به وسیله‌ی استاد حقوق اساسی
منتشر شده: 26 اوت 2015

جلسه چهل و هفتم بيست و پنجم مهرماه 1358 هجري شمسي

جلسه ساعت 13/15 دقيقه روز بيست و پنجم مهرماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و پنجم ذيقعده 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيد محمد حسيني بهشتي(نايب رئيس) تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه
2ـ طرح و تصويب اصل 103 (اصل يكصد و سي و يكم)
3ـ طرح و تصويب اصل 104 (اصل يكصد و سي و دوم)
4ـ طرح و تصويب اصل 105 (اصل يكصد و بيست و هفتم)
5ـ طرح و تصويب اصل 106 (اصل يكصد و بيست و ششم)
6ـ طرح و تصويب اصل 107 (اصل يكصد و سي و سوم)
7ـ طرح و تصويب اصل 108 (اصل يكصد و سي و چهارم)
8ـ طرح و تصويب اصل 109 (اصل يكصد و سي و پنجم)
9ـ طرح و تصويب اصل 110 (اصل يكصد و چهل و دوم)
10ـ پايان جلسه دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه نايب رئيس (بهشتي) -
بسم الله الرحمن الرحيم
.
جلسه رسمي است.
در دستور جلسه امروز چهارشنبه 25 مهرماه 1358، اصولي كه تهيه شده است، قرار دارد.
اميدواريم بتوانيم در اين جلسه به همه آن اصول بپردازيم.

2ـ طرح و تصويب اصل 103 (اصل يكصد و سي و يكم) نايب رئيس (بهشتي) - اولين اصلي كه اكنون مطرح است، اصل 103 است كه خوانده ميشود.
اصل 103 ـ در صورت فوت، كناره گيري با عزل رئيس جمهور يا بيماري بيش از دو ماه يا موجبات ديگري از اينگونه، شوراي موقت رياست جمهوري موظف است حداكثر ظرف پنجاه روز نسبت به انتخاب رئيس جمهور جديد اقدام كند و تا تعيين او، وظايف و اختيارات وي را جز در امر همه پرسي بر عهده دارد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مقدم مراغهاي فرمايشي داريد بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنام خدا اجازه ميخواهم قبل از اينكه در مورد اين اصل صحبت كنم در مورد خبري كه به عرض همه آقايان رسيده، توضيحي عرض كنم.
آقايان ملاحظه فرمودند كه ديشب روزنامههاي اطلاعات و كيهان و امروز هم روزنامه عصر، خبري در مورد توطئه عليه حضرت آيت الله شريعتمداري درج كردند.
از همان ديشب كه خبر منتشر شد تلفنهاي زيادي از تبريز و ساير نقاط آذربايجان شد و يك حالت نگراني عجيبي در همه مردم پيدا شده بود و همه ميخواستند بدانند كه اين توطئه از چه قرار بوده، مخصوصاً كه عواملي از خارج مأمور اين كار شده بودند.
بنده در تماسي كه با قم گرفتم حضرت آيت الله شريعتمداري اين مطلب را تأييد فرمودند و فرمودند اين مربوط به چند روز پيش بوده و ايشان البته با بزرگ منشي كه هميشه داشته و دارند، مطلب را به سادگي برگزار كردند ولي همانطور كه لابد از اخبار راديو شنيديد امروز در همه شهرهاي آذربايجان و مخصوصا تبريز، مردم با هيجان فوِالعادهاي اضطراب و نگراني خودشان را اعلام كردند و در تظاهرات و راهپيمائيها نيز خواستههائي داشتند كه آنها را به صورت قطعنامه عنوان كردند، و اصرار داشتند كه از مقامات و مسئولان دولتي خواسته شود كه توضيحات رسمي در اين مورد داده شود.
چون همانطور كه مسبوِ هستيد و همه آقايان هم در مناطق مختلف حتماً همين موقعيت را دارند، حضرت آيت الله شريعتمداري در آذربايجان موقعيت خاص دارند بنده خواستم از مقام رياست استدعا كنم كه به هر طريق كه صلاح ميدانند از مسئولين انتظامي مملكتي جوياي حال شوند و حقيقت امر را براي عموم اعلام كنند و همچنين تدابير لازم براي حفظ جان ايشان و همه آيات عظام و مراجع تقليد، اتخاذ شود، اين بود عرض بنده.
و اما راجع به خود اصل حقيقت اينست كه مخالف آنچناني نيست و فقط در مدت دو ماه، بنده فكر ميكنم كه اگر تغييري داده شود، خيلي بهتر خواهد بود.
(ضيائي ـ يعني مدت كم شود يا زياد؟) به عقيده بنده مدت بايد زيادتر شود، عرض ديگري ندارم متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مكارم شما؟ مكارم شيرازي ـ عرض بنده اينست كه در صدر اين اصل، يا همه ويرگولها را بردايد و «يا» بنويسيد يا براي اينكه مطلب و روال جمله يكنواخت شود «يا» را حذف كنيد و ويرگول بگذاريد.
نايب رئيس (بهشتي) - بله، ميتوانيم دو تا «يا» ي اول جمله را حذف كنيم و بجايش ويرگول بگذاريم و فقط «يا»ي آخري ميماند.
آقاي رحماني سؤالي داريد؟ رحماني ـ در صدر اين اصل كه نوشته شده «در صورت فوت، كنارهگيري يا عزل رئيس جمهور يا بيماري بيش از دو ماه» معنايش اين است كه اگر رئيس جمهور به مدت دو ماه بيمار شود براي انتخاب رئيس جمهور جديد اقدام خواهد شد نايب رئيس (بهشتي) - خير آقا.
اگر چنين مشمول اصل قبلي ميشود.
(رحماني ـ پس اين چه معنايي دارد؟) در اصل قبلي شوراي موقت هست ولي اقدام براي انتخاب رئيس جمهور جديد نيست.
در اينجا شوراي موقت هست و انتخاب رئيس جمهور جديد هم هست.
(رحماني ـ پس عبارت بيش از دو ماه را حذف كنيد.)
منظور اين است كه اگر تشخيص بدهند بيماريش بيش از دو ماه طول خواهد كشيد آنوقت نسبت به انتخاب رئيس جمهور جديد اقدام ميشود.
آقاي فاتحي فرمايشي داريد؟ فاتحي ـ در اينجا اين سوال پيش ميآيدكه ما در انتخابات رئيس جمهوري قبلا ذكر كرده و شرط كرده بوديم كه كانديداها بايد به تأييد شوراي نگهبان برسد و سپس رهبر يا شوراي رهبري اعتبارنامه او را امضاء كند.
فرمان شروع انتخابات هم به عهده رهبر يا شوراي رهبري هست، ولي ما در اينجا مجدداً يك شورائي درست كردهايم پس آنچه كه قبلا تصويب كرديم يعني شوراي نگهبان و شوراي رهبري و خود رهبر آنها چكاره خواهند بود كه ما در اينجا يك شوراي ديگري را موظف به انجام اين كار كردهايم؟ نايب رئيس (بهشتي) - آن يك امر دائمي است ولي در اينجا يك امر استثنائي است كه ممكن است در عمر سيساله يك كشور يكبار هم اين مسأله پيش نيايد آنها شوراي دائمي هستند ولي در اينجا پيشبيني شده است كه اگر چنين وضع استثنايي پيش آمد وظيفه رئيس جمهوري به عهده چه شورائي خواهد بود.
(فاتحي ـ چرا اين امر استثنايي پيش آمد وظيفه رئيس جمهوري به عهده چه شورائي خواهد بود.
(فاتحي ـ چرا اين امر استثنائي را هم به عهده شوراهاي دائمي نگذاريم؟) اين سه نفر هر سه در اين شورا هم هستند، ما يك شوراي ديگري درست نميكنيم.
آقاي كياوش فرمايشي داريد؟ كياوش ـ براي اينكه اين اصل از قبح مطلع بيرون بيايد و داراي حسن مطلعي بشود و صدر اين اصل با فوت و مرگ شروع نشود ميتوانيم به اين صورت اصلاح كنيم: «در صورت كنارهگيري، عزل، بيماري بيش از دو ماه، فوت و يا موجبات ديگري از اينگونه...
» نايب رئيس (بهشتي) - آقاي كياوش.
فكر نميكردم در يك مجلس انقلابي «مرگ» چيز نامطلوبي باشد.
(كياوش ـ «مرگ» به «شهادت» تفاوت بسيار دارد.)
آقاي خامنهاي پيشنهادي داريد؟ خامنهاي ـ كلمه «اقدام» چون معني «آغاز» هم ميدهد، بنابراين پيشنهاد ميكنم عبارت را بدين صورت اصلاح بفرمائيد «حداكثر ظرف پنجاه روز انتخاب رئيس جمهور جديد را انجام دهد.
» به نظرم مطلب روشنتر خواهد شد.
(دكتر شيباني ـ رأي بگيريد آقا).
نايب رئيس (بهشتي) - به نظر من هم اگر اين مطلب اصلاح شود كاملتر خواهد بود بنابراين اگر بخواهيم پيشنهاد آقاي خامنهاي را رعايت كرده باشيم بهتر است بنويسيم «...
موظف است ترتيبي دهد كه حداكثر ظرف پنجاه روز رئيس جمهور جديد انتخاب شود».
آقاي قرشي مطلب تازهاي داريد بفرمائيد.
قرشي ـ «موجبات ديگري از اينگونه» يعني چه؟ اگر بنويسيم «موجبات ديگري مانند اينها» بهتر نيست؟ طاهري گرگاني ـ اگر يك «طبق مقررات» در اينجا بگذاريم اشكال رفع ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - «طبق مقررات» آن منظور را تأمين نميكند، چون منظور ايشان اين است كه آيا ميخواهيد اين پنجاه روز براي اقدام براي انتخاب رئيس جمهور باشد؟ اين در حقيقت يك سؤالي است كه آقاي خامنهاي فرمودند.
اين سؤال و ابهام براي عدهاي از دوستان ديگر هم پيش آمده است كه آيا مجلس ميخواهد پنجاه روز به شورا وقت بدهد تا كار انتخابات رئيس جمهور جديد را شروع كند يا پنجاه روز به شورا وقت بدهد كه انتخابات را به پايان برساند، نظر مجلس چيست؟ (عدهاي از نمايندگان ـ منظور اينست كه تا پنجاه روز پايان بيايد.)
موافقين به اينكه تا پنجاه روز پايان بيابد، دست بلند كنند (اكثر دستشان را بلند كردند) تأييد شد.
خانم گرجي ـ اگر رئيس جمهور مريض شد بايد از همان روز اول اقدام كنند.
نايب رئيس (بهشتي) - ممكن است وقتي مريض ميشود پيشبيني كنند كه بيماري او زودتر از سه و چهار ماه ديگر بهبود نخواهد يافت اگر چنين پيشبيني شد آنوقت براي انتخاب رئيس جمهور جديد اقدام ميكنند و اگر هم پيش بيني نكردند كه بعد از گذشت دو ماه خواهد بود.
(دكتر بيت اوشانا ـ كلمه «بيماري» را از اينجا برداريد.)
من اين اصل را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 103 (اصل يكصد و سي و يكم) ـ در صورت فوت، كنارهگيري، عزل رئيس جمهور، بيماري وي بيش از دو ماه يا موجبات ديگري از اينگونه، شوراي موقت رياست جمهوري موظف است ترتيبي دهد كه حداكثر ظرف پنجاه روز رئيس جمهور جديد انتخاب شود و تا تعيين او، وظايف واختيارات وي را جز در امر همه پرسي بر عهده دارد.
رشيديان ـ همه پرسي به عهده چه كسي است؟ نايب رئيس (بهشتي) - بعداً ميآيد.
(رشيديان ـ همه پرسي به عهده شوراي نگهبان است.)
آقاي رشيديان من اصل را براي رأگيري خواندم خواهش ميكنم بعد از اعلام اخذ رأي سؤال نفرمائيد.
رشيديان ـ به هر حال در اين مورد توضيح داده نشد.
اگر ميخواهيد رأي بگيريد اول به كفايت مذاكرات رأي بگيريد اگر تصويب شد آنوقت اعلام رأي باورقه بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رشيديان، شما بعد از آنكه اعلام اخذ رأي ميشود سؤال ميفرمائيد و انتظار داريد به سؤالتان مفصلا جواب داده شود.
به هر حال خواهش ميكنم اخذ رأي را نسبت به اين اصل به همان صورت كه قرائت كردم شروع بفرمائيد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي پنجاه و هشت نفر، تعداد كل آراء پنجاه و هشت رأي، آراء موافق پنجاه و چهار رأي، آراء ممتنع سه رأي و آراء مخالف يك رأي، تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
ضمناً من به برادرمان آقاي رشيديان هم توضيح بدهم كه اگر موقع اعلام رأي صحبت شود طبعاً رأيگيري سالم نخواهد بود.
ما ميتوانيم «خطا» را در دور آخر هم جبران كنيم ولي «نظم» را هيچوقت نميتوانيم جبران كنيم بايد بپاي كارمان نظم هم جلو برود.
(رشيديان ـ طبق آئيننامه يك نفر موافق يك نفر مخالف بايد صحبت كنند.)
در آئيننامه نوشته شده كه ميتوانند صحبت كنند نه اينكه حتماً يك نفر موافق و يك نفر مخالف بايد صحبت كنند.
به علاوه امروز داوطلب صحبت كسي نبود وگرنه اجازه صحبت به او داده ميشد.
آقاي باريك بين سؤال داريد؟ باريك بين ـ رئيس جمهور قبلي در صورت فوت يا كنارهگيري و ياعزل، معلوم است كه شورا ميتواند بعد از آن مدت يا اولين فرصت به انتخاب رئيس جمهور جديد اقدام كند، اما اگر بيماري رئيس جمهور بيش از دو ماه طول كشيد و هنوز هم از مقام خود عزل نشده است چگونه و چطور شورا رئيس جمهور جديد را انتخاب ميكند؟ نايب رئيس (بهشتي) - وقتي ميگوئيم شورا اقدام ميكند يعني بيماري بيش از دو ماه خودبخود حكم استعفا را دارد.
دكتر آيت ـ پس بايد اين موضوع در قانون نوشته شود.

3ـ طرح و تصويب اصل 104 (اصل يكصد و سي و دوم) نايب رئيس (بهشتي) - وقتي ميگوئيم بايد اقدام كند اين در حقيقت حكم استعفاي رئيس جمهور را دارد در عين حال اين يك نكتهاي است كه اگر لازم باشد در شورا نهائي روي آن تصميم خواهيم گرفت.
اصل بعدي يعني اصل 104 مطرح است از آقاي آيت خواهش ميكنم آن را قرائت بفرمايند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي پرورش سؤالي هست؟ پرورش ـ در اصل قبلي علاوه بر وظايف «اختيارات» هم آمده بود ولي در اينجا نوشتهايد كه «در مدتي كه وظايف رئيس جمهور بر عهده شوراي موقت رياست جمهوري است» يعني از «اختيارات» اسمي برده نشده است.
يا اختيارات را در آن اصل حذف كنيد و يا در اينجا هم اضافه بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) - سؤال بجائي است ببينيم چه كسي جواب مناسب به آن خواهد داد.
آقاي خامنهاي فرمايشي داريد بفرمائيد؟ خامنهاي ـ من به اين رأي عدم اعتماد ايراد دارم به دليل اينكه رأي عدم اعتماد در دو موقع است، يكي بعد از استيضاح كه طبعاً وقتي استيضاح نكند رأي عدم اعتماد نيست.
دوم در آن موقعي كه نخست وزير رأساً براي كسب اعتماد بيشتري تقاضاي رأي اعتماد ميكند.
ما استيضاح را كه گذاشتيم براي اين است كه خوب، يك موقع هست كه فرصت ميگذرد كه استيضاح كنند و اگر نكرد در يك مهلت بعد، چون اين عللش براي مجلس باقي است، اين حق هم باقي است و چيزي تضييع نميشود.
تجديدنظر در قانون اساسي هم همچنين، اما براي رأي عدم اعتماد اين وظيفه دولت است، كه در آن موقع رأي اعتماد نخواهد، وظيفه مجلس نيست چون مجلس دو راه دارد، ميتواند رأي عدم اعتماد بدهد و يا ندهد.
ما از اين دو طرف، يك طرفش را ممنوع كردهايم، يعني هميشه مجلس را موظف كردهايم كه رأي اعتماد بدهد و رأي اعتماد دادن به معناي اين است كه با علم به عدم صلاحيت دولت يا هيأت وزيران آنها را از روي اضطرار قبول كرده است و اين غير از استيضاح است كه فرصت باقي است.
دولت مشغول كار ميشود و مجلس با علم به عدم صلاحيت آنها، در حقيقت رأي اعتماد زوري و اجباري داده است.
بنابراين به عقيده من هيچ ضرورت ندارد كه رأي عدم اعتماد را در اينجا بگذاريم براي اينكه رأي عدم اعتماد شق دوم كه دولت ميآيد قبل از استيضاح و بدون استيضاح، رأي اعتماد ميخواهد، يك عمل تشريفاتي است.
خوب، دولت برود كار خودش را بكند و اگر رأي اعتماد خواست بعد دولت ميتواند رأي اعتماد بگيرد و ميتواند هم نگيرد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي دكتر آيت فرمايشي بود؟ دكتر آيت ـ در اينجا آمده است كه «دولت را نميتوان استيضاح كرد يا به آن رأي عدم اعتماد داد.
» حالا اگر ما بنويسيم «دولت را نميتوان استيضاح يا بر كنار كرد» عبارت بهتر نيست؟ چون اگر خود دولت كنارهگيري كرد ما ديگر نميتوانيم به مجلس تكليف كنيم كه به زور دولت را سركار نگهدارد نايب رئيس (بهشتي) - پس اگر عبارت را اينطور اصلاح كنيم كه «دولت را نميتوان استيضاح كرد يا براي گرفتن رأي اعتماد يا تجديدنظر در قانون اساسي اقدام نمود.
» به نظر شما بهتر نيست؟ دكتر ضيائي ـ در دو مورد به دولت رأي اعتماد يا عدم اعتماد ميدهند.
يك وقت در كارهاي مهم مملكتي است كه پيشنهاد ميشود به دولت رأي اعتماد يا رأي عدم اعتماد داده شود و يك وقت هم موقعي است كه دولت را استيضاح ميكنند، ولي در اين مدتي كه شوراي موقت رياست جمهوري، عهدهدار وظايف رئيس جمهور ميشود، در اين موقع يكي از كساني كه عضو اين شوراست نخست وزير ميباشد.
بنابراين اگر بخواهند رأي عدم اعتماد به دولت بدهند نخست وزير از شورا بر كنار ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - حرف آقاي خامنهاي اين است كه اين عبارت ولو با احتمال ضعيف، قابل اين معني است كه اگر دولتي آمد تقاضاي رأي اعتماد كرد مجلس حق ندارد به او رأي عدم اعتماد بدهد بلكه موظف است به او رأي اعتماد بدهد.
هاشمينژاد ـ يك احتمال ديگر هم دارد.
اگر دولت را استيضاح كردند قبل از آنكه استيضاح خاتمه پيدا كند و به مرحله رأي اعتماد يا عدم اعتماد برسد نخست وزير مريض شد و شورا تشكيل گرديد يعني استيضاح قبلا شده ولي هنوز رأي عدم اعتماد از طرف مجلس داده نشده است در اين رابطه قابل تصور است.
نايب رئيس (بهشتي) - با توجه به مطالب دوستان معلوم ميشود پيشنهاد آقاي دكتر آيت سالمتر از همه اينها ميشود پس بنويسيم «...
دولت را نميتوان استيضاح يا بر كنار كرد يا براي تجديد نظر در قانون اساسي اقدام نمود.
» آقاي مكار مطلبي داريد بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ اين باز درست در نميآيد چون ممكن است مثلا خيانتي از دولت ثابت شود، بر كنارش ميكنيم ولي به او رأي عدم اعتماد نميدهيم.
به نظر من همين عبارت خوب است.
نايب رئيس (بهشتي) - بله، مطلب آقاي مكارم بجاست، چون عدم اعتماد و غير از بركنار كردن بخاطر يك خيانت، بين است.
در اين وضعيت كه دولت خائن است خوب، شوراي موقت خودش كشور را اداره كند.
آقاي رشيديان سؤالي بود؟ رشيديان ـ در قسمت پاياني اين اصل كه نوشته شده «يا براي تجديدنظر در قانون اساسي اقدام نمود.
» چون در پيش نويس قبلي اعلام همه پرسي و شايد پيشنهاد تجديدنظر در قانون اساسي به عهده رئيس جمهور بوده، همانطور دست نخورده اين قسمت آمده است.
همانطور كه در اصل 103 هم سؤال كردم مثل اينكه مسألة همهپرسي به عهده رئيس جمهور است و حال آنكه فكر ميكنم اينطور نباشد.
بنابراين اينجا ميرساند كه در زماني كه مثلا رئيس جمهور بيمار است نميشود همه پرسي كرد يعني مثل اينكه فرمان همهپرسي به دست اين آقا است يا تجديدنظر در قانون اساسي به دستور ايشان صورت ميگيرد در حالي كه باز من فكر ميكنم تجديدنظر در قانون اساسي به عهد رئيس جمهور نيست.
نايب رئيس (بهشتي) - يك نوع كارهائي هست معمولا جنبه فوريت ندارد و در عين حالي كه جنبه فوريت ندارد در مملكت يك نوع هيجان بوجود ميآورد.
منظور اين است كه اين نوع كارها در موقعي باشد كه اركان اداره كننده مملكت سر جاي خود باشند و يكي از اركان مملكت هم رئيس جمهور است.
رشيديان ـ ما سيستم حكومتي پيش نويس را بهم زدهايم.
(نايب رئيس ـ ما كاري به پيش نويس نداريم، شما به سؤال من پاسخ بگوئيد.)
اجازه بفرمائيد عرض ميكنم.
ما سيستم به اصطلاح حكومتي پيش نويس را بهم زدهايم، بطوري كه رئيس جمهور ركن اساسي مملكت محسوب ميشود و حال آنكه با توجه به بحثهاي قبلي ركن اساسي مملكت همان شوراي رهبري و رهبري و شوراي نگهبان و مجلس شوراي ملي خواهد بود، و همانطوري كه آقايان ميدانند اختيارات رئيس جمهور بقدري محدود شده است كه او ديگر نميتواند ركن اساسي در برابر شوراي رهبري يا رهبر باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - متشكر، آقاي عضدي سؤالي داريد بفرمائيد.
عضدي ـ به نظرم اين عبارت «دولت را نميتوان استيضاح كرد» درست نيست بهتر است بنويسيد «هيأت وزيران را نميتوان استيضاح كرد».
نايب رئيس (بهشتي) - دولت معاني گوناگوني دارد كه بر حسب قرينه در هر جائي معنيش فهميده ميشود در اينجا هيأت دولت منظور است و هيأت دولت شامل رئيس جمهور نميشود.
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ به نظرم عبارت بايد بدين صورت نوشته شود كه «دولت را نميتوان استيضاح كرد يا به آن رأي عدم اعتماد داد و نيز نميتوان براي تجديدنظر در قانون اساسي اقدام نمود».
نايب رئيس (بهشتي) - پيشنهادتان از نظر عبارت مناسبتر و بهتر است.
آقاي دكتر شيباني فرمايشي داريد بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ ممكن است مجلس شوراي ملي بخواهد در قانون اساسي تجديدنظر كند.
اينكه ميگوئيم تجديدنظر در قانون اساسي نشود براي اين است كه وضع مملكت كاملا آرام شود تا بتوان رئيس جمهور را انتخاب كرد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مقدم مراغهاي به عنوان آخرين نفر در اين اصل اگر صحبتي داريد بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنده تصور ميكنم مشكلاتي كه اين اصل ايجاد ميكند بيشتر از تسهيلاتش خواهد بود.
براي اينكه وقتي ما شورائي داريم بجاي رئيس جمهور، وظايف رئيس جمهور قطع نميشود، ولي اگر ما اين استثناء را در اينجا بگذاريم يعني در اين مدت دو ماهه قانون اساسي معوِ است و يك شرايط و قانون اضطراري حاكم است بنابراين من معتقدم با بودن شوراي موقت رياست جمهوري، وظايف رياست جمهوري اجرا خواهد شد و ديگر لزومي ندارد يك شرايط استثنائي قائل شويم.
نايب رئيس (بهشتي) - لطفاً توجه بفرمائيد من اين اصل را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 104 (اصل يكصد و سي و دوم) ـ در مدتي كه وظايف رئيس جمهور برعهده شوراي موقت رياست جمهوري است دولت را نميتوان استيضاح كرد يا به آن رأي عدم اعتماد دار و نيز نميتوان براي تجديدنظر در قانون اساسي اقدام نمود.
لطفاً گلدانها را براي اخذ رأي ببريد.
از آقايان منشيها هم خواهش ميكنم در اخذ و شمارش آراء نظارت بفرمايند.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت نفر، شماره كل آراء شصت رأي، آراء موافق پنجاه و يك رأي، آراء ممتنع پنج رأي و آراء مخالف چهار رأي، تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند)
4ـ طرح و تصويب اصل 105 (اصل يكصد و بيست و هفتم) نايب رئيس (بهشتي) - از آقاي آيت خواهش ميكنم اصل بعدي (اصل 105) را قرائت بفرمايند.
اصل 105 هرگاه رئيس جمهور لازم بداند جلسه هيأت وزيران در حضور او و به رياست وي تشكيل ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - در مورد اين اصل دوستان مطلبي دارند؟ دكتر نوربخش ـ در مورد اين اصل يكي دو سؤال داشتم كه اگر اجازه بفرمائيد و اشكالي ندارد عرض كنم.
نايب رئيس (بهشتي) - خير قربان، هيچ اشكالي ندارد بفرمائيد مطلبتان را بگوئيد.
دكتر ضيائي ـ ايشان صبحها در جلسه شركت نميكنند براي همين است كه در اينجا برايشان سؤالي مطرح ميشود، يعني در حقيقت ايشان در بحثهاي جلسات ما نيستند.
نايب رئيس (بهشتي) - ايشان به علت موقعيت شغليشان صبحها با اجازه در جلسات شركت نميكنند، و اگر در بحث نيستند عيبي ندارد در عوض در باغ هستند.
(خنده نمايندگان) دكتر نور بخش ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
عرض كنم كه تذكر و سؤالي كه بنده اينجا مطرح ميكنم به نظرم در جلسه صبح مطرح نشده به همين جهت در اينجا چند كلمهاي عرض ميكنم.
با تصويب اصل 105 نظام سياسي كه ما براي مملكت در نظر گرفتهايم بخش تمام ميشود يعني شالوده نظام سياسي مملكت ما ريخته شد و اگر ما اشكالاتش را در اينجا نبينيم و يا حل نكنيم و يا جواب ندهيم ممكن است اين اشكالات بعداً براي ملت مطرح شود و يا تاريخ اصولا اين اشكالات را براي ما مطرح كند اين است كه من يكي دو سوال مطرح كردم كه خواهش ميكنم هر كدام از آقايان ميخواهند پاسخش را بفرمايند.
اول اينكه اصولا رئيس جمهوري كه به اين ترتيب در قانون اساسي ما پيشبيني كردهايم با اين وظايف، چه باري ميتواند از روي دوش ملت بر دارد؟ چون شما در حقيقت يك پستي را پيشبيني كردهايد، رئيس جمهور آئيننامهها را مهر بزند و هيچ نوع دخالتي را هم حق ندارد در مصوبات بكند، و يا اينكه برود به استقبال يا بدرقه مهمانان در فرودگاه و يا اينكه جوايز را تقسيم كند.
غير از اين من وظيفه اصلي ديگري نديدم كه به رئيس جمهور داده شده باشد.
اين است كه اگر واقعاً رئيس جمهور فقط جنبة تشريفات دارد لااقل در اينجا مشخص كنيد.
سؤال دومم اين است كه اگر واقعاً رئيس جمهور فقط جنبة تشريفات دارد لااقل در اينجا مشخص كنيد.
سؤال دومم اين است كه آيا اين نظامي كه الان ريخته شده است اصولا اسمش «نظام جمهوري» هست يا خير؟ يعني آيا اصل اول همين قانون را كه ما تصويب كرديم و 2/98 درصد مردم اين مملكت هم به آن رأي دادهاند، محترم شمرده شده است يا نه؟ چون تفاوت اصلي بين نظامهاي جمهوري با نظامهاي خود كامه و استبدادي در اين است كه در نظامهاي جمهوري هيچ نوع پست دائمي در نظر گرفته نميشود.
در صورتي كه در آن اصل و در اين قانون پست رهبري، يك پست دائمي و هميشگي است.
البته در يك مورد خاص، براي يك رهبر خاص، كه به گردن ملت ايران حق دارد ميتوان چنين موردي را پيشبيني كرد و هيچ اشكالي هم ندارد ولي اگر ما اميدوار باشيم كه اين قانون اساسي بخواهد براي مدت دويست سال، سيصد سال و براي يك مدت خيلي طولاني عمل شود، آيا ترسي از آن نيست كه آن رهبري كه در رأس قرار دارد از خط وظايف خود خارج شود؟ و اگر چنين شد تكليف چيست؟ من باز هم تأكيد ميكنم روي زمان حاضر بحث نميكنم چون در زمان حاضر اغلب افراد شناخته شدهاند.
ما از يك سيستمي به يك سيستمي ديگر آمدهايم و آن افرادي كه واقعاً انقلابي هستند خودشان را نشان دادهاند، آب ديده شدهاند و در اين سيستم دارند خدمت ميكنند، ولي ما صحبت از زمان حاضر نميكنيم.
من يك بار ديگر هم عرض كردم كه وقتي به تاريخ مراجعه ميكنيم ميبينيم كه بعد از پيغمبر (ص)، «هارون الرشيدها» امور مسلمين را به دست گرفتند.
اين است كه من ميگويم آيا ما پيشبيني چنين وضعي را براي آينده كردهايم كه اگر چنين وضعي پيش آمد چه بايد كرد؟ و يا اصولا از حالا كاري بكنيم كه در آينده چنين وضعي برايمان پيش نيايد.
عرض ديگري ندارم، متشكرم.
نايب رئيس (بهشتي) - خوب، اين يك سؤالي بود كه به اصول مربوط ميشد، و نه به اين اصل يعني سؤال ايشان به كل بحث مربوط ميشد.
سؤال آقاي نوربخش را به سادگي ميتوان حداكثر در پنج جمله خلاصه كرد.
اگر دوست اولي كه نوبت براي صحبت گرفتهاند واقعاً با همين پنج جمله جواب ميدهند من اولي ميدانم كه ايشان جواب بدهند والا اجازه بدهيد من درست با پنج جمله كوتاه جواب ايشان را بدهم تا هر چه زودتر به كارمان برسيم.
هاشمينژاد ـ اگر نفر اولي كه اسم نوشته است بنده باشم نوبتم را به حضرتعالي ميدهم كه جواب ايشان را بفرمائيد (نايب رئيس ـ نوبت حضرتعالي است.)
پس من نوبتم را به جنابعالي واگذار ميكنم تا حق مطلب را ادا بفرمائيد.
نايب رئيس (بهشتي) - خيلي متشكرم، من در چند جمله خيلي خلاصه عرض ميكنم اولا رئيس جمهور، غير از آنها كه فرموديد، در انتخاب نخست وزير نقش تعيين كننده دارد، هماهنگي قواي سه گانه كه در حقيقت مديريت نهائي مملكت است، در اين مورد هم نقش فوِ العاده دارد.
عضو شورايعالي دفاع است، نقش مهمي دارد، بنابراين نقشهاي مهم ديگري هم به او واگذار شده كه در شأن يك رئيس جمهور فعال است.
(يزدي ـ در رأي قوة مجريه هم قرار دارد.)
بله، اما مسألة اينكه آيا نظام ما جمهوري ميماند يا نه، ما در آن اصل پنج گفتهايم و در اصول بعد هم اين را تأكيد كردهايم كه رهبري، به هر حال منتخب و مورد پذيرش مردم است.
بنابراين هيچ نوع حكومتي بر مردم بدون دخالت تام رأي مردم وجود ندارد، منتها مردم در رأيي كه ميدهند، رأي ميدهند به يك جهتي كه قبلا بر طبق عقيدهشان پذيرفتهاند، يعني در داخل آن جهت رأي ميدهند.
عيناً مثل اينكه ما براي رئيس جمهور يك صفاتي قائل هستيم و به او هم در داخل يك جهاتي رأي ميدهند.
ضمناً اين تذكر بجاست كه پيشنهاد شده است كه در مورد رسيدگي به وضع رهبر، اگر رهبر خداي نكرده از اصول رهبري منحرف شد، براي او هم مثل ساير مقامات، مقام رسيدگي معين كردهايم و دوستان اصولي را تهيه و پيشنهاد كردهاند كه پس از بررسي در جلسه كميسيونها و گروه مشترك به جلسه علني آورده خواهد شد.
متشكرم.
مقدم مراغهاي ـ من يك سؤالي دارم و اين سؤال اغلب از ما ميشود كه در آن سه روز آخر كه مهلت بررسي نهائي براي بعضي اصول است، امكان اينكه اگر تعارضات فاحشي باشد كه مردم به صورت مدلل بتوانند ارائه كنند، آيا امكان اين هست كه بشود در آن اصول تجديد نظر كرد يا نه؟ نايب رئيس (بهشتي) - چرا مردم براي آن سه روز ميگذارند؟ ما از اول شروع اين مجلس از ملت عزيزمان خواهش كردهايم كه در اثناي كار مجلس هر انتقاد و نظري دارند، بفرمايند.
الان ملت ما كاملا در جريان اين جلسات هست و مكرر هم عرض كردهام كه جلسات صبح ما يك جلسه خصوصي نيست بلكه جلسه مشترك گروههاست و ميبينيد كه هيچ آهنگ جلسات خصوصي را هم ندارد و درست يك سمينار گونهاي از همه گروهها است، بنابراين ما چيز خصوصي نداريم.
ملت ما در جريان كار مجلس خبرگان به صورت مفصل هست، از همه مردم خواهش كردهايم كه اگر مطلبي دارند بفرستند و مطمئن باشند كه مطالب هم خوانده ميشود.
امروز يك برادري نامهاي خطاب به من و خطاب به برادر عزيزمان آيت الله منتظري نوشته بود و فكر كرده بود كه آيا ما آن را ميخوانيم يا نه، در صورتي كه همين امروز كه اين نامه به دست بنده رسيد من آن را خواندم.
اين را ميگويم كه ملت ما بداند كه ما اين نامهها را ميخوانيم و ترتيب اثر هم ميدهيم و اميدوار هستيم هر نظري هست زودتر بدهند تا در جريان كارمان به دستمان برسد و بتوانيم به موقع به آن ترتيب اثر بدهيم.
هاشمي نژاد ـ شما جواب سؤال ايشان را نداديد، ايشان سوالشان اين بود كه در سه روز آخر اگر نظري ارائه شود، آيا جائي براي تغيير هست يا نيست؟ رئيس (منتظري) ـ البته، فقط عرض كردم كه بهتر اينست كه اين نظرات زودتر و قبل از رسيدن آن سه روز به دست ما برسد.
مثل اينكه مطلب ديگري نيست، بنابراين اصل 105 را براي رأيگيري ميخوانم: اصل 105 (اصل يكصد و بيست و هفتم) ـ هرگاه رئيس جمهور لازم بداند جلسه هيأت وزيران درحضور او به رياست وي تشكيل ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - لطفاً گلدانها را براي اخذ رأي ببريد.
از آقايان منشيها هم خواهش ميكنم كه در اخذ و شمارش آراء نظارت بفرمايند.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت و يك نفر، شماره كل آراء شصت و يك رأي، آراء موافق پنجاه و نه رأي، آراء مخالف هيچ، آراء ممتنع دو رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).
حجتي كرماي ـ مثل اينكه بحث در مورد رياست جمهوري اينجا تمام ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - بلي حالا رسيدهايم به قسمت ب، قوة مجريه كه مربوط به وزراء هست.
حجتي كرماني ـ عرض كنم من يك پيشنهادي داشتم راجع به اين مسأله صرفنظر از آن مباحثي كه قبلا بود درباره رياست جمهوري و به طور كلي اين مقامات در زمان امام خميني، اگر مقتضي هست من عرضم را بكنم چون بحث من مربوط است به رياست جمهوري و ولايت امر در زمان امام خميني و فصل مربوط به اين موضوع دارد تمام ميشود.
يا اينكه حالم خوب نيست ولي به خصوص براي اين موضوع اينجا آمدهام چون در اين مورد طرحي دارم.
نايب رئيس (بهشتي) - همانطور كه مسبوِ هستيد لازم است كه طرحها قبلا در جلسه صبح مطرح بشود و بعد هم هيچيك از فصولي كه ما تا حالا از آن گذاشتهايم بسته نشده شما ميدانيد كه ما در بعضي از اين فصول بعضي از اصول را داشتيم كه نا تمام ماند و براي اينكه بتوانيم به اين اصولي كه مانده است و پيشنهادهائي كه ميرسد رسيدگي كنيم، اين موضوع را موكول كردهايم به پايان كار، حضرتعالي هم ميتوانيد اولا طرحتان را در جلسه صبح شنبه مطرح بفرمائيد تا انجا پختهتر بشود چون هر طرحي اول بايد در جلسه گروهها مطرح بشود بعد از آن عنداللزوم در جلسة علني هم مطرح ميشود ولي الان دستور جلسهمان اينست كه ما اين اصلي كه اينجا هست بررسي بكنيم.
در هر صورت اين را عرض كنم كه فصل مربوط به هيچ قسمتي بسته نميشود جنابعالي و هر يك از دوستان براي هر يك از اصول قبلي مطلبي داريد كه بايد مطرح بشود اينها را سريعاً آماده كنيد و در اختيار دوستان قرار بدهيد ما كه نميخواهيم بحث و بررسي كنيم شما طرحتان را قبلا آماده كنيد و تكثير كنيد و در اختيار دوستان قرار بدهيد تا آنها مطالعه كنند و بتواند مورد شور قرار بگيرد.
حجتي كرماني ـ راجع به اين موضوع صبح گفتم و فكر ميكنم در جلسه علني هم گفتم كه ما اين طرح را با آقاي غفوري نوشتيم و حتي يك ملاقات كوتاهي در اين مورد با امام داشتيم و اين مسأله را هم آنجا گفتيم وايشان نفي نكردند ميخواستم عرض كنم كه ما اين كاري كه شما ميفرمائيد كردهايم در جلسه علني مطرح كردهايم ولي توجه و عنايتي به آن نشده است.
نايب رئيس (بهشتي) - نكردهايد آقاي حجتي، شما چيزي را كه تهيه كرده بوديد من از شما پرسيدم كه بقيهاش چه؟ گفتيد ناقص است جنابعالي خودتان فرموديد كه ناقص است اجازه بفرمائيد به هرحال دستور جلسه را ادامه بدهيم.

5ـ طرح و تصويب اصل 106 (اصل يكصد و بيست و ششم) نايب رئيس (بهشتي) - آقايان عنايت بفرمائيد يك اصل صبح بررسي و تأييد شد ولي در دستور از قلم افتاده است به عنوان اصل 106 كه قرائت ميشود.
اصل 106 ـ تصويب امه و آئين نامههاي دولت پس از تصويب هيأت وزيران به اطلاع رئيس جمهور ميرسد و در صورتي كه آنها را بر خلاف قوانين بيايد براي تجديد نظر به هيأت وزيران ميفرستد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي رشيديان نظري داريد؟ رشيديان ـ اين تصويب نامه كه به وسيله هيأت دولت وضع ميشود آيا اين بايد منطق با قانون اساسي و قوانين مجلس شوراي ملي باشد يا نه؟ و ما در جاهاي ديگر گفتيم كه تطبيق اينگونه قوانين در صلاحيت مراجع ديگر است چون ممكن است بعضي از تصويب نامهها و آئيننامههاي داخلي دولت واقعاً مخالف با قانون اساسي و قوانين مجلس شوراي ملي باشد و اگر واقعاً بخواهي تشخيص يا تطبيق بدهيم، اين كار رئيس جمهور نميتواند باشد يا كار مجلس است يا شوراي نگهبان يا هر مرجع صلاحيتدار ديگر منظور من آئيننامهها نيست منظور تصويبنامهها است.
نايب رئيس (بهشتي) - فرِ نميكند كه آئيننامهها هم همين حالت را دارد ببينيد معمولا مسائل قانوني سلسله مراتب دارد قانون اساسي داريم كه فرع بر آن، قوانين مجلس شوراي ملي است و نظارت ميكند.
وقتي براي اجرا، اين قوانين دست دولت آمد،، در راه اجراي قانون يك سلسله مقررات خاص و تفصيلي لازم ميشود كه اينها را هيأت دولت تصويب ميكند به صورت آئيننامه، اينها اصلا بايد منطبق با قوانين باشد يعني اينها مستقيماً بايد با قانون منطبق باشد اگر با قانون مخالف بود ميتواند با آنها هم مخالف باشد اين را بايد آن كسي كه مسئول اجرا هست چون مسئوليتش به عهده او است و ما گفتيم مسئوليتش به عهده رئيس جمهور است.
آقاي عرب بفرمائيد.
(عرب ـ اين كلمه قوانين مبهم به نظر ميرسد كدام قوانين، قوانين مدني يا قوانين شرعي؟) نه آقا قوانين يعني آن چه در مملكت ارزش قانوني دارد و از كتابهاي قانون در ميآورند و مصوبات مجلس است.
آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ رئيس جمهور اگر اهل ذوِ باشد يعني هم فعل را تا اندازهاي بداند هم قانون را، خوب است و به نظر او اگر ديد مخالف است بر ميگرداند به مجلس و مجلس كار خودش را انجام ميدهد اما اگر تشخيص نداد و در واقع مخالف بود و به جريان افتاد، مميز در اينجا كيست؟ نايب رئيس (بهشتي) - آقاي خزعلي من اين موضوع را توضيح دادم ببينيد آقا اينها تمام مسئوليت اجرا است يعني ما گفتيم مسئول اداره امور مملكت بر طبق قانون رئيس جمهور است.
(خزعلي ـ يك شورائي شبيه شوراي نگهبان بايد خودش براي خودش تشكيل بدهد.)
حتماً يك شوراي حقوقي دارد چون الان وزارت دادگستري هم يك شوراي حقوقي دارد اما اينها در شئون اجرا است و چيز تازهاي نيست.
(رشيديان ـ تفاوت تصويب نامه و آئيننامه را ممكن است براي من توضيح بدهيد؟) تصويب نامهها مربوط است به يك تصميمگيري در مورد يك چيز و آئيننامهها معمولا مربوط به تفصيل اجراي يك اصل يا يك قانون، بنابراين آئين نامهها شرح تفصيلي اجراي يك قانون را ميگيردو تصويب نامه در يك مورد خاص است.
رشيديان ـ يعني ابتدا به ساكن شروع ميكند براي اجرا و تدوين بعضي از كارهائي كه مجلس خبر ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) - اينطور نيست تصويب نامه و آئيننامه هر دو براي اجراي قانون است آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ اشكال اينست كه اولاد ما در اين قانون حدود اينكه چه وقت دولت ميتواند تصويب نامه صادر كند، تعيين نكرديم و اين در قانون بايد مشخص بشود بخصوص اينكه ما در گذشته از اين جهت ضرر ديدهايم تنها دولت علم ششصد تصويبنامه كه خلاف قوانين عادي كه هيچ، خلاف قانوني اساسي بود گذارند كه حق گذراندن اين تصويب نامهها را نداشتند، و دولتهاي متعدد ديگر هم همينطور، بعد ديديم اصلا تصويبنامههائي هست كه ماليات وضع ميكند و پول ميگيرد در حالي كه ما حتي براي شوراي ده ميخواستيم يك مرجعي درست كنيم كه قانون خلاف اسلام داشته باشد چگونه در مورد تصويبنامه همينطور ميخواهيم رها كنيم، من معتقدم كه در اين مورد بيشتر ما محكم كاري كنيم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ عرض كنم كه اولا آوردن تصويب نامه اينجا اشكال ندارد ولي تصويب نامه عبارت از مقررات است كه وقتي مجلس در حال كار نيست اين اختيار را به دولت ميدهند كه لوايح خودش را تصويب كند و بمحض شروع مجلس اينها را براي تصويب به مجلس ببرد البته آئين نامه مقررات داخلي قوانين است اين تصويب نامهها در اينجا ضرري ندارد ولي يك اشكالي اينجا هست كه براي تجديدنظر اگرهميشه اين حق را رئيس جمهور داشته باشد ممكن است كه در موقعي كه بين رئيس جمهور و دولت اختلاف باشد مرتب ايجاد اشكال كند تا بالاخره نظر خودش را تحميل كند.
براي اين حق تجديدنظر يك نوبت يا دو نوبت يك چنين چيزي بايد قائل شد كه براي يك بار يا دوبار اين حق را داشته باشد والا تا آخر اين باعث تعويق كار ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - متشكرم، آقاي ضيائي شما اگر فرمايشي داريد بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ عرض كنم قبلا تمام اين تصويبنامههائي كه در هيأت دولت تصويب ميشود بايد به مجلس شوراي ملي برود و شوراي نگبهان نظارت ميكند بنابراين قانوني كه آنجا از زير دست سيصد نفر يا دويست و هفتاد و پنج نفر بگذرد و شوراي نگهبان هم نظارت بكند ديگر چطور ميشود كه هيچكس از اينها نميفهمد فقط يك نفر ميفهمد؟ دكتر شيباني ـ عرض كنم يك اصل پيشنهادي هست كه بعداً به مجلس ميآيد و آن اين است كه ميخوانم: علاوه بر مواردي كه هيأت وزيران يا وزيري مأمور تدوين آئيننامههاي اجرائي قوانين ميشود هيأت وزيران حق دارد براي انجام وظايف اداري و تأمين اجراي قوانين و تنظيم سازمانهاي اداري به وضع تصويب نامه و آئيننامه بپردازد، ولي مفاد اين مقررات هيچگاه نبايد با متن و روح قوانين مخالف باشد.
هر يك از وزيران نيز در حدود وظايف خويش و مصوبات هيأت وزيران حق وضع آئيننامه و صدور بخشنامه را دارد.
نايب رئيس (بهشتي) - بلي اين اصل در پايان دستور جلسه امروز هست دوستان عنايت بفرمايند مثل اينكه يك چيزي براي دوستان مبهم شده آن را روشن كنيم.
آقا دولت كه حق قانونگذاري ندارد، دولت حق دارد لايحه تهيه كند و ببرد به مجلس و آن چيزي را كه آقاي خامنهاي گفتند كه تصوب نامه يعني اينكه يك وقتي كه قوه مقننه در كار نيست دولت ميتواند يك چيزي را تصويب كند، اينطور نيست اين يك حق استثنايي است كه مجلس ميتواند به دولت بدهد يا ندهد.
انواع تصويبنامه خيلي زياد است من عرض كردم گاهي يك تصميمات جزئي هست براي مثال ميگويم، در يك قانوني پيشبيني ميشود كه اين اعتبار براي فلان مصرف هست ولي تخصيص مبلغي از آن براي كاري مشابه با آن بايد با تصويب هيأت وزيران باشد يا ميگويند اصلا پرداخت آن بايد با تصويب هيأت وزيران باشد از اين قبيل چيزها در جريان امور مملكتي زياد داريم يعني تصميماتي است در مورد معين، آئيننامه نيست كه يك چيزي است كه روال كار است براي اجراي يك قانون، تصميمي است در مورد معين ولي از وظايف هيأت دولت است بنابراين تصويبنامه انواع و اقسام گوناگون دارد اگر تصويبنامهاي بخواهد جانشين قانون باشد يا مقدمه قانون باشد آن را بايد حتما مجلس شوراي ملي چنين حقي را بدهد قبلا اين گفته شده است كه وظايف و اختيارات دولت نيست اين است كه آقايان قاطي نفرمائيد چون يك امر بسيار سادهاي هست.
آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.
(مقدم مراغهاي ـ من مخالفم.)
آقاي هاشمينژاد بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ عرض كنم آن چيزي كه در متن آمده كه اگر تصويب نامهها و آئيننامهها بر خلاف قوانين باشد، اين همان چيزي است كه دوستان تذكر دادند كه بعيد بنظر ميرسد كه آنقدر مخالف آشكاري داشته باشد كه ديگران متوجه بشوند.
مسأله ديگري كه فكر ميكنم ضرورت بيشتري داشت كه اينجا مطرح بشود اين است كه آئين نامه مسائل داخلي كه تشكيلاتي است حالا يا نخست وزيري يا جاي ديگري، در اين زمينه احتمال برخورد رئيس جمهور و هيأت دولت زياد است كه ممكن است يك تاكتيكي را او براي ادارة مملكت پيشنهاد كند كه اين نميپذيرد و با توجه به اينكه اينها ميخواهند همكاري بكنند قهراً اختلاف بين اينها در زمينه آئيننامهها از اين نظر، نه از نظر مطابقت يا عدم مطابقت با قوانين، اين اختلاف كاملا قابل پيشبيني هست در حالي كه براي اين موضوع در اينجا پيشبيني نشده است.
نايب رئيس (بهشتي) - در اينجا اصولا نخواستيم براي اين اختلاف يك پيشبيني بكنيم، گفتيم به رئيس جمهور فقط حق ميدهيم نظير آن حقي كه به شوراي نگهبان داديم چون رئيس قوه مجريه است و يكي از مسئوليتهايش اين است كه نبايد بگذارد چيزي بر خلاف قانون صورت بگيرد به او حق ميدهيم كه فقط اظهار نظر بكند كه اين بر خلاف قانون هست يا نيست و لذا موارد اصطكاك هم تقريباً به آن صورتي كه آقايان گفتند نيست.
(هاشمي نژاد ـ اين مورد اصطكاكي كه بنده عرض كردم پيشبيني شده است يا خير؟) نه حق او نيست، حق هيأت دولت است.
(هاشمي نژاد ـ ميدانم حق هيأت دولت است ولي ميخواهند با هم همكاري بكنند.)
آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ در اصطلاح حقوقي، آئيننامه به دو قسم تقسيم ميشود يك آئيننامههائي هستند ماهوي يعني ماهيت يك مسألهاي را طرح ميكند و اين حتماً بايد به وسيله مجلس باشد و آئيننامههائي هستند اجرائي كه بعد از اينكه يك قانوني گذرانده ميشود و در آن ميگويند آئيننامه اجرائي آنرا بعداً هيأت وزيران تصويب ميكند بنابراين خوب است كه اينجا كلمه اجرائي گذاشته شود تا شامل آئيننامههاي ماهوي نشود.
نايب رئيس (بهشتي) - به اصل 113 كه رسيديم اگر آنجا قيد نشده باشد قيد خواهيم كرد.
(مكارم شيرازي ـ در آنجا قيد شده است.)
بسيار خوب ميگويند در آنجا قيد شده است.
آقاي مقدم مراغهاي به عنوان مخالف بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ بنام خدا.
بنده اين مطالبي را كه ميخواهم عرض كنم شايد يك قسمتي از آن بر ميگردد به مطالبي كه برادر عزيز نوربخش در اينجا گفتند.
(تهراني ـ بنده از شما تقاضا دارم خلاف آئين نامه رفتار نكنيد.)
هنر يك قانون اساسي در اين است كه بتواند تعادلي بين قوائي كه پيش بيني شده است ايجاد بكند يعني قوه مجريه، قوه قضائيه، قوه مقننه اين قوائي كه هست، به مناسبت اين كه اين چند روز يك حالي استثنائي پيدا شد در تركيب اين قوا، بعضي مطالب در اينجا به اجمال برگزار شد رئيس جمهور، رئيس قواي مملكت هست يعني منتخب مردم است.
(تهراني ـ به اين اصل مربوط نيست.)
چرا آقا رئيس جمهور رئيس قواي مملكت است يعني قوه قضائيه، قوه مقننه، قوه اجرائيه به نوعي اين سه قوه را به هم تلفيق ميدهد.
كار رسيدگي به اينكه ببينيم يك عملي موافق يا مخالف قانون است از وظايف رئيس جمهور نميتواند باشد، يا شما ميخواهيد يك اختياري به رئيس مملكت بدهيد يعني حق وتو كه دولت يك عملي را انجام ميدهد، يا قوه مقننه يك قانوني را ميگذارند، رئيس جمهور حق وتو دارد، اين يك امري است عليحده ولي اينكه شما به رئيس جمهور اين حق را واگذار كنيد كه در مواردي او بگويد اين موافق قانون است يا نيست، اين صحيح.
نيست تشخيص اينكه چه چيزي مخالف قانون هست يا نيست اين باقوه قضائيه مملكتي است اين كار در عمل است.
يك مطلب ديگري هم هست تعادلي كه عرض ميكنم اين است كه خطر دموكراسي هميشه اين است كه پارلمان سنگ راه پيشرفت بشود به علت عدم ثباتي كه بوجود ميآورد، دولتها را بياورد و ببرد بالاخره آن دويست و هفتاد نفري كه آنجا نشستهاند بشر هستند اگر فرشته بودند هيچ مسألهاي نبود اينها خواستها و نيازهائي دارند كه با دولت اصطكاك پيدا ميكند و اين نظراتشان را هم اعمال ميكنند حالا اگر دولت خيلي قوي بشود استبداد ميشود اگر دولت ضعيف بشود آنوقت هرج و مرج ميشود به اين جهت است كه تعادل لازم است.
دولتي هست كارش را ميكند، يك تصويب نامهاي گذرانده است، در مورد اين تصويب نامه يا بايد اين اختيار را به رئيس جمهور بدهيد چون دولت منتخب رئيس جمهور است كه او با تصميماتي كه ميگيرد وتو كند، يا اينكه بايد اجازه بدهيد كه دولت كار خودش را بكند و اگر خلاف قانون بود مرجع رسيدگي قوه قضائيه است يا ديوانعالي كشور يا هر مرجع قضائي ديگر كه پيشبيني شود به اين ترتيبي كه اينجا اشاره شد كه تصويب نامهها و آئيننامههاي دولت پس از تصويب هيأت وزيران به اطلاع رئيس جمهور برسد، اين يك حق طبيعي دولت است تصويبنامه بر خلاف آنچيزي كه گفته شد يعني آن تصميماتي كه هيأت دولت به اتفاِ آراء ميگيرد و اين اگر مغاير با قانون باشد به رئيس جمهور ارتباطي ندارد ولي ميشود از نظر سياست مملكتي اين اختيار را به رئيس جمهور بدهيم كه اگر يك تصميمي هيأت دولت گرفت يا يك آئيننامهاي وضع كرد رئيس جمهور بتواند وتو كند.
آيا منظورتان اين است كه ميخواهيد حق وتو به رئيس جمهور بدهيد؟ صريحاً بفرمائيد و اما اگر ميخواهيد از نظر قانوني به آن رسيدگي بشود مرجع آن جمهور بدهيد، صريحاً بفرمائيد و اما اگر ميخواهيد از نظر قانوني به آن رسيدگي بشود مرجع آن قوه قضائيه است.
نايب رئيس (بهشتي) - باز هم معلوم شد كه سخن آقاي مراغهاي ناشي از كم توجهي به توضيحي است كه درباره اصل داده شد.
گفته شد كه وقتي ما قبلا گفتيم كه رئيس جمهور مسئول امور اجرائي مملكت است و در برابر ملت مسئول است حداقل مسئوليت اين است كه در زير منطقه نفوذ او چيزي بر خلاف قانون صورت نگيرد و اين كمترين حقي است كه يك رئيس قوه مجريه ميتواند در مسائل مربوط به قوه مجريه و تصميمات بالا كه در هيأت دولت است داشته باشد.
گمان نميكنم مسأله ابهام داشته باشد.
آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ اگر يك كلمهاي اضافه كنيد رفع سوء تفاهم ميشود و آن اينكه رئيس جمهور نكته مخالف خودش را با قانون بيان كند.
نايب رئيس (بهشتي) - يعني ميفرمائيد بدون بيان ميفرستند؟ آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
(موسوي تبريزي ـ من موافقم.)
(منتظري ـ بنويسيد با ذكر دليل، مطلب روشن ميشود.)
عيبي ندارد پس اين اصل براي رأيگيري خوانده ميشود.
اصل 106 (اصل يكصد و بيست ششم) ـ تصويب نامهها و آئيننامههاي دولت پس از تصويب هيأت وزيران به اطلاع رئيس جتمهور ميرسد و در صورتي كه آنها را بر خلاف قوانين بيابد با ذكر دليل براي تجديد نظر به هيأت وزيران ميفرستد.
نايب رئيس (بهشتي) - نسبت به اين اصل با ورقه اخذ رأي ميشود.
(اخذ رأي به عمل آورد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري را اعلام ميكنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي شصت نفر، تعداد كل آراء شصت رأي، آراء موافق پنجاه و پنج رأي، آراء مخالف دو رأي، آراء ممتنع سه رأي بنابراين اصل 106 با پنجاه و پنج رأي موافق تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند.)

6ـ طرح و تصويب اصل 107 (اصل يكصد و سي و سوم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 107 مطرح است كه قرائت ميشود اصل 10
7ـ وزراء به پيشنهاد نخست وزير و تصويب رئيس جمهور، معين و براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس معرفي ميشوند.
مسئوليت اداره امور كوشر به عهده هيأت وزيران است.
تعداد وزيران و حدود صلاحيت هر يك از آنان را قانون معين ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي سبحاني بفرمائيد.
سبحاني ـ چه عيبي دارد كه دادگستري وزير نداشته باشد خوب هيأت وزيران هم غالباً در كنار نخستوزير گفته ميشد پس اداره دادگستري بر عهده چه كسي است؟ نايب رئيس (بهشتي) - يا وزير دارد يا اگر دارد از يك طريقي متصل ميشود اين موضوع را در جاي خودش بحث ميكنيم.
آقاي مكارم بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ دو اصلي كه به هم ارتباط ندارد اينها را كردهاند يك اصل، اين را مردم ميخوانند و به ما ايراد ميگيرند مسئوليت اداره امور كشور به عهده هيأت وزيران است، چه ربطي دارد به مسأله انتخاب وزراء، اين را دو اصل بكنيد ديگر بحثي ايجاد نميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - ما از اينجا وارد يك بخش جديد شدهايم كه بخش «ب» از قوه مجريه مربوط به هيأت وزيران است در حقيقت اين اصل، اصل اول از بخش «ب» هست و در اين اصل تعيين وزراء و مسئوليت آنها آمده است.
آقاي دكتر آيت نظري داريد؟ (دكتر آيت ـ مخالفم.)
آقاي دكتر آيت به عنوان مخالف صحبت ميكنند بفرمائيد.
دكتر آيت ـ در مورد اين اصل با وجود اينكه به علت رسوبات ذهني كه از دو هزار و پانصد سال نظام شاهنشاهي در ذهن مامانده و رئيس جمهور را يك غول در نظرمان مجسم ميكنيم و اين چند روز هم ميبييم كه چند نفري صداي «وا رئيس جمهورا» بلند كردهاند وجو براي تصويب اين اصل آماده است معهذا من مخالفم براي اينكه نخست وزير است كه با وزراء كار ميكند و يا وزراء جلسه تشكيل ميدهد رئيس جمهور گاهگاه ميتواند جلسه را در حضور خودش تشكيل بدهد و حت حق رأي هم ندارد معهذا ما ميگوئيم با تصويب رئيس جمهور نخستوزير بايد وزراء را تعيين بكند و حال اينكه نخستوزير بايد كساني را تعيين بكند كه با او هماهنگ باشند نه با رئيس جمهور و بخصوص كه نخست وزير در مورد وزراء و رأي اعتماد با مجلس سر و كار دارد و باز رأي تمايل از مجلس ميگيرد اين است كه وزراء را بايد طوري انتخاب بكند كه مجلس هم به او نظر موافق بدهد نه اينكه رئيس جمهور به او نظر موافق بدهد.
من معتقد هستم كه خود نخست وزير بتواند رأساً وزاريش را انتخاب بكند و احتياج به تصويب رئيس جمهور نداشته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي قرشي بفرمائيد.
(قرشي ـ عرض من مربوط به همان قسمتي بود كه آقاي مكارم گفتند.)
آقاي غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ ميخواستم تذكر بدهم كه اگر واقعاً خيال داريد و واقعاً آماده هست كه آن اصل پيشنهادي شوراي جمهوري كه عبارت است از هفت شورا به علاوه رئيس مجلس، آن را مطرح بكنيد، چون اگر اين مسئوليت اداره كشور اينجا تصويب بشود يك مانعي است براي او چون ما اينها را مسئول اداره كشور اينجا تصويب بشود يك مانعي است براي او چون ما اينها را مسئول اداره كشور نميدانيم.
اينها مسئول اجرائي هستند.
بنابراين اگر ميخواهيد آن را مورد بررسي قرار بدهيد اين قسمت اخير اين اصل را مسكوت بگذاريد و اگر چنانچه ميفرمائيد نه، كه مسألة ديگري است چون ما بايد دستمان باز باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - ان شاء الله در موقع خودش بحث ميشود من به عنوان موافق صحبت ميكنم كه مساله آقاي آيت هم روشن بشود چون كسي ديگر به عنوان موافق اسم ننوشته است.
ببينيد فرض اين است كه همة اصول بعدي را ما بايد بر مبناي اصول قبلي تنظيم بكيم فرض اين است كه ما رئيس جمهور را به عنوان رئيس قوة مجريه پذيرفتهايم و مسئوليتي بر عهدهاش گذاشتهايم و گفتهايم در برابر ملت مسئول است.
اينهم كه چون نخست وزير ميخواهد با آنها كار بكند بايد خودش همكاراش را معين بكند، عرض كنم وقتي نخست وزير براي انتخاب همكارانش بايد رأي بعدي دويست، سيصد نفر نماينده را رعايت بكند رعايت رأي يك نفر رئيس جمهور خيلي آسانتر است و در حقيقت همكاران نخستوزير و خود نخست وزير در اين قانون اساسي از دو طريق مورد تأييد ملت قرار ميگيرند يكي از طريق مجلس شوراي ملي و يكي از طريق رئيس جمهور كه منتخب مستقيم ملت است.
در حقيقت ما نبايد بگوئيم تأييد رئيس جمهور، بايد بگوئيم تأييد يك نفر نمايندهاي از نمايندههاي ملت كه آراء عام ملت را دارد يعني از يكيك نمايندگان بيشتر رأي دارد بنابراين اين نه تنها اشكالي نيست و نه تنها عزلي بوجود نميآورد بلكه انسجام سيستم اداره كشور را كه با توجه به مساله اصل امامت كه در اين سيستم هست يك سيستم جديد خواهد بود، بيشتر ميكند و اميدواريم همه اينها واقعا بتواند اين مخروط امامت را تكميل بكند.
يك تذكري آقاي عضدي ميدهند كه حدود صلاحيت كافي نيست و بنويسيم حدود اختيارات و به نظر ميرسد كه صحيح است.
رباي املشي ـ آقا، رئيس جمهور كه رئيس قوه مجريه هست هيچگونه مسئوليتي در اجرا ندارد؟ چون در اينجا ميگوئيد مسئوليت اداره كشور به عهده هيأت وزيران است.
نايب رئيس (بهشتي) - منظور اين است كه اين هيأت جمعاً اين مسئوليت او را بر عهده ميگيرند.
رباني املشي ـ رئيس جمهور جزو هيأت وزيران است يا خارج از هيأت وزيران است؟ نايب رئيس (بهشتي) - او مسئوليتش بدوش اينها ميآيد.
آقاي مرادزهي بفرمائيد.
ميرمرادزهي ـ اين جمله «مسئوليت اداره امور كشور به عهده هيأت وزيران است» اضافي است با توجه به اينكه در ذيلش آمده است كه «تعداد وزيران و حدود صلاحيت هر يك از آنان را قانون معين ميكند.
» ادارة امور كشور همهاش به عهده قوه مجريه نيست امور كشور خيلي وسيع است، امور قضائيه هست، امور رهبري هست، امور مربوط به ارتش هست، ما وقتي ميگوئيم اداره امور كشور، شامل همه چيز ميشود در حالي كه اينها مسئوليتشان جداگانه مشخص است.
نايب رئيس (بهشتي) - خوب با پيشنهادي هم كه آقاي مكارم دادند آن ذيل كه ميگويد «تعداد وزيران و حدود اختيارات» اين خوب است كه در اين اصل باشد اگر دوستان موافق باشيد اين را برداريم روي اين بحث بشود و به صورت يك اصل جداگانهاي بياوريم.
آقاي طاهري بفرمائيد.
طاهري اصفهاني ـ اگر ميخواهيد بعد بحث كنيد عيبي ندارد والا صلاحيت اينجا خوب است چون در مورد اختيارات مربوط ميشود به رئيس قوه مجريه كه اختيارات را معين ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - اگر ميخواهيد اين اشكالات نباشد همانطور كه صبح پيشنهاد شد اينطور بشود «مسئوليت اداره امور كشور در امور اجرائي به عهده هيأت وزيران است».
طاهري اصفهاني ـ حدود صلاحيت باشد بهتر است.
تهراني ـ تعداد وزيران متناسب با متن اصل است چون در اول ميگويد وزراء به پيشنهاد نخست وزير و در ذيل هم ميگويد تعدادشان اين است.
نايب رئيس (بهشتي) - پس با اجازه آقايان جمله وسط را بر ميداريم بقيه براي رأيگيري خوانده ميشود.
اصل 107 (اصل يكصد و سي و سوم) ـ وزراء به پيشنهاد نخست وزير و تصويب رئيس جمهور معين و براي گرفتن رأي اعتماد به مجلس معرفي ميشوند.
تعداد وزيران و حدود اختيارات هر يك از آنان را قانون معين ميكند.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأيگيري را اعلام ميكنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي پنجاه و هفت نفر، شماره كل آراء پنجاه و هفت رأي، آراء موافق پنجاه و دو رأي، آراي مخالف يك رأي، آراء ممتنع چهار رأي، بنابراين اصل 107 با پنجاه و دو رأي موافق تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

7ـ طرح و تصويب اصل 108 (اصل يكصد و سي و چهارم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 108 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 108 ـ رياست هيأت وزيران با نخست وزير است كه بر كار وزيران نظارت دارد و با اتخاذ تدابير لازم به هماهنگ ساختن تصميمهاي دولت ميپردازد و با همكاري وزيران خط مشي سياسي دولت را تعيين و اجراي قوانين را تأمين ميكند.
نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيأت وزيران است.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي سبحاني نظري داريد؟ سبحاني ـ اين كلمه «سياسي» زائد نيست؟ محدود ميكند خط مشي را.
بني صدر ـ «برنامه كار دولت» نوشته شود بهتر است.
نايب رئيس (بهشتي) - «برنامه و خط مشي دولت را» بهتر است، اگر دوستان با اين اصلاح موافق هستند بفرمايند (نمايندگان موافقت كردند) آقاي رحماني بفرمائيد.
رحماني ـ اينجا نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيأت وزيران است نخست وزير را رئيس جمهور تعيين ميكند و حكم ميدهد، چطور شد با اينكه رئيس جمهور، رئيس قوه مجريه است و ساير مناصب را هم دارد نخست وزير در برابر او مسئوليت نداشته باشد؟ نايب رئيس (بهشتي) - اين سؤالي است كه جوابش بايد روشن باشد كه وقتي رئيس جمهور او را تعيين ميكند، يعني وقتي دولت از دو طريق به ملت مربوط ميشود يكي از طريق مجلس و يكي از طريق رئيس جمهور كه طبيعت هم اقتضا ميكند كه در برابر رئيس جمهور هم مسئول باشد بخصوص كه منتخب او هم هست، اين سؤال بايد جواب گفته شود دوستاني كه بعداً ميخواهند صحبت كنند به اين سؤال جواب بدهند.
آقاي رشيديان فرمايشي داريد بفرمائيد.
رشيديان ـ اين اصطلاح يا جمله «خط مشي سياسي دولت را تعيين ميكند» اقتباس شده از كشورهائي كه چند حزبي يا دو حزبي هستد و هر حزبي بر اساس مرامنامه يا وعدههائي كه به مردم ميدهد وقتي روي كار آمد خط مشي سياسي كشور را مشخص ميكند و با توجه به چهارچوب قانون اساسي كه ما داريم و قوانيني كه بايد منطبق با موازين اسلامي باشد تعيين خط مشي سياسي دولت به عهده خود دولت نيست بلكه در بسياري از مواقع طرحهائي را تحت عنوان لوايح تهيه ميكنند و به مجلس پيشنهاد ميكنند، اگر پذيرفته شد به مرحله اجرا ميگذارند واو فقط مجري به اصطلاح خط مشي تعيين شده است كه مجلس و ساير مراجع قانوني در اختيارش ميگذارند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي فاتحي بفرمائيد.
فاتحي ـ دو نحوه مسئوليت هست يكي مسئوليت جنبي و ديگري مسئوليت فردي در آن وزارتخانه خودش، و اينجا يك مسئوليتش تذكر داده شده است واينجا نوشته نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيأت وزيران است.
نايب رئيس (بهشتي) - اين كل هيأت وزيرا كه خودش هم جزو آنهاست مسئول كل است.
آقاي قرشي فرمايشي داريد؟ در ضمن آقاي فاتحي مطالعه بفرمائيد كه سؤالات بيجا نكنيد.
قرشي ـ به نظر ميآيد «و اجراي قوانين را تأمين ميكند» عبارت خوبي نيست اينطور بنويسيم كه «با همكاري وزيران خط مشي سياسي دولت را تعيين و قوانين را اجرا ميكنند».
فاتحي ـ اينجا براي من روشن نشد.
نايب رئيس (بهشتي) - ميرسيم به آنجا كه برايتان روشن بشود، آقاي دكتر غفوري بفرمائيد.
گلزاده غفوري ـ من فكر ميكردم باز همه اينها بر ميگردد به اينكه اگر ما نظام فكري شورائي را بپذيريم يكي از اميدهاي مردم اين مملكت اين بود كه منابع طبيعيشان مخصوصاً نفت و گازشان كه تقريباً نود درصد بودجة مملكت را تأمين ميكند اين اختيارش به دست مردم بيفتد و وزير نفت منتخب مردم باشد نه يك عضو كابينه كه اصلا سياستش معلوم نيست.
اين است كه فكر ميكنم اين مسأله «رياست هيأت وزيران با نخست وزير است» خلاصه اين طرز تسلط هيأت اجرائي نباشد ومردمي باشد و اگر چنانچه به آن شورا و به شوراي منابع طبيعي توجه بشود بهتر است و من اين مساله را نگه ميدارم تا موقعي كه مساله شورا مطرح بشود و تغييرات لازم را بدهيم.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
هاشمي نژاد ـ دو مطلب دارم، يكي اينكه تصور ميكنم «و با همكاري وزيران خط مشي سياسي دولت را تعيين» اين مقدار اصلا حذف بشود، يعني «رياست هيأت وزيران با نخست وزير است كه بر كار وزيران نظارت دارد و با اتخاذ تدابير لازم به هماهنگ ساختن تصميمهائي دولت ميپردازد و اجراي قوانين را تأمين ميكند» و هيچ مسألهاي هم دراين صورت پيش نميآيد.
دوم اينكه تعيين خط مشي كلي كار قانون اساسي را مشخص كنيد ما يك سيستم پارلماني را پذيرفتهايم يا اصولا تا اينجا سيستم پارلماني نه، و نظامي را بنام نظام شورائي ميپذيريم، چون ما معتقديم درست آنچه كه تا حالا عمل كردهايم در رابطه با ملت بود و نمايندگاني كه انتخاب ميشوند نمايندة ملت هستند و نخست وزير و وزراء هم همان نمايندگان هستند كه به آنها رأي ميدهند، اين كه ميفرمائيد موكول به بعد كنيم اين را بايد مشخص بكنيم و گرنه آنها رأي ميدهند، اين كه ميفرمائيد موكول به بعد كنيم اين را بايد مشخص بكنيم و گرنه آنچه كه تا حالا تصويب كردهايد بگذاريد كنار و برويم سر يك سيستم جديدي بنام نظام شورائي كه در آن نه پارلمان و نه مسأله نخست وزير به اين صورت و نه رئيس جمهور به اين صورت وجود دارد و يك سيستم ديگري است.
نايب رئيس (بهشتي) - اجاز بفرمائيد قرار شد آقاي دكتر غفوري طرحشان را تهيه و تكثير كنند و دوستان مطالعه بكنند و ببينند آيا يك نظام جديدي است يا يك مكمل بر اين نظام پارلماني، اصلا بنده خودم از نظام پارلماني خوشم نميآيد يعني صحيح نميدانم بگوئيم نظام پارلماني ما نظام امامت داريم كه اينها از شئونش هست، اجازه بفرمائيد بعد مشخص بشود.
فاتحي ـ اينجا روش نشده كه نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيأت وزيران است، اين كلي است آن چيزي كه بعداً گفته شد و هر يك از وزيران مسئول وظايف خاص خويش در برابر مجلس است ولي در اموري كه به تصويب هيأت وزيران ميرسد مسئول اعمال ديگران است، اينجا اقدامات كلي است يعني اقدامات شامل فردي و جمعي است.
نايب رئيس (بهشتي) - بله متشكرم يك مسأله اينجا هست كه قبلا با دست بايد نظر خواهي بكنيم و بعد اصل را به رأي بگذاريم.
(حسيني هاشمي ـ سوالي كه فرموديد پاسخ داشت.)
كدام سؤال؟ حسيني هاشمي ـ سوال فرموديد كه چطور در برابر رئيس جمهور مسئول نباشد يك مسأله انسجام است و يك مسأله ادغام قدرتهاست، براي اينكه انسجام پيدا بشود در نظام كشور طبيعتاً تعيين رئيس جمهور لازم است ولي اگر خواستيم مسأله مسئوليت را قرار بدهيم در برابر شخص رئيس جمهور طبيعتاً عزل را هم بايد قرار بدهيم چون كسي كه مسئول است در برابر كسي، اختيار عزلش را هم دارد، در اينصورت ادغام قدرتها ميشود و از آن حالتي كه بايد قدرت مجريه داشته باشد نسبت به قوه مقننه تغيير ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - متشكرم، بنابراين من با توضيحي كه آقاي حسيني دادند مسأله اينكه اضافه كنيم...
عرب ـ همان طور كه در شوراها بحث شد مگر يكي از هيأت وزراء همين نخست وزير نيست؟ در كليه امور مملكتي با وزاء بايد مشاركت داشته باشد نه نظارت.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي عرب اينكه نميشود نخست وزير برود در هر وزارتخانهاي و به جاي آن وزير كار بكند.
عرب ـ خير از جمله كارهائي كه وزراء دارند نخست وزير هم دارد به اضافه رياستي كه دارد.
نايب رئيس (بهشتي) - به هر حال به اين ميگويند نظارت، يا مباشرت است يا نظارت.
توجه بفرمائيد، مسألهاي اينجا مطرح شد در رابطه با اين اصل كه با دست نظرخواهي ميكنيم و آن اينكه نخست وزير در برابر مجلس مسئول است يا در برابر رئيس جمهور هم، كساني كه موافقند اضافه كنيم اينكه در برابر رئيس جمهور هم مسئول است دست بلند كنند (عده كمي دست بلند كردند) تصويب نشد.
هاشمي نژاد ـ اين را اول توضيح بفرمائيد بعد رأي بگيريد.
نايب رئيس (بهشتي) - توضيح داده شد، گفتم آيا نخست وزير همانطور كه در برابر مجلس مسئول است آيا در برابر رئيس جمهور هم مسئول باشد؟ آقاي حسيني گفتند معناي مسئوليت اينست كه حق عزل يا حق همه اعتماد را به او بدهيم در حالي كه در اصول بعد ميبينيد كه ندادهايم گفتهايم كه عزلش با مجلس است اينست كه آقايان ميتوانيد رويش نظر بدهيد كه آيا در برابر رئيس جمهور هم مسئول است يا نه.
هاشمي نژاد ـ رئيس هيأت مجريه است و در برابر ملت، رئيس جمهور مسئول است بنابراين اگر كاري در هيأت دولت واقع بشود بوسيله هيأت وزيران مسئوليتش را با رئيس جمهور است.
نايب رئيس (بهشتي) - صبح اين نكته را گفتيم كه او در حدود اختياراتش در برابر ملت مسئول است، اجازه بفرمائيد البته اين قسمت رأي نياورد، بنابراين اصل 108 را با اين اصلاحاتي كه شد براي رأيگيري ميخوانم: اصل 108 (اصل يكصد و سي چهارم) ـ رياست هيأت وزيران با نخست وزير است كه بر كار وزيران نظارت دارد و با اتخاذ تدابير لازم به هماهنگ ساختن تصميمهاي دولت ميپردازد با همكاري وزيران برنامه و خط مشي دولت را تعيين و قوانين را اجرا ميكند، نخست وزير در برابر مجلس مسئول اقدامات هيأت وزيران است.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه رأي را اعلام ميكنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأي پنجاه و نه نفر، تعداد كل پنجاه و هشت نفر، آراء موافق پنجاه و دو رأي، آراء مخالف سه رأي، آراء ممتنع سه رأي، بنابراين تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

8ـ طرح و تصويب اصل 109 (اصل يكصد و سي و پنجم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 109 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 109 ـ نخست وزير تا زماني كه مورد اعتماد مجلس است در سمت خود باقي ميماند، استعفاي دولت به رئيس جمهور تقديم ميشود و تا تعيين دولت جديد نخست وزير به وظايف خود ادامه ميدهد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي سبحاني نظري داريد؟ سبحاني ـ از اينكه نخست وزير استعفا ميدهد و استعفايش هم اختياري است معلوم ميشود كه نظام، نظام وكالت است به اصطلاح وكيل است و وكيل مستعفي ديگر معني ندارد كه اينكارها را ادامه بدهد عليهذا يك فكر ديگري ميشود كرد كه معاونينشان اينكارها را انجام بدهند، مگر اينكه قيد بشود استعفايش پذيرفته نميشود تااينكه...
نكته ديگر اينكه تا تعيين دولت جديد اين نامحدود است يك حدي بايد معين بشود ده روز، بيست روز، سي روز، اين بايد معين و محدود بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي موسوي تبريزي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ عرض كنم كه «نخست وزير تا زماني كه مورد اعتماد مجلس است در سمت خود باقي ميماند.
» اين عبارت چه فايده دارد؟ نايب رئيس (بهشتي) - صبح تذكر داده شد كه معنايش اين است كه رئيس جمهور نميتواند او را عزل بكند يعني تا وقتي مورد اعتماد مجلس است.
(موسوي تبريزي ـ حق عزل نداديد كه در مورد او اينطوري بكند.)
اين بيان ديگري است از او منتها در رابطه با اينكه مجلس ميتواند او را بر دارد با رأي عدم اعتماد، اين در حقيقت با يك عبارت رابطهاش با رئيس جمهور و مجلس مشخص شد و بياحترامي هم نكرديم.
آقاي مكارم فرمايشي داريد؟ مكارم شيرازي ـ مثل اينكه اين اصل دو سه عبارتش بايد تغيير پيدا كند اگر منظور همين است كه گفتيد بايد صريحاً نوشته شود كه رئيس جمهور حق عزل نخست وزير را ندارد مادام كه مورد اعتماد مجلس است.
نايب رئيس (بهشتي) - صبح من اين مطلب را عرض كردم جلسه مخالفت كرد.
مكارم شيرازي ـ انصافاً گنگ است و بايد صريحاً نوشته شود، عبارت دوم هم گنگ است، استعفايش را تقديم به او ميكند، معنياش چيست؟ نايب رئيس (بهشتي) - آقاي مكارم شخصي است، استعفا را بايد به رئيس جمهور بدهد چون كسي كه مسئول تعيين دولت بعدي هست رئيس جمهور است معنياش اينست كه يا رئيس جمهور سعي ميكند او را متقاعد كند يا در اين مدت به فكر انتخاب جانشين ميافتد هر دو اتفاقاً خيلي موجه است.
(مكارم شيرازي ـ عبارت گوياي مطلب نيست) گوياي مطلب هست ولي دليلش را نگفته.
(مكار شيرازي ـ عبارت گوياي مطلب نيست.)
گوياي مطلب هست ولي دليلش را نگفته.
(مكارم شيرازي ـ «تقديم ميشود» را هم عوض كنيد چون يك جمله طاغوتي است.)
كاملا درست است بجاي «تقديم ميشود»، «تسليم ميشود» بهتر است موافقيد؟ (نمايندگان ـ بله) پس بنويسيم «تسليم ميشود» تا بوي طاغوت برود هر چند بوي طاغوت با اين چيزها نميرود، و اينجا هم كه طاغوت خانه است و به اين زودي بويش نميرود.
آقاي بنيصدر نسبت به اين اصل نظري داريد؟ (بني صدر ـ مخالفم.)
آقاي هاشمي نژاد نظري داريد؟ هاشمي نژاد ـ من هم نظرم اينست كه اين قسمت اول گنگ است و بايد توضيح داده شود.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي باريك بين نظري داريد؟ باريك بين ـ استعفاي دولت، صحبت اول در نخست وزير بود بعد به استعفاي دولت آمد، حالا نخست وزير اگر با وزراء اختلاف داشته باشد خود نخست وزير فقط استعفا بدهد...
نايب رئيس (بهشتي) - استعفاي يك وزير استعفاي دولت نيست و استعفاي دو وزير استعفاي دولت نيست ولي استعفاي دولت است چون بايد كسي ديگر بيايد و وزارء جديدي را انتخاب بكند.
باريك بين ـ سؤال ديگرم اين كه «تا تعيين دولت جديد نخست وزير به ظايف خود ادامه ميدهد» اگر آن نخست وزير و آن دولت در اثر رأي عدم اعتماد بر كنار شد و اين دولتي كه مورد اعتماد نيست چطور تا تعيين دولت جديد مشغول كار ميشود؟ نايب رئيس (بهشتي) - اينها فقط در حالت استعفاست و صبح هم مطرح شد، گفتيم در مورد استعفا تا تعيين دولت جديد نه در مورد عدم اعتماد، آقاي فارسي بفرمائيد.
فارسي ـ خواستم تذكر بدهم كه در اصل تصريح بشود كه رئيس جمهور حق عزل نخست وزير را ندارد، در قانون نميآيد كه چه كسي حق چه چيز را ندارد بلكه حق را تصريح ميكند، آنجا كه ميگويد حق ندارد ميخواهد حقي را براي كسي ديگر اثبات كند كه اينجا مورد ندارد.
نايب رئيس (بهشتي) - بسيار خوب بيان خوبي است.
آقاي حيدري بفرمائيد.
حيدري ـ وقتي كه نخست وزير جديد تعيين ميشود بايد مدتش معلوم باشد كه در چه مدتي و در اين مدت گذشته از نخست وزيري ساير وزراء و وزارتخانهها را چه كسي اداره ميكند؟ پس اين پيش نويس را كه به نظر بهتر ميرسد.
قرائت ميكنم: «نخست وزير تا زماني كه مورد اعتماد مجلس هست در سمت خود باقي ميماند، استعفاي دولت به رئيس جمهور داده ميشود و تا تعيين دولت جديد معاونان پارلماني نخست وزير و هر يك از وزراء به جاي آنان انجام وظيفه مينمايند.
رئيس جمهور بايد ظرف ده روز از استعفاي دولت، نخست وزير جديد را انتخاب و اعلام نمايد.
» نايب رئيس (بهشتي) - البته در پيش نويس اينطور نبوده، اين يك پيش نويس ديگري هست.
دكتر شيباني ـ خواسته شامل وزراي ديگر نشود و فقط شامل نخست وزير بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - درست است اين نكتهاي است كه خواستهاند شامل وزراء نشود وزارتخانهها را معاونين اداره بكنند.
آقاي حسيني هاشمي نظري داريد نسبت به اين اصل؟ (حسيني هاشمي ـ موافقم) آقاي طاهري اصفهاني نظري داريد؟ طاهري اصفهاني ـ خواستم عرض كنم كه اين عبارت «رئيس جمهور در بر كنار كردن نخست وزير حقي ندارد» خيلي قاطع است براي اينكه ميگويد نخست وزير تا زماني كه مورد اعتماد مجلس است در سمت خود باقي است، آقايان ميگويند شما اضافه بكنيد كه «رئيس جمهور حق ندارد» چرا توهين باشد، لااقل توهين لفظي نباشد و توهين باطني باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي منتظري بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ اشكال من اين است كه بنويسيم «رئيس جمهور موظف است استعفاي او را بپذيرد و در اسرع وقت دولت جديد را تعيين كند».
نايب رئيس (بهشتي) - نه موظف نيست و اسرع وقت معني ندارد و به درد قانون هم نميخورد.
آقاي موسوي اردبيلي فرمايشي داريد؟ (موسوي اردبيلي ـ موافقم.)
آقاي بنيصدر به عنوان مخالف بفرمائيد.
بني صدر ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
ما در تصويب اين قانون اساسي كه تا اينجا آمديم همه جا بر اساس موازنه عمل كرديم، موازنه قوا.
يك وقت براي رهبري قرار بود اختيارات معين كنيم آقاي منتظري ميفرمودند كه ممكن است رئيس جمهوري الدنگ از آب درآيد، حالا ميخواهيم براي نخست وزير اختيارات معين كنيم دوباره رئيس جمهور ممكن است قرم پف از آب در بيايد، به اين ترتيب قانون اساسي تصويب كردن ما را مواجه ميكند با تناقضاتي كه علي الدوام بايد با آن برخورد بكنيم بعضيهايش را حل شده و نشده از كنارش رد بشويم، بعضيهايش هم ميماند، مثلا همين الان تصويب كرديم كه نخست وزير را رئيس جمهور معين ميكند، وزرايش هم بايد به تصويب او باشد، چرا بايد به تصويب او باشد؟ يك رئيس جمهوري كه كارش نشان دادن است و قرار داد امضاء كردن است ميخواهد تصويب وزراء را چه كند، اگر نه، يك آدم مسئولي است كه انتخاب شده براي انجام يك برنامهاي به او چه مربوط است كه وزراء را تصويب بكند، اگر مربوط است كه تصويب بكند، چطور ميشود وقتي كه هيأت دولت آن آدمي كه به او مربوط است سلب اعتماد كرد باز آنها سرجايش بيايند.
حالا اگر سرجايشان ماندند اين آقا ميگويد كه من با اين دولت موافق نيستم آنها هم ميگويند كه بيخود موافق نيستي، اين چه نوع حكومتي است كه ما پيدا خواهيم كرد؟ به نظر شما با وضعيتي كه كشور ما دارد ميشود در همچون اوضاعي كشور را اداره كرد؟ و آيا اين مسأله مشكلات بوجود نميآورد؟ بنابراين، اين تناقض را بايد حل بكنيم، يا رئيس جمهور كارش همان امور تشريفاتي است كه در آن صورت احتياج به انتخاب ملت ندارد، كه ملت يك شخصي را انتخاب بكند و بگويد كه شما برويد نشان بدهيد و يا به استقبال سفير برويد و قراردادها بعد از طي مراحل قانوني را يك مهري پايش بگذاريد، اگر خيلي هم احتياج باشد مجلس همچون شخص را معين ميكند.
اگر نه رئيس جمهور واقعاً يك مقام مسئولي است كه ملت معين ميكند چطور ميشود كه به يك آدمي كه منتخب دوم مردم است يعني منتخب غير مستقيم است، رئيس جمهور پيشنهاد ميكند و مجلس رأي ميدهد، به او ميشود اختيار داد و به كسي كه منتخب و مستقيم خود مردم است نميشود داد از جهت اينكه قوت انتخابش هم از مجلس بيشتر است به دليل اينكه مردم هر ناحيهاي به يك وكيل رأي ميدهند و وكلا نمايندگان مناطق مختلف كشور هستند، اين نمايندة تمامي ملت است.
(تهراني ـ اين چه ارتباطي به اين اصل دارد؟) در اينجايش گذاشتيد كه ميگوئيد مراد ما اين است ك با احترامات فائقه خواستيم بگوئيم كه رئيس جمهور حق ندارد عزل بكند، اينجور نوشتيد منتها با احترامات نوشتيد كه...
(تهراني ـ تناقضش را بگوئيد.)
دارم تناقضش را ميگويم ولي شما حوصله نميكنيد، تناقضش با اصل بالائي است براي اينكه نصبش با رئيس جمهور است، وزرايش هم بايد با تصويب او باشد بنابراين، اين حرف معني دارد، معنايش اين است كه قضيه تشريفاتي نيست و شركت در مسئوليت است، ذيلا ميگويند كه اگر اين همكاري را نتوانست بكند حق ندارد، اين چطور ميشود كه همكار معين ميكند و حق ندارد مگر احترامي از رئيس جمهور ساقط ميشود كه بگوئيد حق ندارد؟ قانون بايد صريح باشد، اگر بگوئيم حق نصب نداري آيا بياحترامي ميشود؟ اين امور را از رياست جمهور سلب بكنيم بايد بگوئيم كه اين مقام يك مقام تشريفاتي است، بقيه اصول را هم بر طبق تشريفاتي بود رئيس جمهور معين بكنيم.
بنابراين آنجا هم كه رأي داديم بايد منتخب مردم باشد تجديدنظر بكنيم، بگذاريم به پاي مجلس و بقيه اصول هم كه بعد ميآيد مثل رفراندوم و غيره متناسب با تشريفاتي بودن اين مقام معين بكنيم، اگر بنا، بر اين است كه او مسئول است پس اين اصول بايد متناسب با مسئوليت باشد و اين اصلي كه الان رأي داديد مخالفت آشكار دارد با مسئول دانستن رئيس جمهور.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي حسيني هاشمي بفرمائيد.
حسيني هاشمي ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
برادر عزيزمان آقاي بني صدر اشاره كردند به برادر ارشدمان جناب آقاي منتظري و لذا من خطاب به ايشان ميكنم اگر كس ديگري جز شما ميگفت ميگفتيم منطقش نفي سلطه و نفي تمركز نيست فرِ بين اينكه تصميمگيري بوسيله جمع باشد براي عزل دولت يا اينكه تصميم يك فرد باشد، اگر بنا شد در آوردنش رئيس جمهور بتواند براحتي تأييد كند و فقط رأي اعتماد مجلس اين مساله را تثبيت كند ولي هميشه زنگ خطر نهائي كه بالاتر از وقت آمدن است يعني خوف از عزل شدن به دست يك نفر باشد نه تصميم جمعي، شما اين حق را براي فقيه عادل كه شرطش عدالت است و به صرف اينكه از عدالت در احوال شخصيه خارج بشود بلافاصله كنار ميرود و اين حق را به او نداديد و گفتيم بايد ديوانعالي قضائي تشخيص موضوع بدهد يا مجلس شوراي ملي تشخيص موضوع بدهد آنوقت نسبت به رئيس جمهوري كه اين عدالت را دربارهاش تصويب نميكنيم و در عين حالي كه خوشبين به آينده از هرجهت هستيم ولي خداي نخواسته در 50 ساله آينده رئيس جمهور فردي است كه تماس دارد با سران خارج، با سران دولت ديگر تماس دارد، خيلي راحت احتمال اينكه اگر عادل نباشد خيال توطئه براي اينكه دستش يك مقدار بازتر و قدرت را يك مقدار متمركزتر به چنگ بياورد برايش پيش بيايد.
پس بنابراين اگر رئيس جمهور حق عزل را هم داشته باشد، فردي نه بصورت دسته جمعي در عين حالي كه رأيش به اندازة تمام وكلاي مجلس باشد، افرادي كه با او كار ميكنند افراد كم شخصيتي هستند چون بايد آدمهائي باشند كه براحتي آبرويشان را در اختيار فرد غير عادلي بگذارند از يك طرف، از طرف ديگر آن كه افراد كم شخصيت حاضر به همكاري هستند با رئيس جمهور در ترتيب دادن طرحهائي كه ملت را غافلگير كند.
اما مسأله اينكه چرا در مسأله آمدن روي كار وزيران گفتيم تصويب رئيس جمهور لازم است، بر خلاف نظر بعضي از برادران عزيزي كه اين را ميگفتند لازم نيست، انسجام حتماً در يك دولت لازم است، يك وقتي سخن از ادغام قدرت است و يك وقتي سخن از انسجام است، اگر بخواهيم بگوئيم كه اصلا تأييد نكند رئيس قوه مجريه، ولو درست مشياش بر عليه اين باشد اين طبيعتاً انسجام پيدا نميشود ولي اگر گفتيم همين اندازه كه انسجام باشد و تأييد باشد كافي است، آنوقت معلوم ميشود كه تأييد رئيس جمهور لازم هست ولي عزلش لازم نيست.
اما سوال ميكنند كه در برابر ملت مسئول است، مگر مجلس مأمور نظارت بر كار دولت در داخل كشور نيست؟ مگر حق استيضاح دولت را ندارد؟ مگر دقت نميكند بر وضع اجراي قوانين و مقرراتي كه تصويب ميكند؟ چگونه ما ميتوانيم ادغام كنيم قدرت را، قدرتي كه قوة مقننه دارد با قوة مجريه؟ طبيعتاً با اين اصل بهترين روش را امضاء نميكند كه حتماً از شرايطش عدالت باشد ايجاد نكردهايد و السلام.
نايب رئيس (بهشتي) - لطفا دوستان جمله، جملهگوئي را ادامه ندهند.
اصل 109 براي رأيگيري خوانده ميشود.
اصل 109 (اصل يكصد و سي و پنجم) ـ نخستوزير تا زمانيكه مورد اعتماد مجلس است در سمت خود باقي ميماند.
استعفاي دولت به رئيس جمهور تسليم ميشود و تا تعيين دولت جديد نخستوزير به وظايف خود ادامه ميدهد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - تعداد حاضرين در جلسه هنگام اخذ رأي پنجاه و نه نفر.
تعداد كل آراء شصت رأي، (يك رأي اضافي به قيد قرعه حذف شد) تعداد موافقين چهل و نه نفر، تعداد ممتنعين ده نفر، مخالف نداشت تصويب شد، تكبير.
(حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

9ـ طرح و تصويب اصل 110 (اصل يكصد و چهل و دوم) نايب رئيس (بهشتي) - اصل 110 مطرح است كه قرائت ميشود.
اصل 110 ـ دارائي رئيس جمهور، نخست وزيران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت توسط ديوانعالي كشور رسيدگي ميشود كه بر خلاف مشروع افزايش نيافته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي كياوش؟ (كياوش ـ مخالفم) آقاي بشارت؟ (بشارت ـ موافق مشروط هستم.)
آقاي پرورش؟ (پرورش ـ موافقم.)
آقاي مهندس دانشراد؟ (دانش راد ـ اصولا من موافقم ولي راه عملي براي اجرايش وجود ندارد.)
آقاي عضدي؟ (عضدي ـ من موافقم ولي اجازه بفرمائيد تذكري بدهم.)
بفرمائيد.
عضدي ـ اين كار سبب ميشود بعضي از وزراء سرمايهاي را از كشور خارج بكنند براي همين لازم است اصلي كه صبح در جلسه گروهها مطرح بود تصويب بشود يعني وزراء حق نداشته باشند در كشورهاي خارج سرمايهگذاري بكنند.
نايب رئيس (بهشتي) - دارائي كه ميگوئيم دارائي سابقشان هم رسيدگي ميشودأ عرب ـ خوب، بعد از انتخاب شدن وقتي بررسي كردند و ديدند او ثروتمند است چه بايد بكنند؟ نايب رئيس (بهشتي) - آن يك بحث ديگري است.
مقدم مراغهاي ـ با توجه به اينكه شوراي رهبري عاليترين مرجع است و اختيارات بيشتري دارد بنده خواستم شوراي رهبري هم مشمول همين رسيدگي بشود.
نايب رئيس (بهشتي) - يعني به اين صورت اصلاح كنيم كه دارائي رهبر يا شوراي رهبري رئيس جمهور، نخست وزير...
(اكثر نمايندگان ـ موافقم، بسيار خوب است).
دكتر آيت ـ من با اين اصل موافقم و چون رهبر و شوراي رهبري هم اضافه شد و خوب هم هست اين مطلب ذكر بشود كه ديوانعالي كشور رسيدگي ميكند و دارائي آنها را قبل و بعد از انتخاب شدن اعلام ميكند.
نايب رئيس (بهشتي) - پيشنهاد جديدي است، اجازه بفرمائيد روي اين پيشنهاد بايد شور بشود.
طاهري اصفهاني ـ اصل خيلي خوب است ولي همانطور كه صبح هم اشاره كردم شما اينجا نوشتهايد «همسران و فرزندان» اين آقا ممكن است فرزند منحصر لفرد پدر و مادري باشد.
بعداً امول زيادي به دست بياورد و به آنها منتقل كند يقين هم دارد بعد از مرگ آنها، به دست خودش ميرسد بالنتيجه به اين ترتيب نميشود او را كنترل كرد.
نايب رئيس (بهشتي) - پدر و مادر هم اضافه ميشود، آقاي دكتر قائمي؟ (دكتر قائمي ـ موافقم) رحماني ـ عرض ميكنم كه رسيدگي به دارائي فرزندان و همسران بدون اتهام مجوز شرعي ندارد اگر چنانچه خواستيد اينكار را بكنيد رهبر و شوراي رهبري و شوراي جمهوري بايد امضاء كنند.
دكتر ضيائي ـ يك اصلاحي به نظرم لازم ميآيد، اين جمله «كه بر خلاف مشروع افزايش نيافته باشد» به نظر ميرسد كه در طول زندگيشان افزايش نيافته باشد در حالي كه نظر اين است كه در زمان تصدي آنها دارائيشان اضافه نشده باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - وقتي قيد شده قبل و بعد از خدمت رسيدگي ميشود يعني زمان تصدي مورد نظر است اگر دوستان موافق باشند به جاي «بر خلاف مشروع» بنويسيم «بر خلاف حق» (اكثر نمايندگان اعلام موافقت كردند.)
(فارسي ـ مجازات تخلف را هم تعيين كنيد.)
قانون معين ميكند.
آقاي اشراقي بفرمائيد.
(اشراقي ـ رهبر را با اين مطالب قاطي كردن از نظر مقام قداست او حزارت دارد.)
اين براي حفظ قداست او است.
(مشكيني ـ فقط افزايشش بر خلاف حق نباشد يا اصلش هم بر خلاف حق نباشد؟ اين پيش بيني بيشتر براي اين منظور است كه در دوران تصدي مرتكب خلافي نشود.
آقاي كياوش به عنوان مخالف راجع به اين اصل توضيح ميفرمايند.
كياوش ـ يا رب المستضعفين، ما اينجا جمع شدهايم قوانين الهي را پياده بكنيم و به مردم عرضه بكنيم پياده كردن قوانين الهي يا به استناد آيات خدا است و يا به استناد طرز رفتار و زندگي و گفتار پيامبر ختمي مرتبت وائمه معصومين عليهم السلام است يعني قرآن به تنهائي بدون امام و بدون مفسر به قول آيت الله مشكيني ناشناخته ميماند و هدر ميرود.
شناختن زندگي پيامبر در زمان حياتش از طرز زندگيش، از طرز رفتارش صبح و شام معلوم ميشد ولي الان با مراجعه به تحرير و گفتارشان آيات خدا را ميتوانيم معني بكنيم و به صورت قوانين در بياوريم.
وقتي توجه ميكنيم به زندگي پيامبر كه «كان قوته الشعير و قوده الصحف» كه خواراكش نان جوين بود، و هيزم و آتش زنهاش برگ خرما، ميفهميم كه معني «لاتسرفوا ان الله لايحب المسرفين» يعني چه و ميتوانيم بر اين مبنا اقتصاد اسلامي را پيريزي بكنيم.
به زندگي پيامبر كه نگاه بكنيم ميبينيم تيپش از تيپ پا برهنهها است، هوادار محرومين و مظلومين كه در طول تاريخ بار بردهاند و در زير بارهاي گران خرد شدهاند بناچار پيامبر توجه خاصي داشته در جهتي براي نجات اين طبقه.
فرازي از فرمان علي عليهالسلام به مالك اشتر صبح در كميسيون قرائت شد كه نشان ميداد چگونه بايد جلو تجاوزات حكام و فرمانداران را گرفت.
آيا كافي است كه فقط ديوانعالي يا يك منبعي بعد از ارتكاب خلافي به او رسيدگي بكند و يا نه؟ علي عليهالسلام آن حاكم عادل در نهج البلاغه فرمان ميدهد همانا براي خاصان و نزديكان حاكم زمينه تجاوزو بيانصافي در معاملات فراوان است «ان الانسان لطيغي ان راه استغني».
پس از اين جهت ريشه اين تجاوزوگريها را با قطع وسايل و اسباب تجاوز قطع كن، و اجازه نده كه اطرافيان و آشنايان تو بر قطعه زميني دست يازند و كمترين چيزي را به تملك خود در آورند و از اين رهگذر به نصيبها و بهرهها برسند.
در موقعي كه اين خوانده ميشد بعضيها استناد كردند كه نه، «الناس مسلطون علي اموالهم» و غيره كه به هيچ عنواني با اينجا ارتباط نداشت و يا كسي ديگر گفت «لاتزروازرة وزر اخري» باز هم ارتباطي به اينجا نداشت...
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي كياوش به عنوان مخالف با اين اصل هنوز يك كلمه نفرمودهايد و يك دقيقه هم بيشتر وقت نداريد.
كياوش ـ ميخواهم بگويم اگر بنا است اين اصل يعني با ديوان كشور رسيدگي بشود فايدهاي ندارد مگر اينكه اصل جمهوري تصويب شود كه رئيس جمهور، نخست وزير و وزيران و همسران و افراد تحت تكفل آنها نبايد در بانكهاي خارجي حساب داشته باشند و يا در خارج ايران ملكي خريده و يا در داخل و يا در خارج در سرمايهگذاريهاي مهم شركت كرده باشند و اگر قبلا هم چنين تصرفي داشته باشند ملكي خريده باشند بايد قبل از تصدي پستهاي مربوطه آن رابه ايران برگردانند يا از آن شركتها دست بكشند.
به اين جهت من بااين اصل اعلام مخالفت كردم، تا آن اصل جلوتر تصويب نشود و ريشه تجاوزگريها را خشك نكنيم و دست زمامداران را به نان و مال مردم كه در اثر همين تجاوزات پيش ميآيد نبنديم فايدهاي ندارد كه ديوانعالي كشور رسيدگي بكند.
ببينيد اموال رئيس جمهور يا نخست وزير و وزيران قبلا چقدر بوده وبعداً چقدر شده است.
چه بسا تا بخواهيد رسيدگي بكنيد مثل حالا، فرار كردهاند و رفتهاند.
اشراقي ـ رسول الله وقتي به مدينه تشريف آوردند زمينها را تقسيم كردند و به يك نفري گفتند اين اسب را سوار شو و برو تا آنجا كه ميتواني اين زمين مال تو...
(نايب رئيس ـ اين بحثها جايش اينجا نيست.)
كياوش ـ اين كلام امام باقر عليهالسلام چيست؟ «المال مال الله يعضه عندالرجل و دايع، وجوزلهم ان ياكلوا قصداً و يشربوا قصداً ويلبسوا (قصداً) ويركبوا قصداًو ينكحوا قصداً و يعودوا بما سوي ذلك علي فقراء المؤمنين ويلموا به شعثهم».
كرمي ـ من آقاي كياوش را خيلي محترم ميدانم اما عاطفه با فقه دوتا است ايشان از روي عواطف خودش صحبت ميكند ايشان ميفهمد ملاكات شرعي و فقهي حد دارد.
اين را توجه بكنيد (همهه چند نفر).
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي پرورش بفرمائيد.
پرورش ـ سلام عليكم،
بسم الله الرحمن الرحيم
و به نستعين به يك مساله بايد كاملا توجه داشت و آن اينكه اصولا بين قدرت و غرور رابطة دقيقي هست مخصوصاً كه اگر قدرت، قدرت اقتصادي بشود به دنبالش خود آرائيها و خودخواهيها و غرورها براي خود فرد قدرتمند و آن مؤلفههاي قدرت ايجاد ميشود و اين يك اصل اسلامي هم هست كه ما ميبينيم پيشوايان و رهبران مذهبي شديداً عمال و كارگزارانشان را به اين نكته توجه ميدادند كه ما حساب شما را ميخواهيم و در نهجالبلاغه مخصوصاً اميرالمؤمنين بارها به عمالش ميگفت كه براي حسابرسي آماده باشيد.
براي اينكه توجه بكنيم به اهميت اين اصل ما ميبينيم كه در خود قرآن كريم در سورة مباركه احزاب آنجائي كه قدرت به دست مسلمين ميافتد و در قله هرم قدرت شخص پيامبر قرار ميگيرد و قرآن ميفرمايد «واورثكم ارضهم و ديارهم واموالهم و ارضاًلم تطؤها...
» شما را وارث بر زمينها و سرزمينها و اموالي كرديم و سرزمينهائي كه اصلا در آن گام ننهاده بوديد و بنابراين يك چنين قدرت عظيمي در دست مسلمين است كه در رأس مخروط و قله هرم قدرت شخص پيامبر قرار دارد و بيش از هر كس احتمال دارد كه شخص پيامبر و مؤلفههاي قدرت، از اين قدرت اقتصادي و اجتماعي سوء استفاده بكنند.
از اين جهت شخص رسول كه با توجه به آيات ديگر قرآن معصوم است و از خطا مبرا است و از نظر نظامنامه زندگي چنين سوء استفادهاي را نخواهد داشت بنابراين بيش از هر كس مؤلفههاي اين قدرت احتمال سوءاستفاده از قدرت را دارند يعني زنان پيامبر قبل از هر كس و فرزندان پيامبر و قبل از فرزندان زنان يعني اولين مؤلفههاي قدرت يك قدرتمدار قدرت سوء استفاده از اين قدرت عظيم اجتماعي و اقتصادي را دارند.
از اين جهت شما ميبينيد بلافاصله بعد از اين آيه كه «...
واورثكم ارضهم و ديارهم و اموالهم و ارضالم تطؤها...
» و توجه دادن به اهميت اين قدرت، قرآن كريم بلافاصله با مؤلفه قدرت سخن ميگويد و ميفرمايد: «يا ايها النبي قل لازواجك ان كنتن تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين امتعكن واسرحكن سراحاً جميلا».
اي كسي كه در رأس اين هرم قدرتي، اگر ميخواهند در كنارتو كه هم اكنون بر قله هر قدرت تكيه زدهاي و تمام نيروي مسلمين در اختيار تو قرار گرفته است زنان تو ارادة بهرهبرداري و سوء استفاده و دنياگرائي و خود آرائي در كنار اين قدرت دارند الان به آنها بگو كه بيائيد تا طلاقتان بدهم و راه خودتان را بگيريد و برويد.
بنابراين بلافاصله مؤلفه قدرت را اينجا از قدرت ميبرد ولي هر كدام از شماها خاضع هستيد، فروتن هستيد در مقابل خدا و رسول، و هدفتان قيامت است و از اين قدرت نميخواهيد سوء استفاده بكنيد خداوند برايتان اجر زيادي قائل شده است و ظاهراً اينكه قرآن به همين جا اكتفا نميكند در اين آيات ميگويد «يا ايها النبي قل لازواجك» ولي بلافاصله خطاب خود خدا به زنان پيامبر است: «يا نساء النبي من يأت منكن بفاحشة مبينة يضاعف لها العذاب ضعفين و...
» چرا شما در كنار اين مؤلفه قدرت هستيد؟ بنابراين با توجه به اين اصل در قرآن و با توجه به حسابرسيهائي كه پيشوايان دين داشتند، اميرالمؤمنين از اين ابي جاويد داشت، از ابن عباس داشت و حتي به يكي از كارگزارانش ميگويد كه من شنيدهام كه تو سوء استفاده كردي و اموالي كه اختصاص به يتيمان و دردمندان و مستضعفين دارد به نفع خودت برداشتهاي، آماده حسابرسي باش كه اگر چنين است با شمشيري كه يك سر تو را به دوزخ خواهد برد، تو را به دوزخ خواهم فرستاد.
بنابراين مساله حسابرسي در كنار قدرت خيلي دقيق است و چون متأسفانه در نظامهاي جاهلي و جاهليت شاهنشاهي گذشته چنين سوء استفادهها زياد ميشد از اين جهت وجود چنين اصلي كه هيچگونه به مؤلفههاي قدرت در كنار قدرتمنداني همانند رهبر و يا همانند اعضاي شوراي رهبري و يا همانند رئيس جمهور و نخست وزير به آنان مجال خود آرائي و دنياگرائي ندهد وجود چنين اصلي بسيار، بسيار ضروري است از اين جهت دارائي رهبر يا اعضاي شوراي رهبري و همچنين رئيس جمهور، نخست وزير، وزيران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت توسط ديوانعالي كشور ررسيدگي ميشود.
نايب رئيس (بهشتي) - ان شاء الله اصول ديگري هم به عنوان متمم اين اصل در آينده ميآيد بتوانيم آن چيز را كه خواسته اسلام است تأمين بكنيم.
پرورش ـ صبح در كميسيون جناب خزعلي جملهاي را از حضرت علي عليهالسلام در نهج البلاغه خطاب به مالك اشتر خواندند تقاضا ميكنم خودشان اينجا تشريف بياورند و آن را مجدداً اينجا هم قرائت بفرمايند.
نايب رئيس (بهشتي) - آقاي خزعلي بفرمائيد.
خزعلي ـ
بسم الله الرحمن الرحيم
.
دو فراز از عهدنامه علي عليهالسلام به مالك اشتر نقل ميكنم يكي راجع به خاصان و صاحبان راز نسبت به حكام و واليان، ديگري راجع به خود عمال است كه صبح خوانده نشد.
معيار اين است در جاهائي كه مظان خيات وجور است مالك پيشگيري كن.
«ثم انظر في امور عمالك فاستعملهم اختباراً ولاتولهم محاباةً و اثرةً فانهما جماع من شعب الجور والخيانة» تا نيازهائي، مقام مده زيرا اينها مركز جور و خيانتند براي پيشگيري جور و خيانت دستوري كه من ميدهم اعمال كن، از صاحبان بيوت صالحه و كساني كه قدمت در اسلام دارند با روح اسلام آشنا هستند «و توخ منهم اهل التجربة و الحياء من اهل البيوتات الصالحة والقدم في الاسلام المتقدمة فانهم اكرم اخلاقاً واصح اعراضاً واقل في المطامع اشرافاً...
» از نظر رواني بايد پخته شده باشند، قواعد و دستورات اسلام را در جان خود يافته باشند و از دودماني باشند شريف و شرافتهاي اعتباري، شرافتهاي انساني، اخلاقي كه در مهد اخلاِ و دين رشد يافتهاند با تمام اينها «ثم تفقد اعمالهم» به اعمالشان برس «وابعث العيون من اهل الصدِ و الوفاء عليهم» اينجا ما گفتيم ديوانعالي كشور بايد رسيدگي كند كه در رأسش فقيه والا باشد.
علي عليهالسلام ميگويد «وابعث العيون من اهل الصدِ و الوفاء عليهم» جاسوساني، خبرگزاراني از اصل صدِ (يكنفر از نمايندگان ـ بازرس، نه جاسوس) بله بازرساني از اهل صدِ و وفاء، وارسي كنندهاي راستگو كه هيجان او را برنينگيزد، سوابقي با كسي دارد راه و رسمي برايش باز نكند، فقط براي حق «فان تعاهدك في السر لامورهم حدودة لهم علي استعمال الامانة و الرفق بالرعية» اين وارسي تو در پنهان نسبت به امور آنان ترغيبشان ميكند بر بكار بردن امانت و لطف به رعيت «وتحفظ من الاعوان» از اعوانت بترس، خودداري كن يعني مراقبشان باش «فان احد منهم بسط يده الي خيانة» اگر يكي دستش به عنوان «المذلة و وسمته بالخيانة وقلدته عارالتهمة» او را به پايگاه خواري نصب كن و نام خائن بر اوبنه و گردن بند تهمت برگردنش بيفكن تا براي همه و همه جا به اين مطلب شناخته شود.
اين مال خود عمال كه ريشه جور و خيانت است اما خاصان و محرومان راز در آنها است استبداد، استيثار در آنها است، تطاول و تجاوز و در آنها است كم انصافي ريشه اين شرور را بكن، دست اينها را نگذار بازشود، اگر دست خيانت به مالي دراز شد كه «اجتمعت بها عليه عندك اخبار عيونك» كه اخبار بازرسان و گزارش آنان مطلب را تثبيت كرد «اكتفيت بذلك شاهدا» اينجا ديگر بينه نميخواهد وقتي ثابت شد اينها چون افراد صادِ و اهل وفا بودند همين كافي است «فبسطت عليه العقوبة في بدنه» عقوبت را در بدنش فرو بريز يعني كيفربده «واخذته بما اصاب من عمله» آنچه به دست آورده بگير «ثم نصبته بمقام ثم ان للوالي خاصة و بطانة فيهم استثثار و تطاول و قلة انصاف في معاملة فاحسم مادة اولئك» اسباب و ريشه اين استثثار، استبداد، تطاول به مال مردم و كم انصافي در معامله را بكن «بقطع اسباب تلك الاصول ولاتقطعن لاحد من حاشيتك و حامتك قطيعة» خاصا حاشيه نشين و خويشان نزديك را قطعه زميني مده «ولا يطمعن منك في اعتقاد عقدة تضربمن يليها من الناس» زميني را هم كه ممكن است با مردم شريك شود، مده «في شرب او عمل مشترك يحملون مؤونته علي غيرهم فيكون مهناً ذلك لهم دونك و عيبه عليك في الدنيا و الاخرة» و اگر شركت كرد از آب براي زمين بيشتر استفاده ميكند، در لارويي قنات مؤونه را تحميل بر آنها ميكند چون فرزند والي است چون از نزديكان صاحب قدرت است نگذار چنين شود.
سودگواراي اين براي او است، تو بهرهاي نميبري آنها از پايگاه قدرت تو سوء استفاده كردهاند و عيب دنيا و آخرت براي تو باز ميشود از اين قدرتت مگذار استفاده كنند.
بنابراين، اين براي جلوگيري از استبداد و تطاول و بيانصافيها است كه قدرت در خدمت مردم بايد باشد نه حاشيهنشينان از آن سوء استفاده كنند و روي همين اين اصل ارزنده اسلامي تأسيس شده و لذا گفتيم با رعايت حق، اما چون برادر عزيزمان اشارهاي كرد به روايتي كه از ابان بن تغلبه از امام صادِ نه از امام باقر.
روايش در اول قرن چهارم بود وابان بن تغلبه در قبل از سال 148 رحلت كرده است و بين راوي نزديك به امام و آن راوي كه آن روايت را براي ما نقل ميكند چندين راوي افتاده است و به اين روايت براي يك عمل مستحب هم نميشود استناد كرد تا چه رسد براي مال، البته بحث داريم، فقه غني شيعه است ولي ميخواهم بگويم به رواياتي كه مرسل است به سقوط چند واسطه كه براي عمل مستحبي هم سند نميشود، درامور مهم اسلامي نبايد استناد كرد معني فقه اين است، هيچ فقيه، هيچكس، هيچ عمامه بسر به اندازه يك درهم حاضر نيست حقي را پايمال بكند، كسي كه پشتيبان متطاول و سرمايهدار باشد فقيه كه هيچ، مسلمان هم نخواهد بود ولي نبايد به روايتي كه ضعيف است استناد بكنيم.
(هاشمي نژاد ـ دلالت هم ندارد.)
اين در پانزدهم «بحار» آمده از عياشي در اول قرن چهارم عن ابان بن تغلب عن الصادِ عليهالسلام، امام صادِ در سال 148 رحلت كرده و ابان قبل از ايشان از دنيا رفته است از قرن چهارم به نيمه اول قرن دوم روات افتاده است روايت قابل استناد نيست.
نايب رئيس (بهشتي) - اصل 110 براي رأيگيري قرائت ميشود.
اصل 110 (اصل يكصد و چهل و دوم) ـ دارائي رهبر يا اعضاي شوراي رهبري، رئيس جمهور، نخست وزير، وزيران و همسر و فرزندان آنان قبل و بعد از خدمت توسط ديوانعالي كشور رسيدگي ميشود كه بر خلاف حق افزايش نيافته باشد.
نايب رئيس (بهشتي) - لطفاً براي گرفتن آراء گلدانها را نزد دوستان ببريد.
(اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد) نايب رئيس (بهشتي) - نتيجه اخذ رأي را اعلام ميكنم، عده حاضر در جلسه هنگام رأيگيري پنجاه و هشت نفر، تعداد كل آراء پنجاه و هشت رأي، آراء موافق پنجاه و يك رأي، آراء مخالف سه رأي، آراء ممتنع چهار رأي، اصل 110 تصويب شد، تكبير (حضار سه مرتبه تكبير گفتند).

10ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) - طبق قرارداد صبح ساعت هشت جلسه بررسي داريم و ساعت ده و نيم جلسه علني تشكيل ميشود.
اين جلسه را ختم ميكنيم.
(جلسه ساعت هجده و هشت دقيقه پايان يافت) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي