباري» و بهره كشي يا بهرهگيري در همه موارد ممنوع نشده است بلكه غير عادلانهاش مورد خشم و غضب مردم و خداوند است و در فراز دوم هم نوشته بشود «بهرهگيري غير عادلانه از كار ديگري»، ممنوعيت كار اجباري و بهرهگيري غير عادلانه از كار ديگري.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي موسوي جزايري بفرمائيد.
موسوي جزايري ـ بنده در توضيح فرمايش بعضي از آقايان خواستم عرض كنم كه در فقه اسلامي بعضي از موارد مثلا موقعي كه مورد نياز جامعه باشد اجبار هم پيش بيني شده است مثلا جامعه احتياج به طبابت دكتر داشته باشد و يا امثال اينها، واجب كفائي است و ولي امر ميتواند بعضي از متخصصين را اجبار به كار بكند.
گرچه مسلماً اين مورد نظر نيست ولي ميخواستم بدانم اطلاقش شامل ميشود يا نه؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اگر دوستان احساس ميكنند كه اين بند نارسائي دارد اجازه بفرمائيد كه اين را فردا بتوانيم يك مقداري رويش نظر بدهيم.
موسوي تبريزي ـ به عقيده بنده اگر حرف «يا» را برداريد عبارت درست ميشود يعني بنويسيد «منع اعمال زور و تحميل كار به ديگري به منظور بهره كشي...
».
تهراني ـ اينجا دو مطلب است.
يك مطلب اينست كه ديگر نميشود مثل زمان طاغوت كسي را اجبار كرد زيرا آن موقع حتي افراد پس از اينكه استعفا ميكردند آزادشان نميگذاشت و زندانشان ميكردند.
و مطلب ديگر اينكه...
كياوش ـ زندان هم كه ميبرند كار اجباري است.
اين بند اشاره به ممنوعيت كار اجباري است و دوم هم مربوط به بهرهگيري است و هر بهرهگيري كه گناه نيست.
خامنهاي ـ اعمال زور براي تحميل كار را پيش بيني كردهايم ولي براي وادار كردن به ترك كار را كه ظاهراً هم مناسبت دارد پيش بيني نكردهايم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آن مربوط به اين اصل نيست خوب اگر كار خرابي بود جلويش را ميگيرند.
آقاي نبوي بفرمائيد.
نبوي ـ نظام وظيفه عمومي چه ميشود؟ (بني صدر ـ آنكه وظيفه است.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اينكه شما ميفرمائيد غير از شغل است ما حالا در بحث اقتصاد هستيم.
اينست كه كار كارفرمائي و يا كسي كه مشغول كاري هست و يا كاري براي خودش ميكند ممانعت كنند و او را مجبور كنند كه كارش را رها كند و البته كار مباحي را.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - در اين مورد يك بند ديگر داريم.
البته غير از اينكه منع اضرار به غير هست ما يك اصلي هم داشتيم كه استفاده از مالكيت بايد طوري باشد كه عرصه كار را بر ديگران تنگ نكند.
ما اين بند را چون چند نفري رويش نظر مخالف دارند و چند نفر هم رويش نظر اصلاحي دارند اصلاحات هم اصلاح لفظي كوچك نيست مانند اينكه گفتند «به منظور» را برداريد.
اگر از اين قبيل باشد ميشود حالا اينكار را كرد.
حالا اگر دوستان موافق هستند پيشنهاد آقاي دانش راد را بخوانيم: «برقراري شرايط اقتصادي مناسب به نحوي كه از بهره كشي فرد از فرد و اجبار به قبول كاري برخلاف ميل او جلوگيري شود».
(همهمه نمايندگان) پس حالا كه اين هم مورد نظر آقايان نيست پس خود اين بند را اول با دست نظر خواهي ميكنيم «منع اعمال زور براي تحميل كار به ديگري يا بهره كشي از كار ديگري» موافقين با اين بند دست بلند كنند ببينيم چند نفر موافق هستند (عدهاي دست بلند كردند) خوب اين عده كافي نيست اجازه بدهيد كه چون پيشنهادات متعددي رسيده است كه مختلف است بنابراين طبق سنتمان عمل ميكنيم و فردا آن را مطرح ميكنيم حالا بند چهار قرائت ميشود.
(منتظري ـ اين را بند سه كنيد.)
بسيار خوب بند سه قرائت ميشود.
بند 3 ـ تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي فرصت كافي براي خودسازي معنوي، سياسي و اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت فني و ابتكار داشته باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ به نظر من «شكل و محتوا» در اينجا زياد است تنها «ساعات كار» مسأله را تامين ميكند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خير آقا به شكل و محتواي كار بيشتر ميتواند مربوط باشد تا به ساعات كار.
(سبحاني ـ خود كار نميتواند سازنده باشد.)
آقاي سبحاني اينكه روشن است آنچه مانع چنين فرصتي ميشود گاهي زيادي ساعات كار است، گاهي شكل كار است و گاهي محتواي كار است.
بنابراين سه عامل هست كه در اين اثر ميگذارد و خيلي موضوع روشن است.
آقا عرب بفرمائيد.
عرب ـ اين بند مبهم است و هر كار فرمائي هر سوء استفادهاي ميتواند از اين بكند بايد بي تفاوت باشد يعني تبعيض نباشد باشد مثلا يك جا چند ساعت باشد و يك جا دوازده ساعت.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - كارها مختلف است بعضي كارها است كه روزي چهار ساعت ميشود انجام داد و بعضي روزي شش ساعت.
عرب ـ خيلي خوب اگر مختلف باشد در آئين نامه شان به رضايت كارگر آنجا تنظيم ميكند ولي در اينجا براي سراسر مملكت نوشته شده است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ به عقيده بنده قسمت «افزايش مهارت فني و ابتكار» كه از صفات مربوط به شخص است جلو بيايد و «شركت فعال» كه مربوط به مسائل اجتماعي است بعد بيايد و بعد هم بايد نوشته شود «شركت فعال در پيشبرد كشور» نه در رهبري كشور.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - معناي «رهبري» اينست كه حق بهترين نوع رهبري كشور آنست كه واقعاً هر انساني در امامت و رهبري جامعه بتواند سهيم باشد.
اينكه خيلي خوب است و توضيحات بيشتر را در اين مورد كسي كه به عنوان موافق صحبت ميكند جواب ميدهد.
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ عرض كنم تنظيم برنامه اقتصادي ميكنيم كه برنامه ريزي كه در بند 2 هم اشاره شد طوري برنامه ريزي ميكنيد دولتي كه حالت ارشادي دارد كه تمام امور اقتصاد مملكت و توليد را كه كارگر، ساعت كارش و نحوه كارش جور معيني باشد كه اينطور باشد و با اين شرايط باشد، تمام اينها در برنامه اقتصادي و توليد ملي و محاسبات بزرگ كشور اثر دارد.
اشاره كردند كه ساعت كارشان مجمل است.
البته ما هشت ساعت كار نبايد داشته باشيم و اين را در قوانين كار بايد بياوريم ولي كمتر از هشت ساعت كار هم داشتهايم براي كارهاي دشوار ولي توجه به شكل و محتوا خيلي وضع را عوض ميكند چون محتوا و شكل ظاهرش اينست كه مثلا ما اصل عمل چه جور فرض كرديم، كارگر معدن نحوه كارش طوري است كه چهار ساعت يا شش ساعت كار او را خسته ميكند يا كسي كه با مواد شيميائي سرو كار دارد اين فرض اينست كه بعد از فراغت از كارش فرصت مطالعه و خودسازي پيدا نميكند يا نميتواند به حزب برود و اين كار را بكند.
اين ارتباط تنظيم برنامه اقتصادي در آن سطح وسيع كه خيلي بزرگ است به اين دو سه تا به اين سادگي نيست و بعد هم عقيدهام اينست كه عبارت «خودسازي معنوي، سياسي و اجتماعي» مجمل است و همچنين در عبارت «شركت فعال در رهبري كشور» منظور شركت فعال در رهبري نيست بلكه در سياست عمومي است منتها بايد اضافه كنيم «به مقتضاي مسئوليت اجتماعي» اين را ما نميتوانيم به هيچ وجه بفهمانيم كه رهبري كشور همان عملي است كه در سطح پائين شوراها انجام ميدهند.
شوراها رهبري نميكنند مسئوليت اجتماعي شان را انجام ميدهند و مقام رهبري نقطه رأس رهبري است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ببينيد دوستان چون اين سؤال طرح شد البته من موافقم كه يك نفر موافق جواب بدهد ولي براي جلوگيري از تكرار گويا كوتاهتر باشد كه من دو جملهاي عرض كنم.
بهترين نوع رهبري در يك جامعه اينست كه فرد يا گروه يعني آنهائي كه در رأس مخروط جامعه قرار دارند بازگو كننده شعار و آرمان خود مردم باشند يعني همان چيزي كه امام خميني در اين انقلاب مكرر رويش تكيه كردند و همان چيزي كه رمز پيروزي انقلاب است يعني رهبر نميآيد واقعاً راهي را نشان بدهد كه به ذهن مردم نرسيده باشد و مردم به كلي از آن بيگانهاند.
اينطور نيست، رهبر ميآيد متبلور و مشخص ميكنند همين خواست و راهيابي پراكنده شده در توده را و اين بهترين نوع و سازندهترين و نيرومندترين پيوند رهبر و مردم است، و چه وقت اينطور ميشود وقتي كه افراد جامعه از نظر گرفتاريهاي اقتصادي فرصتي براي بخود انديشيدن و بخود آمدن و به اوضاع انديشيدن و چاره انديشي و راهيابي كردن نداشته باشند زيرا تا تك تك مردم به صورت راهياب و چاره جو برنيايند و واقعاً فكرها و انديشهها و احساساتشان به صورت يك سيل خروشاني كه ميخواهد راه باز كند در نيايد، اصلا رهبري واقعي سازنده و كارساز بوجود نميآيد و هر وقت يك چنين پيوندي بين رهبر و مردم بوجود آمد آن موقع است كه حركتها به آساني و خوبي و به طور خالص به ثمر ميرسد.
من اينطور فكر ميكنم كه اين اصل درست در جهت امامت اسلامي اصيل تهيه شده است.
آقاي بشارت بفرمائيد (بشارت ـ عرضي ندارم.)
آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ مطالب را شما فرموديد فقط ميخواهم بگويم كه ساعات كار مطابق با توان انسان باشد كه شايد در اين بند آورده شده باشد و يك مطلبي هم راجع به رهبري اگر اجازه بفرمائيد ميخواهم بگويم.
من اينطور فهميدم كه با انتخاب رهبر در جامعه اسلامي خود انسان نيز آنقدر رشد پيدا كرده كه ميتواند رهبري صحيح خودش را انتخاب كند كه ميشود رهبر يعني هم راهرو هم رهبر، يعني در صراط دارند با هم حركت ميكنند كما اينكه الان ميگويند ما در خط امام هستيم و وقتي كه گفتند ما در خط امام هستيم يعني همان حركت رهبر را انجام ميدهيم.
يعني يك حركت هماهنگي است كه مانند يك پيكر همه با هم انجام ميدهند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - متشكرم آقا، آقاي موسوي اصفهاني بفرمائيد.
موسوي اصفهاني ـ مشكلاتي كه تا به امروز براي كارگران مطرح بوده است اين بوده است كه مجبور بودهاند براي تامين زندگيشان آنقدر كار كنند كه به استراحت و تفريحات سالم نرسند و براي آنها موجب بيماريهاي مختلف ميشد.
بنده پيشنهاد ميكنم نوشته شود براي فرصت كافي و استراحت و تفريحات سالم و خودسازي معنوي...
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين موضوع در اين بند هست ذكر آن فقط يك كمي از اوج آن ميكاهد والا حرفي نيست.
آقاي آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ قسمتي از مطلب را آقاي خامنهاي اشاره كردند.
اين اصل ميخواسته بگويد كه فراغت كافي داشته باشند ولي هم كلمه فرصت و هم كلمه فراغت باز هم به نظر من كافي نيست و بايد نوشته شود «و امكانات كافي» زيرا ممكن است من فراغت داشته باشم ولي امكان اينكه استفاده از فراغت بكنم نداشته باشم، به اين جهت اين مطلب بايد اضافه شود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - چون اين موضوع نظر دوستان را جلب كرده است اگر موافقيد كلمه «فرصت» را برداريم و بنويسيم «فراغت و امكانات كافي».
رئيس (منتظري) - چون ساعات كار با فرصت مناسب است و شكل و محتوا با توان مناسب است پس بايد بنويسيم «فرصت و توان كافي براي خودسازي» براي اينكه من كه چهار ساعت كار كردهام و كارم طوري بوده كه تا ده ساعت بعد خستگي دارم پس بايد كارم جوري باشد كه توان داشته باشم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ پيشنهاد ميكنم به جاي «تنظيم برنامه اقتصادي» نوشته شود «تنظيم برنامه كار».
يزدي ـ مسأله شركت در مسائل اجتماعي و سياسي امكان ميخواهد و امكاناتش در بند اول است.
اينجا فقط يك كلمه «توان» بايد اضافه كنيد.
(بني صدر ـ حق با آقاي يزدي است يك كلمه «توان» بگذاريد تا كار تمام شود.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي خامنهاي ملاحظه بفرمائيد كه فقط مسأله كار نيست موضوع برنامه كل اقتصاد است يعني حتي مسأله نرخها و روابط اقتصادي و تمام اينها در اين موضوع موثر است، سركار فقط كار را نفرمائيد.
آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ منظور از شركت فعال در رهبري كشور، هدايت و امر به معروف و نهي از منكر كه نيست، و اصلاحي كه در اينجا داريم معلوم است كه رهبر يعني چه و شركت فعال در رهبري كشور يعني همه رهبر باشند و مفهومي ندارد.
بنابراين بايد نوشته شود «شركت در تاييد رهبري كشور» يا به اين صورت باشد يا به هر صورتي كه صلاح ميدانيد و مطلب همان است كه آقاي خزعلي فرمودند.
صدوقي - آقايان يد طولاني دارند براي خراب كردن يك چنين بندي.
هر كسي يك چيزي ميگويد و آن را خراب ميكند.
(تهراني ـ رأي بگيريد بحث كافيست.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - دوستان پيشنهاد كفايت مذكرات ميكنند البته نوبتها محفوظ است.
آقاي عرب بفرمائيد.
عرب ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
به نظر من ساعات كار بايد چنان باشد كه كارگر فرصت داشته باشد براي خودسازي و ساير كارها.
كارفرما ميگويد كه ساعت كار چنان باشد يعني پانزده ساعت كار كردن.
كارگر چكارش كند و ديگري براي اينكه ضربه به اقتصاد و توليد مملكت بزند ميگويد ساعت كار يعني شش ساعت كار كردن چكارش ميكنيد؟ خوب ساعت كار را معلوم كنيد و يك مطلب مبهمي را روشن كنيد بعد آنوقت در مجلس شوراي ملي تفاوت هايش را معلوم ميكنند اما اگر بنويسيم ساعت كار چندان باشد اين مبهم است و هر كس از آن سوء استفاده ميكند هم براي كم كاري و هم آن افرادي كه ميخواهند از كارگر كار بيشتري بكشند و مزد كمتري بدهند.
پس خوب است كه الان اينجا معلوم كنيد چه بسا افرادي كه ميخواهند از كارگر چندين ساعت كار بكشند و حتي شب كاري هم به آنها نميدهند.
داريم ميبينيم كه حقوقش را نميدهند ولي دو ساعت اضافه كاري در روز برايش مينويسند و يك عدهاي ديروز آمده بودند با من صحبت ميكردند.
پس اين برنامهها هست ما حالا تصور نكنيم كه همه ابوذر و سلمان شدهاند.
افرادي كه انسانيت را بر مبناي اقتصاد ميشناسند تا بخواهند اصلاح بشوند خيلي طول ميكشد.
بايد حالا قانوني تصويب كنيد كه رضايت خدا و انبياء و خلق خدا در آن باشد و اين به عقيده بنده مبهم است و روشن نيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي عرب ببينيد، اين قانون اساسي هست و كارفرما يا هر كس ديگر نميتواند به اين قانون استناد كند و ساعات كار را بعداً قانون كار كه در مجلس آينده تنظيم ميشود با صراحت بر پايه اين اصل تنظيم ميكند اينست كه توجه داشته باشيد كه قانون اساسي رأساً اجرا نميشود.
قانون اساسي پايه تقنين قانونهاي مفصلتر بعدي است و اين نكتهاي را كه ميفرمائيد در آن قانون تامين ميشود، ديگر اشكالي ندارد؟ (عرب ـ خير.)
(تهراني ـ رأي بگيريد آقا.)
خوب آقاياني كه نوبت گرفتهاند اگر اجازه ميفرمايند پيشنهاد دوستان كفايت مذاكرات است.
پس موافقين با كفايت مذاكرات دست بلند كنند.
(اكثريت دست بلند كردند) بنابراين...
(گلزاده غفوري ـ بنده عرضي دارم.)
آقاي دكتر غفوري دوستان پيشنهاد كفايت مذاكرات كردهاند.
به عقيده جنابعالي از نظر رعايت نظم جلسه بنده چكار كنم؟ (گلزاده غفوري ـ بنده فقط يك كلمه ميخواهم عرض كنم.)
بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ هر كاري يك شكل دارد، يك محتوا دارد، و يك ما بازاء.
بنده خواستم ما بازاء آن به صورت توصيه و نصيحت نشود و ضامن اجرا داشته باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - حالا اگر دوستان اجازه ميفرمايند براي رأيگيري بخوانم: «بند 3 ـ تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي فرصت و توان كافي براي...
» (كياوش ـ اين مسأله مهمي است آقا.
بايد در ساعت فراغت باشد.)
آقاي كياوش من دارم براي رأيگيري ميخوانم.
(كياوش ـ آقا اين ايراد دارد اگر در ساعت فراغت نباشد...)
آقاي كياوش پس بفرمائيد كفايت مذاكرات بي كفايت مذاكرات.
بند 3 را براي رأيگيري ميخوانم: بند 3 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـتنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي فرصت و توان كافي براي خودسازي معنوي، سياسي، اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت فني و ابتكار داشته باشد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه آن به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و دو نفر، تعداد كل آراء شصت و سه رأي، يك رأي خارج شد، آراء موافق شصت رأي، آراي مخالف هيچ، آراء ممتنع دو رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
مكارم شيرازي ـ بندهاي باقيمانده را يكجا بخوانيد بند، بند ديگر فايده ندارد مسائلش هم معلوم است (عدهاي از نمايندگان ـ بلي، يكجا بخوانيد.)

4ـ طرح و تصويب بند 5 اصل 127 (اصل چهل و سوم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - يك تذكر در مورد بند 5 و 7، در بند 5 ربا و احتكار و انحصار منع شده و اينها تا حدودي از مصاديق اضرار به غير است و تا حدودي هم از مصاديق معاملات حرام و باطل، ربا معامله حرام و باطل است، انحصار يا احتكار اضرار به غير است بنابراين ميتوانيم اين دو بند را يكي كنيم بدين صورت كه «منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و معاملات حرام و باطل ديگر» (رباني شيرازي ـ اين از دو مجرا است يكي از راه سرمايه داري...)
چرا سرمايه داري را نفي ميكنيد؟ براي اينكه اضرار به غير است؟ حالا پيشنهاد اينست كه منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و همه معاملات باطل و حرام.
(تهراني ـ بنويسيد «و ديگر معاملات باطل و حرام».)
بلي نظر من هم اينست كه كلمه «ديگر» صحيح است يعني «ديگر معاملات باطل و حرام» خوب در اين بند بحثي هست؟ عده زيادي اسم نوشتهاند.
آقاي طباطبائي نظر حضرتعالي چيست؟ طباطبائي ـ اضرار گاهي معارض است با نفي حرج يعني جلوگيري از اضرار معارض است با نفع مالك بدين معني كه مثلا ميخواهد چاهي بكند كه به غير اضرار دارد ولي جلوگيري از كندن چاه موجب خرج براي خود وي ميباشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آنچه آقاي طباطبائي مطرح ميكنند اينست كه فرض ميكنند موردي را كه تصرف كسي در ملك خود موجب ضرر براي ديگري و عدم تصرف موجب حرج براي خودش ميشود.
آيا در چنين موردي باز حكم اين بند جاري است؟ (مكارم شيرازي ـ آن يك مسأله فقهي است.)
(كرمي ـ در موضوع لاضرر به عنوان مجمل صحبت كرديم.)
دوستان در پاسخ اين سؤال دو نكته دارند.
يك نكته حلي، به اينكه آيا اصولا ادله نفي حرج مربوط است به رابطه مكلف با مكلف و خداوند متعال؟ يا اينكه در رابطه ميان دو مكلف هم نقشي دارد؟ اين واقعاً يك سؤال است، يك مسأله ديگر اينكه به هر حال آنچه اينجا ميگوئيم كلياتي است كه اگر بعدها با هم متزاحم شدند بالاخره بايد راه حلي براي آن فكر كنيم.
(اشراقي ـ تعارض لاضرر در حد تسلط است.)
بلي آقا.
آقاي صدوقي بفرمائيد.
صدوقي ـ خود قاعده لاضرر هم تخصيص خورده است، نميشود همه چيز را گفت.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - دوستاني كه اينهمه اسم نوشتهاند چه مطلبي دارند؟ (مكارم شيرازي ـ صبح تمام مذاكرات انجام شده است.)
(رباني شيرازي ـ بحثي ندارم.)
اسم شما هم در ليست هست.
(رباني شيرازي ـ خير اسم من ننوشتهام.)
پس معلوم است اين اسمها را بدون جهت نوشتهاند چون آقاي رباني ميگويند من اسم ننوشتهام.
آقاي جوادي بفرمائيد.
جوادي ـ معاملات باطل در كارخانههاي توليدي به صورت انحصار است، در بازار به صورت احتكار و ربا، در ادارات گرفتار رشاء بودند كه كلمه رشاء اصلاً به ميان نيامده است.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ آقاي جوادي اين قانون اساسي است يا قانون تفصيلي؟) در مورد معاملات حرام انحصار و احتكار و ربا چون از اهميت خاص برخوردار است ذكر شده و در ادارات هم آنچه باعث گرفتاري است رشوه است كه مانند رباي بازار است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - ولي آن بيشتر فساد اداري نه فساد اقتصادي و آوردن آن اصل را سبك ميكند.
آقاي فوزي بفرمائيد.
فوزي ـ اشكال بنده هم آن بوده كه جناب آقاي طباطبائي كه آقايان البته جواب دادند كه اينجا به تفسير نوشته نميشود و صحيح هم هست.
اگر يك جمله برابر موازين فقهي اضافه شود يعني «منع اضرار به غير برابر موازين فقهي» بهتر است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - قرار شد كه برابر موازين فقهي را در اصل 4 بنويسيم كه تكرار نشود.
آقاي قرشي بفرمائيد.
قرشي ـ مسئله كنز يك مسئلة اقتصادي است.
ما آيهاي با آن اهميت را اينجا ناديده گرفتهايم و معناي آن هر چه باشد من كاري ندارم چون يك مسئله اقتصادي است و اين كنز را در اينجا اضافه كنيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - در بند 2 ان شاء اللّه پدر كنز را درآورديم.
آقاي كياوش بفرمائيد.
(كياوش ـ من دربارة بند 6 حرف دارم.)
آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ همانطوريكه دوستان ميدانند آيهاي در قرآن هست كه ميگويد «ولا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل» كه من فكر ميكردم در بند 7 آن باطل، اكل به باطل است چون منع معاملات باطل اثري وضعي براي خودش دارد كه اثرش بر آن معامله مترتب نيست.
آيا منظور اكل به باطل بوده يا منع معاملات باطل؟ من فكر ميكنم اگر اكل به باطل بنويسيم هم اصطلاح قرآني اجرا شده و هم شامل همه مصاديقش ميشود و آيا منظور دوستان اين است كه دولت جمهوري اسلامي بيايد معاملات باطل را منع بكند؟ (مكارم شيرازي ـ شرعاً باطل است.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي آقاي غفوري ما ميخواهيم جمهوري اسلامي جلوي ربا را كه معامله حرام يا باطل و يا هر دو است بگيرد.
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ منع انحصار براي اين است كه انحصار باعث گراني ميشود و همچنين ابتكار و ربا استثمار است و در همين رديف گران فروشي است يعني اگر نظارت دولت بر قيمت گذاري نباشد، ضرري معادل اينها به مردم ميخورد زيرا ضرر انحصار و احتكار بيش از عدم رعايت نرخها و قيمتها از طرف دولت نيست.
نظر من اين است كه نوشته شود نظارت دقيق و دائمي بر قيمتها و منع انحصار و احتكار.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي آيت بفرمائيد.
(دكتر آيت ـ من موافقم.)
آقاي رباني املشي بفرمائيد.
رباني املشي ـ منع احتكار و معاملات حرام كه بحثي ندارد اينها از مسلمات است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - دوستان پيشنهاد ميكنند كه به رأي بگذاريم.
(حجتي كرماني ـ كنز را اضافه كنيد.)
آقاي يزدي بفرمائيد.
يزدي ـ نكتهاي كه آقاي دكتر غفوري فرمودند يك نكته اساسي است كه در آية شريفه «تقابل باطل و تجارة عن تراض» حتي موجب ميشود كه معاملاتي كه عناوين خاص ندارد، ميتوانيم حق و باطلش را محرز بكنيم و قبلا هم عبارت اين بوده است كه باطل، مطلق باطل را ميگيرد نه معامله باطل را، حتماً لازم است عبارت طوري باشد كه مطلق باطل را بگيرد.
مثلا چيزهائي كه در قمار به دست ميآيد باطل است اما معامله باطل نيست.
چيزهائي كه در معاملات متداول نيست و باطل است در اسلام شامل ميشود معامله نيست، پس حتماً كلمه باطل اين جا بايد ذكر بشود.
(مكارم شيرازي ـ آقا عبارت را دست نزنيد.)
(مشكيني ـ اضرار غير اين مطلب را هم ميگيرد.)
رشيديان ـ من يك پيشنهاد دارم.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ بفرمائيد.)
با توجه به اينكه احتكار كالا سبب بالا رفتن قيمتها ميشود، تمركز ثروت و احتكار پول هم به نوعي سبب پائين آمدن كالا ميشود و به همين جهت است كه شايد خداوند در قرآن اشاره به اين مطلب ميكند، راجع به كنز و تمركز ثروت و به يك اعتبار تكاثر «الذين يكنزون ذهب و الفضه و لاينفقونها في سبيل اللّه فبشر هم بعذاب اليم» و اين وسيله و ابزاري بود در دست ابوذر براي كوبيدن معاويه، و اميرالمؤمنين نيز از اين روش و از اين فلسفه ابوذر پشتيباني كرد و اين علامت صحت قضيه است.
بنابراين با توجه به اينكه مال اندوزي و همچنين سپرده ثابت را كه بعضي از علما حرام ميدانستند بهتر است اين را هم بياوريم كه كنز و تمركز ثروت قبلا هم پيشنهاد شده بود.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ كنز را كه در بند 2 آورديم.)
احتكار درم مقابلش احتكار كالا، احتكار پول.
حجتي كرماني ـ كنز چيزي است در متن قرآن است و شرعاً هم محرم است و اگر هم ميگوئيد تفاسير گوناگون دارد، احتكار هم همينطور است، در بعضي چيزها احتكار هست و در بعضي چيزها نيست.
چه اشكالي دارد كنز را بگذاريد؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آنروز در جلسه بحث شد كه در حرمت كنز ترديدي نيست ولي گفتيم اين را به صورتي در اصلي بياوريم كه بيان هم شده باشد، بيان تفصيلي آن را در اصول ديگر آورديم، هم در بند 2 و هم در اصول ديگر.
با اجازه دوستان براي رأيگيري ميخوانم.
خزعلي ـ اين انحصار به انحصارات دولتي ضرر نميرساند كه منع ميكنيد؟ در امور دولتي گاهي انحصار لازم است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - مگر احتكار به دولت مربوط است؟ پيداست كه چه ميخواهيم بگوئيم.
(خزعلي ـ انحصار مطلق است.)
(خامنهاي ـ آقاي خزعلي انحصار دولتي هم بد است.)
بند پنج را براي رأيگيري ميخوانيم؟ بند 5 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـ منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام.
(اخذ رأي و شمارش آن به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي، عده حاضر هنگام اخذ رأي شصت و سه نفر، تعداد كل آراء شصت و سه رأي، آراء موافق شصت رأي، آراء مخالف يك رأي، آراء ممتنع دو رأي، تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

5ـ طرح و تصويب بند 6 اصل 127 (اصل چهل و سوم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بند 6 را بخوانيد.
بند 6 ـ منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد و اعم از سرمايه گذاري، توليد، توزيع و مصرف.
رئيس (منتظري) - هيچ بحثي ندارد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ به نظر من چيزي كه بيش از اسراف در سرمايه گذاري و توليد و توزيع و مصرف به اقتصاد مملكت ضرر ميزند، اسراف در خدمات است.
اسراف در خدمات سبب ميشود كه از هر كس و از هر كارگاهي به اندازه ظرفيت كاملش استفاده نشود و كشورهاي استعماري هم هميشه اقتصاد ممالك را بيشتر از اين راه فلج ميكنند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - خدمات، توليد، توزيع و مصرف، البته ميتواند بيان خوبي باشد، يعني اسراف در صرف نيروي انساني.
خانم گرجي بفرمائيد.
(خانم گرجي ـ اين اسراف و تبذير در سرمايه گذاري چطور ميشود؟ توضيح بدهيد.)
(بني صدر ـ من توضيح ميدهم.)
آقاي بني صدر قرار شد توضيح بدهند تا روشن شود.
آقاي اشراقي بفرمائيد.
اشراقي ـ در باب اسراف و تبذير آيات زيادي داريم، حالا يا در اقتصاد و يا در مصرف خود انسان، ولي اين جملات جلو كار كردن مردم را ميگيرد چون تفصيل داده نشده است.
مميزيني ميآيند و ميگويند كه آقا اين كارخانه و اين دستگاه و دكان و ماشين براي تو مناسب نيست و بايد محكمهاي اقامه كرد كه آيا اين مناسب حال او هست يا نيست.
براي مردم اسباب دردسر ميشود و در اينكه بيان كنند آيا اين كار و اين لباس و خانه و كارخانه مناسب حال اين شخص است يا نه مثلا مميزي هست كه عقده حقارت دارد و نميتواند پيش كسي يك خانه و كارخانه و يك ماشين ببيند، ميچسبد به يقه او و اين جمله را مستمسك قرار ميدهد كه اسراف و تبذير است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي بني صدر به اين سؤال هم جواب ميدهند.
آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي - من صبح با آقاي بني صدر صحبت كردم و در مورد اسراف و تبذير جز مصرف مطالبي كه ايشان ميگفتند درست است ولي از اين لفظ مستفاد نيست، يعني آنچه كه هست توضيح بدهند و من برآن اساس بگويم كه اينطور نيست و يا اينكه به همين مقدار اكتفا كنيم.
پيشنهاد من اين است كه منع اسراف و تبذير در مصرف و در همه شئون مربوط به اقتصاد باشد كه مصرف را مسلماً بگذاريم و آن سه تاي ديگر هم در همان كلمه شئون هست.
حالا اگر ايشان اصرار دارند كه حتماً اين كافي است يك امر ديگر است.
من منظورم اين است كه از اين لفظ مستفاد نيست، براي كسي كه اين ننوشته باشد بايد صريح باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي آيت بفرمائيد.
(دكتر آيت ـ من موافقم.)
آقاي فوزي بفرمائيد.
فوزي ـ فرِ ما بين اسراف و تبذير چيست و لزومي دارد كه هر دو كلمه قيد شود؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين دو لفظ به اين اعتبار ذكر شده كه هر دو در قرآن آمده است.
(يكي از نمايندگان ـ با هم فرِ دارند.)
(بني صدر ـ در قرآن هم فرِ دارد.)
فوزي ـ يكي هم اصلاح لفظي است قبلا در يكي از اصول كه مربوط به پرداختهاي دولت بود، آن مربوط حذف شده و شد پرداختهاي دولتي و ديگر اينكه بنويسيم در همه شئون اقتصادي، نه همه شئون مربوط به اقتصاد چون مناسب نيست.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بسيار خوب آقاي بشارت بفرمائيد.
بشارت ـ علاوه بر سؤالي كه جناب آقاي خامنهاي فرمودند، اين جلوگيري از اسراف در مصرف به چه صورت عملي ميشود؟ مثلا آيا با جيره بندي مردم را چطور ميتوانند جلوگيري كنند از اسراف؟ و اگر جلوگيري از اسراف در توزيع باشد، خودبخود جلوگيري از اسراف در مصرف هم هست؟ نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي، بعضي از كالاها توليد نميشود، بالنتيجه جلوگيري از مصرف هم ميشود.
حالا آقاي بني صدر ميآيند و توضيح ميدهند.
(بني صدر ـ نفهميدم آقاي بشارت چه گفتند.)
ايشان ميگويند آيا منظور از اسراف در مصرف اين است كه دولت جلوي اسراف در مصرف را بگيرد و مثلا مأموران دولت جلو شما را بگيرند كه چرا در جيب كتتان يك دستمال وجود دارد؟ (مكارم شيرازي ـ خير اينطور نيست راههاي ديگري دارد مثلا وقتي اتومبيل زيادي وارد مملكت نشد، جلو اسراف گرفته ميشود.)
بني صدر ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
اين شئون اقتصادي سرمايه گذاري توليد، توزيع و مصرف كه اينجا آوردهايم براي هر كدام ميشود مثالي آورد و مطلب را روشن كرد، اما در سرمايه گذاري در دوره سابق، تبذير فراوان انجام ميگرفته است و در دنيا هم صورت ميگيرد و من الان يك مثال براي شما ميآورم.
طرحهائي را دولت سابق تصويب ميكرد كه مثلا صد ميليون خرج اين طرح بود و در عمل سيصد ميليون درمي آمد به طوري كه در ايران نسبت سرمايه گذاري به توليد پنج به يك بود در حالي كه در اقتصادهاي صنعتي براي همان رشتهها و همان صنعت بين يك به يك تا دو به يك است، خوب حالا چه كلمهاي ميخواهيد بگذاريد بجاي تبذير كه اين معني را برساند؟ ظاهراً همان كلمه تبذير قرآني اين معني را خوب ميرساند.
در مورد توليد در اقتصادهاي سرمايه داري اينطور است (البته در اقتصاد شوروي هم همينطور است) در دو سال پيش اقتصاد دانهاي امريكائي يك مطالعهاي انجام دادند دربارة اقتصاد امريكا كه چقدر از اين اقتصاد را صرف توليد مضر و مخرب ميكنند.
(البته مخرب در چهار چوب اقتصاد خود آنها نه در چهار چوب فقه اسلامي ما) و در همان حدود خودشان معلوم شد كه از هزار و صد ميلياد دلار توليد سالانه آمريكا، پانصد و پنجاه ميلياردش به حساب آنها صرف توليد نابجا و مضر ميشود كه اگر توليد نشود امريكائي راحتتر زندگي ميكند.
اگر شما در نظر داشته باشيد كه اقتصاد آمريكا ثلث اقتصاد دنيا است و امريكا به علاوه اروپا شصت درصد اقتصاد دنياست ميبينيد كه چه اسراف و تبذيري در زمينه توليد انجام ميگيرد.
چنانچه در رژيم سابق هم سرمايه گذاريهائي كه اجازه دادهاند و انجام گرفته و توليدهائي را كه انجام گرفته، به حساب موازين اسلامي خودمان بررسي بكنيم، هشتاد درصد آنها اسراف و تبذير است و مشمول حرام هم هست و حساب آن هم كه حلال است مشمول اسراف و تبذير است مثلا فرض كنيد براي راديو كه در رژيم سابق بر اساس خورد و برد بوده بيست و يك كارخانه مونتاژ راديو تلويزيون داريم.
آيا اين بيست و يك واحد را هيچ وقت نميتوانند به يك كارخانه تبديل بكنند؟ در حالي كه اگر از اول بنا را بر يك مونتاژ ميگذاشتند ميشد گسترشش داد و حالا ما يك كارخانه كامل راديو و تلويزيون داشتيم.
از اين قبيل اشتباهات فراوان است، اين هم در توليد اما در توزيع، يكي از مصيبتهاي بزرگ بشر امروز اين است كه چون نابجا توليد ميكند، بزور ميخواهد به مصرف برساند و بايد با تبليغ به مصرف برساند.
در امريكا براي هر يك دلار كالا شش دلار خرج تبليغات ميشود، ما هم بخواهيم چنين اقتصادي در ايران داشته باشيم چنانكه در رژيم سابق هم تا حدودي بود هيچ وقت موفق نميشويم كه نيازهاي اساسي مردم را در اين اقتصاد تأمين بكنيم.
پس اگر در مرحله توزيع توليد اسراف و تبذير را اجازه بدهيم اقلا همان قدر كه سرمايه خرج توليد ميكنيم بايد سرمايهاي هم خرج به مصرف رساندن آن بكنيم و اما در مصرف كه گمان نميكنم ابهام داشته باشد.
در اقتصادهاي امروز دو نوع اسراف ميشود يكي استفاده از غرايز انساني براي توسعه مصرف مناسب با نرخ سودي كه سرمايه گذار با سرمايه دار ميخواهد ببرد و امروز علت اينكه در اقتصادها تورم هست و عكسش نيست، در حاليكه باروري كه اضافه شد قيمت بايد پائين بيايد، اما هيچ وقت تاريخ نشر معاصر كاهش قيمتها را بخود نديده هميشه قيمتها افزايش داشته است، علتش همين اسراف و تبذير است در همه مواردي كه عرض شد و استفاده از غرايز، مثلا مورد فرانسه را براي شما عرض كنم، در فرانسه محاسبه كرده بودند همين آگهيهاي تبليغاتي و غيره براي تحميل مصرف در هر ثانيه هر انساني سي تصوير سكسي ميبيند حالا حسابش را بكنيد كه چه مصيبتي در آن اقتصادها است، نتيجهاش اينست كه دائماً مثل آدم معتاد بايد براي تحريك شدن مصرف بكند اين يك نوع اسراف است.
يك نوع اسرافهاي ديگر هم هست كه در اقتصادهاي ما وجود داشت و آنجا هم يواش يواش پيدا شده مثل پرخوري البته دومي را دولت نميتواند برود در خانهها و جلوگيري بكند، مگر از طريق تبليغ و ارشاد كه مانع از پرخوري بشود.
دو سال پيش در آلمان ضرر پرخوري بيست و سه ميليارد مارك شده بود در جائي كه در جامعه بشري چقدر انسان از گرسنگي رنج ميبرند.
اينها را از راه تبليغ و ارشاد ميشود آگاه كرد، اما يك قسمتش نه، همان است كه آقاي مكارم فرمودند، از راه برنامه گذاري و تدابير قانوني انجام ميگيرد و آن همانهائي است كه الان عرض كردم.
اين ضابطه فايدهاش اينست كه ما از اين ببعد روي اقتصاد سالمي ميتوانيم حساب بكنيم كه آن ضوابط رژيم سابق ان شاء اللّه بكار نيايد.
اينكه عدهاي ممكن است عقده رواني داشته باشند خوب پس بفرمائيد اين آيات و روايات را كنار بگذاريم چون ممكن است سوء استفاده بشود، نه، آنهائي كه مربوط به اشخاص است آنها همان طوري كه عرض كردم عملي نيست مگر از طريق ارشاد، امر به معروف و نهي از منكر، اينها همان مواردي بود كه عرض كردم يعني دولت و قوه قانونگذاري از طريق تدابير قانوني و برنامه گذاريهاي صحيح مانع از اسراف و تبذير ميشود.
اينكه آن مميز برود و ببيند يكي كارخانه دارد، چطور ميتواند بگويد اسراف و تبذير است؟ اگر هست معنايش اين است كه برنامه تشخيص داده كه وجود اين كارخانه اسراف و تبذير نيست و لازم هست، گمان ميكنم به سؤالاتي كه شد جواب عرض كردم و توضيحات ان شاء اللّه روشن كننده بود.
(كياوش ـ جواب سؤال مرا هم بدهيد.)
در مورد آن مسأله كمتر از ظرفيت كه شما فرموديد، اين به خدمت مربوط نيست و به توليد مربوط است يعني كارخانه كمتر است، اما چرا در دستگاههاي اداري و نظامي اسراف و تبذير زيادتر از حد ميشود براي اينكه براي يك كار پانصد نفر هستند كه در آن حساب كردهاند كه هر كارمندي در هر روز يك ساعت و يازده دقيقه كار ميكند بنابراين آنجا اسراف و تبذير خيلي زياد است و ميشود آن را هم اضافه كرد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بلي بايد اضافه بشود، آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ علاوه بر نيروي انساني در خود كارخانهها و دستگاههاي صنعتي هم ممكن است يك صنايع جنبي اضافه بكنند كه هيچ ضرورتي ندارد و سبب بشود كه از خود كارخانه به اندازه ظرفيت كامل استفاده نشود به اين جهت اسم خدمات لازم است.
(بني صدر ـ شامل سرمايه گذاري و توليد است.)
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - براي رأيگيري ميخوانم: بند 6 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـ منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد اعم از مصرف يا سرمايه گذاري، توليد، توزيع و خدمات.
(اخذ آراء به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي، عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و يك نفر، شمارة كل آراء شصت و يك رأي، آراء موافق پنجاه و نه رأي، آراء مخالف هيچ، آراء ممتنع دو رأي.
بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند.)

6ـ طرح و تصويب بند 7 اصل 127 (اصل چهل و سوم) موسوي اردبيلي ـ دو بند بعدي را يكجا رأيگيري كنيد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بفرمائيد، اينطور نميشود.
اگر بخواهيم سريعتر انجام شود صبحت نكنند، چون رأيگيري آنقدر وقت نميگيرد زيرا دو بند در هم ادغام شد.
بند 7 قرائت ميشود.
بند 7 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـ استفاده از علوم و فنون و تربيت افراد ماهر به نسبت احتياج براي توسعه و پيشرفت اقتصاد كشور.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بفرمائيد كه همين را به رأي بگذاريم.
لطفاً رأي بگيريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي، عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و يك نفر، شمارة كل آراء شصت و يك رأي، آراء موافق شصت و يك رأي.
بنابراين به اتفاِ آراء بد 7 تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
دكتر ضيائي ـ همانطور كه ديروز عرض كردم اولويت كشاورزي را در يكي از اين بندها بگنجانيد.

7ـ طرح و تصويب بند 8 اصل 127 (اصل چهل و سوم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - بسيار خوب، بند هشت مطرح است.
بند هشت قرائت ميشود.

8ـ جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد جمهوري اسلامي ايران.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - پيشنهادي به امضاي عدهاي درباره تكميل اين بند رسيده است.
اين پيشنهاد را قرائت ميكنم: «جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد جمهوري اسلامي ايران از طريق برنامه ريزي و سرمايه گذاري در بخشهاي دولتي و نيمه دولتي، تعاوني و خصوصي به ترتيبي كه وابستگي اقتصادي را از بين ببرد و خودكفائي كشاورزي، دامپروري و صنعتي را تأمين كند.
» (دكتر قائمي ـ راههاي ديگر هم هست، همين قسمت كاملتر است.)
(مكارم شيرازي ـ در اصول بعدي تامين ميكنيم.)
(يكي از نمايندگان ـ سرمايه گذاري را در بند 2 گفتيم.)
بنابراين نظر آقايان اينست كه اين بند خودش باشد و ما براي اولويت كشاورزي يا چيزهاي ديگر يك اصل ديگر اضافه كنيم.
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ بجاي عبارت «بر اقتصاد جمهوري اسلامي ايران» نوشته شود «بر اقتصاد كشور».
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - «جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور» بلي اينطور جالبتر است و تذكر بجائي است.
آقاي نوربخش بفرمائيد.
(نوربخش ـ همانطور كه آن پيشنهاد را...)
اگر درباره آن پيشنهاد است، بحث نكنيم بهتر است، چون از نظر مقررات جلسه اگر دوستان موافقت نكنند بايد در جلسات گروه مطرح بشود.
رباني املشي ـ ميخواهند بگويند اين بندي را كه آوردهايد ناقص است و تكميلش كردهاند.
موسوي تبريزي ـ اين يك بند مستقلي است چون ما بايد اقتصاد مستقل داشته باشيم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي نور بخش بفرمائيد.
دكتر نوربخش ـ يك مسألهاي است كه بايد از يكطرف از سلطه اقتصادي جلوگيري كنيم و از طرف ديگر بايد تشويق كنيم كه سرمايه گذاري و برنامه ريزي در جهتي باشد كه خود كفائي كشور را تامين بكند، يعني جنبه مثبت قضيه هم بايد با آن باشد، چون الان مهمترين مسألهاي كه در كشور داريم وابستگي اقتصادي و سياسي و فرهنگي ما به خارج است و شما بايد به اين وابستگي بيش از هر چيز توجه كنيد كه بطور واضع در اين 8 بند نيامده است كه ما بر عليه اين وابستگي به چه ترتيب ميخواهيم سرمايه گذاري كنيم.
بنابراين بايد يك جائي گفته شود كه سرمايه گذاري و برنامه ريزي از اين ببعد در اين كانال خواهد بود، و اگر كسي در اين كانال كار كرد ما از او حمايت ميكنيم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي نوربخش بند 2 يك مقدار زيادي جنبه مثبت همين را دارد.
آقاي كياوش بفرمائيد.
كياوش ـ اگر صلاح بدانيد پيشنهاد ميكنم يكي از طرِ سلطه اقتصادي را نام ببريد.
به اين معنا كه امروزه سلطه اقتصادي بيشتر توسط وارد كردن دستگاهها يا صنايع برون زا است.
كشورهاي استعماري صنايعي را به كشورهاي جهان سوم تحميل ميكنند و به اصطلاح لوازم يدكي آن را در پيش خودشان دارند كه اصطلاحاً به اينها صنايع برون زا ميگويند و اين نوع صنايع سلطه اقتصادي ميآورد.
پيشنهاد ميكنم اگر صلاح ميدانيد چه در كشاورزي مدرن و چه در تكنيك اضافه شود از طريق جلوگيري از توسعه صنايع برون زا.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اگر اينطور بود ميبايد خيلي از راهها را آورد كه آنوقت كلي و مطلقش ضعيفتر است.
بنابراين اجازه بفرمائيد كلي و مطلقش را به رأي ميگذاريم و اگر آقايان ميخواهند فردا مطالبي به عنوان يك اصل جديد تهيه كنند كه هم مبين اين منظورها باشد و هم تصويب اين بند را كه به عنوان يك پايه است به تعويق نيندازد.
آقاي بني صدر تذكر خاصي داريد؟ بني صدر ـ ميخواهم بگويم ما وابستگي سياسي و فرهنگي و غيره را در قانون اساسي كه به صورت مجموعهاي است بيان كردهايم منتها در اينجا اقتصادي آن را گفتهايم و در جاي ديگر سياسي و در جاي ديگر فرهنگي آن را گفتهايم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اينها فرهنگي و سياسي نيست همه اقتصادي است.
(بني صدر ـ بلي منهم همين را عرض كردم.)
(رباني شيرازي ـ اين بند قبل از بندهاي ديگر باشد.)
عيبي ندارد جايش را عوض ميكنيم.
(رباني شيرازي ـ يك بند هم به منظوري كه آقايان ميگويند ميآوريم.)
عيبي ندارد قرار شد جداگانه اضافه كنيم.
پس اين بند را فعلا به رأي ميگذاريم.
بند 8 اصل 127 (اصل چهل و سوم) ـ جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و سه نفر، شماره كل آراء شصت و سه رأي، آراء موافق شصت و يك رأي، آراء مخالف هيچ، آراء ممتنع دو رأي.
بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - صورت غايبين را قرائت بفرمائيد.
غايبين عصر شنبه پنجم آبان آقايان: حائري، سبحاني، ملازاده، فاتحي، مدني و نمايندگاني كه تأخير داشتند آقايان: بني صدر شصت دقيقه، خادمي چهل و پنج دقيقه، طباطبائي سي دقيقه و مقدم مراغهاي چهل و يك دقيقه.

8ـ طرح و تصويب اصل 128 (اصل چهل و هشتم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 128 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 128 ـ در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استانها و مناطق و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان مناطق مختلف كشور، نبايد تبعيض در كار باشد، بطوري كه هر منطقه فراخور امكانات رشد خود، سرمايه و امكانات لازم در دسترس داشته باشد.
عدهاي از نمايندگان ـ رأي بگيريد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اول تكليف بنده را با آقاياني كه هنوز اصل قرائت نشده اسم مينويسند روشن كنيد.
(موسوي اردبيلي ـ اسم مينويسند كه بگويند رأي بگيريد.)
چون مكرر شنيده ميشود كه روش اداره جلسه در موقعي كه من مسئول اداره هستم طوري است كه نمايندگان نميتوانند حرفشان را بزنند.
بعضي از بينندگان و شنوندگان وقتي نمونه هائي را ميبينند، لابد چنين تفسيرهاي نابجائي را ميفرمايند و بعضي از دوستان به من اعتراض دارند كه چرا به گويندگان ميدان ميدهم.
(تهراني ـ همه ميدانند كه اين آقاياني كه اينجا هستند نه از شما و نه از هيچ كسي رودربايستي ندارند.)
آقاياني كه اسم نوشتهاند ميفرمايند كه ما تسليم آنهائي باشيم كه ميگويند رأي بگيريم يا بايد صحبت شود؟ (بعضي از نمايندگان ـ رأي بگيريد.)
آقاي رشيديان جزء كساني هستند كه اسم نوشتهاند و ميفرمايند رأي بگيريد.
(رشيديان ـ من نوبت گرفتهام كه جواب بدهم.)
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) - «نبايد تبعيض در كار باشد، بطوري كه هر منطقه» اين «بطوري كه» معلوم نيست كه قيد به منفي ميخورد يا به اين، بنابراين بايد نوشته شود «بايد از تبعيض جلوگيري شود بطوري كه هر منطقه...
» نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي رباني شيرازي.
(رباني شيرازي ـ اين توضيح فعاليتهاي اقتصادي بعد از درآمدهاي ملي واقع شود كه آن تكرار هم واقع نشود.)
درست است، اين يك اصلاح لفظي است «در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استانها و مناطق مختلف كشور تبعيض در كار نباشد، بطوري كه هر منطقه فراخور امكانات رشد خود، سرمايه و امكانات لازم در دسترس داشته باشد».
(منتظري ـ براي اينكه تبعيض در كار نباشد يك «بايد» بگذاريم.)
(كياوش ـ فراخور نيازهاي رشد خود، سرمايه و امكانات لازم...)
مثل اينكه دوستاني كه اسم نوشتهاند فقط پيشنهادهاي اصلاحي دارند.
آقاي يزدي بفرمائيد.
(يزدي ـ اصلاح شد.)
آقاي عضدي بفرمائيد.
عضدي ـ اين جمله «تبعيض در كار نباشد» بايد حذف شود براي اينكه درآمد ملي بايد بين مناطق توزيع شود و اولويت هم به استانها و مراكزي داده شود كه عقب افتادهاند و در ذيلش اضافه شود بطوري كه نابرابريهاي فاحش اقتصادي بين مراكز بوجود نيايد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي خزعلي بفرمائيد.
(خزعلي ـ فراخور نيازهاي خود سرمايه و امكانات لازم...
امكان در برابر نياز است.)
اين بايد نوشته شود «بطوري كه هر منطقه فراخور نيازها و استعداد رشد خود سرمايه و امكان...
» آقاي رحماني بفرمائيد.
(رحماني ـ مطلبي بود كه آقاي خزعلي فرمودند.)
آقاي طاهري گرگاني مطلبي هست؟ (طاهري گرگاني ـ به جاي «تبعيض در كار» نوشته شود «رعايت عدالت و اولويت».)
آقاي آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ من معتقدم كه اين اصل ظاهراً خوب است ولي اگر شكافته شود اشكالات ايجاد ميكند، چون ما يك مملكت واحد داريم و استان بندي آن هيچ وقت بر مبناي دقيق نبوده و نيست.
اگر منظور اينست كه توزيع ثروت و سرمايه و توزيع خدمات در سراسر مملكت عادلانه باشد، اين يك اصل درستي است، اما اينكه فرضاً ممكن است نفت زيادي در قم داشته باشيم و در خوزستان هم داشته باشيم ولي فعلا مصلحت كل مملكت ايجاب كند كه نفت قم را بهره برداري نكنيم و از نفت خوزستان بهره برداري كنيم، چون ما كلا يك مملكت هستيم، حالا فردا بگويند كه شما در قم نفت داريد و گفتهايد كه در بهره برداري از منابع طبيعي نبايستي تبعيض باشد و در قم هم شروع كنيد و به همان ميزان استخراج كردن، اينست كه اصل بايد طوري نوشته شود كه اين منطقه بندي تضييعي كم كم صورت جدي به خودش نگيرد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اين اصل ابداً اين رابطه را ندارد.
بنابراين اين اصل را با اصلاحات پيشنهادي براي رأيگيري ميخوانم: اصل 128 (اصل چهل و هشتم) ـ در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استانها و مناطق كشور بايد تبعيض در كار نباشد، بطوري كه هر منطقه فراخور نيازها و استعداد رشد خود سرمايه و امكانات لازم در دسترس داشته باشد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - نتيجه رأي، عده حاضر در جلسه هنگام رأي شصت و سه نفر، شماره كل آراء شصت و سه رأي، آراء موافق پنجاه و نه رأي، آراء مخالف هيچ، آراء ممتنع چهار رأي.
بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

9ـ طرح اصل 129 نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 129 قرائت ميشود.
اصل 12
9ـ در بخش عمومي، دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات در امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات از طرف دولت ممنوع است، مگر به حكم ضرورت و يا تصويب مجلس شوراي ملي.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - در اين زمينه يك موافق و يك مخالف صحبت كند.
بنابراين اسامي را ميخوانم كه ببينيم موافق و مخالف كيست كه به ترتيب نوبت ميتوانند صحبت كنند.
آقاي منتظري (منتظري ـ مخالف هستم) آقاي سبحاني (سبحاني ـ مخالف هستم) آقاي كياوش (كياوش ـ مخالف هستم) آقاي عضدي (عضدي ـ موافق مشروط هستم) آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ من راجع به تغيير اين ماده از مادهاي كه در طرح پيشنهادي بوده است سؤالي دارم.
در آنجا اينطور بوده است «دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات عمومي و اعطاي امتياز انحصار در امور تجارتي و صنعتي و كشاورزي و معادن از طرف دولت بدون تصويب مجلس شوراي ملي ممنوع است» در آنجا مؤسسات عمومي و شركتها جدا گفته شده است و امور تجارتي و صنعتي و كشاورزي نيز مطلبي است جدا، ولي در اينجا تشكيل شركتها و مؤسسات در امور تجارتي را ادغام كردهاند.
آنوقت اگر يك شركتي و يا يك مؤسسهاي براي جاده سازي، پل سازي باشد در كداميك از اينها داخل ميشود؟ شامل آن ميشد ولي اين شامل نميشود.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اينهم شامل ميشود زيرا تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات كه يكي از اينها است.
(خزعلي ـ جاده سازي مربوط به صنعت نيست.)
يكي از اينها است.
(يكي از نمايندگان ـ خدمات.)
(خزعلي ـ خدمات را امور اداري ميگويند و اين امور اداري نيست.)
خير، و اگر آقايان اجازه بدهند به جاي «در»، «براي» بگذاريم بهتر است.
در بخش عمومي، دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي...
آقاي دكتر اوشانا (بيت اوشانا - مخالف هستم) آقاي دكتر غفوري (گلزاده غفوري ـ مخالف هستم) آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
(دكتر آيت ـ من چند تا توضيح داشتم.)
موافقيد يا مخالف؟ دكتر آيت ـ نه مخالفم و نه موافق بلكه چند توضيح دارم بنابراين يكي آن را كه مهم نيست ميگويم آن اينست كه جاي اين اصل در قسمت مقننه است ولي توضيحات بعدي را اگر صحبتهاي موافق و مخالف روشن نكرد ميگويم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي حجتي كرماني (حجتي كرماني ـ مخالفم) آقاي دكتر قائمي (دكتر قائمي ـ مخالف مشروط هستم) آقاي رشيديان ـ موافق هستم) آقاي ضيائي (ضيائي ـ موافق هستم) آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ من مطلبي دشتم كه در جلسه گروهها هم مطرح بود و آن اينست كه راجع به خارجي مطلقاً نفي شود و آقايان هم كه ميگويند مخالفند منظورشان همين است بنابراين نبايد معطلش كرد.
(نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ پس شما بفرمائيد مخالفيد.)
ميخواهم بگويم كشدارش نكنيد.
همه ميخواهند نسبت به خارجي مخالفت بكنند اگر اين را اصلاح كنيد همه موافقت ميكنند.
(تهراني ـ آن چيزي كه مورد مخالفت است نسبت به خارجيها است.)
اصلاحش كنيد همه موافقت ميكنند.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي مراغهاي (مراغهاي ـ موافق هستم) آقاي قرشي.
(قرشي ـ مخالفت راجع به خارجيها است اصلاح بفرمائيد.)
يك نفر من به عنوان مخالف صحبت ميكند و نفر اول كه به عنوان مخالف اسم نوشتهاند آقاي منتظري هستند.
آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) -
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
مخالفت من به نحو مترتب است اگر ميشود بطور كلي خارجي اش ممنوع باشد و بر فرض كه بگوئيد ممكن است يك وقتي در يك صورتي ضرورت پيدا كرد و نبايستي دست قوة مقننه را بست، بنابراين بايد نسبت به خارجي اش اگر لازم است قيد گذاشته شود كه بايد به تصويب سه چهارم نمايندگان مجلس شوراي ملي باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي رشيديان به عنوان موافق بفرمائيد.
(رشيديان ـ من با نظرات آقاي منتظري موافقم.)
پس شما هم با نظر آقاي منتظري موافق هستيد.
(تهراني ـ همه همين را ميخواهند.)
در مورد امتياز براي خارجيها كه خاطرة شومي در وجدان و ضمير سياسي اين ملت دارد، عرض ميشود.
دربارة اين دو نظر هست يك نظر اينكه مطلقاً ممنوع باشد و يك نظر اينكه مشروط به تصويب سه چهارم نمايندگان مجلس باشد.
حالا ما با دست رأي ميگيريم ببينيم نسبت به اينها...
(موسوي قهد ريجاني ـ نفي امتياز به شركت خارجي اصلا غير ممكن است.)
آقاي عضدي بفرمائيد.
عضدي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم.
شكي نيست و هيچكس موافق نيست كه ما به يك شركت خارجي امتيازي بدهيم و به همين جهت است كه ما ميخواهيم اينجا دست قانونگذار را باز بگذاريم.
نمايندگاني هم كه در مجلس شوراي ملي بعداً خواهند آمد آن هم مثل ما هستند نمايندگان ملت هستند حكم ضرورت را هم اينجا آورديم.
ما الان از نظر تكنولوژي به بعضي از دولتهاي خارجي احتياج داريم مثلا در صنايع الكترونيك و غيره متاسفانه كمپانيهاي چند مليتي يك انحصار خاصي را بوجود آوردهاند حتي روسيه شوروي هم احتياج به تكنولوژي بعضي از دول غرب و امريكا دارد و مجبور ميشود كه كمپانيهاي چند مليتي مثل آي بي ام وارد آن كشور ميشود.
(گلزاده غفوري ـ اصلا امتياز چيست؟) مسائلي را كه ميخواستم عرض كنم اينست كه حكم ضرورت پيش ميآيد و با آنچه كه جناب آقاي منتظري فرمودند موافق هستيم كه با تصويب سه چهارم يا دو سوم باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - حالا با دست نظر خواهي ميكنم.
(گلزاده غفوري ـ امتياز دادن اصلا خلاف شرع است براي اينكه مستلزم محروم كردن است، اينها بايد توضيح داده شود.)
آقاي آيت بفرمائيد.
(دكتر آيت ـ امتياز با انحصار فرِ دارد.)
آقاي غفوري بفرمائيد اينجا توضيح بدهند.
(گلزاده غفوري ـ اين مطلب بايد شرح داده شود) تشريف بياوريد اينجا و شرح بدهيد.
گلزاده غفوري ـ من حرفهائي دارم راجع به اساس تشكيلات مملكتي كه اگر نام اسلام را بر آن ميخواهيد بگذاريد اين امتياز دادن خلاف شرع است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - به شما نوبت دادهايم كه تشريف بياوريد اينجا و مطلبتان را در مورد مخالفت با اين امر بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ استثمار و استعمار بين المللي ديگر الان به صورت تحميلهاي خارجي نيست الان از طريق شركتهاي چند مليتي اين كار عملي ميشود حتي توسط ايادي داخلي.
دادن امتياز به هر صورت بايد در اينجا مطلقاً ممنوع باشد بعد آنوقت نسبت به داخليها مجلس شوراي ملي ضرورت و عدم ضرورت آن را تشخيص خواهد داد.
ما به عنوان قانون اساسي و به مصداِ «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه» بايد بگوئيم كه استخدام متخصص غير از دادن امتياز است.
من با همين چند كلمه مخالفت خود را اظهار كردم.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي ضيائي بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ به اين نحوي كه ايشان مخالفت ميفرمايند و اگر اينطور تصويب بشود معنايش اينست كه ما بايد كشور را به همين حال نگهداريم و محتاج كشورهاي ديگر باشيم مثلا الان خود آمريكا امتياز به ژاپنيها داده.
الان ما براي پيدا كردن بعضي از منابع احتياج به بعضي از شركتهاي خارجي داريم...
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - آقاي بني صدر بفرمائيد.
(مكارم شيرازي ـ آقا فرِ است ميان امتياز و انحصار.
آقاي غفوري خيال كردهاند امتياز به معناي انحصار و خلاف شرع است.
اين امتياز است نه بحث انحصار.)
بني صدر ـ ما اينجا جمع شدهايم تا آنچه را كه صحيح است تصويب بكنيم نه اينكه حرفهائي بزنيم كه عدهاي را خوش بيايد ما بايد واقع بين باشيم.
اولا ما در دنيائي زندگي ميكنيم كه اگر كمي دقت كنيم ميبينيم كه از عمامه تا جوراب و كفش و عينك تا بقيه همه فرنگي است، ما ميخواهيم به اين ننگ خاتمه بدهيم.
الان يك مطلبي براي شما عرض ميكنم.
ما قبل از اينكه با اروپا روابط اقتصادي داشته باشيم نود و هشت درصد بازرگاني خارجي ما با حوزه اسلامي بود و امروز يعني اين دوران معاصر مطابق محاسبهاي كه انجام دادهايم براي مطالعه روابط ايران و اسرائيل تمام بازرگاني ما با قلمرو اسلامي برابر اسرائيل هم نبود حالا اگر ما با اين دولتهاي اسلامي يك حوزه بزرگ اقتصادي بوجود بياوريم قطعاً بدانيد كه ما نميتوانيم با اين اقتصادمان جلوي سلطه اقتصادي غرب را بگيريم.
الان دنياي واحدهاي كوچك نيست دنياي واحدهاي بسيار بزرگ است.
اين واحدها بزرگ را شما ميخواهيد با سياست نفتي داشته باشيم با سياست اقتصادي آمريكا و روسيه و اروپا با اين اقتصادمان بايستيم، اگر اينطور فكر كنيد خوش خيالي ميفرمائيد اما اگر همه كشورهاي نفت خيز با هم جمع شويم و با هم يك برنامه اقتصادي را اجرا كنيم، آري اين درست است يك قدرتي به دست ميآوريم كه جلوي سلطه غرب را ميتوانيم بگيريم.
ميفرمائيد كه يك منعي بگذاريم كه هرگونه رابطه اقتصادي را با خارج ايران قطع كنيم (غفوري ـ امتياز ندهيد.)
ما با كشورهاي اسلامي بايد براساس قرار و مدار، راه همكاري اقتصادي را باز كنيم و همچنين اگر توانستيم با بقية كشورهاي مستضعف دنيا، پس ناچار در اينجا نميتوانيم منع كلي بياوريم.
شما يك چيزي در ذهنتان رفته و چون از دوره قاجار نوشتهاند امتيازات و تاريخ امتيازات، شما خيال ميكنيد امتياز دادن معنايش اينست كه فلان شركت بيايد در ايران و معادن را استخراج كند و ببرد، امتياز تنها اينها نيست.
شما اگر بخواهيد يك فني را استفاده كنيد يا بايد امتيازي بدهيد و يا بايد يك امتيازي بگيريد اين هم جزء امتيازات است، همه امتيازات كه امتياز استخراج معادن و سرمايه گذاري خارجي در ايران نيست، امتياز يعني اجازه بدهيد يا اجازه بگيريد كه از يك امري و يك عامل اقتصادي استفاده كنيد.
يكي از عوامل اقتصادي هم نيروي انساني است فن و تكنيك هم هست و مواد اوليه هم هست، شما اگر منع كلي بگذاريد اين منطبق با منطق نيست.
شما اگر بخواهيد با دولتهاي اسلامي قرار داد ببنديد براساس اينكه نه آنها بر ما مسلط باشند و نه ما بر آنها مسلط باشيم بايد داد و ستد اقتصادي بكنيم و روابط تجاري داشته باشيم.
پس ما بنويسيم امتيازي كه موجب سلطه باشد مطلقاً قدغن است كه اين را قبلا گفتيم.
(گلزاده غفوري ـ امتياز موجب سلطه است؟) نه، هر امتيازي موجب سلطه نيست، امتيازات ضد سلطه هم فراوان است و ما نميتوانيم يك منع كلي اين جا بگذاريم اين از بديهيات است.
حالا اگر شما ميخواهيد استدلال كنيد تشريف بياوريد اينجا و دليل مخالفت خودتان را اينجا بفرمائيد تا ما قانع بشويم.
(گلزاده غفوري ـ تا به حال همه بحث شما اين بود كه ما بايد مستقل باشيم بخصوص در مسائل اقتصادي، حالا شما اينجا داريد امتياز را به شكل ديگري تعريف ميكنيد.)
ما اينجا نشستهايم كه يكديگر را هو كنيم؟ ما اينجا با كشورهاي مسلمان دنيا بايد داد و ستد داشته باشيم و با مستضعفان دنيا هم بايد روابط اقتصادي داشته باشيم.
اينهمه اشخاص صاحب فن در غرب هست و مردم آزادهاي هم هستند ما بايد با اينها قرار داد داشته باشيم.
شما ميگوئيد كه ما يك منع كلي داشته باشيم كه دست و بال ملت بسته شود و كاري نتواند بكند.
(گلزاده غفوري ـ تمام دارائي مملكت به وسيله امتياز از بين رفت.)
عزيز من، ما گفتيم امتيازاتي كه موجب سلطه باشد مطلقاً ممنوع است.
به هر حال از نظر من اين بند عليه سلطه است و براي حفظ استقلال مجموع كشورهاي اسلامي و مستضعف دنيا است.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - قرار شد كه وقتي موافق و مخالف صحبت كردند با دست نسبت به چند پيشنهاد نظر خواهي بكنيم.
(حجتي كرماني ـ الان رأي نگيريد، الان مخالف زياد دارد آقا و بايد بيشتر روي آن صحبت شود.)
آقاي حجتي اجازه ميفرمائيد تا به حال چهار نفر صحبت كردهاند ميفرمايند باز هم صحبت كنيد.
(حجتي كرماني ـ مسأله امتياز مهمتر از اينست آقا.)
اجازه بفرمائيد موافقين با اين اصل به همين صورتي كه الان هست «در بخش عمومي دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات از طرف دولت ممنوع است مگر به حكم ضرورت و با تصويب مجلس شوراي ملي» موافقين با اين اصل به اين صورت دست بلند كنند (سي و يك نفر دست بلند كردند) كافي نيست حالا موافقين با اين طوري كه ميخوانم «در بخش عمومي دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن، خدمات از طرف دولت ممنوع است مگر به حكم ضرورت و با تصويب سه چهارم نمايندگان مجلس شوراي ملي».
رئيس (منتظري) - اجازه بدهيد پيشنهادم را خودم بخوانم ميگويم به جاي امتياز لفظ اجازه بنويسيم «در بخش عمومي دادن اجازه تشكيل شركتها» و بعد هم با تصويب سه چهارم باشد.
نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اجازه بفرمائيد بنويسيم «در بخش عمومي، دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات از طرف دولت ممنوع است مگر به حكم ضرورت با تصويب دو سوم نمايندگان مجلس شوراي ملي براي خارج و با تصويب اكثريت براي داخل» موافقين دست بلند كنند (چهل و شش نفر دست بلند كردند) بنابراين دو سوم را تبديل ميكنيم به سه چهارم و رأي ميگيريم.
موافقين دست بلند كنند (حجتي كرماني ـ به منع كلي امتياز هم رأي بگيريد) بسيار خوب توجه فرمائيد ميخوانم: «در بخش عمومي دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات از طرف دولت به خارجيها بكلي ممنوع است و به داخل به حكم ضرورت با تصويب مجلس شوراي ملي» موافقين دست بلند كنند (بيست و يك نفر دست بلند كردند) حالا اين آخرين راه است بنويسيم «...
با تصويب سه چهارم نمايندگان براي خارج و اكثريت براي داخل» موافقين دست بلند كنند.
(رأي كافي نياورد) در ميان اينها به آن صورتي كه از همه بيشتر رأي دارد با ورقه رأي ميگيريم.
اين اصل را براي رأي با ورقه ميخوانم: اصل 129 - در بخش عمومي دادن امتياز تشكيل شركتها و مؤسسات براي امور تجارتي، صنعتي، كشاورزي، معادن و خدمات از طرف دولت ممنوع است مگر به حكم ضرورت و با تصويب دو سوم نمايندگان مجلس شوراي ملي براي خارج و اكثريت براي داخل.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأي، آراء موافق چهل و هفت رأي، آراء مخالف نه رأي، آراء ممتنع هشت رأي، رأي كافي نياورد.
تصويب نشد.

10ـ طرح و تصويب اصل 130 (اصل پنجاهم) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - اصل 130 را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 130 (اصل پنجاهم) ـ در جمهوري اسلامي حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي فردا بايد در آن حيات رو به رشدي داشته باشند، وظيفة عمومي تلقي ميگردد از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (دكتر بهشتي) - عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأي، آراء موافق شصت و چهار رأي، آراء مخالف هيچ، بنابراين تصويب شد.
1
1ـ پايان جلسه نايب رئيس (دكتر بهشتي) - چون ديگر كاري نداريم جلسه را ختم ميكنيم، جلسه آينده فردا خواهد بود.
جلسه ختم ميشود.
(جلسه ساعت هجده پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي