به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه چهل و سوم بيست و يكم مهرماه 1358 هجري شمسي

جلسه در ساعت 15/15 دقيقه روز بيست و يكم مهرماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و يكم ذيقعده 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي(نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ ادامه بحث پيرامون اصل 87
2ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ ادامه بحث پيرامون اصل 87 نايب رئيس (بهشتي) ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
اصل 87 درباره وظايف و اختيارات رهبري است در جلسه صبح پنجشنبه اين اصل مطرح شد، بند اول و دوم مورد تأييد قرار گرفت بند سوم در زمينه فرماندهي كل نيروهاي مسلح مطرح شد و بعد دوستان به تفصيل موافق و مخالف پيرامون كل مسائل رهبري و نقش او صحبت كردند و وقتمان تمام شد و قرار شد امروز مجدداً درباره اين اصل بررسي را ادامه بدهيم و رأي گيري كنيم.
عصر پنجشنبه و امروز صبح در جلسه گروهها مجدداً مفصلا بحث شد و نتيجه نهائي بحث ها به اين صورت كه ملاحظه ميكنيد در آمد آن را ميخوانم: «بند 3 ـ فرماندهي كل نيروهاي مسلح به ترتيبي كه در فصل مربوط به دفاع ملي خواهد آمد.
» و براي اينكه مشخص بشود فرماندهي كل نيروهاي مسلح چيست اصلي را كه به اين قسمت مربوط ميشود و بايد در موقع تنظيم در فصل مربوط به دفاع ملي قرار بگيرد خود اصل را تنظيم كرديم كه ديگر بعداً بحثي درباره اين موضوع نداشته باشيم به اين صورت: «وظايف و اختيارات فرمانده كل نيروهاي مسلح:
1ـ تعيين رئيس كل ستاد مشترك.

2ـ تعيين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.

3ـ تشكيل شورايعالي دفاع ملي، مركب از: ـ رئيس جمهور ـ نخست وزير ـ وزير دفاع ـ رئيس كل ستاد مشترك ـ فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ دو مشاور به تعيين رهبر
4ـ تعيين فرماندهان عالي نيروهاي سه گانه به پيشنهاد شورايعالي دفاع.

5ـ اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي به پيشنهاد شورايعالي دفاع.
» مكارم شيرازي ـ اين دو اصل را جدا از هم مطرح كنيد.
منتظري ـ من كه نفهميدم اين دو اصل اصلا چه ميخواهد بگويد ديگران هم قطعاً نفهميدهاند من روي اصل 87 اشكال دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب ما صبح بحثهايمان را كردهايم در عين حال بعضي از دوستان براي صحبت اسم نوشتهاند، باز يك موافق و يك مخالف ميتوانند صحبت كنند.
آقاي دستغيب به عنوان موافق بفرمائيد.
دستغيب ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
در مسأله فرماندهي كل قوا كه از مناصب فقيه عادل ذكر شده دو نظر مطرح شد نظر اول اينكه حتماً بايد باشد و طوري است كه اگر فرماندهي كل قوا با فقيه نباشد ولايت فقيه معني ندارد.
اصل ولايت فقيهي كه تصويب شد همين است كه قدرت در دستش باشد و بتواند بسط عدل بدهد در تمام شئون كشور، اگر چنانچه قوه اجرائيه در دست فقيه نباشد ولايتش را چگونه اعمال كند؟ و بعضي نظر مخالف پيدا كردهاند البته اقلي در اثر شبهه و اشكالاتي كه به نظرشان رسيده، بنابراين هر چند بحثها زياد شد الحمدلله در چند مجلس جوابها داده شد بنده هم مختصري جواب آن سؤالات را مجملا من باب تذكر عرض ميكنم.
اولا مساله امامت وولايت از ضروريات مذهب ما است، امامت و ولايت عبارت است از اينكه از روي قاعده لطف بر خدايتعالي لازم است كه بشر را بيسرپرست نگذارد چنانكه از روي قاعده لطف بعثت پيغمبر ثابت است امامت امام هم از روي قاعده لطف ثابت است چنانكه بايد پيغمبر بفرستد تا احكام را برساند، وحي برساند همچنين بر خداست كه امام تعيين كند.
امام يعني رهبر، هادي، ناظم، كسي كه ملت را نگهداري كند و زمام امور ملت را به دست بگيرد و نگذارد طاغيها و طاغوتها مسلط بر مسلمين گردند و آنها را زير بار ستم و شكنجه آورند و از مسير توحيد و صراط مستقيم منحرف سازند.
نصب امام، تعيين امام كه عبارت شد از ولي امر، امامت حقيقتش همين است.
در خطبه فدكيه صديقه طاهره صلواة الله عليها در باب حكمت تشريع احكام و اصول ميفرمايد «واجعل امامتنا نظاماللمله» اصل امامت براي نظام امور مسلمين است كه گسيخته نگردند، كه دچار طاغيها نگردند، دچار ستمگرا نگردند و مسأله ولايت كه از ضروريات مذهب ما است در جلد اول الغدير از طريق اهل تسنن نقل كرده كه در غدير خم وقتي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم آيه شريفه «النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم...
» را فرمود يك نفر از پاي منبر گفت يا رسول الله «ماهذه الولايت التي انتم احق بها» معني ولايت چيست؟ فرمود «السمع والطاعة» بر مسلمانها واجب است كه از اولي الامر اطاعت كنند، فرمانبرداري كنند.
خلاصه نصب امام و تعيين امام اختصاص به يك دوره و دوره ديگر ندارد با پيغمبر ممكن است كه نبوت ختم شود ليكن در مورد امامت بايد تا روز قيامت خدايتعالي براي بشر رهبر هادي و كسي كه ولي امر باشد قرار دهد و به ضرورت مذهب ما در غيبت امام عصر عجل الله تعالي فرجه خدايتعالي بشر را، مسلمين را، شيعيان را بدون رهبر قرار نداده و عدله نيابت، فقهاي عدول اينها نايب اولي الامر هستند، ولي امر هستند و بر تمام مسلمين واجب است اطاعت امر آنها، بر آنها هم واجب است كه زمام امور را به دست بگيرند منتها اگر اكثريت ملت حاضر شدند براي اطاعت آنوقت بر آنها واجب ميشود.
اينكه ميگويند سابقه ندارد و پس از اميرالمؤمنين صلواة الله عليه تا زمان حاضر هيچ امامي حكومت نكرده و هيچ فقيهي ولايت پيدا نكرده و حكومت نكرده و شما ميخواهيد يك چيز تازهاي بگوئيد فرِ است بين حكومت الهي و حكومت ديكتاتوري و قلدري.
حكومت الهي كه حكومت امام و ولي امر است وقتي است كه اكثريت ملت آن را بخواهند اگر اكثريت ملت حاضر شدند براي اطاعت، آنوقت است كه بر ولي امر واجب ميشود كه بيايد ميدان و زمام امر را در دست بگيرد.
در قرون گذشته اكثريت ملت حاضر نشدند نه در زمان امامان و نه در زمان غيبت كه تسليم امر فقيه بشوند لذا فقها و علما ساكت بودند چون اگر بخواهند با قهر و زور حكومت كنند كه اين حكومت شيطاني است حكومت ديكتاتوري است فقيه عادل مثل امام است وقتي بر او واجب ميشود حكومت كند كه مردم خودشان حاضر بشوند براي اطاعت، اگر حاضر نشدند او هم قهري ندارد و به زور حكومت نميكند چنانكه اين طور بوده است.
شكر خداي را كه در زمان ما كه واقعاً سابقه در تاريخ ندارد اينطور شده است كه اكثريت ملت حاضر شدهاند براي اطاعت از نايب امام و ولي امر لذا الان امام خميني اطال الله عمره برايشان قبول اين منصب و حكومت واجب است، چرا؟ چون خلق ميخواهد حالا كه اكثريت خلق حاضر شدند براي اطاعت از ولي امر، اگر ايشان قبول نكند خلاف تكليف عمل كرده است برايشان واجب است كه قبول كند و بسط عدل دهد و آنچه را كه وظيفه او است در اصلاح امور و حل مشكلات و حفظ كشور از خطر دشمن و آنچه را كه خلاصه وظيفه ولي امر است انجام دهد.
چيز تازهاي كه ميگويند هست از اين جهت است والااصل وجوب اطاعت از ولي امر و اطاعت از فقيه عادل از اصول مسلمه مذهب ما است.
حكومت، حق فقيه عادل است اينهم از اصول مسلم مذهب ما است چيز تازهاي نيست.
از گذشته، همه شما آقايان با اطلاع هستيد كه حكومتها را ما ظالم و غاصب ميدانستيم نه تنها زمان ما، همينطور كه به قهقرا برويد همه را ميگفتند ظلمه و اعوان ظلمه، چرا؟ چون حق حكومت نداشتند، تمام حكومتهائي كه بوده ديكتاتوري بوده و به قهر و غلبه بوده، بدون خواست ملت و رضايت ملت بوده، نه از طرف خدا مأذون بوند و نه از طرف خلق.
گذشتهها اين قسم بوده است لذا ما آنها را حكومت باطل ميدانستيم و علما كارهاي آنها را امضاء نميكردند همه را باطل و كمك به آنها را حرام ميدانستند ولي اميد است ان شاء الله از اين ببعد كه ولايت سرجاي خودش و حكومت سر جاي خودش قرار گرفته است و اكثريت ملت امضاء كردهاند و حاضر شدهاند و اين پيشرفت هم بواسطه همين است.
عجيب اين است كه اصل و نشر انقلاب از ولايت فقيه شده است و پيروزي او به بركت ولايت فقيه شده است و حالا در تصويب قانون او بعضيها ترديد پيدا ميكنند.
تمام مردم ميدانند اين انقلاب به بركت ولايت فقيه انجام شد آيا كسي ميتواند منكر شود؟ چون اكثريت ملت ولايت امام خميني را پذيرفتهاند ايشان هم امر ونهي كرد و فرماندهي كرد و بحمدالله انقلاب اوج گرفت تا رسيد به جائي كه پيروز شدند، بنابراين وظيفه همه ما هست كه اين اصل را اهميت بدهيم فرماندهي كل قوا چيزي نيست كه كسي شك كند كه آيا اين منصب فقيه هست يا نه، عرض كردم كه اين را خدا معين كرده است منتها شرط نفوذش و اينكه حاكم بيايدبه ميدان قبول خلق است قبول خلق هم كه شده است و اما اگر كسي اشكال كند چنانكه اشكال هم كردهاند و گفتهاند كه بلي، مثل امام خميني كجا ديگر پيدا ميشود در دورههاي قبل نبوده ايشان نابغه بوده است و بعد از اين هم ديگر مثل ايشان پيدا نخواهد شد ممكن است يك فقيهي بعد از ايشان بيايد و چطور و چطور بشود آنوقت ما دچار ديكتاتوري روحانيت خواهيم شد.
تمام اينها شبهههاي واهي است البته بدانيد و ميدانيد، جسارت نكنم، تذكر است هرگاه اكثر خلق حاضر شدند به اطاعت از ولي امر و فقيه عادل، والله خدايتعالي مثل خميني و بهتر از او برايشان پيدا خواهد كرد «ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها» ديشب يكي از تهرانيهاي محترم ميگفت وقتي آقاي طالقاني رحمت الله عليه مرحوم شد ما گفتيم ديگر نماز جمعه تمام شد ديگر مثل آقاي طالقاني كجا پيدا ميشود ايشان تعبير ميكرد كه ديديم آيت الله منتظري را خدا رساند ميگفت اجتماع حالا خيلي پر كيفيتتر از قبل است خواستم بگويم اين حرف شيطاني است كه پس از آيت الله خميني چكار خواهيم كرد، همان كسي كه آقاي خميني را بوجود آورد بعد از ايشان بهتر از او يا مثل ايشان را در رأس مسلمين قرار خواهد داد، مسلمانان را حيران نميگذارد ولي شرطش حاضر بودن مسلمين مثل حالا هست.
مادامي كه خلق حاضرند اطاعت كنند از ولي امر، خدا ولي امر را برايشان مستقر خواهد داشت اين اولا، و ثانياً بر فرض بگوئيم نعوذ باللّه فقيهي كه بعد ميآيد ممكن است منحرف شود و ممكن است ديكتاتوري كند ممكن است حب رياست داشته باشد ممكن است فساد داشته باشد اولا اين احتمال در رياست جمهوري هم هست هر مقامي را كه شما فرماندهي كل قوا به او بدهيد بلكه در او صد برابر است چطور اگر بگويند فرماندهي كل قوا براي رياست جمهور باشد، هيچكس هيچ حرفي نميزند در حالي كه صد برابر احتمال است كه فساد كند و ديگر اينكه ممكن است در همين قانون قيد شود كه هرگاه آن فقيهي كه رهبر شده اگر انحرافي در او پيدا شد از همان مجرائي كه تثبيت شده از همان مجرا منعزل ميگردد.
از چه مجرائي فقيه را تثبيت كرديد در قانون؟ از مجراي اكثريت خلق، خلق، خبرگان را معين كردند و خبرگان هم اين رهبر را معين كردهاند تا اين رهبر منحرف شد فوراً دو مرتبه اكثريت خلق، خبرگان را تأسيس ميكنند و همان خبرگان عزلش ميكنند و فقيه ديگري را سرجاي او مينشانند.
اين چه خطري است كه شما را به وحشت انداخته است كه چطور خواهد شد؟ اينها موهومات است.
معذرت ميخواهم قدري صحبتم طول كشيد در خاتمه اولا عرض كنم روزها اينجا بنده كه ساكت هستم بعضيها خيال كردهاند كه خيال ندارم اظهار عقيده كنم بايد بدانند كه قبلا درگروه بحثها و مذاكراتي انجام ميشود و نتيجهاش اينجا ذكر ميشود، لازم نيست كه اينجا همه بحث كنند اگر بخواهند شصت نفر اينجا صحبت كنند كه كاري انجام نميشود دو نفر، سه نفر اگر اشكالي باشد ميگويند و من ميبينم همان اشكالي را كه داشتم ديگري ميگويد من ديگر اينجا چه بگويم و ساكت ميشوم بايد بالاخره كاري كرد كه طول نكشد تقاضا و استدعاي بنده از شما اين است كه ان شاء الله سعي كنيد كه بلكه زودتر اين اصول تمام شود آن مرتبه عرض كردم علاوه بر عصر، صبح هم دو ساعت بگذاريد براي جلسه علني، كميسيون مشترك كه اينقدر طول ميكشد كم نفع است البته آن را تعطيل نكنيد وقت آن را دو ساعت بكنيد كه جلسه علني بتواند دو ساعت قبل از ظهر تشكيل بشود كه يكي دو اصل صبح بررسي بشود ان شاء الله و چند اصل هم عصر بررسي بشود.
شما يك ماه تمديد فرموديد و ده روز آن گذشته است در اين ده روز بفرمائيد چند اصل را تنظيم كنند و صبح بدهند به كميسيون مشترك و بعد بدهند به جلسه علني همه توافق بفرمائيد ايرادگيري لفظي نباشد اگر لفظ زباني ندارد، حرفش را هم نزنيد، اضافه كردن يا ساقط كردن جملهاي اگر مهم نيست و زيان ندارد نميخواهد بگوئيد آقا اين كلمه را حذف كن آن كلمه را چطور كن و روي اين بحثها نقض و ابرام بشود، ان شاء الله جدال بايد رفع بشود خيلي معذرت ميخواهم اولسلام علكيم و رحمةالله و بركاتة.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي سبحاني فرمايشي داريد بفرمائيد.
سبحاني ـ بحثم در اينجا در مورد وظايف و اختيارات رهبري است فرماندهي، نه وظايف است و نه اختيارات بلكه منصب است براي اينها بايد يك ترتيبي داده شود كه در اينجا داخل شوند، فرماندهي عالي كل نيروها يك منصب و مقامي است اين چطور در آن منتصب داير است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يعني ميفرمائيد يك چيزي است كه به او تعارف ميكنند يا فرمان دادن براي او يك وظيفهاي است؟ (سبحاني ـ يكي از آثارش هست.)
پس اجازه بفرمائيد همانطور كه آقاي دستغيب فرمودند اطلاِ كنيم.
(سبحاني ـ آقاي دستغيب هم گفتند منصب.)
آقاي صافي به عنوان مخالف صحبت ميكنند بفرمائيد.
صافي ـ سلام عليكم،
بسم الله الرحمن الرحيم
.
عرض كنم آن چيزي كه براي افرادي كه ميخواهند مكتبي را عرضه كنند لازم است، اول ايمان است و دوم شجاعت اينكه مكتب خودشان را عرضه بكنند.
يكي از اسرار موفقيتهاي مسلمانان درصدر اسلام اين بود كه مكتب خودشان را به دنيا عرضه كردند و تحت تأثير مكتبهاي ديگر قرار نگرفتند و مثل اينكه يك استضعاف فكري به نظر من ميرسدكه باز در جو اين مجلس كه ان شاء الله نيست ولي اينطور است كه ما آنطور كه بايد، مكتب خودمان را عرضه نميكنيم يك الفاظي را در اين قانون وارد كردي كه اين الفاظ در غرب يك مفاهيم خاصي دارد كه با مفاهيمي كه در مكتب ما است اينها مخالف است حالا ميخواهيم با آنها، اينها را تطبيق بدهيم با آن سابقه ذهني كه هست به اشكال بر ميخوريم حالا در اين اصل چون وقت نيست كه عرايضم را كاملا بگويم خلاصه ميكنم.
در اين اصل وقتي كه انسان ملاحظه ميكند ميبيند آن چيزي كه نظام شرعي را برقرار ميكند آن مسأله اصل حكومت است كه آن در اين اصل نيست در وظايف و اختيارات رهبري هيچ معلوم نيست كه نقش رهبر در تعيين رئيس جمهور چه نقشي است و اگر رهبر در اينجا نقشي نداشته باشد، اصلا اين نظام شرعي نيست هر چه شما از اين اختيارات براي رهبر تعيين بكنيد درست نيست.
ما اصلا اصل مطلب را فراموش كردهايم ولايت فقيه اساسش آنجا هست اگر همينطوري كه آقاي دستغيب فرمودند كه ما ميخواهيم حكومت ظلمه نباشد و آن حكومتها پايان پيدا كرده باشد، بايد اينجا را درست كنيم و اول بايد اين مطلب معلوم بشود كه نقش فقيه و ولايت فقيه در تعيين رياست جمهوري چه نقشي است.
روح مطلب اينجا است و اينطور كه متأسفانه تنظيم شده است اصلا مفهومش اينست كه فقيه در اينجا هيچ نقشي ندارد حالا بگوئيم بعدها معين ميكنيم يا چطور ميشود، يا در فصلهاي بعد ميآيد بايد بگويم كه جايش همين جا است وقتي كه ميگويند وظايف و اختيارات رهبري، بايد اول معلوم بشود و اگر غير از اين هم باشد اصلا حكومت، حكومت شرعي نيست خوب اينجا در مجلس فقها هستند اگر اين را ما بخواهيم كه فقط به عزل اكتفا بكنيم فايدهاي ندارد بايد نصب معلوم بشود كه فقيه بايد در اينجا چه كارهائي را بكند اصل بر اين است كه نصب بتواند بكند حالا اگر خيلي ما بخواهيم دقت كنيم بايد در اينجا اينطور قرار بدهيم كه نامزدهاي رياست جمهوري را منحصراً بايد فقيه صلاحيت آنها را در شورا بررسي كند و به مردم معرفي كند، اين مطلب در اينجا ذكر نشده حالا ما آمدهايم يك فروعي را آوردهايم مثلا تعيين فقهاي شوراي نگهبان، اصل مطلب را رها كردهايم به اينجا رسيدهايم.
مطلب بنده همين است كه اگر بخواهيم نظام، نظام شرعي باشد حتماً بايد در نصب، نقش فقيه معلوم بشود و فقيه در نظر بگيريم، باز همان نظام است و نميتوانيم به اين نظام، نظام شرعي اطلاِ بكنيم حالا حاكميت ملي ميگويند و حاكميت ملي را با معاني و مفاهيم غربي در نظر ميگيرند و ميبينند با اين جور در نميآيد.
ما بايد ان شاء الله شجاعت اين را داشته باشيم كه آقايان حتماً دارند ما اصلا براي اين آمدهايم كه مكتب اسلام را در اينجا عرضه كنيم و بفهمانيم كه اسلام هم خودش يك نظام مستقلي است و يك نظامي است غير از نظامهاي ديگر، نه حكومت مردم بر مردم است به آن معنائي كه عرض كردم، نه اينكه مردم در حكومت وارد نيستند و نميتوانند دخالت كنند و ما به آن معني حكومت مردم بر مردم كه ان الحكم الالله نباشد اين نميشود، در اسلام حكومت خدا بر مردم است حكومت احكام شرع بر مردم است و از جمله همين مسأله ولايت فقيه است لذا بنده با اين اصل تا آن مطلب رياست جمهوري و نقش فقيه در اينجا كاملا معلوم نباشد، مخالفت دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي يزدي فرمايشي داريد.
يزدي ـ يك نكته در فرمايش آقاي دستغيب بود اگر اجازه بفرمائيد عرض كنم.
(نايب رئيس ـ بفرمائيد.)
ايشان فرمودند اگر انحراف در دستگاه رهبري بوجود آمد چه بايد كرد و اعلام فرمودند كه از طريقي كه خود رهبر يا شوراي رهبري آمده است از همان طريق يعني خبرگان، تعبيري بود كه ايشان فرمودند.
در اينجا بعضي از دوستان فرمودهاند كه ميشود از طريق شوراي نگهبان هم كه ازجهات مختلف هم پايه مردمي و هم پايه الهي دارد به عهده او گذاشته شود، يكي اين مطلب بود كه معمولا اگر به آن توجه شود مسأله حل ميشود.
مسأله دوم اين است كه آقاي صافي فرمودند و جمهوريت را اصولا خواستند رد كنند يعني مكتب را اينطور مطرح فرمودند كه انتصاب است در حالي كه يك ملتي مكتب را قبول كرد كه اسلام است و بعد آن ملت كانديداها را قبول كرد و بعد رهبر امضاء كرد ديگر مسأله حل ميشود و به نظر من اشكالي كه ايشان دارند رفع ميشوند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي تذكري داريد؟ بفرمائيد.
خامنهاي ـ من موافق مشروط هستم ولي چون موافق صحبت كرده چند تذكر هست اگر لازم ميدانيد بگويم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بفرمائيد.
خامنهاي ـ عرض كنم كه اين موضوع در گفتههاي ديگران هم بود يكي اينكه ما وظايف و اختيارات رهبري نوشتهايم و اين وظايف و اختيارات رهبري مفيد حصر است.
ما در اينجا در مقام بيان هستيم و تمام مورد وظايف و اختيارات را داريم بيان ميكنيم بنابراين اشكال آقاي صافي زنده ميشود به دليل اينكه ما تعيين فقهاي شوراي نگهبان را مربوط ميدانيم به نظارت و وساطت فقيه در حاكميت خدا در مقننه، نصب عاليترين مقام قضائي، البته من بر اين ايراد «عاليترين مقام» باقي هستم كه اصطلاح آن چيزي را كه اراده كردهايد نميفهماند اين بند هم ناظر به نظارت و دخالت فقيه در قوة قضائيه است نيروهاي مسلح و بقيه موارد هم كه مربوط به او ميشود اينها همه اختياراتي هستند غير از مجريه، نسبت به دخالت فقيه در مجريه كه عمده معناي ولايت هم همان است اينجا اگر نباشد با توجه به آن حصري كه هست اين اشكال ايجاد ميكند.
يا عبارت را بايد از اختيارات و وظايف گذاشت با آن را مندرج كرد.
ديگر اينكه عبارت اصل ملحقه كامل نيست وظايف و اختيازات فرمانده كل نيروهاي مسلح كه بايد طبق روال قانونگذاري «عبارتست از» باشد و بعد برشمارد به هر حال اين «عبارتست از» از دو نقطه بهتر است و ممكن است كه اگر اينطور نباشد اشكالاتي بوجود بياورد مدتها است در يك ماده قانوني دادگاهها غلط حكم ميكردند به دليل اينكه در آن مجموعه غلط چاپ شده بود.
عرض كنم در دو مورد «تعيين» آورده شده است يكي تعيين رئيس كل و تعيين فرمانده كل سپاه اين تعيين بدون از...
مكارم شيرازي ـ آقاي رئيس مگر اصل دوم مطرح است؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خامنهاي اجازه بدهيد ما اول بحثمان را روي اصل اول تمام كنيم.
خامنهاي - پس من نظرم را خلاصه ميگويم، براي اينكه چون حصر را ميرساند پس دخالتش را هم در قوة مجريه بايد اينجا بياوريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ من به نظرم ميرسد كه آن تصوري كه ما از رهبر و رهبري داريم يا توجه به اينكه هم تكيه گاه مردم است و هم در واقع اكثريت مردم آنطور كه بيان شد پشتوانة طرفداري از رهبر و در واقع افكار عمومي هستند و به نظر من اين مواد تمام آن جهات را بطور جامع بيان نميكند و چون امري است بسيار مهم يك طرح سه اصلي تهيه شده كه البته من وارد اين موضوع نميشوم براي اين كه در اصلش من يك بحث دارم و همانطور كه گفتم نگران وضع آينده هستم و نميتوانم نگرانيم را هم در اينجا تبيين كنم و مثل اينكه دوستان و برادرانمان هم اينطور ميخواهند كه اين اصل اينجا يك جوري تصويب بشود و چون بستگي به سرنوشت آينده دارد من دلم ميخواست يك روز در جلسه خصوصي حرفهاي ديگري كه دوستان ديگر دارندو آنها هم واقعاً ميخواهند مؤلف مكتب نظام اسلامي باشند يك طوري بشود كه اين حرفها بيان بشود حالا هر جوري كه حضرات صلاح بدانند عمل كنند تا به نفع اسلام باشد.
به نظر من اين اصل آن جامعيت را ندارد كه ولايت فقيه در اين سه مورد خلاصه بشود من ميگويم اداره امور كشور غير از اينها مسائل ديگري هم دارد و رهبري در اينجا آنها را شامل نميشود و مثل اينكه در اينجا يك حصري هست به طور خلاصه من اين اصل را ناقص ميبينم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ همانطوري كه جناب صافي فرمودند و قبلا هم در جلسات مشترك بحث كافي شده، فرماندهي كل قوا را قبلا آن پيشنويس قانون اساسي به دست رئيس جمهور داده بود و در اينجا چه اشكالي داشت با اينكه رئيس جمهور يك فرد مجهول الهويهاي يا اصلا فاقد صفاتي بود كه ما براي فقيه قيد كرديم از عدالت، تقوا و پرهيزگاري چه دليلي است كه اين فرماندهي كل قوا را به ايشان نداديم و در اينجا تجزيهاش كردهايم و هر آن كه اين اصل را مرتباً واريز كردهايم و دو مرتبه نوشتيم ميبينيم كه بعضي از مسائل از آن حذف شده اول اعلام جهاد و بسيج عمومي به دست رهبر بود بدون قيد و شرط و در آنجا عرض كردم كه اگر اعلام جنگ و جهاد و بسيج عمومي به دست رهبر بود بدون قيد و شرط و در آنجا عرض كردم كه اگر اعلام جنگ و جهاد و بسيج عمومي به دست رهبري باشد يعني تمام توده و ملت ايران به فرمان رهبر به حركت در ميآيند آنوقت فرماندهي كل قوا يا قسمتي از آن به دست جناب رئيس جمهور يا رئيس ستاد ارتش باشد منهاي رهبر يك تضادي ايجاد ميشود او ميگويد من صلاح نميبينم جنگ و جهاد بشود و يك تضاد ايجاد خواهد شد آمدهاند اين را هم مشروط كردهاند به جنگ و جهاد بشود و يك تضاد ايجاد خواهد شد آمدهاند اين را هم مشروط كردهاند به جنگ وجهاد، و بسيج عمومي را هم مشروط كردهاند به پيشنهاد شورايعالي دفاع بعد، انحراف.
(سبحاني ـ اصل دوم كه مطرح نيست.)
اين دو اصل با هم هستند ما كه بچه نيستيم يكي هستند و يك روح مشتركي دارند يعني اصل اول با دوم دو تا است؟ ميگويد فرماندهي عالي كل نيروهاي مسلح به ترتيبي كه در فصل مربوط به دفاع ملي خواهد آمد و بلافاصله اصل دوم را آوردهاند اين دو اصل مربوط به هم هستند.
معرفي كانديداهاي رياست جمهور يا نصب او حذف شده چرا حذف شده؟ رئيس جمهوري كه فقط ايراني باشد و مسلمان باشد او بايد به وسيله فقيه معرفي بشود آقايان ميگويند كه فقيه مصداِ ندارد.
مفهومش را با آن بحثهائي كه قبلا كرديم قبول داريم.
اين آيا محكوم كردن مذهب نيست؟ آيا اين فرد مسلمان خودش با دست خودش و با دليل خودش مكتبش را محكوم نميكند؟ اين سخن ماركسيست لنينيستها و كمونيستها نيست كه همه مكاتب را رد ميكنند و ميگويند كه جنبه ذهني دارد و جنبه ارتجاعي و ايدهآليستي دارد؟ به علاوه حالا من يك سؤال ميكنم آقايان الان مصداِ رياست جمهوري را تعريف ميكنند چه كسي هست؟ ما مصداِ ولايت فقيه را الان داريم چون آيت الله الان هستند مثل شير هم زندهاند و ان شاء الله و به ياري حق و به كوري چشم دشمنان زنده خواهد بود، اما شما مفهوم رياست جمهوري را ميگوئيد ما هم قبول داريم اما مصداِ ندارد مصداِ رياست جمهوري كيست؟ آن آقائي است كه ميگويد اميد ملت ايران، آقاي دكتر شيباني شما نمونه اعلا را به دولت داديد بگذاريد ما در حضور ملت ايران اين حرفها را نزنيم آن اميدي كه ما داشتيم البته امام اجازه نداد و من از هيچكس هم جز خدا نميترسم.
معرفي كانديداها بايد به دست رهبر باشد بعد تعيين فرماندهان عالي نيروهاي سه گانه به پيشنهاد شورايعالي.
بازهم با پيشنهاد او حتي نه با مشورت او تشكيل سازمان امر به معروف و نهي از منكر كه ميتواند يك نيروي تنظيم كنندهاي باشد در دست رهبر اين هم حذف شده باز در اصل قبلي هم اين مسائل بود و يكي پس از ديگري حذف شده است.
بعضيها ميگويند كه آقا ما نگراني داريم از مردم و من عكس آن نگراني را دارم كه اگر ما بيائيم قدرت امام خميني را كه فرماندهي عالي كل قوا را اعمال كرده چه در پاريس كه به ارتش گفت فرار كنيد و همه ديديم كه فرار كردند و ارتش پانصد هزار نفري به اضافه البته مستشاران آمريكائي يك باره فروريخت و وقتي به ايران تشريف آوردند آن فرماندهي قوا را اعمال كردند ما حالا بيائيم اين فرماندهي كل قوا را كه طبيعتاً از انقلاب به دست آورده و به صورت طبيعي در قدرت امام خميني هست اين را محدود بكنيم و قيد بزنيم آيا مردم دنيا به ما نميخندند كه شما داريد رهبري را كه دارد جلو ميرود و انقلاب را سريع به پيش ميبرد قدرتش را محدود ميكنيد و شيري را آوردهايد و در قفس كردهايد اين چه رياست جمهوري است كه در آينده بوجود ميآيد كه اينقدر ما به او ايمان داريم و اطمينان داريم و اين چه غولي است كه از فقيه ساختهاند كه ما نمونه اعلايش را در بين فقهاي خودمان ميبينيم، آنها امتحانشان را دادهاند الان باز همين جا تكرار ميكنم ملت ايران شايد روي هيچ فردي مثل دولت بازرگان انگشت نميگذاشت از مؤمن و متعهد و مخلص و هيچ قدرتي هم به قول شما در آينده مثل آيت الله خميني بوجود نميآيد ببينيد الان اين تركهائي كه بوجود آمده ميگويند از كندي دولت است.
(موسوي قهدريجاني ـ آقاي رشيديان اين مربوط به اينجا نيست.)
مربوط به همين جا است آقاي موسوي، بگذار حرفم را بزنم چرا نميگذاريد صحبت كنم ما در مقابل رئيس سازمان امنيت نميترسيديم شما پدر مردم را در آورديد در اينجا معني ندارد الان ميگويند كميتهها، پاسداران، پاسدارها را بدنام كردهاند، كميتهها را به دست دوست مارك زدهاند و اينها كساني بودند كه انقلاب را پيش بردند دولت ميبايست بعد از انقلاب، انقلابي عمل ميكرد، نكرد اما آنكه در خط امام بود انقلابي عمل كرد اين شكاف و اين ترك مال آنجا است نه مال امام هست نه مال كميته هست نه مال پاسداري است كه در خاك و خون خودش عاشقانه ميغلطد.
پاسداران ما در كردستان نان خشك هم گيرشان نميآيد روي زمين و در سرما ميخوابند آنوقت آيا جنايت نيست كه ما بيائيم اينجا پشت اين ميزها بنشينيم و بگوئيم پاسدار و كميته و نمايندگا امام، هر ساعت آنها را بكوبند اصلا قدرت مال توده و مال امام هست و بقيه هر چه هست طفيلي هستند بنابراين اگر ميگويند اين ترك هست به واسطه اين است كه امام و كساني كه در خط امام هستند اينها انقلابي عمل ميكنند و ديگران فقط وعده سرخرمن ميدهند و سوره الرحمن تفسير ميكنند اين يك مسأله و مسأله ديگري كه گفتند درباره كودكي كه اگر غذاي مقوي به او بدهند او تحمل نميتواند بكند بر عكس من ميگويم انقلاب ما به قول آن پاسدار رشيد ما در آبادان كه وقتي شهيد شد از جيبش اين كاغذ در آمد خطاب به پاسداران «برادران عزيزم، انقلاب ما چهارماهه است اين كودك چهار ماهه را از آفتهاي زميني و زماني هوا، سرما، گرما محفوظ نگهداريد.
» ما اين انقلاب هشت ماههمان را از دست رهبر از دست اين پدر دلسوز بگيريم و به دست چه عنصري بسپاريم و چه اطميناني داريم كه اين بچه سينه پهلو نكند؟ بنابراين فرماندهي كل قوا رويش بحث شده است بعضيها ميگويند مردم نگرانند، بله ما نگرانيم كه اگر اصل ولايت فقيه با تمام مشخصاتش كه در حديث و قرآن و سيره پيامبر و ائمه آمده است پياده نشود ملت به آن رأي نميدهد، شما با چه كساني تماس داريد يك عده روشنفكران لوكس آنها هميشه ناراضي هستند آنهائي كه در كافهترياها مينشينند و به خيال خودشان گپ مردم را ميزنند، حرف مردم را ميزنند، اما خون مردم را مينوشند شما با توده با همان پابرهنهها، آن سيگارفروشها، بليط فروشها، آب حوضيها، اين كشاورزها، كارگران تماس بگيريد ببينيد آنها عاشقانه گرد اسلام و گرد مكتب ميچرخند يا نه، اين چه مكتبي است كه شما رويتان نميشود پيادهاش كنيد؟ مكتب اگر قايل پياده شدن هست از سر تا ته همه قابل پياده شدن است ريشه دارد، ساقه دارد، شاخ و برگ دارد، ثمر دارد، همه اينها با هم است برنامه اسلام بايد مجموعاً پياده شود بدون كم و زياد اگر هم قابل پياده شدن نيست خيلي خوب خداحافظ تا ما هم برويم يك مكتب ماترياليستي بگيريم و يك مكتبي را براي خودمان ابداع بكنيم.
اين مكتب قابل پياده شدن است مصداقش هم امام خميني است خداوند براي بوجود آوردن امام خميني براي رهبري است اگر ملت بيدار وروشن باشد در رحمت خدا باز است و «قالت اليهود يداللّه مغلوله» گفتند كه دست خدا براي فرستادن پيغمبر بسته است «قل غلت ايديهم» (نايب رئيس ـ قل ندارد، غلت ايديهم).
احسنت خيلي متشكرم.
بگو دستهاي خودتان بسته است شما نميفهميد و دريچه چشمتان تنگ است اگر اين مكتب، مكتب وحي است مال خداست پس قابل پياده شدن است و خدا ميفهمد كه قابل پياده شد هست نه جنابعالي يا آن آقائي كه يك ديد تنگي دارد و فقط امروز را ميبيند و عقل گردي دارد بعوذبالله خدا به اندازه اين عقل گرد او نميفهمد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب، اجازه بدهيد كارمان را ساماني بدهيم كه به جلو برود.
ميبينم بيشتر انتقادات، درباره اين است كه اصل 87 جامع اختياراتي كه آقايان لازم ميدانند نيست.
پس اجازه بدهيد امروز اين مقدار اختيارات را كه در اين اصل گنجاندهايم نظرخواهي كنيم و بادست رأي بگيريم و بعد از اينكه از اين بندها گذشتيم، اگر وقت بود ببينيم چه پيشنهادهاي تازهاي ميرسد تا آنها را مورد رسيدگي قرار دهيم.
از برادرمان آقاي دكتر غفوري هم خواهش ميكنم پيشنهادهايشان را كه در تكميل اين اصل است، كتباً مرقوم بفرمايند.
هاشمي نژاد ـ اگر اجازه ميفرمائيد يك تذكر لازمي در همين جا دارم كه بايد عرض كنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر پيشنهادي داريد كتباً مرقوم بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ تذكري دارم كه بايد در جلسه علني گفته شود اگر اجازه نميفرمائيد بحث جدائي است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس اگر اجازه بدهيد ما كارمان را بدين ترتيب دنبال كنيم كه بند بند هر يك از اين اصول را مطرح كنيم و مورد نظر خواهي قرار بدهيم و اگر كسري داشت، بتوانيم در همين جلسه عبارات كسري را تنظيم كنيم واگر در همين جلسه ممكن نشد در جلسه فردا صبح تنظيم شود تا لااقل در اين مورد كاري انجام گرفته باشد.
(حجتي كرماني ـ روي كداميك از اين دو اصل كه در دستور جلسه است، صحبت ميفرمائيد؟) فعلا بندبند نظر خواهي ميكنيم.
الان بند 3 اصل 87 و شرح اين بند كه در اصل بعدي آمده است، مطرح است.
چون در جلسه قبل روي بندهاي يك و دو اصل 87 نظر خواهي شده بود دوباره آنها را مطرح نميكنيم.
حجتي كرماني ـ در بند 3 اصل 87 يعني فرماندهي عالي كل نيروها نوشتهايد كه به ترتيبي خواهد بود كه در فصل مربوط به دفاع ملي خواهد آمد.
پس شما در واقع بايد اصل بعدي را اول نظرخواهي كنيد و بعد به سراغ موضوعات بعدي برويد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي، يعني «به ترتيبي كه خواهد آمد» عبارت است از اصل بعدي.
رئيس (منتظري) ـ تا شما اصل 87 را تكميل نكنيد حق نداريد به اصل بعدي بپردازيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ نه آقا، ايرادي ندارد كه اصل بعدي را هم نظر خواهي كنيم.
رئيس (منتظري) ـ نه آقا ندارد، بايد اصل 87 تكميل شود بعد سراغ اصل بعدي برويد رودربايستي نداريم، ما كلاه سرمان نميرود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري، ما رأيگيري نميخواهيم بكنيم فقط نظر خواهي ميكنيم.
دكتر آيت ـ من هم نوبت گرفتهام، چند كلمه عرض دارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي، اسمتان اينجا هست، نوبت شما هم ميرسد.
به هر حال الان اصل 87 مطرح است و ما داريم نظرخواهي ميكنيم و تا اين اصل را تكميل نكنيم و نظر آقايان تأمين نشود با ورقه رأيگيري نخواهيم كرد، منتها روش ما در اصولي كه بندهاي متعدد دارد اين است كه روي هر بندي در جلسه نظرخواهي ميكنيم تا وقتي خواستيم با ورقه اخذ رأي كنيم رأي به اندازه كافي داشته باشيم و دچار ابهام و اشكال نشويم، و چون اظهارنظر در بند 3 اصل 87 موكول است به اظهارنظر درباره بندهائي كه در اصل وظايف و اختيارات فرماندهي كه نيروهاي مسلح آمده است يعني اعم از اينكه شما اصل 87 را منحصر به اين سه بند بدانيد و يا چند بند ديگر هم به آن اضافه كنيد، وقتي بخواهيد روي بند 3 اين اصل رأي بدهيد، بايد روي اصل بعدي كه به همين علت هم در دستور جلسه امروز قرار دادهايم، نظرخواهي بكنيد تا بدانيد كه فرماندهي عالي كل نيروها داراي چه وظايف و اختياراتي هست و با علم به اين موضوع به بند 3 اصل 87 رأي بدهيد.
رئيس (منتظري) ـ بند 3 اصل 87 مربوط به اصل بعدي است پس بايد در آخر رسيدگي شود.
ما اول بايد بندهاي ديگري كه در اصل 87 هست رسيدگي كنيم بعداً آن بندي كه مربوط به اصل بعدي ميشود بحث و بررسي كنيم.
موسوي تبريزي ـ تأييد بحث هم همين است تمام اختيارات و وظايف فرمانده را اول معين بكنيد بعد آنچه كه احتياج به شرح دارد در آخر ذكر كنيد.
دكتر بيت اوشاناـ به نظر من اگر كلمه اختيارات برداشته شود و بنويسيد «وظايف عمده رهبري» اشكال هم آقايان رفع ميشود.
منتظري ـ نه، رفع نميشود.
همه وظايف و اختيارات بايد گفته شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي طاهري اصفهاني مطلبي بود؟ طاهري اصفهاني ـ اگر در اينجا گفته شود «وظايف و اختيارات رهبري به غير از آنچه در قوة مجريه خواهد آمد» عبارت درست ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب، حالا كه همه بدون نوبت صحبت ميكنند آقاي هاشمينژاد چرا شما صحبت نكنيد؟ بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ تذكرم، تذكري است در رابطه با آنچه كه در مجلس ميگذرد و اين خواست من تنها نيست، بلكه خواست اكثر دوستان است كه در اينجا منعكس ميكنم.
متأسفانه عملا تجربه نشان داد كه تعدادي از دوستان عليرغم هم احترامي كه به آنها ميگذاريم، گاهي از اوقات برخلاف آنچه كه قرار گذاشته شده صحبت ميكنند، به اين معني كه مثلا بنا نيست از زبان ديگران حرف بزنند ولي از زبان ديگران صحبت ميكنند.
شماهائي كه براي انسانها احترام و ارزش قائل هستيد چطور ممكن است به خودتان اجازه بدهيد به افرادي كه در حضورتان هستند، از آنها صحبت كنيد؟ من ميخواهم تكليف اين مسأله را خود جنابعالي روشن بفرمائيد.
آيا ما خودمان ميتوانيم در اين گونه موارد از خود دفاع كنيم يا ميتوانيم اين كار را به حضرتعالي واگذار كنيم شما اين مهم را به عهده بگيريد؟ روي اين اصل حدود بيست ساعت صحبت شد.
(عدهاي از نمايندگان ـ خيلي بيشتر.)
و تعدادي از برادران عزيزمان كه مورد اكرام ما هم هستند در آن جلسات تشريف داشتند، آنها مطلبشان را در آن جلسات بيان نميكنند ولي بعد ميآيند در جلسه علني و مرتب طرح و پيشنهاد ارائه ميدهند و يا بعضي از دوستان ميگويند در اين مورد نگرانيم.
خوب، اين دوست عزيز چندبار نگراني خود را بيان كنند و كسي هم بيايد شايد بتواند نگراني ايشان را جواب بگويد، و اگر اين برادر عزيز مصلحت نميدانند كه نگراني خود را در اينجا بفرمايند چه بهتر كه در اين مدت دو سه روزي كه اين مسأله در جلسات متعدد مطرح بود نگرانيشان را ميفرمودند.
به علاوه ايشان ميفرمايند كه گويا قرار است خيلي سريع اين اصل تصويب شود، مثل اينكه آدم زنده قيم و وصي لازم ندارد.
به هر حال ما هم انسان هستيم درك و فهم داريم، مطالعه و بررسي ميكنيم، اگر ايشان نگرانند دليل اين نيست كه همه نگران هستند.
متأسفانه از اين تريبون مجلس كراراً استفاده منفي شده است و استفاده مثبت كمتر شده مگر امروز كه آقاي رشيديان كمي صحبت كردند كه متأسفانه ايشان هم مورد اعتراض قرار گرفتند.
تقاضا ميكنم اگر قرار است شما ازحق ديگران در اين گونه موارد دفاع بفرمائيد، دفاع بفرمائيد و از آقايان خواهش كنيد كه براي رعايت احترام وقت ديگران، اين كار را نكنند و مسائلي را كه در ذهن خود آنهاست به نام مجلس و به نام خبرگان در سطح مملكت و بين عموم مردم منعكس نكنند.
من امروز پيشنهادي را كه چندي پيش آقاي مشكيني فرمودند، تكرار ميكنم كه مقداري از مسائل كه الان در جامعه ما مطرح است و اين مسائل بايد براي جامعه بازگو شود هر كس ميل دارد بيايد و روي آنها صحبت كند.
متأسفانه ما جنبههاي مثبت را رعايت نميكنيم به اين معني كه عدهاي از دوستان براي اينكه وقت مجلس گرفته نشود كمتر صحبت ميكنند ولي آنهائي كه احياناً نظر منفي تدارند و حق هم دارند كه نظري داشته باشند هر چه ميخواهند و هر مقدار كه ميخواهند صحبت ميكنند.
ايرادي نيست، ولي اگر قرار است اين طور باشد به طرف مقابل هم حق بدهيد مطالبش را بگويد، تا مردم فكر نكنند اين نگراني واقعاً مال همه نمايندگان است.
ما موقعي نگران هستيم كه اين انقلاب را بدهيم به دست كساني كه در اين مدت هشت ماه تجربه نشان داد كه آنگونه كه بايد، نميتوانند عمل كنند.
مسأله ولايت فقيه اين است كه اگر امروز ما اين را در قانون اساسي ننويسيم، فردا امام خميني هم اگر بخواهد در يك موضوعي اظهارنظر كند ميگويند تو مقام غير مسئولي و حق نداري اظهارنظر بكني.
ما ميخواهيم پاي ولايت فقيه را به دولت و حكومت بكشانيم تا فردا به فقيه نگويند كه تو آدم غيرمسئولي هستي و نميتواني اعتراض بكني.
به هر حال در مورد اين مسائل كه عرض كردم و مسائل ديگري كه گاهي پيش ميآيد يا خود شما به موقع دفاع كنيد يا يك برنامهاي قرار بدهيد و يا از آقايان خواهش كنيد اگر صحبت ميكنند از زبان خودشان صحبت كنند و به كار ديگران كاري نداشته باشند، چون ديگران هم عقل و شعور دارند و نه نسبت به آينده نگرانند، نه نسبت به اين مسأله تشويش دارند، و نه ميخواهند اين مسأله با عجله رد شد.
عرض ديگري ندارم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ طبيعي است كه وقتي ميگوئيم تا امروز نزديك به سي ساعت در اين باره در اين دور جديد بحث شده، غير از بحثي كه به مدت يك هفته در گروه چهار انجام گرفته بنابراين فرصتها بوده تا هر يك از دوستان هر نظري دارند بگويند.
انصاف اين است كه بگوئيم فرصت براي اظهارنظر نبوده مسألهاي است كه فكر نميكنم مورد قبول و تأييد همه باشد.
بلي، هميشه گفته شده كه اظهار نظرها بدون مقدمه و مؤخره باشد، بدون حماسه و شعار باشد و واقعاً حالت استدلال و روشنگري و تبيين داشته باشد تا وقت كمتر ضايع شود و نتيجه بيشتر به دست آيد و اگر اين اصل رعايت ميشد و بشود، طبعاً از اين مقدار وقت كه در اختيار است ميتوانستيم و ميتوانيم نتايج بيشتري بگيريم.
صدوقي ـ اظهارنظرها به حد كافي شد، همه گفتيم تا اين اصل با تمام قيودش تصويب نشود، به اصول ديگري نميپردازيم.
شما بايد اين اصل را با تمام قيودش بطوري كه دست فقيه در هيچ جا بسته نشود بگذرانيد و تصويب كنيد تا ما وارد بحث در اصول بعدي شويم اين مطلب زبان حال اكثريت قريب به اتفاِ برادران در اينجا هست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ يك قسمتهائي از اين اصل پس از مذاكرات مفصل آماده شده است من از مجلس سؤال ميكنم كه اگر نظرتان اين است كه ما ميتوانيم بند 3 را كه خودبخود مستلزم طرح اصل بعدي كه مبين اين اصل هست مطرح كنيم و علي كل حال هم وقتي ما بخواهيم روي اصل 87 رأيگيري كنيم بدون رأيگيري روي اصل بعد نميتوانيم رأيگيري كنيم، چون همانطوري كه عرض كردم اصل بعدي مبين بند 3 اين اصل 87 است به همين دليل هم بدون شماره در دستور جلسه امروز آوردهايم.
به هر حال اين مقدار از اين اصل تا ظهر امروز شكل گرفت و آماده شد براي طرح در جلسه علني.
آقايان در پايان جلسه صبح يا چيزي نزديك به اتفاِ آراء آن را تأييد كردند.
اگر آقايان تأييد ميكنيد كه اين بند 3 و قسمت بعد را در همين جلسه رويش نظرخواهي كنيم و تمام كنيم و تكميلش را به دنباله اين بندها اضافه كنيم، يعني با ورقه نسبت به اصل 87 رأي نگيريم تا آنچه كه به نظرتان ناقص ميآيد تكميل كنيم، و همين كار را ادامه بدهيم.
(دستغيب ـ در همين جلسه تكميلش كنيد.)
ولي اگر آن سوء ظن و بدگماني كه اشاره بدهيد جلسه را تعطيل كنيم و به جلسه گروهها برگرديم و پس از آنكه آن را تكميل كرديم دوباره به جلسه علني برگردانيم والا به اين ترتيب كه داريد عمل ميكنيد اين جلسه را در حقيقت تكرار مطالب جلسه روز پنجشنبه خواهد بود.
صدوقي ـ شما بيش از يك ساعت و چهل دقيقه هنوز وقت داريد اگر پيشنهاد تكميلي هست داده شود و در همين جلسه نتيجه قطعي بگيريم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ پس موافقيد به اين كه همين مقدار كه تهيه شده بندبند مطرح كنيم و رويش نظرخواهي بشود بعد كه به مقدار وقتي كه داريم تا آنجا كه ممكن است آن را تكميل كنيم و كارمان را به جلو ببريم.
با اين مسأله موافقيد؟ (منتظري ـ من مخالفم.)
آقاي منتظري مخالفند، پس من از مجلس سؤال ميكنم.
حجتي كرماني ـ يك سؤال اينجا هست و آن اينكه اگر اصل بعدي يك اصل جداگانه است همانطوري كه آقاي منتظري فرمودند تا اصل 87 تصويب نشود و از آن نگذريم اصلا نميتوانيم به اصل بعدي بپردازيم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ امر داير است به اينكه كليه اين وظايف را داخل اين اصل كنيد، يا از نظر حسن تنظيم بگوئيد: «بند 3 ـ فرماندهي كل نيروهاي مسلح به شرحي كه در فصل مربوط به دفاع ملي خواهد آمد».
منتها براي اينكه اين «خواهد آمد» حالا مستلزم ابهام ميشود، ولي بعد از آنكه اينها يكجا چاپ شد ديگر ابهام نيست، يعني حالا كه هنوز چاپ و تنظيم نشده، مبهم به نظر ميرسد، بنابراين قرار شد فعلا آن اصل را رويش نظرگيري كنيم و رأي بگيريم كه اين «خواهد آمد» در متن آينده، از نظر رأي شما «آمده است» باشد، منتها تنظيم عبارت را متناسب با متن نهائي تهيه كردهايم، ولي مطلب را متناسب با رأي دادن و فكر ميكنم يك مطلب خيلي ساده و روشن است و براي هر شنونده قابل فهم.
اينجا ما يك بندي داريم در اختيارات و وظايف رهبري كه ميگويد يكي از وظايفش فرماندهي كل نيروهاي مسلح است، به شرحي كه خواهد آمد.
كسي كه ميخواهد رأي بدهد بايد بداند كه اين «شرحي كه خواهد آمد» چيست تا رأي بدهد.
اين شرح را اينجا نوشتهاند، و در موقع تنظيم اصول قانون اساسي اين، اصل 87 است تآن «شرحي كه خواهد آمد» اصل 125.
يعي شما آقاي نمايندهاي كه ميخواهي رأي بدهي بدان كه اصل 125 اين اصل خواهد بود، مطلب خيلي روشن است.
منتظري ـ اين بند 3 به اصل ديگر مربوط است ولي بندهاي ديگر مربوط نيست ما اول آنها را كه مربوط نيست تصميمگيري ميكنيم و بعد كه تمام شد به اين بند ميپردازيم.
يزدي ـ مسألهاي كه اصل بعدي ترتيبش چگونه خواهد بود، اصلا مطرح نفرمائيد اين مطلب، به اين صورت نظرخواهي بشود، براي تكميلش بعداً صحبت ميشود و اينكه اصل كجا واقع ميشود، بگذايد براي مرحله بعد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ دوستاني كه موافقند كه نظرخواهي را براي بند 3 و اصل بعدي كه مبين بند 3 است، الان ادامه بدهيم، لطفاً دست بلند كنند (چهل و سه نفر دستشان را بلند كردند.)
بنابراين اكثريت تام جلسه نظرشان اينست كه ما كارمان را ادامه بدهيم.
دكتر آيت ـ يك توضيح دارم و آن اينكه ما در اينجا نوشتهايم فرماندهي عالي كل نيروهاي مسلح، صبح هم بحث شد كه اين را به طور مقيد يا غير مقيد بنويسيم.
من معتقدم يك بار اين مطلب را بدون قيد به رأي بگذاريم اگر رأي آورد به تمام بحثها خاتمه داده ميشود.
رشيديان ـ معرفي كانديداهاي رئيس جمهوري در اينجا مشخص شده.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمايند آن چيزي را كه مجلس به آن رأي داد يعني ادامه كار جلسه، به همين ترتيب كارمان را ادامه بدهيم و به جلو برويم.
ما براي اينكه وظايف و اختياراتي كه فرماندهي كل نيروهاي كل نيروهاي مسلح دارد روشن كنيم، اول به سراغ اصل بعدي ميرويم و يك يك بندها را بررسي و نظرخواهي ميكنيم، بعد از اينكه معلوم شد اين بندها رأي كافي دارد يا نه، دوباره به سراغ اصل 87 ميآئيم.
بنابراين بند يك اصل بعدي يعني «تعيين رئيس كل ستاد مشترك» مطرح است در اين مورد نظري داريد؟ حجتي كرماني ـ من باز هم تذكر ميدهم كه كار شما بر خلاف آئيننامه است و تكرار ميكنم تا اصل 87 تصويب نشود شما نميتوانيد به اصل بعدي بپردازيد.
قرشي ـ ما خودمان الان رأي داديم كه كارمان به همين ترتيب جلو برود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم شما روي اين بند صحبتي داريد؟ مكارم شيرازي ـ منظور از «وظايف و اختيارات» چيست؟ اگر منظور از «وظايف» اين است كه حتماً بايد كارش را انجام بدهد و «اختيارات» معنايش اين است كه اگر مصلحت ديد انجام ميدهد، پس اينها كه در اين اصل شما ذكر كردهايد جزء وظايف است يا اختيارات؟ من فكر ميكنم منظور شما «وظايف» است، پس كلمه «اختيارات» را حذف كنيد تا ابهامي پيش نيايد.
در غير اينصورت اين عبارت معنايش اين است كه اگر مصلحت ديد شورايعالي فرماندهي را تشكيل ميدهد و اگر هم مصلحت نديد تشكيل نميدهد.
رشيديان ـ وظايف و اختيارات در برابر مسئوليت است، اين يك چيز بديهي و روشن است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رشيديان خواهش ميكنم با نوبت صحبت كنيد اينجا اسم عدهاي از دوستان قبل از شما هست كه هنوز صحبت نكردهاند.
رشيديان ـ شما به مخالف اجازه صحبت ميدهيد ولي نوبت به موافق كه ميرسد ميفرمائيد آئين نامه رفتار شود.
ما هر وقت براي صحبت اسم نوشتيم، نوبتمان نرسيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فارسي در مورد مطلب آقاي مكارم توضيحي داريد بفرمائيد.
فارسي ـ ما ميدانيم در نظام حقوقي اسلام هيچ كس داراي حق و اختيار نميشود مگر اينكه اداي وظيفه كند، به همين جهت در اين اصل يك سلسله وظايف و در عين حال يك يك مقدار اختيارات هم هست.
دكتر آيت ـ من معتقدم اولا بنويسيم: «از وظايف و اختيارات فرمانده كل نيروهاي مسلح» براي اينكه اگر در اصل اينطور ننويسيم اشكالات زيادي بوجود ميآيد، چون ما در اين اصل مقداري از وظايف را ذكر كردهايم تا وقتي بنويسيم «از وظايف و اختيارات» يعني رهبر وظايف و اختيارات ديگري هم ممكن است داشته باشد كه در اينجا ذكر نشده است.
مطلب دو در مورد تعيين رئيس كل ستاد مشترك بنويسيم «عزل و نصب رئيس كل ستاد مشترك» كه دقيقاً در اينجا مشخص شود عزل و نصب هر دو به عهده رهبر است.
هاشمي نژاد ـ من فكر ميكنم بهتر است «اختيارات» را مقدم بر «وظايف» بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب، آقاي موسوي تبريزي سؤالي بود؟ (موسوي تبريزي ـ من با اين مخالفم.)
با كدام يك مخالفيد؟ آيا در اين بند «تعيين رئيس كل ستاد مشترك» نظر مخالف داريد؟ موسوي تبريزي ـ من معتقدم وظايف و اختيارات فرمانده كل نيروهاي مسلح، فقط اين پنج بند نيست.
سبحاني ـ آقاي موسوي، در اينجا پنج وظيفه آمده است، شما وظايف ديگري را هم اگر به نظرتان ميرسد پيشنهاد بكنيد.
پس شما با اصل موضوع كه مخالف نيستيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مدني فرمايشي داريد؟ مدني ـ من پيشنهادي خدمتتان فرستادم چرا به آن توجهي نميشود؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ پيشنهاد آقاي مدني در بند 3 اصل 87 است كه فعلا در مورد آن بحث نميكنيم، من آن را نگه ميدارم وقتي بند 3 مطرح شد آن را مطرح ميكنيم.
فعلا كساني كه با بند يك به اين ترتيب «تعيين رئيس كل ستاد مشترك» موافقند دست بلند كنند (39 نفر دست بلند كردند.)
پس كساني كه با اين عبارت كه بنويسيم «نصب و عزل رئيس كل ستاد مشترك» موافقند دستشان را بلند كنند.
(اكثر موافق بودند.)
تأييد شد.
بند 2 اين اصل را ميخوانم: «
2ـ تعيين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» در اين بند سؤال يا نظري هست؟ مكارم شيرازي ـ مسأله سپاه پاسداران ظاهراً يك پديده موقت است.
(صدوقي ـ خير، دائمي است.)
مادامي كه هنوز ارتش كاملا جا نيفتاده است و در شرايط فعلي، وجود سپاه پاسداران كاملا ضروري است ولي ممكن است در آينده ارتش آنچنان جا بيفتد كه متوجه بشويم ديگر اين دو گانگي لازم نيست.
اگر چنين شد همه سپاه پاسداران ميروند در ارتش اسم مينويسند، و ارتشيها هم با اينها برادر هستند و در نتيجه، همه دست به دست هم ميدهند و وظيفه خود را انجام ميدهند ولي آنچه كه در اينجا نوشته شده مفهومش اين است كه اين دو دستگاه هميشه بايد به طور مجزا در مملكت وجود داشته باشد.
اگر صلاح ميدانيد به اين صورت نوشته شود، «مادامي كه سپاه پاسداران تشكيل است، تعيين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي».
رباني شيرازي ـ هنوز نوبت صحبت به من نرسيده است؟ من از اول نوبت گرفته بودم كه حرف بزنم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رباني، شما در بند قبل نامنويسي كرده بوديد حالا در اين بند هم مطلبي داريد؟ رباني شيرازي ـ من از اول تا به حال چندين بار نوبت گرفتهام اگر بايد در هر يك از بندها جداجدا نوبت گرفت پس چرا به ديگران اجازه صحبت ميدهيد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آنها خلاف رفتار ميكنند شما هم اگر ميخواهيد خلاف را تأييد كنيد، بكنيد.
آقاي حجتي مطلبي داريد؟ (حجتي ـ من نوبتم را به آقاي رباني شيرازي ميدهم.)
بسيار خوب آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ پاسداران انقلاب نيروي اسلامي هستند كه پاسدار ايدئولوژي اسلامي هستند يعني به جاي ارتش قبلي كه ايدئولوژي نداشت ميخواهيم سپاهي بوجود بياوريم ترتيب يافته به تأثير از مكتب و اين باقي است و از بين رفتني نيست.
بلكه ممكن است ارتش به معناي امروز بتدريج به همين نيروي پاسداران تبديل شود يعني تعليم و تربيت سرايت پيدا كند و در درون ارتش برود بطوري كه آنها هم علناً سپاه پاسداران بشوند.
البته من نميخواهم بگويم كه سپاه پاسداران از جهت مكتبي كامل شدهاند نه، در مسير تعليم مكتب هستند و ما ميخواهيم اين مكتب را پايهگذاري كنيم تا فردا ارتش كاملا به همين صورت در آيد.
يزدي ـ علت اين سؤال و جواب به خاطر اين بود كه جناب مكارم در جلسه صبح تشريف نداشتند و گرنه عين اين سؤال و جواب در جلسه صبح مطرح شد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رشيديان اگر مطلب تازهاي داريد بفرمائيد.
رشيديان ـ مطلب همين بود كه آقاي رباني فرمودند و فقط يك مطلب اضافه كنم كه الان دشمن از سپاه پاسداران ميترسد.
علت اينكه الان ساواكيها، كمونيستها و دشمنان ملت ايران بيشتر به سپاه پاسداران حمله ميكنند، هم از لحاظ طعنه زدن و پرستيژ اجتماعي و هم از لحاظ كشت و كشتار، علتش همين است كه پاسداران پايه عقيدتي و مكتبي دارند و به ياري حق كمكم هم ارتشيها هم چنين خواهند شد.
البته ارتشيها زمينه مقدماتي دارند يعني بالقوه ارتش ما متدين است و رژيم گذاشته با حدود چهل و پنج هزار نفر مستشار خارجي آنها را از اسلام از مادر عزيزشان جدا كرده بود بنابراين بتدريج كه ارتشيها هم پايه مكتبي پيدا خواهند كرد به ياري حق با سپاه پاسداران كاملا پيوند خواهند خورد و هيچ دوگانگي وجود نخواهد داشت همانطور كه الان هم چنين دوگانگي وجود ندارد و هر دو گروه به فرمان امام خميني عليه دشمنان ميجنگند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم، آقاي كياوش شما هم مطلبي داريد؟ كياوش ـ انقلاب در حقيقت با سپاه پاسداران يكي است يا به عبارت ديگر ثمره انقلاب، پاسداران انقلاب است.
اگر نقش جوانان از جان گذشته را بعد از انقلاب در نظر بگيريم در كشوري كه آشفته بود، ارتش متلاشي شده بود، هيچكسي از ناموس و مال و عرضش تأمين نداشت، اين جوانها با از جان گذشتگي خاصي زندگي خودشان را وقف كردند، هيچكس نميتواند منكر اين باشد سپاه پاسداران همچنانكه ثمره انقلاب بوده بايد همچنان پايدار بماند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي حجتي بفرمائيد.
حجتي كرماني ـ من با فرمايشات آقاي رباني شيرازي و كياوش صددرصد موافقم سپاه پاسداران يك نهاد انقلابي است كه دائمي خواهد بود منتها مسألهاي كه آقاي مكارم طرح كردند اين بود كه آيا مالا آن دو سازمان مسلح در مملكت خواهند بود يا يك سازمان واحد؟ ما در آينده احتياج به يك تشكيلات مسلح داريم يا دو تشكيلات؟ و اينها در اين اصل روشن نيست و به نظر ميرسد ما براي هميشه يك ارتش داريم و يك سپاه پاسداران، و من هم مثل آقاي رباني عقيدهام اين است كه اين سپاه پاسداران در آينده ارتش را جذب خواهد كرد چون در واقع يك ارتش خلقي است ولي يك سازمان واحدي است ديگر لازم نيست سازمان مسلح ديگري هم وجود داشته باشد.
اشكال اصلي من اين است كه چون سپاه پاسداران ربطش با ارتش و نيروهاي مسلح روشن نيست و در قانون اساسي هم نيامده است بنابراين در اينجا به آن نميشود رأي گرفت.
(نايب رئيس ـ بعداً خواهد آمد.)
چيزي كه مبهم است به آن نميشود رأي داد.
اشراقي ـ عرض كنم آن طوري كه آقاي مكارم فرمودند با اينكه احتياج زيادي به پاسداران داريم نميشود در قانون گذاشت كه آنها هميشه باشند.
در تركيه آل عثمان يك وقتي يك قشوني درست كرد به نام «ينكي چري» بعد مدتها طول كشيد تا از دست آنها خلاص شدند بعد از وقايع زيادي توانستند از دست آنها خلاص بشوند، اين موضوع را هم در نظر بگيريد.
اكرمي ـ ضمن تأييد فرمايشات برادراني كه در تجليل از سپاه پاسداران مطالبي فرمودند خواستم عرض كنم ارتش فكر نكند ما به ترتيب پذيري آنها اطمينان نداريم و يا بطور كلي آنها را قبول نداريم اميدواريم قريحاً ترتيبپذير شوند و در دامن اسلام آنها را كه ميخواهيم انجام بشود.
طاهري گرگاني ـ راجع به سپاه پاسداران در گروه پنج بحث شده اگر اجازه بدهيد من توضيح ميدهم.
(نايب رئيس ـ توضيح بفرمائيد) راجع به سپاه پاسداران همانطوري كه آقايان اشاره كردند يك وضع بخصوصي دارد، در عين اينكه نهايت احترام به ارتش ميشود، ارتش يك وظيفه دارد، فرقي كه ارتش با سپاه پاسداران دارد اين است كه در ارتش قيد نميشود التزام به مباني اسلامي و تربيت يافتن در مكتب اسلام.
در ارتش هر كسي از هر گروهي وارد ميشود تا تعليمات نظامي ببيند و در آينده به درد اين مرز و بوم ميخورد و چه بسا خودش وسيلهاي بشود كه ما آن سپاه پاسداران را توسط آنها تقويت بكنيم.
در پاسدارها مقيديم كه مؤمن به انقلاب و متدين باشند و در حقيقت پاسدار انقلاب اسلامي اين است كه در گروه پنجم پاسدار به عنوان يك نيروي مستقل تنظيم شد و هيچ منافات ندارد فقط مسأله كثرت نيروي نظامي مطرح است.
البته در آينده اين هم تعديل خواهد شد و وقتي سپاه پاسداران را نيروي مستقلي بشناسيم بايد تنظيم كنيم كه چقدر سپاه پاسداران لازم دارد چقدر ارتش.
لذا اگر آقايان به نيروي پاسداري رأي بدهند استقلالش همين جا حفظ ميشود.
منتظري ـ در تأييد فرمايش آقاي رباني به بياني ديگر جملهاي عرض ميكنم آنكه وظيفه اصلي ارتش است حفظ كشور در مقابل اجانب و بيگانگان ميباشد.
ارتش بايد با فانتوم و تانك و توپ و مسلسل اين قبيل سلاحها مجهز باشد براي حفظ كشور از هجوم خارجي ولي پاسداران انقلاب حافظ ايدئولوژي اسلام هستند در داخل.
چرا انقلاب ميگوئيم؟ چون انقلاب ما انقلاب اسلامي است پس اين دو نيرو دو وظيفه جدا از هم دارند كه با هم هيچ تماس و اصطكاكي ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ گاهي اوقات بحثهائي كه شروع ميشود واقعاً قابل صرفنظر كردن است ملاحظه ميفرمائيد از آن وقت كه آقاي مكارم شروع كردند تا حالا داريم آن مقدار وقتي را صرف ميكنيم كه چندان هم بكار نيامده است چون اينجا وقتي ميگوئيم عزل و نصب فرمانده كل سپاه پاسداران با رهبر است معني آن اين است كه در قانون اساسي فصلي مربوط به سپاه پاسداران خواهيم داشت آنجا است كه ما بايد مشخص كنيم اين دائم است، دائم نيست، خوب اگر هم دائم نباشد اين ميشد «سالب به انتفاء موضوع» ديگر براي سالب به انتفاء موضوع كه نمينويسند مادام كه موضوع باقي است، آن ميشود مبين اين.
اين طبيعت يك مجموعه است كه نميتواند همه توضيحات در يك اصل داده شود مجموعه است كه بايد واضح و آشكار و روشن باشد اگر به اين موضوع مؤمن هستيم ديگر اين وضع را تكرار نكنيد.
خوب اينجا گفته ميشود «
2ـ نصب و عزل فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي.
» ما ميدانيم اين الان موضوعي است و مدتي هم خواهد ماند اگر قرار است وقتش محدود باشد در فصل خودش بايد بيايد.
خوب موافقين با اين بند كه از وظايف و اختيارات فرماندهي كل نيروهاي مسلح يا به تعبير ديگر «نصب و عزل فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» از وظايف رهبر و شوراي رهبري باشد دست بلند كنند.
(اكثر دست بلند كردند) تقريبا همه موافق هستند بند 3 را ميخوانيم: «
3ـ تشكيل شورايعالي دفاع ملي، مركب از: ـ رئيس جمهور ـ نخست وزير ـ وزير دفاع ـ رئيس كل ستاد مشترك ـ فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي - دو مشاور به تعيين رهبر.
» نايب رئيس (بهشتي) ـ اين شورايعالي دفاع ملي است و شورايعالي دفاع ملي در اين رابطه دو نقش دارد كه در بند 4 و 5 خواهد آمد.
يك تذكر هم بدهم چون يكي از دوستانمان يادداشتي فرستاده بودند، براي هر بند اگر نظري داريد جداگانه اسم مرقوم بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ اين «دو مشاور به تعيين رهبر» ضرورتي ندارد روشن بشود كه نظامي باشند، نظامي نباشند چه جوري باشند؟ مثلا دو نفر فقيه بفرستد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ صبح كه در جلسه گروهها صحبت شد گفتند هر جور مصلحت ايجاب بكند.
موسوي تبريزي ـ يكي از اعضاي شورايعالي دفاع ملي رئيس جمهور است روي چه ملاك؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ اين به اين اعتبار است كه شوريعالي دفاع ملي با همه واحدها كارش ارتباط پيدا ميكند با واحد سياسي، با واحد مالي حتي واحدهاي اداري وزارت كشور و نظاير اينها منتها براي اينكه همه نخواهند در آن دخالت بكنند سه مقام را در آن دخالت دادهاند رئيس جمهور به عنوان كسي كه در رأس قوة مجريه پس از امام قرار دارد و نخست وزير كه در صدر وزراء قرار دارد و زير دفاع ملي كه مسئول مستقيم است.
(موسوي تبريزي ـ نخست وزير روي چه ملاك؟) در آينده روشن ميشود كه رابطه رئيس جمهور و نخست وزير با قوة مجريه متفاوت است.
موسوي تبريزي ـ با آن بيان كه آقاي دكتر آيت فرمودند در شورا پنج نفر هستند (دكتر آيت ـ هفت نفر) رئيس جمهور و نخست وزير و وزير دفاع و رئيس كل ستاد مشترك و فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و دو مشاور به تعيين رهبر، ايشان گفتند چون رئيس جمهور نمايندة مردم هستند و مردم او را انتخاب كردهاند خواستهايم و در شورايعالي دفاع ملي از مردم هم يكي باشد سؤال من اين است آيا مگر فقيه نمايندة مردم نيست؟ اگر اين است ملاك...
نايب رئيس (بهشتي) ـ خوب هر دو باشند، اگر مردم دو نفر نماينده دارند، داشته باشند.
منتظري ـ اولا تعيين فرماندهان عالي نيروهاي سه گانه در بند 4 قرار گرفته است و آن اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي كه الان در بند 5 هست، خوبست بياوريم در اول بندها و اين بند 3 كه طول و تفصيل دارد در آخر بندها قرار بگيرد كه درهم ديگر قاطي نشود، ثانياً يكي از وظايف رهبر تعيين فرماندهان عالي نيروهاي سه گانه است به پيشنهاد شورايعالي دفاع و يكي هم اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي...
اين هفت نفر شورايعالي دفاع ملي در اين ميان چكارهاند؟ براي اينكه اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي را كه رهبر ميكند، ستاد عالي مشترك هم كه داريم، فرمانده عالي نيروهاي سه گانه هم كه داريم، هفت نفر اين وسط بنام شورايعالي دفاع ملي مثلا چكار ميكنند؟ وظايفشان را ميخواهيم بفهميم مثلا اگر يك كشوري به ما حمله كرد اين هفت نفر بنشينند فكر كنند كه ما بايد از اين مملكت دفاع بكنيم يا نكنيم؟ من اين را نفهميدم.
نايب رئيس (بهشتي) ـ توضيحش اين است كه مسائل مملكتي مسائل يك خانه يا يك مغازه با يك كارگاه كوچك نيست، مسائل يك مملكت است و هيچوقت اصلا يك نفر اينقدر حضور ذهن نسبت به همه جوانب ندارد كه تصميمي كه ميگيرد تصميم بجائي باشد بنابراين رهبر هم كه بخواهد تصميم بگيريد بايد جوانب خيلي نزديكش را، آنهائي كه در رأس هر يك از اين نقطهها قرار دارند، آخرين اطلاع، آخرين نظر، آخرين پيشنهاد را در اختيار او بگذارند تا آن تصميم كه گرفته ميشود تصميم پختهاي باشد.
ما فكر ميكنيم كه قاطعيت و فوريت و منوط بودن به آراء ديگران...
ديگر از هول آن طرف افتادهايم، يك وقت ميگفتيم كه يك نفر تصميم نگيرد مبادا عيب پيدا كند آنقدر وابستگي به اين اركان و آن سازمان و آن تشكيلات پيدا ميكرد كه اصلا وقتش ميگذشت حالا كه داريم باز ميگرديم دوباره خطرات ناشي از تصميمگيري فردي را داريم ناديده ميگيريم، اولا شورايعالي دفاع ملي دائماً در كشور تشكيل ميشود هميشه آخرين امكانات و اطلاعات، نظرات استراتژيهاي جنگي و دفاعي و موجبات در اختيار اينها قرار دارد امكانات، مقدورات، اخبار سري...
منتظري ـ پس بالاخره اينها تصميم گيرنده نيستند، شوراي نظامي هستند و مشاور نظامي رهبر هستند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ولي پيشنهاد را اينها ميكنند، رهبر يا تصويب ميكند كه مسأله تمام است يا تصويب نميكند.
منتظري ـ فرض كنيد كه الان يك كشوري به ما حمله كرده است شورايعالي دفاع ملي هم هيچ پيشنهادي نكرد، آيا رهبر نبايستي فرمان بسيج عمومي بدهد؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقا ما اين را در همه مسائل داريم، مكرر هم بحث شده است.
گاهي اينطور فكر ميكنيم كه در اين كشور همه مقصر هستند مگر رهبر و شوراي رهبري كه از قصور منزه است يك وقت هم فكر ميكنيم كه اصلا رهبري يك مجموعه است كه او در رأسش قرار گرفته است...
منتظري ـ پس آنها را مشاور رهبر بگوئيد اما اگر بگوئيم تصميم گيرنده اينها هستند ممكنست با آن كشور خارجي بند و بست بكنند و دستور رهبر فايده نداشته باشد.
تهراني ـ اگر بند 4 و 5 را ايشان بخوانند ايرادشان برطرف ميشود.
مكارم شيرازي ـ ما در باب شوراها گفتيم نماينده همه گروهها باشند حالا اين شوراها چهار نفرش از طرف رهبر انتخاب ميشوند و سه نفرش از طرف مردم، در حالي كه رهبر هم از طرف مردم انتخاب شده است حال اگر از ما سؤال كنند چطور اين تعادل رعايت نشده است اگر اينجا يك نفر نماينده بود به جاي دو نفر و سه نفر پيشبيني شده بود، شما چهار نفر اينطرف گرفتهايد سه نفر آن طرف، اين جوابش چيست؟ فارسي ـ اولا اين حرف كه چند نفر نماينده مردم چند نفر نماينده رهبر غلط است، ثانياً اينجا سعي شده نمايندگان قوة مجريه تنها شرطشان داشتن عدالت و تقوا نباشد و يكي از شرايط آنها داشتن تخصص و دانش و بينش سياسي است از اين جهت اين چهار نفر را كه رهبر انتخاب ميكند از بين افراد متخصص انتخاب ميكند كساني كه درجه تقوايشان بالاتر از وزراء و رئيس جمهور هست.
منتظري ـ رئيس جمهور و نخست وزير هر دو از قوة مجريه هستند بهتر نيست به جاي نخست وزير، رئيس مجلس شوراي ملي را بگذاريد؟ فاتحي ـ در اينجا فرماندهي كل قوا به عهده شورايعالي دفاع ملي است و رئيس كل ستاد را رهبر معين ميكند فرمانده كل سپاه پاسداران را هم او معين كرده اما در حقيقت قدرت را نيم بند كردهايم و رئيس جمهور و نخست وزير و وزير دفاع معلوم نيست به نصب چه كسي هستند، اگر نصب رهبر باشند ما بحثي نداريم و نظر ما اين است كه خداوند متعال قدرتي را كه به فقيه داده ميتواند اين چند نفر را تعيين كند و در مواقع ضروري شورا تشكيل بدهند و تصميم قاطع بگيرند البته به شرط اينكه نصب رئيس جمهور و نخست وزير دفاع مانند رئيس كل ستاد مشترك و فرمانده كل سپاه پاسداران با رهبر باشد و اگر اينجا بخواهيم آن را تجزيه كنيم به نظر صحيح نميآيد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ چطور است اصلا نمايندگان مجلس شوراي ملي را هم رهبر اتخاب بكند؟ خامنهاي ـ شورايعالي دفاع يك شوراي تخصصي نظامي است در درجه اول مربوط ميشود به رئيس كل ستاد مشترك كه عمليات رزمي با او است از اين نظر به وزير دفاع نياز است كه با كابينه ارتباط پيدا ميكند و دولت و نخست وزير هم از باب اينكه رأس اينها است براي رئيس جمهور جائي نيست و عنوان اينكه رأس قوه مجريه است كافي نيست براي اينكه براي رئيس جمهور يك مقدار وظايفي خواهند گذاشت كه بيشتر جنبه سمبوليك وحدت ملي و روابط بين المللي خواهد داشت و نقش اجرائي زيادي ندارد.
رئيس جمهور و نخست وزير يك كار را ميتوانند انجام بدهند غير از وزير دفاع يا رئيس كل ستاد مشترك، بنابراين زائد است.
دوم اينكه ما اينها را كه دخالت ميدهيم همانطور كه وزير دفاع را به لحاظ وضع دولتي و اجرائي دخالت ميدهند، از قوة مقننه كه نماينده مستقيم مردم هستند ما هيچكس را دخالت ندادهايم رئيس مجلس يا نمايندهاي از مجلس بايد در اين شورا شركت داشته باشد و همچنين است اگر ما فرمانده كل سپاه پاسداران را كه يك سپاه درون مرزي و واحد دروني است و نقش جنگي خارجي معمولا ندارد دخالت دادهايم آن مسئول امنيت را كه معمولا وزير امنيت خواهد بود در اينجا بايد براي اين جنبهها در نظر بگيريم.
دو مشاور در بندهاي آخر اين اصل معني دو عضو را نميدهد، اينجا حتماً بايد تصريح بشود دو عضو، چون معمولا مشاور حق رأي ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ وقتي در ابتداي بندها نوشته شده «مركب از» يعني دو مشاور هم در رديف بقيه حق رأي هم دارند.
خامنهاي ـ مركب هستند ولي حق رأي ندارند چون مشاور معني عضو را نميدهد و بطور كلي در اين مجموعه كلمه تشكيل اينجا معناي منظور شما را نميرساند براي اينكه ما ميخواهيم به موجب اينكه بعد فرموديد به پيشنهاد شورايعالي دفاع، اظهارنظر با ولي است يا نه من احساس كردم كه ميخواهيد بگوئيد «ولي» با اينها مشورت تخصصي ميكند و تصويب ميكند و شما خودتان كلمه تصويب را چند لحظه پيش بكار برديد، تشكيل به معناي تأسيس است و بيش از آن هم مسئوليت ندارد و آنها را مستقل نشان ميدهد، اينجا بايد امضاي مصوبات شورايعالي دفاع يا چيزي نظير اين باشد تا بفهماند شورايعالي دفاع وظيفه تخصصي خودش را در شرايط خاص انجا ميدهد نظراتش را به مقام بالاتر ميدهد تا آنها تصويب كنند.
كياوش ـ اگر منظور از اين شورا كه در نظر است فقط مشورت است، تصميم نهائي با خود رهبر است.
به اين طريق پيشنهاد ميكنم همانطور كه آقاي منتظري هم فرمودند نخست وزير كه عضوي از رئيس جمهوري هست برداشته بشود و بجايش نيروهاي سه گانه مسلح گذاشته بشود.
جوادي ـ يك مقدار از اين بيانات را كه آقايان فرمودند، بايد رئيس مجلس هم كه نمايندة مردم است باشد نصب و عزل رئيس جمهور با رهبر باشد و شورايعالي مركب از پنج نفر كافي است لازم نيست هفت نفر باشد.
حجتي كرماني ـ معلوم نيست كه ما رئيس جمهور داريم يا شوراي جمهوري و تازه رئيس جمهور ما چه اختياراتي دارد ما به چه چيزي ميخواهيم رأي بدهيم مثل اينكه برادران توجه نميفرمايند، خوب اگر شوراي جمهوري شد، بعداً اينجا مينويسيم شوراي جمهوري، يا هر چه شد همان را ميگذاريم قرار شد ارتباط بندها و تغييرات جزئي كه مطالب يكي است ولي كلمهاي تغيير پيدا ميكند بعداً اصلاح بشود.
قرشي ـ عرض بنده اين است كه ما اينطور احساس ميكنيم كه در آينده در اين مملكت رئيس جمهور و نخست وزير بدتر از شمربن ذي الجوشن است و از حالا به او اعلان جنگ ميدهيم و اگر در آينده حرفي زدند مغزشان را داغون بكنيم.
رهبر با رئيس كل ستاد مشترك بنشينند اعلان جنگ بدهند نخست وزير هم در منزلش در خواب باشد، بايد يك مسألهاي باشد كه بتوانيم در ميان مردم توجيه بكنيم، اين چه اشكالي دارد تصميم در دست رهبر يا شوراي رهبري باشد يك مقدار هم با رئيس جمهور يا نخست وزير مشورت بكنند؟ شما ميگوئيد آنها حق ندارند حتي مورد مشورت رهبر هم قرار بگيرند؟ من فكر ميكنم اگر اينطور نباشد اصلا پياده نخواهد شد و در عالم فكر و خيال درست است ولي مسأله ثبات مملكت و پياده شدن آن مطرح است.
كرمي ـ بنده نميدانم متعجبانه يا متأسفانه با همين برادران قبل ازظهر امروز از ساعت هشت تا دوازده و ده دقيقه آقاي آيت و شما و آقاي بني صدر و آقاي بني صدر و آقاي فارسي و آقاي رباني شيرازي و كسان ديگر به انتخاب آقايان رفتيم و اين دو اصل را تدوين كرديم و به وسيله بلند كردن دست آن را تصويب كرديم الان كه آمدهايم اينجا مثل اينكه مردمان تازهاي آمدهاند و آن آقايان اينجا نيستند يا بجاي آن نوشته مورد تأييد همه، نوشته ديگري مطرح شده است.
ما آقا، يا فكر و احترام و شخصيت نداريم يا فروخته به شما هستيم خوب اين را بگوئيد بدانيم.
ما با رجال سياست و غير سياست آميختهايم الان اين يك نوع بازيچه است، من نميفهمم يا جلسات صبح گروهها حذف شود و آن هم به صورت جلسه علني باشد يا در جلسات علني مكرراً بحثهاي آن جلسات مطرح نگردد، معنا ندارد تصميمي كه در جلسات مشترك گرفته ميشود ناديده گرفته شود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده هم نظرم همين است و معتقدم وقتي ما صبح جلسهاي با گروهها داريم اينجا براي بازگو كردن نتيجه آن جلسه ميكنيم نه براي تكرار آن مباحث، حداكثر دو نفر يكي به عنوان مخالف و يكي به عنوان موافق ميتوانند اينجا صحبت بكنند و آقايان اگر غير از اين رويه ميخواهيد عمل بكنيد همانطور كه آقاي دستغيب و صدوقي و كرمي و ساير دوستان ميفرمايند از وقتمان نتيجه مطلوب گرفته نميشود و از آقاي منتظري هم خواهش ميكنم اگر حالشان مساعد است صبحها در جلسات گروهها شركت بفرمايند وگرنه يكي از دوستان بعداً مطلب را براي ايشان روشن كنند.
(كرمي ـ از چهارشنبه گذشته تا الان اصلا كاري انجام نشده است.)
موافقين با تركيب شورايعالي دفاع ملي از اين هفت نفر به شرحي كه اينجا هست دست بلند كنند.
(چهل و هشت نفر يا بلند كردن دست اين بند را تأييد كردند.)
بند 4 خوانده ميشود.
«
4ـ تعيين فرماندهان عالي نيروهاي سه گانه به پيشنهاد شورايعالي دفاع.
» نايب رئيس (بهشتي) ـ معني بند 4 و بند 5 اين است كه اين مسائل از يك طرف به رهبر بستگي دارد و از طرف ديگر به رأي اين شورايعالي، هر كس ميخواهد رأي بدهد به اين مفهوم رأي بدهد.
(اكثر دست بلند كردند) اين بند هم تأييد شد بند 5 را ميخوانم: «
5ـ اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي به پيشنهاد شورايعالي دفاع.
» منتظري ـ من مخالفم، عرض كردم اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي به پيشنهاد شورايعالي دفاع، حالا اگر يك وقت شورايعالي دفاع لزوم دفاع را متوجه نشد، يا آنها را خريدند رهبر بايد آنجا بخوابد و كشور هم از بين برود؟ يا نه اگر اين جور بگوئيم: «اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي با مشورت شورايعالي دفاع» نه به پيشنهاد آنها.
بني صدر ـ علي الدوام تكرار مكررات است مگر تمام كساني كه مردم انتخاب كردهاند به خواب خرگوشي رفتهاند؟ از افراد اين شورا چهار نفر را كه رهبر تعيين ميكند فرض ميكنيم آن سه نفر ديگر به خواب رفته باشند، خوب اگر همه افراد خريداري بشوند رهبر از كجا مطلع ميشود؟ احياناً بايد كف بيني بكند.
پس اين مسائل واضح است و طي قرون در همه ملل انجام گرفته است و طريق طبيعي است كه رهبر به چه طريق از امور مطلع ميشود و فقط مربوط به اسلام هم نيست اما اين كه به چه وسيله بايد دفاع بكنند و چه دارند و چه ندارند باز ميشود قضيه دوره قاجاريه كه يك فرمان ميدهيد كه بعد تمام كاسه و كوزهها را گردن شما بشكنند، اينكه به نفع مقام رهبري است كه معلوم بشود چه كسي به او پيشنهاد داده و مسئول كيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ ايشان ميگويند با مشورت آنها، شما دوست داريد به اين سؤال آقاي منتظري جواب بدهيد؟ بني صدر ـ چرا آن طرف قضيه را فقط نگاه كنيم، اگر آنها گفتند بايد دفاع كرد، رهبر بگويد نه...
منتظري ـ شما ميگوئيد فرمان دفاع مال رهبر است، مال آنها نيست من ميگويم فرمان دفاع، بسيج همه مال رهبر است ولي پس از مشورت با شورايعالي.
بني صدر ـ عرض بنده اين است كه پس از مشورت مسئوليت را از گردن اينها بر ميدارد مياندازد به گردن رهبري و حال اينكه مسئول اين امورند از طرف رهبر تعيين شدهاند براي همين مسئوليت، شما ميخواهيد اين مسئوليت را از گردنشان برداريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم، توضيح لازم داده شد.
بنده را ميخوانم براي اينكه دوستان با دست رأي بدهند: «
5ـ اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي به پيشنهاد شورايعالي دفاع.
» موافقين دست بلند كنند.
(اكثر دست بلند كردند).
يزدي ـ مسأله اعلان جنگ و مساله تعيين فرماندهي طريقش روشن شد مسأله نقص اصل 87 دو مسأله بيشتر نيست...
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد اصل 87 را يك توضيحي ميدهيم، يك مسألهاي را هم قبلا آقاي دكتر آيت گفتهاند و آن اينكه وقتي ميگوئيم وظايف و اختيارات فرمانده كل نيروهاي مسلح همينها است و يك وقت است كه ميخواهيم آن عبارت را طوري بنويسيم كه راه براي وظايف ديگر باز باشد، اگر بخواهيم باز باشد يعني راهي را و يك اصلي را با يك قسمتي باز گذاشتهايم.
اينجا دو سطر وجود دارد يكي نظر آقاي دكتر آيت است كه بيان فرمودند اگر مخالف اين نظر وجود دارد يك نفر به عنوان مخالف بيايد صحبت كند.
(دكتر آيت ـ اجازه بفرمائيد توضيح بدهم چون توضيح ندادهام.)
آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ در اين مورد فرماندهي كل نيروهاي مسلح اول نظر عدهاي كه خيلي هم بودهاند اين بود كه بطور اطلاِ بيايد يعني «ديگر به ترتيبي» دنبالش نباشد به اينصورت آمد و آن اصل بعد حدود اين را بطور اطلاِ بيايد يعني «ديگر به ترتيبي» دنبالش نباشد به اينصورت آمد و آن اصل بعد حدود اين را مشخص ميكند، اما فرماندهي كل قوا منحصر به اين چيزها نيست ميگوئيم چه چيز هاست، مثلا بسيج جزئي است اينجا ميگوئيم بسيج عمومي، يك وقتي بسيج يك لشكر مطرح است و بسيج يك ارتش مطرح است اتفاقاً بسياري از حوادثي كه اتفاِ ميافتد حال همين بسيج جزئي است يعني فلان سرلشكر، فلان قسمت را به حركت در ميآورد ما اگر اين را بطور مطلق بگذاريم و بگوئيم كه از وظايفش اين است يعني بقيه فرمانده كل قوا كه در اينجا ما قيد نكردهايم خواه ناخواه به عهده رهبر است و تمام امور بايد امضاء كند، چون فرمانده كل قوا يعني تمام اموري كه مربوط به فرمانده كل قوا است بايد امضاء او باشد، يا بايد دنبالش يك بندي اضافه كنيم كه كليه امور مربوط به فرماندهي كل، و فرماندهي نيروهاي مسلح حتماً بايد به امضاء امام برسد يا بايد در آن بالا بنويسيم از وظايف.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي اردبيلي بفرمائيد.
بني صدر ـ اگر وظيفهاي هست همين جا بشماريد، بفهميم.
موسوي اردبيلي ـ با اضافه كردن يك كلمه دور چند ساعت بحث را قلم نگيريم بعد بگوئيم اين يك جملهاش، بقيهاش هم باشد بعد ميآيد، اگر واقعاً ابهامي دارد و چيزهاي ديگر را هم آقايان لازم ميدانند و ميارزد كه يك ساعت و دو ساعت و سه ساعت بنشينيم و رويش بحث بكنيم و يك چيز روشني را اگر رأي دادند اضافه بكنيم و اگر ندادند نكنيم، نه اينكه با اضافه كردن كلمهاي اصل را از كار بيندازيم، بگوئيم بقيهاش را هم بعد ميگوئيم، اين كه درست نيست.
آقاي دكتر آيت يك مثال زدند به نام بسيج جزئي، باز هم اگر موارد ديگري دارند يكي دو تا الان ممكن است ايشان و ما مستحضر نباشيم، اينها را حساب بكنيد و به آقايان بگوئيد.
سبحاني ـ آقا در اصل 90 داريم اعلان عفو عمومي.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر اينطور باشد كه اعلان جنگ و صلح و بسيج عمومي و جزئي يا اصلا بگذاريم بسيج نيروها «اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها به پيشنهاد شورايعالي دفاع» اين مسأله حل ميكند كلمه عمومي را بر ميداريم و ميكنيم نيروها.
موسوي اردبيلي ـ اول به اين تغيير يعني بسيج نيروها رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب، موافقين با اين عبارت «اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها به پيشنهاد شورايعالي دفاع» دستشان را بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) تصويب نشد.
عرض ميشود كه ما يك راه داريم و آن اين است، اين اصل را آقاي مدني پيشنهاد كردند كه ما داخل اصل 87 بكنيم به اين ترتيب كه بنويسيم «
3ـ فرماندهي كل نيروهاي مسلح به ترتيب زير» و آن وظايف و اختيارات هم برداشته ميشود و به ترتيب اين چند بند ميآيد زير آن، موافقين با اين تغيير هم دست بلند كنند اكثر دست بلند كردند.)
تصويب شد، بسيار خوب اصلا آن جمله وظايف و اختيارات فرماندهي از بين ميرود و آن ترتيبي هم كه در اصول بعد ميآيد از بين ميرود و ميشود به ترتيب زير، خوب حالا اصل 87 تا اينجا قسمتي از وظايف و اختيارات رهبري را مشخص كرد در سه وظيفه خلاصه ميشود: تعيين فقهاي شوراي نگهبان، نصب عاليترين مقام قضائي كشور، فرماندهي كل نيروهاي مسلح به ترتيب زير، حالا اگر كمبود دارد لطف بفرمائيد و بنويسيد و كتباً بدهيد تا ببينيم چه هست، پس از قرائت پيشنهادها يك موافق و يك مخالف صحبت ميكنند.
خزعلي ـ اعلان جنگ و صلح، جنگ با اعلان محقق ميشود ولي صلح فرِ ميكند ما بايد عقد صلح را از وظايف رهبر بدانيم نه صرف اعلان صلح.
نايب رئيس (بهشتي) ـ تصويب از وظايف مجلس شوراي ملي است و در آينده همه اينها خواهد آمد، آنچه مهم است اعلانش است.
دكتر آيت ـ كلا پيشنهادهائي كه شده است، يكي راجع به تعيين كانديداهاي رياست جمهوري است و تأييد صلاحيت آنها قبل از اينكه از طرف مردم انتخاب بشوند.
ديگر سازمان امر به معروف و نهي از منكر و امور تبليغي تحت نظر رهبر، بازرسي نسبت به امور كشور، ديگر حسن جريان امور كشور، مراجعه به آراء عمومي، عفو عمومي، كلا پيشنهادهائي كه رسيده است بجز چند تا جداگانه كه راجع به اصل تصويب شده كه ديگر گذشته است، بقيه را داريم بررسي ميكنيم.
(هاشمينژاد ـ پيشنهاد من چيز ديگري است.)
چيزي نيست قرائت ميكنم: و حق معرفي كانديداهاي رياست جمهوري و امضاء رياست جمهوري پس از انتخاب مردم» همين است و چيز ديگري نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ حالا تا آنچه به دست ما رسيده يكييكي مطرح ميكنم.
سه چيز فعلا اينجا آمده با توجه به يادداشتي كه يك مقدار روشن نوشتهاند:
1ـ اظهار نظر درباره صلاحيت نامزدهاي رياست جمهوري.

2ـ عزل رئيس جمهور در مواردي كه شورايعالي قضائي به تخلف وي از وظايف قانوني يا مجلس شوراي ملي به سلب صلاحيت سياسي وي رأي دهد.

3ـ تشكيل سازمان امر به معروف و نهي از منكر.

4ـ دستور برگزاري رفراندوم در هر مورد.

5ـ عفو عمومي.

6ـ حق نظارت و بازرسي در امور جاري كشور.
رباني شيرازي ـ عزل و نصب به شرحي كه در قوه مجريه ميآيد.
يزدي ـ كانديدا كردن غير از اظهارنظر در صلاحيت است.
نايب رئيس (بهشتي) ـ در مورد تعيين رئيس جمهور چند پيشنهاد است، يكي به تعبير معرفي نامزدهاي مورد تأييد او براي رياست جمهوري با حفظ اين حق براي ديگران، علاوه بر اين اظهارنظر درباره صلاحيت نامزدهائي كه ديگران معرفي ميكنند و يكي هم اصولا نصب رئيس جمهور به ترتيبي كه در فصول بعد ميآيد.
(يزدي ـ اظهارنظر حق طبيعي هر كسي است.)
عرض ميشود درباره آنچه كه مربوط به روي كار آمدن رئيس جمهور هست اين چند بيان آمده است: يكي معرفي نامزدهاي مورد تأييد وي براي رياست جمهوري با حفظ اين حق براي ديگران.
دوم تأييد صلاحيت نامزدهاي رياست جمهوري.
سوم نصب رئيس جمهوري به شرحي كه در فصل مربوط ميآيد.
چهارم همان 2 است با شرح اضافي، تعيين يا تأييد نامزدهاي رياست جمهوري به منظور اسلامي بودن حكومت و ضمانت اجرائي آن از نظر فقه اسلامي، خوب بنابراين يك موافق و يك مخالف ميتوانند صحبت كنند و اولي را دوباره قرائت ميكنم: «معرفي نامزدهاي مورد تأييد وي براي رياست جمهوري با حفظ اين حق براي ديگران.
» فعلا اين را به بحث ميگذاريم آقاي يزدي به عنوان موافق صحبت بفرمايند.
يزدي ـ مسأله اين است كه چون عنوان حكومت جمهوري اسلامي است، يعني هم اسلامي بودن و هم مردمي كه اين اسلامي بودن را قبول دارند هر دو مطرح است در اينجا درست است كه براي شرعي بودن مسأله بايد آن رئيس جمهور با رأيي مربوط به اين رهبر بشود اگر بخواهيم بگوئيم كه يك شخص را همينطور خودش معين بكند اين امكان اينكه اشتباه پيش بيايد هست گذشته از اينكه مفهوم جمهوريت از بين رفته، مفهوم جمهوريت يعني همه مردم نظر بدهند ولي اگر بگوئيم رهبر مثل همه مقامات ديگر حق داشته باشد كه معرفي بكند كسي را به عنوان كانديدا بعد مردمي كه مكتبي فكر ميكنند و به اسلام معتقد هستند (يكي از نمايندگان ـ امكان دارد معرفي رهبر يكي از طرِ تشخيص صلاحيت باشد.)
به او رأي ميدهند، هينطور كه اشاره شد در اين اصل، ديگران هم كانديدا معرفي ميكنند بعد مردم رأي ميدهند كسي كه اكثريت آورده است رهبر ميتواند امضاء و تنفيذ بكند و من نظرم اين است كه تنفيذ تعيين بشود.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ در قسمت پيشنهاد دادن اين را من ضرور نميدانم شرايط براي رئيس جمهور بايد اعتبار كرد و بعد از انتخاب مردم براي رعايت حق مردم و هم براي رعايت جمهوري اسلامي كسي كه انتخاب ميشود به خاطر اسلامي بودنش و پيادهشدن قيد اسلامي بايد به تصويب رهبر برسد.
البته ممكن است اين استفاده را كرد كه رهبر نظر خودش نسبت به شخص مورد انتخاب را ابراز بكند و نگويند اعمال نظر كرد، بگويد من زيد را انتخاب ميكنم يا بين اين دو سه نفر كه همه خوب و شايسته هستند من فلان كس را انتخاب ميكنم، آن كسي كه مورد تكيه است تصويب آخرين است، اما كانديدا معين كردن بود و نبودنش مؤثر نيست.
نايب رئيس (بهشتي) ـ چه مطلبي را ميخواهيد بگوئيد اگر مردم انتخاب كردند يعني شرايط را ما گفتيم در فصل مربوط به رياست جمهوري، كه رياست جمهور چه صفاتي بايد داشته باشد و بعد مردم انتخاب كردند.
مثلا يك فردي يازده ميليون رأي آورد كه اين از نظر مردم واجد اين شرايط است آيا معني رأي مردم اين است كه ما با توجه به اين شرايطي كه در قانون اساسي آمده اين را واجد شرايط و مورد قبول ميدانيم، شما ميفرمائيد كه بعد رهبر ميتواند بگويد خير شما اشتباه كردهايد و ايشان واجد شرايط نيست؟ خزعلي ـ براي اينكه اين پيش آمد نكند كه از اول آنها انتخاب بكنند و رهبر رد بكند، عرض كردم رهبر نظر خودش را نه اينكه اعمال بكند بلكه ابراز بكند در ميان كانديداها.
بنابراين شرايط قيد بشود، تصويب نهايي رهبر هم قيد بشود و اين قسمت كانديداها جزو قيد نيايد و ابراز نظر آزاد باشد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري بفرمائيد.
منتظري ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
من با تأييد فرمايشاتي كه آقاي صافي داشتند و يك قسمت از فرمايشات آقاي رشيديان و آن اينكه خلاصه غرب زدگي منحصر نيست به اينكه انسان لباسش يا كلاهش و يا دكور منزلش مثل غرب باشد، يكي از غربزدگيهاي ما اين است كه اعتماد به نفسمان را از دست دادهايم، براي اينكه نگاه كرديم به قاروقور آن اروپا و آمريكا و مثل اينكه آنها انسان هستند و همه چيز را ميفهمند و ماهيچ چيز نميفهميم و همهاش بايد يك كاري بكنيم كه آنها خوششان بيايد و آنها نگويند كه چرا اينها اينطوري هستند.
ما مسلمان هستيم و اعتماد به نفس داريم و آنچه وظيفه اسلامي و ديني خودمان است تشخيص ميدهيم و عمل ميكنيم و با كمال اعتماد به نفس و آنها ميخواهد خوششان بيايد، ميخواهد خودششان نيايد.
و اين هم كه ميگويند در داخل كشور جوآنهاشما را مرتجع ميدانند همه اينها دروغ است، وقتي من به دانشگاه ميروم ميبينم تمام جوانها دارند شعار ميدهند براي ولايت فقيه منتها اين شعارها متأسفانه در راديو و تلويزيون گذاشته نميشود و آنوقت چهار نفر جغله با يك نفر ميروند و چيزي ميگويند بعد ميآيند ميگويند كه جوانها ميگويند اينها مرتجع هستند، خير اينطور نيست اكثريت قاطع ملت ايران حتي جوانهاي تحصيلكرده و روشنفكر هم طرفدار ولايت فقيه و حكومت اسلامي هستند و خون دادند براي حكومت اسلامي و حكومت اگر بخواهد حكومت اسلامي باشد بايد متكي باشد به رهبري كه از طرف خدا معين شده ولو بواسطه، اگر يك رئيس جمهور تمام ملت هم به او رأي بدهند ولي فقيه و مجتهد روي رياست جمهوري او صحه نگذارد اين براي بنده هيچ ضمانت اجرائي ندارد و از آن حكومتهاي جابرانهاي ميشود كه بر طبق آن عمل نخواهد كرد و آن تضادي كه هميشه بين حكومت ظلميه و حكومت شرعي بوده برقرار خواهد بود و ما بحمدالله نشستهايم اينجا شايد اين تضاد را برطرف بكنيم حالا براي اينكه هم جمهوري باشد و هم اسلامي ما آن روزي كه مردم رأي ميدادند نگفتند جمهوري فقط، نگفتند جمهوري دموكراتيك، گفتند جمهوري اسلامي يعني در چهارچوب اسلام پس قوانين، قوانين اسلام است و مجري هم بايستي آن كسي كه در رأس مجري است و فرمان ميدهد كسي باشد كه عالم به ايدئولوژي اسلامي بر حسب آنچه كه خدا معين كرده است، در كلام حضرت سيدالشهدا هست كه «مجار الاموربيده العلماء باللّه الامناء علي حلاله و حرامه» حالا ممكن است فقيهي بيايد در پنج نفر و شش نفر و هفت نفر دقت بكند و بگويند كه مردم، از اين چند نفر هر كدام را شما رأي بدهيد من روي او صحه ميگذارم.
اين چند نفر را معرفي ميكند مثل كاري كه حزبها ميكنند، حزبها ميآمدند دو نفر را معرفي ميكردند ولي رهبر ده نفر را معرفي ميكند و ده نفر شناخته شده را كانديدا ميكند و ميگويد يا ايهاالناس شما به هر كدام از اين ده نفر رأي بدهيد مورد تصويب من است، ملت هم با كمال آزادي رأي ميدهند، آن كسي كه رأي اكثريت آورد مورد تأييد فقيه هم هست، حكومتش هم حكومت شرعي و لازم الاجراء، اگر اينكار را نكنيد حكومت، حكومت اسلامي نيست، جمهوري هست اما جمهوري اسلامي نيست و 2/98 مردم ايران به جمهوري اسلامي رأي دادند و پنجاه هزار جوان ما هم براي جمهوري اسلامي شهيد شدند.
بيائيد آنچه وظيفه اسلاميمان هست عمل بكنيم، اروپا چه ميگويد و حاكميت ملي چه ميگويند و دو تا بچه نفهم چه ميگويند اينها واقع جزو ملت ايران نيستند، همين جوانهاي دانشگاه اكثريت قاطعشان طرفدار حكومت اسلامي هستند و شعارهايشان را هم ما ميبينيم و طرفدار ولايت فقيه هم هستند.
خلاصه اعتماد به نفس داشته باشيد و وحشت هم نداشته باشيد و اميدوارم كه وحشت هم نداريد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي جزايري بفرمائيد.
موسوي جزايري ـ مردم ميخواهند از نظارت بر حسن جريان امور دفاع بكنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بنده دو جمله كوتاه عرض ميكنم، كسي منكر اصل ولايت فقيه نبوده و آنچه كه آقاي منتظري ميفرمايند مردم شعار ميدهند اين مسلم است، كسي هم منكر جمهوري اسلامي نيست كه شعار ميدهند اينها در واقع مسلم است ولي بحث در اين است چه رقم آن را پياده بكنيم كه غبطه مردم و امت در آن رعايت بشود.
بايد ببينيم چه رقم ولايت فقيه را به دست چه كسي، به وسيله چه كسي، چگونه و به چه صورت پياده بكنيم.
اين آقاياني كه اين پيشنهاد را دادند به اين كه فقيه بايد كانديداهائي معرفي كند و بعد از آن دست ديگران هم باز باشد شما ميگوئيد فقيهي است كه مردم او را پذيرا هستند اگر پذيرا هستند خوب كانديداها را رأي ميدهند و جلوي كانديداهاي ديگر را هم نگرفتيم كه بگويند ديكتاتوري ميكنيد، ولي اين كه شما بفرمائيد فرضاً تمام مردم به كسي رأي بدهند و فقيه قبول نداشته باشد اصلا ما همچون فرضي نداريم، فرض كرديم فقيه را مردم پذيرا شدند فقيه هم كانديدا را معرفي كرد و اين كانديداي فقيه را مردم رأي ميدهند، ديگر معني ندارد فقيه يك طرف بايستد و مردم طرف ديگر.
(رباني شيرازي ـ معني ولايت فقيه همين است كه كانديدا را معين كند؟) ما نتيجه ولايت فقيه را داريم از اين طريق پياده ميكنيم كه بدون امضاء فقيه كاري نشود اما به اين صورت كه قابل قبولتر است بايد پياده بكنيم، يعني كانديداهاي او مطرح، ديگران هم آزاد.
اما اين فقيه را فرضمان اين است كه مردم پذيرايش هستند خوب به هر دو رأي ميدهند هم ولايت فقيه هست و هم جنبههاي ديگر.
منتظري ـ من حق ديگران را سلب نكردم، فقيه كانديداها را معرفي كند و هر كس ديگري هم ميخواهد براي خودش كانديدا معرفي بكند.
رباني شيرازي ـ آقاي منتظري اين حق، حق همگاني است و تنها حق ولايت فقيه نيست، كانديدا كردن ولايت فقيه چه كسي گفته، همه مردم حق، دارند كانديدا معرفي كنند.
نايب رئيس (بهشتي) ـ اجازه بفرمائيد با اين دو سه دقيقهاي كه وقت داريم معلوم بشود مطلبي كه آقاي منتظري فرمودند و از آن دفاع كردند ببينيم آيا نظرشان همين است.
«معرفي نامزدهاي مورد تأييد وي براي رياست جمهوري به منظور اسلامي بودن حكومت و ضمانت اجرائي آن از نظر فقه اسلامي بيآنكه معنايش ممنوع بودن ديگران از معرفي نامزدها باشد.
» آيا نظر شما همين است؟ منتظري ـ تعيين يا تأييد كانديداهاي رياست جمهوري بدون اينكه...
هاشمي نژاد ـ اين عبارت به درد قانون نميخورد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ فردا اين را بحث ميكنيم و عبارتش را هم درست ميكنيم.
حجتي كرماني ـ من با تماس با بزرگاني از همين مجلس، كه بچه جغله هم نيستند جاهل هم نيستند، غرب زده هم نيستند، و اين طرز اجراي ولايت فقيه را با اين شكل قبول ندارد و آنها عدهاي از علماء و مراجع هستند كه قبول ندارند، آن عرايض را كردم بنابراين اگر كسي شكل اجراي ولايت فقيه را گفت قبول ندارم، اين دليل بر اروپا زدگي و جاهل بودن و اينها نيست بلكه اصل ولايت فقيه مورد قبول است منتها بحث اين است كه جناب آقاي منتظري شما بايد ثابت بكنيد كه تنها راه منحصر به فرد اجراي ولايت فقيه نيست.
يزدي ـ اين راه را بقيه هم ثابت كردند، بقيه هم اينجا تشريف دارند شما ميفرمائيد علماء هستند و آقايان هستند و چنين هست و چنان هست خوب، بقيه هم هستند و انحصار هم اين را ثابت كرده است...
نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي يزدي قرار نبود بينوبت صحبت بشود.
آقاي حجتي نظرتان را بيان كرديد درست هم هست و نوبت هم دادم كه نظرتان را بيان كنيد.
منتظري ـ ما مخلص آقاي حجتي هم هستيم (خنده نمايندگان).

2ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ ساعت شش است جلسه امروز را خاتمه ميدهيم، ادامه بحثمان فردا صبح ساعت هشت در جلسه گروهها خواهد بود.
(جلسه ساعت هجده پايان يافت) نايب رئيس مجلس نهائي بررسي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي